تبليغاتX
یا مولاجان علی مددی

یک دوره فشرده MCHEجهت آماده سازی دانشجویان در مقطع کارشناسی جهت امتحان PHD برگزار می شود.

تاریخ ثبت نام 8/5/86 لغایت 14/5/86

تاریخ شروع کلاسها:22/5/86

کلاسها به مدت یک ماه و نیم و به صورت فشرده برگزار می گردد.

جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن های:

66902126-09329212385-09122034335

تماس حاصل نمایید.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 17:51  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 

هفت، رقمی اسرارآمیز و مقدس


امروز و بنا به تقویم خویشاوندان آنسوی آب، فردا، روزی بسیار بسیار جالب است. این روز که هفتم جولای دوهزار و هفت نام دارد، هنگامی که به این شکل ۷/۷/۰۷ نوشته میشود، ماهیت جادویی خود را نشان میدهد.
در این روز که از نظر شمار فراوانی از افراد، خوش یمن ترین روز ممکن شناخته میشود، از شدت برگزاری مراسم عروس، رکورد شکن شده و مسئولین برگزاری مراسم ازدواج نمیدانند چگونه از عهده این تعداد فراوان جشن در یک شب، بر خواهند آمد.
از طرفی این روز، روزی عالی برای دارندگان کازینو در لاس وگاس و سایر نقاط “قمارخیز” جهان است. چرا که در قمار، قرار گرفتن سه عدد ۷ در کنار هم به معنای برنده شدن است و آزمودن بخت در روز ۷ ماه ۷ سال ۷، دیگر چه خواهد بود! اما به راستی چرا عدد ۷ از این همه قدر و منزلت برخوردار است؟

جادوی هفت
هفت، از ترکیب دو عدد سه و چهار ایجاد شده است که بنابر حکمت فیثاغورثی و زمانی بسیار دورتر از آن، اعدادی خوش یمن شناخته میشدند. به عقیده بابلیان، مصریان و تمدنهای باستانی دیگر، به وجود ۷ سیاره مقدس اعتقاد داشتند. در زبان عبری لغت قسم خوردن، به طور تحت اللفظی به معنای قرار گرفتن تحت نیروی ۷ چیز است که برگرفته از هفت میشی است که در پیمان میان ابراهیم نبی و ابی ملک در بیرشیبا به آن اشاره شده است.
هرودوت نیز به یک قسم عربی اشاره کرده که در آن هفت سنگ به خون آغشته میشوند. آفرینش جهان در هفت روز انجام شده، هفته هفت روز دارد، هفت حسن خداداد، هفت گناه کبیره، هفت مرحله در زندگی انسان، هفت طبقه بهشت و جهنم و مثالهای بیشمار دیگری در میان ادیان، ملل و اعصار مختلف از جمله مصادیق حضور جادویی عدد ۷ در زندگی و مرگ انسانها هستند.

تعدادی از مشهورترین ۷ های جهان از این قرارند:
هفت طبقه بهشت:
بر اساس آیات قرآن و مفسران احادیث، بالاترین درجه سعادت معنوی، ورود به طبقه هفتم بهشت است. مسلمانان به وجود هفت طبقه یا مرحله آمرزش و بهشتی شدن اعتقاد دارند. این طبقات هفتگانه همانهایی هستند که حضرت محمد(ص) در شب معراج خود سوار بر “براق” آنها را طی نموده است.

هفت گناه کبیره:
هفت گناه کبیره، گناهانی هستند که در زمان تاریخ بسیار قدیم رهبانیت مسیحی مشخص شده و در قرن ششم میلادی توسط پاپ گرگوری اول یا گرگوری کبیر در یک دسته قرار گرفته اند. این گناهان عبارتند از : تکبر، طمعکاری، شهوت –در معنای تمایل بیش از حد یا نامشروع جنسی، حسادت، شکم پرستی که معمولا مستی نیز در آن منظور میشود و تنبلی. هفت گناه کبیره از موضوعات مورد علاقه در وعظ و خطابه ها، نمایشنامه های اخلاقی و هنر اروپای قرون وسطا بوده است.

