|
دلا بايد به هر دم يا علی گفت
نه هر دم بـل دمـادم يا علــــــــــــــی گفت
يه صدق دل هميشه ياد او كرد
به هر پيچ و به هر خم يا علــــــــــــي گفت
دمي كه روح در آدم دميدند
زجـا برخـاست آدم يا علــــــــــــــــی گفت
چه نوح ازموج طوفان ايمني خواست
توسل جســت هر دم يا علـــــــــــــي گفت
زبطن حوت يونس گشت آزاد
زبـس در ظلمت يـم يـا علــــــــــــــــي گفت
عصا در دست موسي اژدها شد
كليـم آنجـا مســلم يـا علـــــــــــــــــــــي گفت
نميشد زنده جان مرده هرگز
يقين عيسـي بـن مريــم ياعلـــــــــــــــي گفت
رسول الله شنيد از پرده غيب
ندائـي آمد آن هم يـا علــــــــــــــــــــــي گفت
نزول وحي چو فرمود سبحان
ملك در اوليـن دم ، يـا علــــــــــــــــــــي گفت
علي در كعبه بر دوش پيامبر
قدم بـنـهاد ، آن دم يـا علـــــــــــــــــــــــي گفت
به فرقش كي اثر ميكرد شمشير
گمانم ابن ملجم يا علـــــــــــــــــــــــــــي گفت
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 10:13  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
حضرت زهرا سلام الله علیها فرموده اند:
من اصعد الی الله خالص عبادته اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته
كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد. ان السعید، كل السعید، حق السعید من أحب علیا فی حیاته و بعد موته
همانا سعادتمند(به معنای) كامل و حقیقی كسی است كه امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد. نحن وسیلته فی خلقه و نحن خاصته و محل قدسه و نحن حجته فی غیبه و نحن ورثه أنبیائه
ما اهل بیت رسول خدا(ص) وسیله ارتباط خدا با مخلوقاتیم ما برگزیدگان خداییم و جایگاه پاكی ها، ما دلیل های روشن خداییم و وارث پیامران الهی قاریءُ الحدید، و اذا وقعت، و الرحمن، یدعی فی السموات و الارض، ساکن الفردوس
تلاوت کننده سوره حدید و واقعه و الرحمن در آسمانها و زمین اهل بهشت خوانده می شوند. خیارکم الینکم مناکبة و اکرمهم لنسائهم
بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند. حبب الی من دنیاکم ثلاث: تلاوة کتاب الله و انظر فی وجه رسول و الانفاق فی سبیل الله
از دنیای شما سه چیز محبوب من است: 1-تلاوت قرآن 2-نگاه به چهره رسول خدا 3-انفاق در راه خدا فجعل الله...اطاعتنا نظاما للملة و امامتنا أمانا للفرقة
خدا اطاعت و پیروی از ما اهل بیت را سبب برقراری نظم اجتماعی در امت اسلامی و امامت و رهبری ما را عامل وحدت و درامان ماندن از تفرقه ها قرار داده است.
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 13:46  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
نقطه آغاز بهرهورى از زمان «نظم» است.
اين مقاله به بحث «نظم پذيرى و بهرهورى» مىپردازد؛ سپس چهار اصل طلايى در بهرهورى از فرصتها را بر مىشمارد و نظر اسلام درباره بهرهورى را توضيح مىدهد. *** زمان از ميان رفتنى است و نمىتوان آن را پس انداز كرد. تنها مىتوان آن را به روشهاى مختلف به بهرهورى رساند. وقت آن قدر ارزشمند است كه خداوند به آن سوگند ياد كرده است. به قول برايان تريسى: «كيفيت زندگى شما به ميزان بهرهورى شما از زمان بستگى دارد و اين كه كيفيت مديريت زمان شما در استفاده بهتر از وقت چگونه است.»1 ممكن است اين پرسش در همين آغاز ايجاد شود كه شاه كليد بهرهورى يا مدخل اصلى به سمت بهرهورى زمان چيست؟ پاسخ يك كلمه است: نظم. از دهه نود به بعد، زمان سرمايه تلقى شد و افراد همواره ارشاد مىشوند در پى يافتن راههايى باشند كه زمان انجام كارها را مرتب كنند و حتى آن را كاهش دهند. اين قاعده را تجديد سازمان مىخوانند. تجديد سازمان يعنى زمانى كه فرد پيوسته در جست و جوى راههاى بهتر، منظمتر، سريعتر و مؤثرتر براى حصول به نتايج مثبت گام بر مىدارد. نظم پذيرى و بهرهورى نظم پذيرى دروازه و مجوز ورود به سمت بهرهورى است. امروزه رتبه بندى كشورهاى مختلف جهان، از نظر شاخصهاى رقابت پذيرى، بيانگر اين واقعيت است كه سبب بالا بودن اين شاخص در بعضى كشورها، بالا بودن سطح نظم پذيرى آن جوامع است. بسيارى از استادان جامعهشناسى، مانند آنتونى گيدتر، ايجاد عادت نظم پذيرى در آحاد جامعه را مبناى توسعه يافتگى مىدانند و معتقدند بدون اين عادت امكان بهرهورى و پيشرفت وجود ندارد. بررسىها نشان مىدهد وجه مشترك تمام كشورهاى توسعه يافته نظم پذيرى منابع انسانى آنها است. بايد توجه داشت: الف) اگر از دريچه نظم و تقيّد به آن به زندگى بنگريم و از اتلاف اين سرمايه جلوگيرى كنيم، محيط و روزگار برايمان زيبا مىشود و احساس بهرهورى مىكنيم. ب) عمر، زمان و فرصتها دست خداوند متعال است؛ اما نتيجه آن به دست خود ما است. بايد از ثمره آن بهرهورانه، بهره گيريم. ج) در بحث بهرهورى از زمان، نشيبها بسيار است. اگر نشيبى در زندگى نباشد، قدر فرازها را نخواهيم دانست. د) اگر از وقت درست استفاده كنيم، هميشه وقت كافى داريم؛ و اين يكى از معانى بهرهورى است. به استادى گفتم: تعبيرى قشنگ براى زمان و بهرهورى بفرماييد. بىدرنگ فرمود: براى ترقى و رشد در زندگى و بهرهورى از زمان نبايد در انتظار يك آسانسور به سر برد. بايد راه پله را پيش گرفت و پله پله بالا رفت. افراد نيكبخت و داراى پشتكار كه بهرهورانه با زمان برخورد مىكنند، به يكديگر شباهتهايى دارند؛ ولى هر نگون بختى كه در دور ريختن فرصتها تسليم شده، اصطلاحاً در جهت تخريب زمان خود گام بر مىدارد، از بدبختى ويژه برخوردار است. روح تحقيق، دقت، تفكر، نكته سنجى و موشكافى، ذوق سليم، سعه صدر و انصاف، عشق به حقيقت و بىپروايى علمى زاده بهرهگيرى از زمان است. كسانى در مدت تحصيل خويش سوختگيرى علمى خوبى انجام مىدهند كه از فرصتها به صورت بهينه استفاده مىكنند. الگوى بهرهورى از زمان عمدتاً روش زندگى انسانهايى كه از زمان بهرهگيرى مناسب انجام مىدهند و از فرصتها به نحو احسن استفاده مىكنند، قابل تأمل و اقتباس است؛ حتى اگر در نوع فعاليت و اهداف با ما تفاوت داشته باشند. ابوريحان به نظم شهره بود و از فرصتها به خوبى استفاده مىكرد. او، پس از استقرار در غزنه، چند بار به زادگاهش خوارزم سفر كرد و در غالب جنگهاى سلطان محمود در هندوستان شركت جست. ابوريحان در اين كشور بيشتر با علما و حكماى هند معاشرت داشت. بنابراين، زبان سانسكريت آموخت، اطلاعات خود را وسعت داد و مواد كتاب معروف خود «تحقيق ماللهند» را فراهم ساخت. پيش از بيرونى، كسى در جهان اسلام به هند پژوهى دست نزده است. در غرب و شرق نيز، به گزارش تاريخ، تنها يك سفير يونانى (295 پيش از ميلاد) و يك روحانى چينى (چهار صد سال پيش از بيرونى) و يكى دو تن ديگر درباره هند تحقيق كردهاند. از آن جا كه بيرونى انسانى منظم، مدقق و محقق بود، نوشتههايش معتبر است. تأليفات اين بزرگمرد كه نمونه كاملى از فرصتشناسى و بهرهورى از زمان است به 131 مجلّد مىرسد. او كتابهايى را از سانسكريت به عربى ترجمه كرد و واسطه نقل دانش اسلامى به هندوستان بود. چهار اصل طلايى در بهرهورى از فرصتها 1. آرايش مجدد: پيوسته در پى يافتن راههايى باشيد كه وقت و امكاناتتان را بر مسائلى كه بيشترين ارزش را براى رشد و تعالى شما دارند، متمركز كند. 2. باز آفرينى: همواره در پى يافتن راههايى باشيد كه عملكرد شما را كاملاً متحول كند؛ به گونهاى كه فعاليتهاتان با اهداف بلند مدت شما بيشتر هماهنگ شود. 3. قاطعيت: ترديد و دو دلى از عوامل مهم اتلاف وقت است. در 80 درصد موارد بايد وقتى ايدهاى خاص به ذهنتان مىرسد، در مورد اجرا يا عدم اجراى آن قاطعانه تصميم بگيريد. 4. سرعت عمل: سرعت عمل در كار شرط اساسى موفقيت است. شور و شوقِ عملكردِ سريع را در خود پرورش دهيد. «پيشرفت و ترقى از آن افرادى است كه سرعت عمل دارند. افراد مُردّد آن قدر طول مىدهند كه همه چيز خراب مىشود.» بنابراين، اگر مىخواهيد از پيشتازان حرفه و مقطع و رشته تحصيلى خود باشيد، بايد د ركار خود به داشتن سرعت و قابل اعتماد بودن مشهور شويد و ترديد و دو دلى را، مگر در موارد ابهام، از خود دور سازيد. حضرت امام على(ع) مىفرمايد: «اگر از چيزى ترسيدى به سمت آن حركت كن.»2 اين اصل، از اصول ريسكپذيرى است. مراد از ترس در اين جا بيشتر واهمه ذهنى و ترس خيالى است و حضرت مولى الموحدين اميرالمؤمنين(ع) بر سرعت عمل و از دست ندادن فرصتها تأكيد مىورزد. رالف امرسون (شاعر) نيز مىنويسد: «از هر چه كه مىترسيد آن را عملى سازيد.»3 چرا بحث بهرهورى روز به روز جدىتر مىشود؟ توجه به مسائل زير، براى درك پاسخ اين پرسش ضرورت دارد: 1. تفاوت انسان و ديگر آفريدهها اگر انسان و ساير مخلوقات را داراى تفاوت ذاتى مىدانيم و انسان را اشرف مخلوقات مىپنداريم، بايد زمينههايى فراهم آورد تا انسان با كار و شغل خود، رشد و ارتقا يابد. توجه به بهرهورى خصوصاً «بهرهورى زمان يعنى اتخاذ موضع قاطعانه در قبال سكون و ركودى كه جوهره انسانيت و انسان را نابود مىسازد.» 2. محدوديتها امروز محدوديتهاى موجود توجه به بهرهورى از زمان را اجتناب ناپذير مىسازد. محدوديت در همه چيز (فرصتها، ظرفيتها، امكانات، دانشگاهها، اشتغال، درآمد و...) هويدا شده است. بنابراين، هركس مهرورزانه و بهرهورانه با زمان حركت كند و اصطلاحاً موتورهاى ذهنى خود را روشن سازد و با تانك فكرى به سمت اهداف پيش رود و مهمتر از همه رقص انديشه راه بيندازد، موفقتر است. امروزه بهرهورى از فرصتها بهترين پاسخ به محدوديتهاى برنامهريزى شده و غير برنامهريزى شده است. 3. تعهد و مسؤوليت تعهد و مسؤوليت يك مسلمان مؤمن و خواهان رشد و پيشرفت، بايد در طول زمان امتداد داشته باشد. تمام ذخاير انسانى و غير انسانى امانتهايى متعلق به تمام انسانها است. باتوجه به بهبود بهرهورى مىتوان به نحو احسن از سهم آيندگان و حاضران محافظت به عمل آورد. 4. تداوم حيات ايستادگى و حضور مؤثر در صحنه دنياى امروز - با همه تحولاتى كه از دهه 1970 به بعد صورت گرفته - مستلزم سرعت و ودقت عمل بيشتر است. بايد زمان را با حفظ كيفيت و كميت يا بهبود آنها به زنجير كشيد؛ و گرنه رقابتهاى هولناك در آينده تومار حيات هر غافلى را در هم خواهد پيچيد. بهبود بهرهورى، خصوصاً نيروى انسانى، با اتكا به حركت همه جانبه ملى هر فاصلهاى را به سرعت جبران مىكند. بهرهورى و خلاقيت خلاقيت و نوآورى بابهرهورى ارتباط تنگاتنگ دارد. يكى از ويژگىهاى سالهاى آغازين هزاره سوم ميلادى در دنياى امروز سرعت تغييرات است. جامعههايى مىتوانند در صحنه جهانى حضور فعال داشته باشند وتماشگر باقى نمانند كه با تغييرات متحوّل شوند و به غنى سازى خود پردازند و با حفظ فرهنگ بومى، برنامههاى مختلف داشته باشند. در شرايط كنونى، وجود ذخاير و منابع طبيعى در يك كشور چندان مزيّت قلمداد نمىشود. آنچه امروز مزيت به شمار مىآيد، توان خلاقيت و نوآورى است كه در دانشجويان و شاغلان هر كشور وجود دارد؛ زيرابا استفاده از خلاقيت و نوآورى مىتوان از ذخاير و منابع موجود بهره گرفت؛ آن را به كالاها و خدمات متنوع و داراى ارزش افزوده بالاتر تبديل كرد و در كشورهاى ديگر جهان به فروش رساند. مثلث بهرهورى امروزه، براى بهرهورى از زمان و فرصتها و مديريت فردى و اجتماعى، در بحث بهرهورى از مثلثى با سه ضلع پر اهميت و داراى سه مؤلفه سخن به ميان مىآيد. 1.انگيزه(Motive): تمايل فرد براى وارد شدن به فعاليتهاى جهت دار و ضرورى انگيزه نام دارد. انگيزه از ايمان و احساس تعهد در برابر هدفها مايه مىگيرد. هر چه مشاركت افراد در تصميمگيرىها و هدف گذارىها بيشتر باشد، به همان نسبت انگيزهها قوىتر خواهد شد. البته لازمه اين مشاركت، نظام ارتباطى مناسب است كه مىتواند آگاهى از اهداف و برنامهها را فزونى بخشد. 2. روحيه(Morale): انگيزه پديدهاى فردى است؛ اما روحيه پديدهاى گروهى به شمار مىآيد كه به صورت انتخاب هدفهاى مشترك و تلاش در راستاى تحقق آنها تجلى مىيابد. روحيه ايدهها و فعاليتهاى ذهنى انسان را جهت مىدهد. 