تبليغاتX
یا مولاجان علی مددی

کمک های اولیه

نجات‌ غريق‌

 

حوادثي‌ كه‌ اطراف‌ آب‌ رخ‌ مي‌دهند، ممكن‌ است‌ افرادي‌ از هر گروه‌ سني‌ را گرفتار كنند. كودكان‌ كم‌سن‌ حتي‌ در آب‌هاي‌ بسيار كم‌عمق‌ هم‌ در معرض‌ خطر هستند. با اين‌ حال‌، اكثر موارد غرق‌شدگي‌ شامل‌ افرادي‌ است‌ كه‌ مشغول‌ شنا در جريان‌هاي‌ قوي‌ يا آب‌ها بسيار سرد بوده‌اند و يا پس‌ از مصرف‌ الكل‌، به‌ شنا يا قايق‌سواري‌ پرداخته‌اند.

خطرات‌ آب‌ سرد

آب‌هاي‌ آزاد حتي‌ در تابستان‌ هم‌ سرد هستند. درجه‌ حرارت‌ دريا از 15-5 درجه‌ سانتيگراد متغير است‌؛ آب‌هاي‌ داخلي‌ حتي‌ مي‌توانند (از اين‌ هم‌) سردتر باشند. آب‌ سرد، خطرهاي‌ پيش‌ روي‌ غريق‌ يا منجي‌ غريق‌ را افزايش‌ مي‌دهد چون‌ مي‌تواند منجر به‌ موارد زير شود:

نفس‌ نفس‌ زدن‌ غيرقابل‌ كنترل‌ در زماني‌ كه‌ شخص‌ وارد آب‌ مي‌شود و به‌ دنبال‌ آن‌، خطر استنشاق‌ آب‌

افزايش‌ ناگهاني‌ فشار خون‌ كه‌ مي‌تواند زمينه‌ساز حمله‌ قلبي‌ باشد.

ناتواني‌ در شنا كردن‌ به‌طور ناگهاني‌

كاهش‌ درجه‌ حرارت‌ در صورتي‌ كه‌ شخص‌ مدت‌ زيادي‌ در آب‌ بماند يا با وزش‌ باد مواجه‌ شود.

دسترسي‌ به‌ غريق‌ در صورت‌ امكان‌، از ورود به‌ آب‌ براي‌ نجات‌ غريق‌ خودداري‌ كنيد. در عوض‌، يك‌ شي‌ء دراز مثل‌ يك‌ قطعه‌ چوب‌ را نگه‌ داريد تا غريق‌ بتواند آن‌ را بگيرد، سپس‌ وي‌ را به‌ سوي‌ خشكي‌ بكشيد.

احتياط!

اگر غريق بيهوش است، وي را كاملاً از آب بيرون آوريد و طوري جا به جا كنيد كه سرش پايين‌تر از قفسه سينه‌اش قرار گيرد تا در صورتي كه استفراغ كرد، از راه‌هاي تنفسي محافظت كرده باشد.

آنچه‌ شما مي‌توانيد انجام‌ دهيد

اولين‌ اولويت‌ شما آن‌ است‌ كه‌ با كمترين‌ خطر، غريق‌ را به‌ سطحي‌ خشك‌ منتقل‌ كنيد. بي‌خطرترين‌ راه‌ براي‌ نجات‌ يك‌ غريق‌، آن‌ است‌ كه‌ خود روي‌ خشكي‌ بمانيد با دست‌ خود يا يك‌ تكه‌ چوب‌، شاخه‌ يا طناب‌، او را از آب‌ بيرون‌ بكشيد؛ راه‌ ديگر آن‌ است‌ كه‌ يك‌ تيوب‌ به‌ سوي‌ غريق‌ پرتاب‌ كنيد. اگر يك‌ منجي‌ غريق‌ كارآزموده‌ هستيد و يا غريق‌ بي‌هوش‌ است‌، ممكن‌ است‌ مجبور باشيد به‌ آب‌ بزنيد يا به‌ سمت‌ غريق‌ شنا كنيد و وي‌ را به‌ سمت‌ خشكي‌ بكشيد. به‌ آب‌ زدن‌ بي‌خطرتر از شنا كردن‌ است‌. وقتي‌ غريق‌ را از آب‌ خارج‌ كرديد، در صورت‌ امكان‌ وي‌ را در برابر وزش‌ باد محافظت‌ كنيد تا بدن‌ او بيش‌ از پيش‌ دچار لرز نشود. سپس‌ اقدامات‌ درماني‌ مربوط‌ به‌ غرق‌شدگي‌ را اجرا كنيد و عوارض‌ مربوط‌ به‌ سرماي‌ شديد را مداوا كنيد (مبحث‌ « كاهش‌ دماي‌ بدن‌ » را ببينيد). حتي‌ در صورتي‌ كه‌ به‌نظر مي‌رسد غريق‌ كاملاً بهبود يافته‌ است‌، شرايط‌ انتقال‌ يا بردن‌ وي‌ به‌ بيمارستان‌ را مهيا كنيد. در صورت‌ لزوم‌ و يا در صورتي‌ كه‌ كاملاً دستپاچه‌ شده‌ايد، آمبولانس‌ درخواست‌ كنيد.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 9:57  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 