هفت کلمه آخر:
هفت کلمه آخر، به آخرین جمله حضرت عیسی بر صلیب اشاره دارد. این کلمات از این قرارند: ” خدای من، چرا مرا به خود واگذاشتی؟”

هفت علم انسانی (علوم سبعه):
طبقه بندی آزاد موضوعاتی که از قرن پنجم میلادی به بعد، دربرگیرنده برنامه آموزشی غرب در قرون وسطا بود. به نظر میرسد که نام “علوم انسانی” برگرفته از رساله “سیاست” ارسطو باشد که در آن از “شاخه هایی از دانش که شایسته انسان آزاد است”، یعنی دانش اولیه ای که برای یک شهروند با تحصیلات مناسب لازم است، سخن گفته است. این علوم عبارتند از علوم سه گانه : دستور زبان (ادبیات)، علم بیان و دیالکتیک (مباحثه و مکالمه) و علوم چهارگانه که پیشرفته تر بوده و از این قرارند: حساب، هندسه، موسیقی و نجوم.

عجایب هفتگانه طبیعی:
کوه اورست در مرز نپال و چین، آبشار ویکتوریا در آفریقا، گرند کنیون Grand Canyonآمریکا، ساحل مرجان بزرگ استرالیا، سپیده دم شمالی قطب شمال، آتشفشان پاریکوتین Paricutinدر مکزیک و بندر ریو دوژانیرو برزیل

هفت مرد فرزانه:
نامی که در سنت یونانی به هفت تن از سیاستمداران، قانونگذاران و فیلسوفان قرن ۷ و ۶ قبل از میلاد داده شد. این فرزانگان عبارتند از: سولون قانون گذار یونانی، تالس فیلسوف اهل میلتوس، پیتاکوس فرمانده نظامی اهل میتیلن، کلئوبولوس فیلسوف اهل رودس، شیلون اسپارتی از ناظران شاه، بیاس فرزانه ترین هفت فرزانه، اهل پری ین و پریاندر حاکم مستبد کورنتی.

هفت دریا:
شامل دریاهای قطب شمال و قطب جنوب، اقیانوس آرام شمالی و جنوبی، اقیانوس اطلس شمالی و جنوبی و اقیانوس هند.

هفت حس:
بر اساس تعلیمات باستانی، روح انسان یا “بدن مقدس درون” او مرکب از هفت خاصیت است که هر یک تحت تاثیر یکی از سیارات هفتگانه اند. آتش موجب زندگی، خاک به وجود آورنده توانایی احساس کردن، آب موجب قدرت بیان، هوا حس چشایی، مه موجد حس بینایی، گلها به وجود آورنده حس شنوایی و باد جنوب به وجود آورنده حس بویایی هستند.

هفتمین پسر از هفتمین پسر:
همانطور که گفتیم، هفت جادویی ترین اعداد است و در معرفت قومی، هفتمین فرزند پسر از هفتمین پسر یک خانواده با نیروهای قدرتمند جادویی و شفادهندگی متولد میشود. او پیشگو است و میتواند طلسمهای قدرتمندی را اجرا کند و میتواند با نهادندست خود بر بدن افراد رنجور، آنان را شفا دهد.

عجایب هفتگانه قرون وسطی:
۱) آمفی تئاتر روم، ۲) کاتاکومبهای (سرداب) اسکندریه، مصر ۳) دیوار بزرگ چین ۴) استون هنج در ویلتشایر انگلستان ۵) برج کج پیزا ۶) برج چینی (از جنس چینی) نانکینگ، چین ۷) مسجد ایا صوفیه در استانبول