3. نظم و انضباط(Desepline): حس اطاعت و تعهد در برابر زمان، فرصت، قو انين و مقررات و برنامهها از شاخصهاى مهم بهرهورى است؛ به عبارت بهتر، «فرد منظم دربان فرصتها است.» سخن آخر: مهارتهاى بهرهورى از زمان وفرصتها عامل جامه عمل پوشاندن به اهداف و آرزوها است؛ و تنبلى و بىنظمى و آشفتگى دزد آرزوها و موفقيتها شمرده مىشود. مهارتهاى بهرهورى كمك مىكند تا از اوقاتى كه به مطالعه، كار، تحقيق، كلاس درس و فعاليتهاى ديگر مىپردازيد، بيشترين بهره به دست آيد. علاوه بر نظم و روحيه و انگيزه، موارد زير نيز در شمار اين مهارتها جاى دارد. الف) خود ارزيابى مستمر ب) تمركز حواس ج) پرسيدن د) برخورد سؤالى داشتن ه) كشف ارتباط مسائل با همديگر و) يادداشت فعاليتها ز) تقسيم كارها ح) زمان بندى رويكرد شما به فرصتها و زمان تا حد زيادى پيشرفت و موفقيت شما را رقم مىزند. انسانهاى بهرهور حتى مىتوانند همزمان بر دو يا چند تفكر متضاد تمركز كنند و به كار ادامه دهند؛ يعنى هم ديد دراز مدت داشته باشند و هم كوتاه مدت. پىنوشت: 1. مديريت زمان (رموز استفاده بهتر از وقت در زندگى و كار)، برايان تريسى، ترجمه اشرف رحمانى و كورش طارمى. 2. مديريت اسلامى، دكتر حقيقى. 3. قدرت شعور باطن، ژوزف مورفى، ترجمه قراچه داغى، ص 266. 4. آشنايى با بهرهورى به زبان ساده، معاونت آموزش و نيروى انسانى سواد آموزى كشور، ص5. 5. نهج البلاغه. 6.غررالحكم و دررالكلم.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 11:43  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
!
تغيير رنگ موها بمرور زمان و با افزايش سن امري عادي و طبيعيست و خيلي ها با ديدن اولين موي سفيد تازه متوجه مي شوند كه سن آنها هم در حال افزايش است!اما چرا اين تغيير رنگ پديد مي آيد؟ اصولا رنگ موها توسط رنگ دانه اي به نام ملانين بوجود مي آيد ، ملانين توسط فوليكول يا پياز موها ساخته مي شود.با افزايش سن ميزان توليد ملانين بتدريج كاهش مي يابد و از حوالي سن 30 سالگي به حدي ميرسد كه رنگ مو را به سمت خاكستري تغيير ميدهد . اين تغيير رنگ معمولا از شقيقه ها شروع شده و بتدريج به بالاي سر امتداد مي يابد .با گذشت زمان موها كاملا سفيد ميشوند ، معمولا در سن چهل سالگي تا 40 در صد مردم -به درجات مختلف - موهاي سفيد را درسر خود خواهند ديد.اين تغيير رنگ به سر محدود نميشود و ساير مناطق بدن نيز باگذشت زمان دچار آن خواهند شد ،اما امكان دارد شدت درگيري آنها كمتر باشد.ژنتيك و فاكتورهاي ژنتيكي در تغيير رنگ موها اهميت تعيين كننده اي دارند ، و برعكس مسائل تغذيه اي يا ويتامينها و ساير مواد قادر به متوقف كردن يا كاهش سرعت اين تغيير نيستند! ضخامت موها نيز با گذشت زمان دچار تغيير ميشود ، هر رشته ي مو در حقيقت يك رشته ي پروتئيني است كه از پياز يا فوليكول مو بوجود آمده و از طريق سوراخي به سطح پوست مي رسد .هر مو بطور معمول بين 4-5 سال عمر ميكند وپس از آن با موي جديد جايگزين ميشود.اينكه هر فرد ميتواند چه مقدار از اين موها را بر روي سر يا بدن خود داشته باشد عمدتا به فاكتورهاي ژنتيكي بستگي دارد، اما بهرحال همه ي افراد با گذشت سن درجاتي از كاهش مو و ريزش آن را تجربه خواهند كرد.بالا رفتن سن به كاهشي در رشد موها همراه است موها در سنين بالاتر بتدريج نازكتر شده و به سمت خاكستري تغيير رنگ ميدهند ، بسياري از فوليكولها ديگر موئي بوجود نخواهند آورد .اين مسئله در خانمها هم بهمين صورت خواهد بود. تقريبا 25 درصد مردان تا 30 سالگي و 75 درصد آنها تا 60 سالگي اين حالت (درجاتي از كم موئي ) را تجربه خواهند كرد . ريزش موها در آقايان با خانمها متفاوت بوده و بصورت مردانه ديده ميشود.ريزش موي مردانه عمدتا توسط هورمون تستوسترون پديد مي آيد و نواحي پيشاني و فرق سر را درگير ميكند ، در حاليكه ريزش موي زنانه بطور منتشر بوده و شدت كمتري خواهد داشت. موهاي مناطق مختلف بدن نيز بمرور اما نه به شدتي كه در سر ديده ميشود كاهش مي يابند ، رويش موهاي صورت در نواحي چانه و اطراف لبها با افزايش سن بيشتر مي شود.در مردها هم موهاي بيشتري در ابروها ، گوشها و بيني پديد ميآيند كه بلند و ضخيمتر از معمول خواهند بود.
