تبليغاتX
یا مولاجان علی مددی
پیشاپیش اربعین حسینی رو به شما دوستانعزیزتسلیت عرض می کنم

و موسم فصل نووعید نوروز که شکوفه ها عطرخودشون همه جا پخشمی کنند ِمنم پیکی

همراه با امید وآرزو به سوی شما دوستان روان می کنم که سرشارازپاکترین هاست.

 به امید آنکه سال جدید سالی خوب وسرشارازموفقیت برای یکایک شما باشد.

 دوستدار همشگی شما سید

  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 19:37  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 
گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود) *باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد) * اگركسي اشتباه كردآن رابه پوشان (مثل شب) *وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ) * متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك) *بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا ) *اگرمي خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه )
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 8:8  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 
برخي از اين عادت هاي نادرست بشرح زير مي باشند:
1- نخوردن صبحانه
اشكال چيست؟
 نخوردن صبحانه يك اشتباه بزرگ محسوب ميشود. صبحانه سالم نه تنها باعث افزايش انرژي و بازشدن فكر و ذهـن ميـگردد، بـلـكه مـوجب انتخاب و مصرف مناسب وعده هاي غذايي ديگر در ادامه روز توسط شما خواهد شد.
همچنين خوردن صبحانه ممكن است به شـما در مـصـرف كمتر كالري در ادامه روز كمك نمايد. يك تحقيق دانشگاهي نشان داده كه مصرف مقدار كالري مشخص در ابتداي روز اثر سير كنندگي بيشتري نسبت بمصرف همان مقدار كالـري در ساعتهاي ديرتر خواهد داشت كه اين امر موجب كاهش مجموع كالري مصرفي در روز مي گردد.
راه حل
            خوردن صبحانه مناسب احتمال بكارگيـري عـادتهاي نادرسـت غـذايـي را در وعـده هـاي ديگر كاهش ميدهد. صبحانه را كامل صرف نـمايـيـد. از مـواد لـبني كم چرب، تخم مرغ و نانهاي سبوس دار استفاده كنيد.
2-غذا خورن پيش از خواب
اشكال چيست؟
اگر ميخواهيد روياهاي شيرين ببينيد، پيش از خواب از غذا خوردن دوري كنـيـد. با اينكه  نتايج قطعي مبني بر افزايش وزن بر اثر خـوردن غذا پيـش از خواب وجود ندارد، پرخوري، مصرف غذاهاي ادويه دار و چرب، يـك تا سـه سـاعت پيش از وقت خواب منجر به كاهش كيـفيت و مدت خواب و مـوجـب كـسـالـت، خـستـگـي و كـوفــتــگي در روز بــعد خواهــد شد.                                                                                              خوردن غذاهاي چرب پيش از خواب سبب كند شدن تخليه معده و تشديد سوءهاضمه  و مصرف غذاهاي ادويه دار  منتهي به صـدمات و سـوزشـهاي قلـبي و نـيز سوء هاضمه خواهد شد.
راه حل:
سعي كنيد حداقل 4 ساعت قبل از خواب اقدام به خـوردن غذا نـموده و چنانچه پيش از خواب احساس گرسنگي كرديد مقداري ميوه جات تازه مصرف نماييد.
 
