|
شرح سند تاریخی زیارت عاشورا
پرسش:
سند تاریخی زیارت عاشورا چیست؟ ممکن است به صورت کامل پاسخ دهید؟
پاسخ:
1. استحباب زیارت سید الشهدا (ع) در روز عاشورا (دهم محرم الحرام) چیزی است که همه علماء امامیه بر آن اتفاق نظر دارند و خود این اتفاق از محکمترین ادله بر صحت صدور این روایت از ائمه اهل البیت علیهم السلام خواهد بود.
2. زیارت عاشورا از 5 طریق به ما رسیده است که مرحوم شیخ طوسی از سه طریق آن را نقل کرده است که البته سند اول تنها در بیان ثواب زیارت عاشورا است نه اینکه متن زیارت را نقل کرده باشد اما دو سند دیگر متن زیارت را نقل کردهاند.
همچنین ابن قولویه با دو طریق آن را نقل کرده است. و ما تنها یک سند از این 5 طریق را بررسی میکنیم.
3. الف ـ ابن ابی حیدر: از مشایخ نجاشی و شیخ است و مشایخ نجاشی هم از ثقات هستند.
ب ـ محمد بن الحسن بن الولید: از مشایخ طایفه شیعه و از بزرگان آنان است و بی نیاز از توصیف و بیان است. و مرحوم شیخ صدوق بر قول ایشان در تعدیل و ترجیح اعتماد میکند.
ج ـ علی بن ابراهیم و اوس استاد شیخ کلینی و از مشایخ شیعه. و از بزرگان طائفه است که جای چند و چون در اعتبار ایشان نیست.
و نجاشی هم میگوید از صالحان طائفه شیعه است و از ثقات آنان محسوب میشود و بسیار اهل تلاش بوده است.[2]
ه ـ صالح بن عقبه: و ایشان همان ابن القیس که نجاشی آن را نام برده است و ضابطه کلی این است که هر کسی را به نجاشی نقل میکند و مذمت نمیکند حتماً امامی است والا میگوید که فطحی مذهب است یا فلان مذهب را دارد واین قاعده را بزرگانی مانند علامه بحر العلوم طباطبایی (ره) در الفائده العاشره من الفوائد الرحالیه ذکر کرده است و فرموده است که هر کس را که نجاشی و شیخ طوسی نام بردهاند حتماً شیعه امامیه و صحیح المذهب بودهاند و یک مدح عام شامل حال آنان است... مگر اینکه در مذمت آن تصریح کرده باشند[3].
و بنابراین قاعده، صالح بن عقبه ممدوح به مدح عام است از طرف دیگر دو نفر از مشایخ بزرگ شیعه مانند محمد بن حسین بن ابی الخطاب (متوفی 262 ه) و محمد بن اسماعیل بن بزیغ از بزرگان مشایخ شیعه از صالح بن عقبه روایت نقل کردهاند.
بلی جناب ابن غضائری (همانطور که علامه در خلاصه خود نقل کرده است) آن را تضعیف کرده و میگوید (غلو کننده دروغگو بوده و روایاتش قابل توجه نیست.[4]
اما این مذمت ابن غضائری قابل اعتنا نیست چون ابن غضائری بسیار از بزرگان و و ثقات و علماء را مذمت کرده است علت این مسأله هم این است که ابن غضائری در مورد امامان اهل البیت علیهم السلام اعتقادات خاصی داشته است که هر کس فراتر از اعتقادات او سخن گفته است او را غالی برشمرده و اگر روایاتی که با ملاکات او سازگار نبودهاند نقل کرده است او را کذاب توصیف کرده است.
3.-اضافه بر این چگونه میتوان ایشان (صالح بن عقبه را توصیف به غلو و کذب کرد در حالی که از مشایخ محمد بن حسین بن ابی الخطاب یا محمد بن اسماعیل بن بزیع بوده است همان محمد بن اسماعیلی که وقتی در نزد امام رضا(ع) از او یاد شد امام فرمود: ”دوست داشتم که مانند او در بین شما باشد“ چنین کسی که نجاشی و طوسی در کتاب خود از او نامبرده و مورد اعتناء بوده، روایتش معتبر خواهد بود.
4.-گیریم که صالح بن عقبه ضعیف باشد ولی محمد بن بزیغ روایت را از طریق دیگری هم نقل کرده است و آن سیف بن عمیر است و سند روایت این گونه است:
محمد بن الحسن بن الولید علی بن ابراهیم محمد بن اسماعیل بن بزیغ عن صالح بن عقبه سیف بن عمیره عن علقمه بن محمد الحضرمی بنابراین فرض که صالح بن عقبه ضعیف است ناچار سند دوم را بررسی میکنیم و جناب سیف بن عمیره را تحقیق میکنیم.
پس راویان روایت تا این جا همه ثقات بوده و روایت تا این جا صحیحه است.
5-بلی میماند راوی اخیر که جناب علقمه بن محمد حضرمی است .
و در کتب رجالی تصریح به وثاقت او نشده است اما قرائن دلالت بر وثاقتش دارند:
الف: کشی روایتی را نقل میکند که دلالت دارد بر اینکه علقمه در امر امامت بصیر و دانا بود.
ب: در سند سوم شیخ طوسی میبینیم که سیف بن عمیره ثقه است اعتراض بر صفوان بن مهران ثقه میکند که آن چه را که ادعا میکند در روایت علقمه از امام محمد باقر(ع) نیامده است.
و جناب صفوان این اعتراض را از جانب سیف نفی نمیکند و از این میتوان وثاقت علقمی را کشف کرد و الا احتجاج سیف بن عمیره معنا نداشت و صفوان به اعتراض ایشان اینطور جواب نمیداد که من این دعا را از امام صادق(ع) شنیدهام!.
7. این اشاره کوتاهی بود به تحقیق سند واحدی که آن را به صورت مختصر ذکر کردیم و موجب اطمینان نزدیک به تعیین به صدور روایت از معصوم(ع) میشود. در پایان دو مسأله دیگر قابل ذکر هستند:
الف: اتفاق شیعیان بر قرائت این زیارت در طی قرون متمادی قرینهای بر صدور روایت از معصومین علیهم السلام است.
ب: توجه و دقت و امعان نظر در مضمون زیارت نظر ما را به این معنا معطوف میکند که این روایت از قلبی صادر شده است که مملوء از درد و سوز بوده است و این معنا با مضامین سایر روایات و ادعیه و زیارات سازگار است.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 11:1  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
|
|