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 14:40  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
آناتومي ناخن بستر ناخن: بستر ناخن قسمتي از بافت ناخن است که بافت عظيم و نازا ناميده مي شود بخش بستر ناخن از لبه بافت زايا و جوانه زننده يا هلالي به هيپوني کيم hypony chium امتداد مي يابد. بستر ناخن شامل رگ هاي خون، اعصاب و رنگدانه (سلولهاي توليد کننده فلانين) مي باشد. همانطور که ناخن از ريشه توليد مي شود به سمت پايين بستر ناخن حرکت ميکند که با افزودن مواد ناخن به ضخامت ناخن کمک مي کند. سطح و صاف بودن بستر ناخن براي يک رشد طبيعي ناخن بسيار مهم مي باشد.اگر اينطور نباشد ممکن است ناخن شکسته شود و يا شيارهايي برروي آن ايجاد شود که استفاده لوازم آرايشي بر روي ناخن را غير ممکن مي سازد. ورقه ناخن: ورقه ناخن ، ناخن واقعي است که از کراتين سخت و نيمه شفاف ساخته شده است. ظاهر صورتي رنگ ناخن به خاطر رگهاي خوين زير ناخن مي باشد. زير سطح ناخن داراي شيارهايي است در امتداد طول ناخن که به چسبيدن ناخن به بسترش کمک مي کند. کوتيكول: بخش cuticle ناخن انگشت، chium epony نيز ناميده مي شود که بين پوست انگشت و ورقه ناخن قرار گرفته و با ترکيب اين ساختارها يک مانع و محافظ ضدآب روي ناخن ايجاد مي کند. پريونيکيوم (Perionychium) : پريونيکيوم پوستي است که روي ورقه ناخن قرار مي گيرد. اين قسمت لبه paronychicol نيز ناميده مي شود. اين بخش محل ايجاد ريشه ناخن، ناخن هاي رشد نکرده و عفونت پوست که paronychia ناميده مي شود مي باشد. Hyporychium : محل بين ورقه ناخن و نوک ناخن مي باشد. اينجا محل اتصال ناخن و پوست نوک انگشت است. همچنين جايي که يک مانع ضدآب براي ناخن توليد مي شود.
ساختمان ناخن : ساختماني که ما از ناخن مي شناسيم به 6 بخش معين و ويژه تقسيم مي شود: 1- ريشه، 2- بستر ناخن، 3- ورقه ناخن، 4 – سطح بيروني يا کوتيکل، eponychium -6 perionychium -5. هر يک از اين بخشها وظيفه خاص و مشخصي دارند و اگر مشکلي در هر يک از اين بخشها بوجود بيايد ظاهر ناخن بشکلي غير طبيعي بروز خواهد کرد. ريشه ناخن: ريشه ناخن انگشت بعنوان بافت زايا (جوانه زننده) نيز شناخته شده است . اين بخش از ناخن در حقيقت در زير پوست، پشت ناخن انگشت قرار دارد و به اندازه چند ميلي متر به سمت داخل انگشت امتداد مي يابد. ريشه ناخن انگشت بيشترين حد ناخن و بستر ناخن (nail bed) را توليد مي کند. اين بخش از ناخن هيچگونه ملانوسيتي ندارد(رنگدانه ندارند) لبه بافت زايا به رنگ سفيد ديده مي شود و ساختار هلالي شکل آن (lunula) هلال ناميده مي شود. بيماري هاي ناخن شکنندگي و ورقه ورقه شدن عمودي از قسمت نوک ناخن مراقبت طبيعي ناخن و ترميم آن: حال که عضو ناخن را بهتر شناخته و درک مي کنيم ، مي توانيم بهتر و با روشي اصولي تر از ناخن هاي خود مراقبت نماييم. در زير چند نکته جالب و ضروري آمده که در انجام اين امر مفيد خواهد بود. پوست و ناخن هاي ما همواره با جريان مداوم آب و چربي تغذيه مي شوند. هر چيزي را که ما ديده و لمس مي کنيم (غير از نور و الکتريسيته) شيميايي است. افراط در شستن دست و يا استفاده از محلولهاي پاک کننده شيميايي بدون دستکش مي تواند به رطوبت و چربي مفيد پوست و ناخن ها آسيب زده و آنها را از بين ببرد. در نتيجه اين واکنش ناخن ها و پوست ، پوسته پوسته مي شوند. چگونه به ناخن ها استحکام بخشيم؟ سلامت ناخن هايتان، شما را از ناراحتي ها و دردهاي بافت انگشتان دور مي کند. ناخن هاي بلندي را که هميشه آرزوشان را داشته ايد بدست خواهيد آورد، زياد مشکل نيست البته اگر چند نکته احتياطي را رعايت کنيد. ناخن هاي بلند براي ساليان طولاني دشمن خانمها بود و تحقيقات هنوز در پيدا کردن راهي براي درست کردن يک تقويت کننده کامل ناخن که بتواند ناخن هاي خشک ، شکسته و ورقه ورقه شده را تبديل به ناخن هاي زيباي بلند و محکمي کند آنهم در عرض دو هفته يا حتي کمتر ادامه دارد. فعلا هيچ محصول معجزه آساي واقعي براي تحقق بخشيدن به اين آرزو وجود ندارد. در هر حال چند راه وجود دارد که شما بتوانيد ناخن هايتان را استحکام ببخشيد و يا امکان کمي بلند شدن و شايد حفظ آنها از شکسته شدن و ورقه ورقه شدن را بيابيد. يکي از دشمنان طبيعي ناخن ، آب مي باشد . آب ناخن ها را نرم کرده و آنها را آماده براي خراب شدن مي کند. آب به همراه فعاليت شديد مثل پاک کردن ، سابيدن ، تراشيدن، ظرف شستن، لباس شستن و غيره اين وضعيت را در ناخن تشديد خواهد کرد.