3- پرخوري                                
اشكال چيست
شـايد اگـر پرخوريهاي رايج مربوط به سبزيجات ميشد، متخصصان تغذيه مشكلي با اين نوع خوردن پيدا نميكردند، اما متاسـفـانـه پرخـوري مـعـمـولا" در مـورد غـذاهـاي چـرب و  نشاسه دار نـمودار ميشود. زياده روي در ايـن نـوع مـواد غـذايي منجر به افزايش وزن و نارضايتي شده و جنبه اجتماعي خوشايندي به دنبال نخواهد داشت.                     راه حل
  وعده هاي غذايي خود را بجاي 3 وعده پرحجم، به 5 يا 6 وعـده كـم حـجـم تـر تـقـسـيم كنيد. خوردن غذاهاي سالم و كم حجم حاوي كربوهيدراتهاي كمپلكس و پروتئين درطول روز نه تنها اشتهاي شما را كنترل مي كند، بلكه احتمال پرخوري را نيـز كـاهـش خواهـد داد.تعدد وعده هاي غذايي همچنين باعث سوزانده شدن مقدار بيشتري كالري ميگردد چرا كه متابوليسم بدن همواره به فعاليت مي پردازد.
4- گرسنه ماندن            
اشكال چيست؟
برخلاف تصور، گرسنه ماندن باعث ميشود وزن بدن بدليل ذخيره سازي چربـي افزايـش يابد. هنگاميكه براي مدتي طولاني غذا نمي خوريد، بدن شما بدليل مـحروم مـانـدن از مواد غذايي دچار آشفتگي ميگردد و در انتها هنگاميكه دوباره شروع به خوردن ميكنيد، بدن شما گمان ميكند كه بايد كالري مصرفي را بچربي تبديل نمايد چون نميداند چـقدر طول مي كشد كه دوباره غذا بخوريد. بنابراين چربيها با شما باقي ميمانند.  
           راه حل
  اگر هدفتان از گرسنگي كشيدن كاهش وزن است بايد در برنامه رژيمي خود تجديد نظر نماييد. بجاي گرسنگي يك برنامه مناسب ورزشي براي خود تعيين نموده و بـيشـتـر بـه باشگاه برويد.از ميوه جات، سبزي جات، حبوبات، گوشتهاي كم چرب و ماهي استفاده كنيد. سعي كنيد چهار يا پنج بار در هفته طبق يك برنامه منظم ورزش نـمايـيـد. بهترين روش كاهش وزن تمرينات مرتب و رژيم غذايي مناسب است و نه محـروم كـردن بـدن از مواد غذايي مورد نياز آنهم به مدت طولاني.
 
5- انجام كاري ديگر بهمراه غذا خوردن      
    اشكال چيست؟
نه تنها پرداختن به كاري ديگر همزمان با غذا خـوردن مـوجب ريـخت و پـاش آن در اطراف شما  مي شود، منجر بـه پـرخوري و در نتيجه افزايش وزن نيز خـواهد شـد. اگـر هنـگام تماشاي تـلوزيـون، صـحبـت بـا تـلفـن و يا بـازي ويـدئـويي مشــغول غـذا خـوردن شويد، اين عوامل خارجي پرت كننده حواس باعث ميشوند شـما توجه كمتري به گـرسنـگي و نشانه هاي سيرشدن كه بيان كننده كافي بودن مقدارغذا و احساس سيري ميباشند، بنماييد. بعلاوه وقتي در حين انجام كاري شروع به غـذا خوردن ميـكنيد، ديگر توان توقف نخواهيـد داشت چرا كه عمل خوردن تبديل بـه حركـي غـير هوشيارانه و مكانيكي بدون توقـف مي شود.                                                                                         راه حل
  سعي كنيد در هر لحظه فقط روي يك چيز تمركز نماييد. چرخ زدن در آشپزخـانـه هـنـگام صحبت با تلفن ايده مناسبي نيست. اگر فقط مي خواهـيد دست يا دهانـهتـان مشغول باشد، سرگرمي غير از مواد خوراكي پيـدا كـنـيـد. آدامـس بجويد، گيتار بنوازيد و يا گردن همسرتان را ماساژ دهيد.
6- سريع خوردن                                               
     اشكال چيست؟زندگي بسرعت مي گذرد. ولي آيا دوست داريد زندگي شما نيز سريع تمام شود؟ بعيد اسـت. دفـعـه بـعـد سـعـي كنـيد غـذاي خود را آهسته تر بخوريد چون سريع غذا خوردن كمكي بـشما نكرده و برعكس باعث افزايش وزن مي گردد. از زمان شروع غذا تقريبا 20 دقيقه طول ميـكشد كه علائم سيري به مغز برسند بنابراين اگر شما ظرف 5 يا  6 دقيقه غذاي خود را تمام كنيد، مغز فرصتي پيدا نمي كند كه به بدنتان بگويد كه سير شده ايد و اين باعث زياده خوري و پر كردن معده بيش از مقدار مورد نياز خواهد گرديد.       
   راه حل  
   آهسته غذا بخوريد،ريلكس باشيد، خوب بجويد و از مزه غذا لذت ببريد. به اينصورت مغز شما متوجه مي شود كه در حال غذا خوردن هستيد بنابراين مي تواند به بدنتان بگويد كه سير شده ايد.
 
