|
استادي درشروع کلاس درس ، ليواني پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببينند.بعد از شاگردان پرسيد: به نظر شما وزن اين ليوان چقدر است ؟ شاگردان جواب دادند 50 گرم استاد گفت : من هم بدون وزن کردن ، نمي دانم دقيقا" وزنش چقدراست . اما سوال من اين است : اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همين طور نگه دارم ، چه اتفاقي خواهد افتاد ؟ شاگردان گفتند : هيچ اتفاقي نمي افتداستاد پرسيد خوب ، اگر يک ساعت همين طور نگه دارم ، چه اتفاقي مي افتد؟ يکي از شاگردان گفت : دست تان کم کم درد ميگيرد حق با توست . حالا اگر يک روز تمام آن را نگه دارم چه ؟ شاگرد ديگري جسارتا" گفت : دست تان بي حس مي شود عضلات به شدت تحت فشار قرار ميگيرند و فلج مي شوند . و مطمئنا" کارتان به بيمارستان خواهد کشيد و همه شاگردان خنديدنداستاد گفت : خيلي خوب است . ولي آيا در اين مدت وزن ليوان تغييرکرده است ؟ شاگردان جواب دادند : نه پس چه چيز باعث درد و فشار روي عضلات مي شود ؟ درعوض من چه بايد بکنم ؟شاگردان گيج شدند . يکي از آنها گفت : ليوان را زمين بگذاريداستاد گفت : دقيقا" مشکلات زندگي هم مثل همين است اگر آنها را چند دقيقه در ذهن تان نگه داريد اشکالي ندارد . اگر مدت طولاني تري به آنها فکر کنيد ، به درد خواهند آمد اگر بيشتر از آن نگه شان داريد ، فلج تان مي کنند و ديگر قادر به انجام کاري نخواهيد بود .فکرکردن به مشکلات زندگي مهم است . اما مهم تر آن است که درپايان هر روز و پيش از خواب ، آنها را زمين بگذاريد به اين ترتيب تحت فشار قرار نمي گيرند هر روز صبح سرحال و قوي بيدار مي شويد و قادر خواهيد بود از عهده هرمسئله و چالشي که برايتان پيش مي آيد ، برآييددوست من ، يادت باشد که ليوان آب را همين امروز زمين بگذاري زندگي همين است
__._,_.___
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 11:22  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
محمدحسين طباطبايي يازده سال بعد
سيدروح الله نورموسوي
![]() شايد بايد زودتر از اينها سراغ او ميرفتيم. كسي كه تمامي مردم ايران از خردسالي او خاطرههايي به ياد ميآورند. كسي كه وقتي نامش برده ميشد همه براي طول عمرش دعا ميكردند و براي موفقيت روز افزون او نذر و نياز. دو ساله كه بود مادرش را كه استاد كلاسهاي آموزش قرآن بود همراهي ميكرد و وقتي عموي او با اصرار فراوان از او تست گرفت فهميد باچه درياي استعدادي مواجه است. به همين راحتي در 5/2 سالگي استعدادش كشف شد. الان كه حدود 14 سال از آن زمان ميگذرد روبروي نوجواني قرار گرفته ام كه در لابه لاي صفحات تاريخ گم نشد. قرار بود اول در جامعه القرآن همديگر را ببينيم اما نشد و رفتيم به منزل دكتر! روي زمين نشستيم و با هم حرف زديم. خبري از لوحها و هدايايي كه از كشورها و نهادهاي مختلف گرفته بود نبود، تنها يك قاب روي ديوار نشسته بود. از من استقبال ميكند با همان لبخند دوران كودكي، وقتي از گذشته اش ميپرسي آنقدر به نيكي از آن ياد ميكند كه گويي خودش هم زمان را درك نكرده است ؛ مثل ما و خيلي از مردم ديگر كه وقتي او را ميبينند به يادش نمي آورند. پايه 8 حوزه علميه را ميخواند و به گفته خودش هنوز خيلي از مسير مانده كه طي نكرده است. براي كسي كه متولد 27 بهمن سال 69 است مطمئنا بخش عظيمي از راه طي نشده اما آنچه كه او تا امروز پشت سر گذاشته هم كم نبوده... اين گفتگو تقديم به همه دانشجويان راه علم و معرفت.