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 14:37  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
پژوهشي درباره تاريخ هجري قمري آشنايى با تاريخ قمرى
تاريخ هاى متعددى در ميان مردم جهان در گذشته رواج داشته و مورد استفاده ملتها قرار گرفته كه برخى از آنها به تدريج از ميان رفته و به بوته فراموشى سپرده شده اند ولى برخى از تاريخ هاى گذشته، همچنان در گذر زمان، استمرار يافته و حيات خويش را حفظ كردند و در عصر كنونى نيز به قوت خود باقى بوده و مورد استفاده ملتها قرار دارند.
تاريخ قمرى كه از گردش ماه به دور زمين پديد مى آيد، از جمله تاريخ هايى است كه نسبتا عمرى دراز پيدا كرده است.
اين تاريخ، گرچه پيش از اسلام نيز در ميان برخى از ملتها و امتها، از جمله عربها متداول بود، ولى پس از ظهور دين اسلام، به عنوان تاريخ رسمى اين دين درآمد و بسيارى از احكام عملى و فقهى اسلام بر آن، مبتنى شده اند. همانند روزه گرفتن در ماه مبارك رمضان، به جاى آوردن اعمال حج در ماههاى حرام، ايام اعتكاف و غيره.
اين تاريخ، هم اكنون تاريخ مشترك قريب به يك ميليارد و پانصد ميليون تن از مسلمانان جهان مى باشد.
به تاريخ قمرى، تاريخ هلالى نيز گفته مى شود. زيرا ماه (قمر) هنگامى كه يك دور خود را از هلال آغاز كند تا دورش به پايان برسد و به هلال بعدى وصل گردد، يك ماه پديد مى آيد و با دوازده بار تكرار اين چنينى، يك سال قمرى شكل مى گيرد.
مدت هر ماه قمرى عبارتند از: محرم، صفر، ربيع الاول، ربيع الثانى، جمادى الاولى، جمادى الثانية، رجب، شعبان، رمضان، شوال، ذى قعده و دى حجه.
مسلمانان صدر اسلام بنابر پيشنهاد اميرالمؤ منان حضرت على بن ابى طالب عليه السلام و تصويب خليفه وقت، هجرت سرنوشت ساز پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم از مكه معظمه به مدينه منوره را مبدا سال قمرى قرار داده اند. بدين جهت، تاريخ قمرى را تاريخ هجرى قمرى ناميده اند.
نزديك ترين تاريخ به تاريخ قمرى، همان تاريخ هجرى شمسى است كه بر اساس گردش زمين به دور خورشيد، به مدت 365 روز و 6 ساعت طول مى كشد.
مبدا تاريخ هجرى شمسى، نيز هجرت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم از مكه معظمه به مدينه منوره است. اين تاريخ، هم اكنون تاريخ رسمى جمهورى اسلامى ايران و برخى از ملت هاى اسلامى مجاور مى باشد.
پيدايش تاريخ قمرى
قرآن كريم به روشنى بيان كرده است : از روزى كه خدا آسمان ها و زمين را پديد آورد (زمان تحقق يافت ) خداوند متعال در كتاب خود (لوح محفوظ) تعداد ماه ها را، دوازده عدد قرار داده است و از ميان آنها، چهار ماه را حرام كرده است از ميان اين كه ماه هاى حرام، تنها در سال قمرى وجود دارند، دانسته مى شود كه تاريخ قمرى از آغاز آفرينش هستى شكل گرفت و در نزد پروردگار متعال، ملاك و معيار تاريخ بشر قرار گرفت.
اما از اين كه اين تاريخ، از زمانى در ميان مردم و در عصر كدام يك از پيامبران الهى مرسوم و معمول شده است، اطلاع دقيقى در دست نيست.
برخى از تاريخ نگاران، استقرار كشتى حضرت نوح عليه السلام در كوه جدى را مبدا تاريخ قمرى دانسته اند.
در تاريخ يعقوبى آمده است : استقرار كشتى نوح عليه السلام در كوه جدى در ماه محرم واقع گرديد. به همين جهت محرم، اول سال شناخته شد.