- 7-آب نخوردن به اندازه كافي
اشكال چيست؟      
پوشـيده نيـسـت كه آب مايعي حيات بخش براي هـمـه  موجودات طبـيعت از جـمله انـسـان اسـت. نـكتـه جالب  اينجا است كه ننـوشـيدن مقـدار كـافـي آب در طـول روز متابوليسم و سـوخت ساز بدن را كنـد نـمـوده و مـمكن    است باعث اضافـه وزن نيـز بـشـود. آب ماده اي ضـروري  براي فعاليتهاي متابوليك بدن، از جمله سوزاندن كالري،   محسوب مي گردد.
راه حل      
   تا زمانيكه در كوير لوت زندگي نمي كنيد، آب فراواني      اطراف شما وجود داشته و بايد زياد از آن بـنـوشـيـد.  8 تا 10 ليـوان و اگر ورزش ميـكـنيد حتي بيشتر از اين مقدار. خوردن آب بجاي انـواع نـوشـانه نـيـز بـسيـار مـنـاسـب است. نوشابه ها معمولا" زودتر احساس تشنگي را نـسبت به آب از بـيـن مـي بـردنـد و داراي كالريهاي بي ارزش بوده و باعث مي شود بعد از 30 دقـيـقه مـجددا" احساس گرسنگي نماييد.
 
8- نخوردن ميوه و سبزيجات به مقدار كافي
بسياري از مواد غذايي مـورد نـيـاز بـدن در انـواع ميـوه و سبزي وجـود دارند كه امتناع از خودن آنها باعث كمبودها و مشكلاتي در بدن خواهد شد.
راه حل    
   تنها راه تامين مواد معدني و ويتامينهاي مورد نياز بـدن، مـصرف مـيـوه و سـبـزيجات تازه و خالص مي باشد. بنـابـرايـن بـايد سـعي شـود اين مواد را جزء لاينفك رژيم غذايي قرار داده و هميشه به مقدار كافي از آنها استفاده نماييد.
 
9- خوردن تنقلات هنگام گرسنگي
مشكل چيست 
   خوردن تنـقلات هنگام گرسنگي باعث ايجاد عادتهاي غذايي ناسالم ميشوند. استفاده از مـواد غـذايـي كم ارزش و شكم پركن مانند شكلات، چيپس و پوفك، تنـها باعث برهم خوردن رژيم غذايي شده و مشكلاتي را براي بدن به همراه خواهد داشت.
راه حل
            با شكم سير از خانه خارج شويد. گـرسـنـگي مـمكـن اسـت منـجـر بـه خـريدن و خوردن تنقلات گردد. شكلات، پوفـك و چـيـپس هيـچ كـدام نـمي توانند جاي يك صبحانه، نهار و شام سالم و رضايت بخش را بگيرند.
 
خوب بخوريد، خوب زندگي كنيد
برنـامـه هـاي غـذايـي سـاده و دخيل نمودن خوردني هاي سبك و سالم ميتواند دنيايي از تغييرات در رژيم غذايي ايجاد كنـد. مـتـنـاسب بـمانيد، انرژي خود را افزايش دهيد و از غذا خوردن لذت ببريد.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 12:43  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 
Dear Friends,
 
As Norooz approaches, I wanted to wish you a wonderfully happy and flowery spring season! May you have a chance to jump over fire, and spread a delightful Haft Seen, surrounded with laughter, friends, and family. Don't forget the tahvil times! 
 
MARASEM NOROOZ VA 7SIN
 

Khaneh Tekani - Spring Cleaning

Noruz (new year, or more literally "new day") is the most important celebration for Iranians. Perhaps the first step in preparing for Noruz or Now-Ruz, the Persian New Year, is Khaneh Tekani, the annual house cleaning or the spring-cleaning. In ancient times, Iranians believed that spirits of their deceased families and friends would come to visit their descendants and their homes. For this occasion, the hosts clean their homes. The word Khaneh or the slang Khooneh means house or home. The word Tekani means shaking. So the Iranians are literally shaking the house to clean it - much like you shake a rug to clean it. During the Khaneh Tekani, every room in the house is thoroughly cleaned. Iranian families gather to wash the rugs, carpets, and curtains. They polish silverware, pots and pans, and renew old items in the house. In addition, for Noruz, every member of the family renews their look by purchasing Noruz clothes to be worn on the day of Noruz. Families fill their homes with the sweet fragrance of flowers such as hyacinth and narcissus. The burning of wild rue, which is called esfand, is practiced to keep evil spirits away and provide a nice aroma in the house.

Chahar Shanbeh Suri - red wednesday Bonfire Festival
On the eve of the Wednesday before Noruz, the Iranians celebrate Chahar Shanbeh Suri. This is commonly known as the Wednesday Feast or the Festival of the last Wednesday as it is always celebrated on the eve of the last Wednesday of the year. The word Chahar Shanbeh means Wednesday and Suri is red.