¤ از كسي كه بيش از ده سال از او خبر نداريد چه سؤالي ميپرسيد؟ دكتر كجا بوديد؟ - به همه نسل سوميها و خوانندگان كيهان سلام عرض ميكنم. جاي خاصي نبودم. همين جا در شهر قم مشغول درس و بحث. ¤ الان اگر كسي شما را در كوچه و خيابان ببيند، ميشناسد؟ - نه، نمي شناسند! چون بيشتر هنوز قيافه پنج يا شش سالگي من را در ذهن دارند و به نظرم اينطور بهتر است. در روايت آمده «در گمنامي راحتي است». ¤ حالا چه چيزهايي ميخوانيد؟ - از نظر مطالعه محدوديت خاصي ندارم اما گرايش من بيشتر به مطالعه كتب اخلاقي و ديني است. ¤ از برنامههاي آموزشي تلويزيوني تان هم خبري نيست... - خب بعد از مدتي كه برنامه ريزي تحصيل من جدي تر شد زمان و فرصت كمتري دست ميداد تا بتوانم در اين گونه كارها شركت كنم و كم كم از برنامههاي كاري من به طور خودكار حذف شد. ¤ در اين مدت خودتان هم تدريس ميكرديد؟ - بله بعضا تدريس هم داشته ام. ¤ اين روشهاي جديدي كه براي حفظ به وجود آمده در زمان خود شما هم بود، فكر ميكنيد در جامعه جواب ميدهد؟ - اصول حفظ از قديم تا به حال تغيير نكرده يا با قرائت و تكرار يا از طريق استماع و يا از طريق نوشتن اما روشهاي تدريس و كلاسداري و شيوههاي آموزشي تغيير كرده. اين روشهاي جديد بحمدلله بسيار كارآمدند و من با تمام احترامي كه براي روشهاي سنتي قائلم اما از روشهاي جديد آموزشي استقبال ميكنم. ¤ به فرزند خودتان چنين روشي پيشنهاد ميكنيد؟- اگر شيوهها و روشهاي بهتري در آن زمان ابداع شده باشد، حتما با آن شيوهها با فرزندم كار ميكنم. ¤ بعضي معتقدند به كودكي شما كمي ظلم شده(!) چون آن زمان كه بايد براي شيطنت و بازيگوشي ميگذاشتيد بيشتر براي تحصيل و فراگرفتن قرآن صرف كرديد. آغاز تحصيل از 5/2 سالگي خيلي توان ميخواهد! خيلي از مردم اينطوري فكر ميكنند ولي اصلاً اينچنين نيست من در همان سن و سال شيطنت و تفريح خودم را داشتم، يادم ميآيد در يكي از برنامههايي كه عده زيادي از خانمها هم حضور داشتند در حال اجراي برنامه بودم و در همان حالي كه به سؤالات مطرح شده پاسخ ميدادم با ماشين اسباب بازي كه در دست داشتم بازي ميكردم ـ به قول بچهها قام قام بازي ـ اين اتفاق براي خيلي از آنها جالب بود در واقع باورشان نمي شد كه من دارم پاسخ سؤالاتشان را ميدهم و همزمان ماشين بازي ام را هم ميكنم. ¤ اين فاصلهاي كه از نظر ارتباط بين شما و مردم اتفاق افتاد خود خواسته بود يا اينكه عامل ديگري داشت؟ نمي دانم از كدام فاصله ميگوييد! زيرا من هميشه در ميان مردم و با مردم بوده ام و حضور مستمر من در استانها و شهرهاي مختلف و در جمعهاي مردمي گواه اين گفته است. ¤ نگاه مردم و مسئولين به شما چگونه بود؟ الان چگونه است؟ هنوز ديدارها وجود دارد؟ نگاه مردم و مسئولين هميشه نگاهي توأم با لطف و احترام بوده چون مردم ما قرآن كريم و ذريه پيامبر (ص) را گرامي ميدارند و احترام به حافظ قرآن را احترام و بزرگداشت خداوند متعال ميدانند. ¤ قرآن از نظر شما چه تعريفي دارد به عنوان يك نوجوان؟ فكر ميكنم نگاه يك جوان به قرآن بايد مانند نگاه او به عطر باشد، چطور وقتي از خانه خارج ميشود خود را معطر ميكند، همانطور براي معطر كردن روح خود بايد با قرآن مأنوس باشد. بايد قرآن در سينه اش باشد تا كم كم در گفتار و رفتارش تأثير بگذارد. امام صادق(ع) مؤمني را كه اهل قرآن نيست به رطبي تشبيه كرده اند كه گرچه شيرين است اما بويي ندارد، اما شيعهاي كه با قرآن است را تشبيه به ترنج كرده اند كه هم مزه خوبي دارد و هم بوي خوبي. ¤ و فكر ميكنيد براي اين زاويه ديد كاري انجام شده؟ به نظر من در رابطه با قرآن كارهاي ريشهاي صورت نگرفته، فقط اكتفا كرده ايم به بعضي از كارهاي كليشهاي در صدا و سيما و نمايشگاههاي قرآني در ماه مبارك رمضان، اگر چه تمام اينها در جاي خود خوب است اما اصلاً كافي نيست و تا زماني كه مسئله قرآن سرلوحه برنامههاي اصلي مسئولين و مردم قرار نگيرد قرآن كريم در دل جوانان مان رسوخ نخواهد كرد. ¤ يك سريالي در ماه مبارك رمضان از تلويزيون با محوريت قرآن كريم پخش شد (صاحبدلان) نظر شما در مورد فعاليتهاي هنري از اين دست كه نگاه ارزشي به قرآن دارند چيست؟ ما وظيفه داريم از تمام ابزار ممكن براي معرفي قرآن و آوردن آن به صحنه زندگي مردم استفاده كنيم، يكي از ابزار مؤثر و پرمخاطب، پنجره سينما و تلويزيون است كه سينماي مذهبي و ديني ما به عقيده من گامهاي موفقي برداشته، اما نبايد اينطور باشد كه فقط در ماه رمضان شاهد چنين نگاهي و حركتي باشيم، يكي از علائم آخرالزمان اين است كه «لايعبدون الله الا في شهر رمضان» يعني مردم آخرالزمان تنها در ماه مبارك رمضان خدا را عبارت ميكنند! ¤ راديو قرآن و شبكه قرآن به عنوان رسانهاي ديداري و شنيداري كلام خدا ، تا چه حد توانسته اند اين دغدغه شما را مرتفع كنند؟ به نظرم يكي از بركات نظام اسلامي ما همين راديو معارف و صدا و سيماي قرآن است البته نبايد طوري شود كه شبكههاي ديگر راديويي و تلويزيوني از قرآن كريم بي نصيب بمانند مخصوصاً شبكه سه كه شبكه جوان است. ¤ «اينترنت» به عنوان رسانهاي جهاني چقدر ميتواند كمك حال ما باشد؟ اينترنت به دليل دارا بودن زبان مشترك در تمامي دنيا يكي از پلهاي ارتباطي مناسب براي ترويج معارف ديني است. ما هم بايد از اين ابزار قدرتمند كمال استفاده را ببريم كه البته اين ديگر به خلاقيت و توانمندي ما برمي گردد تا چگونه از آن بهره بگيريم. ¤ به چه كساني از نظرعلمي مديون هستيد؟ پدرم كه به عنوان اولين استاد و راهنماي من بودند. حجت الاسلام غرويان به عنوان استاد منطق كه درس لمعه را نيز نزد ايشان آموختم. حجت الاسلام سيداحمد خاتمي، و استاد پناهيان كه علم خطابه را از ايشان فرا گرفتم. ¤ با سؤالات يك كلمهاي نسل سومي موافقي؟ بله! ¤ دلتنگي؟ كسي كه با قرآن باشد، هيچگاه دلتنگ نمي شود. ¤ نفس؟ بايد مراقبش بود بويژه خانواده اماره اش. ¤ مرگ؟ براي انسانهاي خوب پلي است كه با عبور از آن به بهشت ميرسند. ¤ گناه؟ آتشي كه نزديكي به آن هم بدجوري ميسوزاند. ¤ روشنفكري ديني؟ بيداري. ![]() ¤ RAM 512 (با تعجب نگاه ميكند) يك قسمت سخت افزاري از كامپيوتر. ¤ باورم نمي شد بدانيد. جدي!؟ ¤ اينترنت؟ بهترين وسيله براي نشر اسلام. ¤ حوزه يا دانشگاه؟ هر دوانه. ¤ منتظر؟ اهل كار و فعاليت. ¤ شهيد؟ شمع. ¤ جشن پتو؟ خاطره زيباي جواني. ¤ عشق؟ قلب مؤمن. ¤ آمريكا؟ كلكسيون بديها. ¤انرژي هستهاي؟ حق مسلم تمام ملتها. ¤ سياست؟ عين ديانت. ¤ انتخابات مجلس خبرگان؟ سرنوشت ساز. ¤ رهبري؟ نائب الامام. ¤ هم مباحثه اي؟ دوست صميمي. ¤ ان قلت؟ نصف علم. ¤ ورزش؟ لازم براي همه. ¤ فوتبال بازي ميكني يا تماشا ميكني؟ هر دو! هم بازي ميكنم هم تماشا ميكنم. ¤ پدر؟اولين معلم و بهترين دوستم. ¤ خاطره شيرين قرآني؟ در برنامه پرسش و پاسخ قرآني كه در عربستان و در جمع صدها وهابي داشتم، همه آنها را شكست دادم. ¤ خاطره غيرقرآني؟ در هشت سالگي روزي با گروهي از بچهها به اردو رفته بوديم، صبح زود بعد از نماز در حالي كه همه خواب بودند من با زغال صورت همه شان را سياه كردم و آن پنجاه نفر هيچ وقت نفهميدند كه چه كسي آنها را سياه كرده بود!!! ¤ خدا را شناختي؟ هنوز خودم را هم نشناخته ام! ¤ ميزان و معيار زندگي؟ پيامبر اعظم(ص) ¤ موسيقي؟ گوش ميكنم. (با خنده) اما از نوع قرآني آن. ¤ آخرين كتابي كه خواندي؟ اخلاق در قرآن از آيت الله مكارم شيرازي. ¤ شعر؟ مي خوانم. اما نه به اندازهاي كه خيليها ميخوانند. ¤ گلستان سعدي؟ سومين كتابي كه آن را خواندم و حفظ كردم. ¤ ديوان حافظ؟ از دولت قرآن پديد آمده. ¤ روزنامه؟ سر ميزنم اما خواننده حرفهاي و افراطي روزنامه نيستم. ¤ دكتر محمدحسين طباطبايي؟ مسكين ابن مسكين، اقل لخليفه بل لا شي في الحقيقه... ¤ بينش 10 سال پيش محمدحسين طباطبايي با الان چه تفاوتهايي دارد؟ هر چه ميخوانم وجلوتر ميروم خود را فقيرتر ونيازمندتر مييابم. ¤ «لايكلف الله نفساً الا وسعها»؟ به نظر من براي رسيدن به هدف و پيشرفت، بايد وظيفه خودمان را بيش از تواني كه داريم بدانيم. ¤ ممنون از اين كه به بچههاي نسل سوم فرصت گفت و گو داديد؟ من هم از اين كه به من فرصت صحبت كردن داديد تشكر ميكنم.
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 11:19  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
مرحوم علامه دوانی در آخر یکی از رساله هایش به خط خود نوشته اند که : شش چیز را پنهان کن مه این از کارهای صالحان و گوهرهای پرهیزکاران است: 1- فقر را چنان پوشیده دار که توانگرت شمارند. 2- صدقه را چنان در نهان بده که گویا بخیل هستی. 3- دشمنی را به طوری مخفی کن که دوستت پندارند. 4- خشم را در آن سان در دل گیر که راضیت دانند. 5- نمازهای نافله و مستحبات را چنان کتمان کن که مقصرت شناسند. 6- درد را به قدری پنهان کن که فکر کنند سالم هستی.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 19:16  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 10:35  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
|
|