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 10:6  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 
جمعى از مسيحيان به همراه راهب خود به مدينه آمده به مسجد وارد شدند و همراه خود قطعات طلا و اموال گرانقيمتى آورده بودند.
راهب در مسجد، خود را به جمعيتى كه در مسجد در حضور ابوبكر بشسته بودند رسانيد و پس اداى احترام ، گفت : كدام يك از شما خليفه پيامبر و امين دين است ؟
حاضران به ابوبكر نگاه كرد و گفت نام تو چيست ؟
ابوبكر نگاه كرد و گفت : نام تو چيست ؟
ابوبكر: نام من عتيق است .
راهب : ديگر چيست ؟
ابوبكر: نام ديگرم صديق است .
راهب : ديگر چيست .
ابوبكر: نام ديگرى ندارم .
راهب : مقصود من تو نيستى ، شخص ديگرى است .
ابوبكر: منظور تو چيست ؟
راهب من همراه جمعى از روم آمده ام و بار شتر من ، طلا و نقره است ، منظور من از پيمودن راه طولانى و آمدن به اينجا اين است كه مسائلى از خليفه پيامبر صلى الله عليه وآله بپرسم ، كه اگر پاسخ صحيح داد، آئين اسلام را بپذيرم و از امر خليفه رسول خدا صلى الله عليه وآله اطاعت نمايم ، و ضمنا اموالى را با خود آورده ام تا آن را بين مسلمين تقسيم كنم .
و اگر خليفه نتوانست پاسخ دهد، به وطن باز گردم .
ابوبكر گفت : مسائل خود را بپرس . راهب : شما بايد به من امان و آزادى بدهى كه مورد آزار قرار نگيرم .
ابوبكر: در امان هستى بپرس .
راهب : به من خبر بده 1- آن چيست كه براى خدا نيست ، 2- و در نزد خدا نيست 3- و خدا آن را نداند؟!
ابوبكر در پاسخ اين سه سؤ ال متحير شد، پس از سكوت طولانى ، به بعضى از اصحاب گفت كه عمر را حاضر كنيد.
عمر اطلاع دادند و به مجلس آمد، راهب رو به عمر كرد و سؤ الات خود را مطرح كرد، او نيز از پاسخ درمانده شد، سپس عثمان را خبر كردند و به مسجد آمد، راهب از او پرسيد، تا او نيز دز جواب درمانده شد (همهمه در مسجد افتاد و مى گفتند خدا همه چيز را مى داند و همه چيز در نزد او هست ، اين چه سؤ الهاى نامناسبى است كه راهب مى پرسد؟!)
راهب گفت : اينها پيروان بزرگوارى هستند ولى متاءسفانه به خود مغرور شده اند، سپس تصميم گرفت تا به وطن باز گردد.
در اين هنگام سلمان با سرعت به حضور امام على (ع ) آمده و جريان را به او خبر داده و از آن حضرت استمداد نمود تا آبروى اسلام را حفظ كند.
امام على عليه السلام با دو فرزندش حسن و حسين عليه السلام وارد مسجد شد، وقتى كه جمعيت مسلمين او را ديدند، شادمان شدند و تكبير گفتند، برخاستند و با احترام ، آن حضرت را به پيش خواندند.
ابوبكر به راهب گفت : كسى كه تو مى خواستى حاضر شد هر چه سؤ ال دارى از او بپرس .
راهب به آن حضرت رو كرد و گفت : نام تو چيست ؟
على : نام نزد يهود اليا و نزد مسيحيان ايليا و نزد پدرم على و نزد مادرم حيدر است .
راهب : چه نسبتى با پيامبر دارى ؟
على : او برادر و پسر عموى من است و من داماد او هستم ،
راهب : به حق عيسى عليه السلام مقصود و گم شده من تو هستى ، اكنون به من خبر بده : آن چيست كه براى خدا نيست ، و در نزد خدا نيست ، و خدا آنرا نمى داند؟!
على : آنكه براى خدا نيست ، فرزند و همسر است ، و آنكه در نزد خدا نيست ،
ظلم است كه در نزد او نسبت به بندگان نيست ، و آنكه خدا آن را نمى داند، شريك است كه در ملك خود آن را براى خود نمى داند.
راهب تا پاسخهاى على را شنيد برخاست و زنار و كمر بند خود را باز كرد و كنار گذاشت و سر امام على عليه السلام را در آغوش گرفت و بين دو چشم آن حضرت را بوسيد و گفت : گواهى مى دهم كه معبودى جز خداى يكتا نيست ، و محمد صلى الله عليه وآله رسول خدا است و تو جانشين رسول خدا صلى الله عليه وآله و امين امت و معدن حكمت و اين دين و سرچشمه علم و برهان هستى ، نام تو در تورات اليا و در انجيل ايليا و در قرآن على و در كتابهاى پيشين حيدر است ، من تو را وصى به حق پيامبر صلى الله عليه وآله يافتم ، و تو بعد از پيامبر صلى الله عليه وآله سزاوار است كه تو در اين مجلس بنشينى ، بگو بدانم سرگذشت تو با اين قوم چيست ؟
امام على عليه السلام در پاسخ خلاصه اى به او داد.
آنگاه راهب برخاست و همه اموال خود را به آن حضرت تقديم كرد، امام على عليه السلام آن را گرفت و در همان مجلس بين مستمندان مدينه تقسيم نمود، راهب و همراهان در حالى كه مسلمان شده بودند به وطن باز گشتند.(97)
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 13:43  توسط  سید ابراهیم اسکندری  |