تبليغاتX
یا مولاجان علی مددی
ای آن که از سر لطف می بخشی
 
خداوندا !
سپاسگذار توام ، به خاطر یک عمر تندرستی وسلامتی که به من بخشیدی .
و سپاسگذار توام ، به خاطر این بیماری که اکنون نصیب جسمم فرمودی .
خدای من! نمی دانم که کدامیک از این دو حال شایسته تر است برای سپاس؟
و کدامیک از این دو وقت مستحق تر است برای ستایش !؟
آیا وقت صحت و سلامت ؟
که نعمت های پاک و دلپذیرت را گوارای وجودم می ساختی ؟
و با آنها برای رسیدن به رضایت و لطفت . نشاطم می بخشیدی ؟
و با آنها برای انجام اوامرت توفیق و قوتم می دادی ؟
یا وقت بیماری و کسالت ؟
که مرا در معرض امتحانت قرار دادی ؟
و گونه ای دیگر از نعمتهایت را به من هدیه کردی ؟
تا از سنگینی بار خطایم بکاهی  ،
و جانم را از آلودگی های گناه پاک گردانی ،
و به مقام توبه ام برسانی،
و قدر نعمت و عافیت را به من بچشانی ،
و از گناه بزرگ کفران نعمت برهاني ،
در تمام ایام بیماری ، فرشتگانت در پرونده ام کارهای پاکیزه و پسندیده ای نوشتند، که نه هرگز به خاطر خطور کرده،و نه هرگز به زبان جاری شده، و نه عضوی از جوارح به زحمت افتاده،
بلکه فقط این لطف و احسان خاص توست بر من،
که این اعمال را در پرونده ام ثبت کرده،
خداوندا !
 بر محمد آل او درود فرست،
و کاری کن
که آنچه برایم پسندیده ای دوست داشته باشم،
و آنچه برایم رقم زده ای تحمل کنم ،
و چرک گناهان گذشته را از جانم پاک کن ،
و شر بدیهای پیشین را از وجودم دور ساز،
و شیرینی عافیت را در کام جانم بریز ،
و ذائقۀ وجودم را به خنکای سلامت ، طراوت ببخش ،
و خروج از بستر بیماری ام را ورود به آغوش عفوت قرار ده ،
و حرکت از زمین نقاهتم را انتقال به آسمان بخششت ،
و رهایی از غم و از وهم را پیوسته به آستان رحمتت ،
و سلامتی ازاین بیماری را اتصال به گشایش و فرجت،
تو بی تردید آن خدایی هستی که از سر لطف می بخشی 
و از سر بی نیازی عطا می کنی.
بخشندۀ بی نظیر !
 تو عطا کنندۀ بی همتایی ! تو صاحب جلال و جبروت و کرامتی . 

ترجمه دعای پانزدهم صحیفه سجادیه 
(و کان من دعائه علیه السلام اذا مرض او نزل به کرب او بلّیه. )

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 14:50  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 
عاشقان عيدتان مبارك / عيد سعيد فطر فرصتي براي تصفيه گناهان
 
" چیزهایی که آموخته ام "
۱- هر قدر به کوه نزدیک تر شوید از عظمت آن آگاه تر می شوید.
۲- برترین دانایی پی بردن به جهالت خویش است.
۳- با واقعیت چانه نزنید.
۴- دروغ مانند برفی است که هرقدر آن را بغلتانی بزرگ تر می شود.
۵- کسی که امیدوار است نا امیدش نکن . شاید امید تنها دارایی اش باشد.
۶- انسان باید ارباب ساعت ها و روزهایش باشد نه برده ی آن ها.
۷- نادان را بهتر از خاموشی نیست و اگر این مصلحت را می دانست نادان نمیشد.
۸- دنیا گرد است و جایی که نقطه ی پایان تصور می شود می تواند نقطه ای برای شروع باشد .
۹- اگر روزی در زندگی به قفل خورده ای رسیدی از باز کردنش ناامید نشو چرا که اگر قرار بود این در هیچ گاه باز نشود حتم داشته باش که به جای در دیوارمی کشیدند.
۱۰- همیشه در حال آموختن باش
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 7:33  توسط  سید ابراهیم اسکندری  |