The festivities start in the early evening. Children and fun seeking adults, wrap themselves in white sheets or costumes reenacting visits by the departed spirits. They run through the streets banging on pots and pans with spoons. This is called Gashog-Zani or spoon banging and ushers out the last unlucky Wednesday of the year. They also go to their neighbors, knock on doors and ask for treats, a tradition very similar to Halloween. The main event of Chahar-Shanbeh Suri is the setting of seven little fires consisting of dried bushes and shrubs, which are placed on the ground. Adults and children alike gather to jump over the flames to sing, and celebrate the renewal of life. While jumping the flames, the person chants “Sorkhi-e to az man. Zardi-e man az to.” The literal transalation is, “Your fiery red color is mine and my sickly yellow paleness is yours.” Loosely translated, this means you want the fire to take your paleness, sickness and problems and in turn give you redness, warmth and energy. There is no religious significance attached to Chahar Shanbeh Suri and it serves as a cultural festival for all Iranian Jews, Moslems, Armenians, Turks and Zoroastrians alike.



Iranians believe that wishes will come true on this night. Wishes are made and in order to make them come true, it is customary to prepare Noodles & Bean soup called Ash-e Chahar Shanbeh Suri and share with the poor. Friends and strangers alike are also served with nuts and dried fruits, the Ajil-e Chahar Shanbeh Suri. The Ajil has a mixture of seven dried nuts and fruits, pistachios, roasted chic peas, almond, hazelnuts, figs, apricots, and raisins.

To make wishes come true, people who have made wishes will stand at the corner of an intersection, or hide behind walls to listen to conversation of those passying by. If the conversations overheard are positive then the wish will come true. This tradition is called Fal Gush meaning 'listening for one's fortune'. Finally the Chahar Shanbeh Suri evening ends with fire works and family gatherings for a festive meal.

This ancient festival has been celebrated for thousands of years ever since the birth of the Zoroastrian religion in Persia. Persians celebrated the last 10 days of the year in the annual feast of souls, Hamaspathmaedaya, Farvardigan or popularly Forodigan). They believed Foruhars, the guardian angels for humans and the spirits of deceased would come back for a visit. These spirits were entertained as honored guests, and were given a ritual farewell at the dawn of the New Year. The bon fires also served as a welcome to these guests. Small clay figurines in shape of humans and animals symbolizing all departed relatives and animals were also placed on the rooftops. Flames were burnt all night to ensure the returning spirits were protected from the forces of Ahriman. This was called Suri festival. There were gatherings in joyful assemblies, with prayers, feasts and communal consumption of ritually blessed food. Rich and poor met together and the occasion was a time of general goodwill when quarrels were resolved and friendships renewed.

On the Thursday after Chahar Shanbeh Suri, Shab-e Jome is celerbated which is a traditional big feast of polo and chicken. Followling this ritual assures one that there will be a similar dinner at least once a week during the coming year.
 



Noruz History - New Years Roots

The word Noruz meaning New Day, is the most anticipated and favorite celebration for Iranians. It occurs exactly on the Spring Equinox. This occasion has been renowned in one form or another by all the major cultures of ancient Mesopotamia. Sumerians, 3000 BC, Babylonians, the ancient kingdom of Elam in Southern Persia and Akaddians in the second millennium BC, all celebrated this festival. What we celebrate today as Noruz (Also spelled Now Ruz, Norooz or Norouz) has been around for at least 3000 years and is deeply rooted in the rituals and traditions of the Zoroastrians of the Sassanian period.

The concepts of Hell, Heaven, Resurrection, the coming of the Messiah, individual and last judgment are the foundation for the Zoroastrian belief system and still exist in Judeo-Christian and Islamic traditions. In their ancient text, ‘Bundahishn’ foundation of creation, it is said that The Lord of Wisdom (Ahura Mazda) residing in the eternal light was not God. He created all that was good and became God. The Hostile Spirit, Angra Mainyu (Ahriman), residing in the eternal darkness created all that was evil and became the Hostile Spirit. Everything that produced life, protected and enriched it was regarded as good. This included all forces of nature beneficial to humans. Earth, waters, sky, animals, plants, justice, honesty, peace, health, beauty, joy and happiness were regarded as belonging to the good forces. All that threatened life and created disorder belonged to the hostile spirits.

The next creation was the material world, created at seven different stages. The first creation was the sky, and the second was the first ocean. Earth, a big flat dish sitting on the ocean, was the third. The next three creations were the first plant, the first animal a bull and the first human Gayo-maretan (Kiomarth, both male and female). The seventh creation was fire together with the sun.