هم چنين در تاريخ طبرى گفته شد: استقرار كشتى نوح، در دهم محرم (عاشورا) واقع گرديد.
علاوه بر مورخان اهل سنت، برخى از مورخان شيعه نيز استقرار كشتى نوح عليه السلام را در دهم محرم (عاشورا) دانسته و حوادث مهم ديگرى نيز براى اين روز بيان كرده اند.
برخى از آن حوادث عبارتند از: پذيرش توبه حضرت آدم عليه السلام و همسرش حضرت حوا از سوى پروردگار متعال، ميلاد حضرت عيسى بن مريم عليه السلام و نجات بنى اسرائيل و حضرت موسى عليه السلام از ستم هاى فرعونيان و...
به همين جهت روايات فراوانى از طريق شيعه و اهل سنت درباره عبادت اين ماه، به ويژه روزه گرفتن وارد شده است.
ولى با تتبع و برسى بيشتر در منابع تاريخى و روايى، صحت گفتار مزبور، از جمله اين كه استقرار كشتى نوح عليه السلام و يا حوادث ديگر مربوط به پيامبران الهى عليه السلام، در شب عاشورا و يا ماه محرم واقع شده باشند، مورد ترديد قرار مى گيرد و اين شبهه در اذهان پژوهشگران به وجود مى آيد كه بنى اميه و بنى عباس در سال هاى سيطره خود بر مسلمانان، براى تحت الشعاع قرار دادن شهادت امام حسين عليه السلام و به فراموشى سپردن قيام خونين كربلا، به نقل اين گونه حوادث و ترويج آن ها اقدام كرده و با رشوه و تطميع و يا تهديد راويان و مورخان، اين گونه مطالب را در منابع اسلامى وارد كردند.
گواه بر اين مطلب روايات چندى است كه در اين باب وارد شده اند كه به عنوان نمونه، برخى از آن ها را در اين جا بيان مى كنيم :
1- معلى بن خنيس (خدمتكار و كارپرداز امام جعفر صادق عليه السلام) از امام صادق عليه السلام روايت كرده است كه كشتى نوح در «نوروز» (نخستين روز بهار) بر كوه جدى استقرار يافت.
2- حديث ديگرى از معلى بن خنيس، از امام صادق عليه السلام روايت شده است و گفتار فوق را تاييد مى كند و درباره (نوروز) به تفصيل سخن گفته است.
3- ابن عباس روايت كرده است كه دو برادر يهودى به نزد حضرت على عليه السلام رسيده و از آن حضرت درباره عددهايى كه در تورات و انجيل آمده است و قرآن كريم نيز به آن ها اشاره نموده است، پرسش نمودند.
آن حضرت در پاسخ آنها فرمود: اما يك، همانا خداى سبحان است كه يكى است و شريكى براى وى متصور نيست. اما دو، همانا آدم و حوا هستند كه نخستين دوتايى عالم بشريت اند. آن حضرت، به همين نحو اعداد را تفسير كرد تا رسيد به عدد بيست، در اين باره فرمود: اما بيست همانا بيستم ماه رمضان است كه خداوند متعال، زبور را بر داوود عليه السلام نازل كرد؛ اما بيست و يك، همانا خداوند متعال در اين روز، آهن را براى داوود عليه السلام نرم و لين قرار داد؛ اما بيست و دو، همانا در بيست و دوم اين ماه كشتى نوح بر كره جدى بر زمين نشست
اين حديث، طولانى است و ما تنها به محل شاهد موضوع مورد بحث، اشاره كرديم و از آن استفاده مى شود كه استقرار كشتى نوح عليه السلام بر روى زمين، در روز 22 رمضان بوده است، نه ماه محرم.
4 - ميثم تمار كه از خواص ياران اميرمؤ منان عليه السلام و از حواريان آن حضرت محسوب مى گردد و از آن حضرت به اندازه استعداد خود، دانش و معرفت فرا گرفت و بر رازهاى نهان و اخبار غيبى، اطلاع داشت، در اين باره سخن تازه اى دارد.
وى، در حالى كه چند هفته پيش از شهادت امام حسين عليه السلام در كربلا، به دست دژخيمان عبيدالله بن زياد در كوفه، اعدام شده بود، شهادت امام حسين عليه السلام را در روز عاشورا پيش بينى و پيش گويى كرد، وى در اين باره گفت :
به زودى، اين امت، فرزند پيامبرشان را در دهم محرم (روز عاشورا) به شهادت مى رسانند و دشمنان خدا اين روز را روز بركت و مبارك مى نامند. اين خبر همان چيزى است كه در علم الهى است و مولايم اميرمؤ منان عليه السلام مرا به آن آگاه فرموده است.
آن حضرت به من خبر داد كه هر موجودى براى مظلوميت و شهادت امام حسين عليه السلام مى گريد. حتى حيوانات وحشى بيابان ها و جنگل ها، ماهى هاى درياها و پرندگان آسمان ها؛ هم چنين خورشيد، ماه، ستارگان، آسمان و زمين و مؤ منان انس و جن و تمام فرشتگان خدا در آسمان ها و زمين ها، و رضوان و مالك و حاملان عرش الهى بر او مى گريند و از آسمان، خون و خاكستر مى بارد.