حقيقت بسم الله

از حضرت امير عليه السلام نقل شده است که هر جا بسم الله بگويند و صلوات بفرستند- يعنی بگويند بسم الله الرحمن الرحيم و صلی الله علی محمد و آل محمد-خداوند ملکی می فرستد که درآن مجلس غيبت نمی شود.

من به اين حديث احتياج داشتم که خدا آن را رساند،‌ زيرا در اکثر مجالس،‌ روضه ها و مساجد وقتی نگاه می کنيد می بينيد غيبت وجود دارد . غيبت چند جور است. يک وقت غيبت از برادر ايمانی است. يک وقت هم هست که گوينده از امامش غائب است و حرف ميزند. اين هم غيبت است. تو که امامت را نديده ای چرا حرف ميزني؟ غيبت خواص اين است. غيبت عوام اين است که پشت سر مردم حرفی بزنند که خوششان نيايد. وقتی امام آدم غائب است چه؟ آيا اين غيبت نيست که حرف بزند؟ اين هم يک نوع غيبت است که دهان و زبان خواص را می بندد.وقتی اين معنا پياده شود ديگر کسی حرف نمی زند. برای خاصها غيبت اين جوراست. علما و روحانيون که روز و شبشان را در دين خدا زحمت ميکشند خواص ملتند. راهنمايند به سوی خدا و حجت و عزيز خدا و به سوی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشريف. اينها هم نبايد غيبت کنند. غيبت اينها مال خودشان است.  حسابشان هم باخودشان است. با من وشما نيست. خواستم بگويم غيبت چند قسم است.

کسی هست که اورا ملاقات کرده است. برای اوديگر غيبت نيست،‌ هرچه بگويد،‌ هرجا برود ،‌هرچه بکند و هرحرفی بزند. مگر امامان ما عليهم السلام هم غيبت ميکنند؟ آنها هرکاری بکنند زيبا از آب در می آيد. جوانی مادرش کولش بود و ميرفت. پيامبر صلی الله عليه و آله فرمود چرا نمی گذاری خودش راه برود؟ گفت نمی تواند. به هيچ کار نمی رسم. خسته شده ام،‌به نمازم نمی رسم. حضرت فرمود شوهرش بده.

گفت: چی ! اورا شوهر بدهم؟ زن خوشش آمد. گفت تو بهتر ميدانی يا پيامبر صلی الله عليه و آله. منظور اين است که بزرگان وقتی حرفی ميزنند آن درست است و قشنگ از آب در می آيد.

خداوند انشاءالله مارا از غيبت نجات دهد،‌ چه در دنيا و چه درآخرت. چه در امور اخروی و چه در امور دنيا و طبيعت. طبيعت مال مردم معمولی است. امور اخروی مربوط پيامبر صلی الله عليه وآله وامام عليه السلام است. کلمات مال آنهاست. ما اهل آن نيستيم.مگر آنکه يا غافل باشيم و حاليمان نشود و لبمان در اختيار آنها باشد که حرف بزنند، يا اينکه به سلامتي،‌ خودشان تشريف بياورند.

در واقع هم تا آنها هستند ما نبايد حرف بزنيم. برای همين اس که بسم الله ميگويند.

يعنی آقا شما بفرمائيد. بسم الله در هر امری يعنی آقا شما جلو باشيد. آيا نديده ای هر وقت بسم الله ميگويی آن کار خوش عاقبت ميشود؟ با بسم الله به صاحب عمل ميگويی بفرمائيد،‌ لذا آن کار خوب از آب در می آيد.

آيا حقيقت بسم الله را گرفتي؟ هيچ کاری بدون بسم الله انجام نمی گیرد.اگر هم انجام بگيرد دم بريده است، ناقص است، نصفش نيست، خراب است ،‌ فاسد است. البته اگر انجام بگيرد، بلکه انجام نمی گيرد. بسم الله است که درست ميکند.

بسم الله معنای حقيقی اش اين است که آقا شما بفرمائيد. آيا بعضی اوقات چنين نمی گوييم؟ حالا اين را به خدا ميگويی يا به پيامبر صلی الله عليه و آله ميگويی ، نمی دانم!‌ آنها خودشان می دانند، بينشان دعوا نيست. هر کدام نيتت بود،‌ قلبت و روحت متوجه بود يا اينکه اصلاً توجه نداشت- آنها خودشان می دانند چه کسی بايد جلو برود.

پس بسم الله در هرکاری يک خاصيتش اين است که شما ديگر نيستی. کمک از خداست،‌و کار تا آخر خوب از آب در می آيد.

عارف بالله مرحوم حاج محمد اسماعيل دولابی (ره)

منبع:

http://hajdoolabi.persianblog.com/

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 15:39  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 

یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک اسکناس بیست دلاری از جیبش بیرون آورد و  پرسید: " چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟"

دست همه­ی حاضران بالا رفت.

سخنران گفت: " بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد، ولی قبل از آن می­خواهم کاری بکنم ."

سپس در برابر نگاه­های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و باز پرسید: " چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟ "

و باز دست­های حاضران بالا رفت.

این بار مرد اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگدمال کرد و با کفش خود آن را روی زمین کشید. بعد اسکناس را برداشت و پرسید:" خب، حال چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟ "

و باز دست همه بالا رفت.

سخنران گفت: "دوستان، با این بلاهایی که من سر این اسکناس آوردم، از ارزش این اسکناس چیزی کم نشد و همه­ی شما خواهان آن هستید."

و ادامه داد: "در زندگی واقعی هم همینطور است، ما در بسیاری از موارد با تصمیم­هایی که می­گیریم، یا با مشکل­هایی که روبرو می­شویم، خم می­شویم، مچاله می­شویم، خاک­آلوده می­شویم و احساس می­کنیم دیگر پشیزی ارزش نداریم، ولی این­گونه نیست و صرف­نظر از این که چه بلایی سرمان آمده، هرگز ارزش خود را از دست نمی­دهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم پرارزشی هستیم."

 

  

برگرفته از کتاب " نوشته­های دلنشین" ، جهان­بخش موسوی رکعتی .

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 10:34  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 

عاشقان عيدتان مبارك باد

به نام حضرت دوست

ولادت فرخنده مهتر جوانان بهشت و آموزگار شهادت،

حضرت حسین بن علی علیه السلام

و فرخنده زاد روز اسطوره وفا و تندیس فداکاری،

حضرت عباس (ع)

و  خجسته میلاد سید ساجدین و زینت عابدان و سر حلقه عارفان،

حضرت امام زین العابدین (ع)

بر تمامی عاشقان و رهروان و نیز کسانی که آنها را میشناسند

مبارک باد

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 14:35  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 
فضيلت ماه شعبان

در فضيلت و اعمال ماه شعبان است بدانكه شعبان ماه بسيار شريفى است و منسوب است به حضرت سيد انبياءصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله و آن حضرت اين ماهشش را روزه مى داشت و وصل مى كرد به ماه رمضان و مى فرمود شعبان ماه من است هر كه يك روز از ماه مرا روزه بدارد بهشت او را واجب شود و از حضرت صادق عليه السلام روايت است كه چون ماه شعبان داخل مى شد حضرت امام زين العابدين عليه السلام اصحاب خود را جمع مى نمود و مى فرمود :
 
 اى گروه اصحاب من مى دانيد اين چه ماهى است اين ماه شعبان است و حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله مى فرمود شعبان ماه من است پس روزه بداريد در اين ماه براى محبّت پيغمبر خود و براى تقرّب به سوى پروردگار خود بحقّ آن خدايى كه جان علىّ بن الحسين به دست قدرت اوست سوگند ياد مى كنم كه از پدرم حسين بن على عَليهَاالسَّلام شنيدم كه فرمود شنيدم از اميرالمؤ منين عليه السلام كه هر كه روزه دارد شعبان را براى محبّت پيغمبر خدا و تقرّب بسوى خدا دوست دارد خدا او را و نزديك گرداند او را به كرامت خود در روز قيامت و بهشت را براى او واجب گرداند و شيخ روايت كرده از صفوان جمال كه گفت فرمود  : به من حضرت صادق عليه السلام كه وادار كن كسانى را كه در ناحيه و اطراف تو هستند بر روزه شعبان گفتم فدايت شوم مگر مى بينى در فضيلت آن چيزى فرمود بلى بدرستى كه رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله هرگاه مى ديد هلال شعبان را امر مى فرمود مُنادى را كه ندا مى كرد در مدينه اى اهل مدينه من رسولم از جانب رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله بسوى شما مى فرمايد آگاه باشيد بدرستى كه شعبان ماه من است پس خدا رحمت كند كسى را كه يارى كند مرا بر ماه من يعنى روزه بدارد آن را پس گفت حضرت صادق عليه السلام كه اميرالمؤ منين عليه السلام مى فرمود كه فوت نشد از من روزه شعبان از زمانى كه شنيدم منادى رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله ندا كرد در شعبان و فوت نخواهد شد از من تا مدتى كه حيات دارم ان شاء الله تعالى پس مى فرمودكه روزه دو ماه كه شعبان و رمضان باشد توبه و مغفرت است از خدا و روايت كرده اسماعيل بن عبد الخالق كه گفت بودم نزد حضرت صادق عليه السلام كه در ميان آمد ذكر روزه شعبان حضرت فرمود كه در فضيلت روزه شعبان چنين و چنان است حتى آنكه مردى مرتكب خون حرام مى شود پس روزه مى گيرد شعبان را نفع مى بخشد او را و آمرزيده مى شود و بدانكه اعمال اين ماه شريف بر دو قِسم است اعمال مشتركه و اعمال مختصه .