آن گاه فرمود: لعنت خدا بر قاتلان حسين عليه السلام واجب خواهد شد،
همانطورى كه بر مشركان، مسيحيان، يهوديان و گبريان واجب گرديده است.
سپس راوى از ميثم تمار پرسيد: اى ميثم ! در حالى كه حسين بن على عليه السلام در چنين روزى به شهادت مى رسد. پس چگونه مردم، اين روز (عاشورا) را روز مبارك و بركت مى نامند؟
در اين هنگام، ميثم گريه كرد و اشك چشمانش از گونه هايش، سرازير شد و گفت : آنان به خاطر حديثى كه جعلى و بى پايه است، پنداشته اند كه در اين روز، خداى سبحان، توبه آدم عليه السلام را پذيرفت، در حالى كه توبه آدم عليه السلام در ماه ذى حجه پذيرفته شد؛ آنان گمان كرده اند كه در اين روز، خداوند سبحان، توبه داوود عليه السلام را پذيرفت در حالى كه پذيرش توبه داوود در ماه ذى حجه بوده است ؛ هم چنين آنان خيال كرده اند كه در اين روز خداوند متعال، يونس عليه السلام را از شكم ماهى بيرون انداخت، در حالى كه وى در ذى حجه، از شكم ماهى بيرون انداخته شد؛ آنان پنداشته اند كه كشتى نوح عليه السلام در اين روز، بر كوه جدى استقرار يافت، در حالى كه اين كشتى در هيجدهم ذى حجه بر زمين نشست ؛ آنان مى گويند كه در چنين روزى، خداوند متعال دريا را براى قوم بنى اسرائيل شكافت و آنان را به همراه موسى عليه السلام از دريا عبور داد و از دست فرعونيان رهايى بخشيد، در حالى كه اين حادثه در ماه ربيع الاول، واقع گرديده است.
آن گاه ميثم به راوى گفت : بدان كه در روز قيامت، حسين بن على عليه السلام، سرور شهيدان است و براى ياران او درجه اى بالاتر از ساير شهيدان است. و اما تو، هر گاه خورشيد را سرخ فام ديدى كه گويا خون آلود است، بدان در آن روز، حسين بن على عليه السلام را به شهادت رسانيده اند!
راوى گفت : پس از مدتى، يك روز خورشيد را بر هاله اى پوشيده از سرخى ديدم، دانستم كه در اين روز، مولايم حسين بن على عليه السلام به شهادت رسيد و پيش گويى ميثم تمار، محقق شد، در آن هنگام بى اختيار فريادى كشيده و به شدت گريستم.
بدين گونه، ميثم تمار شهادت امام حسين عليه السلام را پيش بينى و پيش گويى كرده بود و گفتارش به موقع تحقق يافت. از صدق و راستى اين خبر، به راحتى مى توان راستى خبر ميثم درباره پيامبران الهى عليه السلام را به دست آورد و اخبار مربوط به رويدادهايى را كه ادعا شده اند در روز عاشورا به وقوع پيوسته اند، مورد ترديد و يا از اساس مردود دانست.
به هر حال اين احتمال قوى تر و منطقى تر به نظر مى آيد كه گفته شود، آغاز تاريخ قمرى در شبه جزيره عربستان، از زمان حضرت ابراهيم عليه السلام و فرزندش حضرت اسماعيل عليه السلام رايج گرديده است.
زيرا پس از آن كه حضرت ابراهيم عليه السلام، همسرش هاجر و كودك نوزادش اسماعيل عليه السلام را به سرزمين خشك و غير معمور مكه منتقل كرد و چشمه زمزم با معجزه اسماعيل عليه السلام به وجود آمد، به تدريج مكه رو به آبادانى گذاشت و پس از چند سال، تبديل به شهرى در جزيرة العرب گرديد.
حضرت ابراهيم عليه السلام چند بار از فلسطين، به ديدن فرزندش اسماعيل عليه السلام به مكه آمد و در يكى از اين مسافرت ها، ماءموريت يافت كه به اتفاق فرزندش اسماعيل، خانه خدا را كه با طوفان نوح، از بين رفته بود، تجديد بنا نمايد.
آن دو با تلاش هاى خود، بار ديگر خانه خدا را برپا كرده و آن را محل زيارت و عبادت موحدان و مؤ منان قرار دادند.
از آن زمان، زيارت خانه خدا و انجام سالانه مراسم حج در ميان مردم، به ويژه نسل حضرت اسماعيل قرار دادند.
از آن زمان، زيارت خانه خدا و انجام سالانه مراسم حج در ميان مردم، به ويژه نسل حضرت اسماعيل عليه السلام متداول گرديد.
بدين جهت، تاريخ قمرى و ماه هاى قمرى، به خصوص ماه هاى ويژه حج، شكل گرفت و در ميان مردم، رايج گرديد.
برگرفته از كتاب روزشمار تاريخ اسلام "ماه محرم"، تاليف سيد تقي واردي
+ نوشته شده در شنبه دهم تیر 1385ساعت 12:30  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
|
|