اعمال مشتركه ماه شعبان
-----
آن چند امر است :
اوّل هر روز هفتاد مرتبه بگويد اَسْتَغْفِرُاللّهَ وَ اَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ
 
دوّم هر روز هفتاد مرتبه بگويد اَسْتَغْفِرُاللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحيمُ الْحَىُّ الْقَيّوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَيْهِ و در بعضى روايات الْحَىُّ الْقَيُّومُ پيش از الرَّحْمنُ الرَّحيمُ است و عمل به هر دو خوبست .
 
 از روايات مستفاد مى شود كه بهترين دعاها و ذكرها در اين ماه استغفار است و هركه هر روز از اين ماه استغفار كند هفتاد مرتبه مثل آنست كه هفتاد هزار در ماههاى ديگر استغفار كند.
 
 سوّم تصدّق كند در اين ماه اگرچه به نصف دانه خرمايى باشد تا حق تعالى بدن او را برآتش جهنّم حرام گرداند از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه از آن جناب سؤ ال كردند از فضيلت روزه رجب فرمود چرا غافليد از روزه شعبان راوى عرض كرد يابن رَسول الله چه ثواب دارد كسى كه يك روز از شعبان را روزه بدارد فرمود به خدا قسم بهشت ثواب اوست عرض كرد يابن رسول الله بهترين اعمال در اين ماه چيست فرمود تصدّق و استغفار هر كه تصدّق كند در ماه شعبان حق تعالى آن را تربيت كند همچنانكه يكى از شما شتر بچّه اش را تربيت مى كند تا آنكه در روز قيامت برسد به صاحبش در حالتى كه بقدر كوه اُحُد شده باشد .
 
چهارم در تمام اين ماه هزار بار بگويد لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَلانَعْبُدُ اِلاّ اِيّاهُ مُخْلِصينَ لَهُ الدّينَ وَ لَوُ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ كه ثواب بسيار دارد از جمله آنكه عبادت هزار ساله در نامه عملش بنويسند.
 
 پنجم در هر پنجشنبه اين ماه دو ركعت نماز كند در هر ركعت بعد از حمد صد مرتبه توحيد و بعد از سلام صد بار صلوات بفرستد تا حق تعالى برآورد هر حاجتى كه دارد از امر دين و دنياى خود و روزه اش نيزفضيلت دارد و روايت شده كه در هر روز پنجشنبه ماه شعبان زينت مى كنند آسمانها را پس ملائكه عرض مى كنند خداوندا بيامرز روزه داران اين روز را و دعاى ايشان را مستجاب گردان و در خبر نبوى است كه هر كه روز دوشنبه و پنجشنبه شعبان را روزه دارد حقّتعالى بيست حاجت ازحوائج دنيا وبيست حاجت ازحاجتهاى آخرت او را برآورد ششم در اين ماه صلوات بسيار فرستد .
 
اعمال مُختصّه ماه شعبان

شب اوّل
نمازهاى بسيار در اقبال ذكر شده از جمله دوازده ركعت به حمد و يازده مرتبه توحيد

روز اوّل
روزه اش فضيلت بسيار دارد و از حضرت صادق عليه السلام روايت است كه هر كه روزه بگيرد روز اوّل شعبان را واجب شود براى او بهشت البته و سيد بن طاوس ثواب بسيارى نقل كرده از حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله براى كسى كه سه روز اوّل اين ماه را روزه دارد و در شبهاى آنها دو ركعت نماز كند در هر ركعت حمد يك مرتبه و توحيد يازده مرتبه و بدانكه در تفسير امام عليه السلام خبرى در فضيلت شعبان و روز اوّل آن ذكر شده كه فوائد بسيار در آن مندرجست .
 
روز سوّم
روز مباركى است كه شيخ
در مصباح فرموده در اين روز متولّد شد جناب حسين بن على عليه السلام و بيرون آمد توقيع شريف به سوى قاسم بن عَلاء همدانى وكيل حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام كه مولاى ما حسين عليه السلام متولد شد روز پنجشنبه سوّم شعبان پس روزه بگير آن روز را و اين دعا را در آن روز بخوان :
 
+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 12:23  توسط  سید ابراهیم اسکندری  |