To protect his creations the Lord of Wisdom created six holy immortals known as ‘Amesha Spenta’. The first three were male deities. Khashtra (Sharivar), the protector of sky; Asha-Vahishta (Ordibehesht) and Vahu Manah (Bahman) protected fire and animals. The other three were female deities: Haurvatat (Khordad) to protect water, Spenta Armaiti (Esfand) protector of mother earth and Ameratat (Amoordad) for plant life. Ahura Mazda became the protector of humans and the holy fire. The six immortals are the names of six of the months in the current Iranian calendar. To begin the cycle life, the plant produced seeds; the bull produced all animals and from the human came the first male and female. The rest of the humanity was created from their union. This was called the first No Ruz, meaning new day and the beginning of the cycle of life. It starts at the beginning of spring and the seven creations are remembered and embraced through the Iranian New Year spread called Sofreh Haft Sin. Noruz is celebrated for 13 days after the mark of spring equinox.
 


Sal Tahvil - New Year's Times

The Sal Tahvil or the Sa'at-e Tahvil is New Year's Eve, which is the official time for the Spring Equinox. Every year the equinox occurs at a different point in time, so the date, although accurately measured (to the date and time) is different each year, but close to March 20th.

Sa'at- tahvil is an important moment, as it is a time for forgiving each other, putting away petty differences and looking forward to building more constructive relationships. The countdown is often followed carefully on the radio or television, as the family gathers around the haft sin, in their new clothes, carefully watching the egg or preparing to take a picture of the Sal Tahvil. Legend says that there is a bullfish in the ocean of time carrying the world on one of its horns. When the Sal-e Tahvil arrives, the bullfish tosses the world over to the other horn, resulting in a tremor that will dislodge the egg and send it rolling to the side of the mirror.

As the countdown ushers in the new year, everyone rejoices, kiss each other, exchanging Noruz greetings such as “Eid-i shoma mobarak!”or “Sal-e No Mobarak!” which means Happy New Year. Gifts, usually money called Eidi, placed inside the Koran are exchanged, given by older members to the younger members of the family. Members of the family then celebrate by singing, eating, drinking and taking pictures.

It is also believed that the next visitor to the home will set the tone for luck in the new year, so generally the family will send out the youngest or most innocent member of the family to go outside with some sweets and knock on the door, come in and pretend to be a visitor. After the family has celebrated, the next 13 days are spent visiting the families.

Families gather to take pictures and share sweets and celebrate.

Observance of NOROOZ 1385 Saal-Tahvil (turn of the year) - is on
Monday, March 20th 2006 at 06:25:35 PM Greenwich Meantime.

City

Time

Date

Tehran 09:55.35 PM Monday March 20, 2006
New York 01:25:35 PM Monday March 20, 2006
Chicago 12:25:35 PM Monday March 20, 2006
Los Angeles 10:25:35 AM Monday March 20, 2006
London 06:25:35 PM Monday March 20, 2006
Paris 07:25:35 PM Monday March 20, 2006
Tokyo 03:25:35 AM Tuesday March 21, 2006
Australia/New Zealand 05:25:35 AM Tuesday March 21, 2006
 

Haji Firuz & Amoo Norooz- The Persian Troubadour & Santa Claus

The old Haji, named Firuz or Firooz, is the troubadour who ushers in the new year with his song, dance and merriment. Haji Firooz symbolizes the rebirth of the Sumerian god of sacrifice, Domuzi, who was killed at the end of each year and reborn at the beginning of the New Year. Wearing an elaborate red costume which is a cross between a court jester, santa claus and perhaps a venician at carnival, the herald uses his tambourine and enlists a few fellow comedians to make the world laugh. Traditionally, Haji Firooz wears black make up and this is thought to have come from ancient times when the entertainment was provided by black slaves who, with their rather 'strange accents' for the Persians brought laughter to the people. Today’s modern Haji Firooz sings and dances through the streets with tambourines and trumpets spreading joy for Norooz. He often appears at gatherings and entertains by singing, dancing, telling stories and also a few good jokes. Children and adults all love Haji Firooz who, if you are lucky, will tell a few good tales like that of Amoo Norooz (Amoo Norouz) and other old Persian tales. Amoo Norooz, a distant relative of Haji Firooz is responsible for giving gifts to the children much like Santa Claus. He makes their wishes come true and ensures that they are happy and healthy for many years to come.

 

Sofreh Preparation - Growing Sabzeh & Egg painting

You can start growing your sabzeh which is the first S on the sofreh and consists of green sprouts, about 2 or 3 weeks before Norooz. This also depends on how tall you want your Sabzeh. You will need whole lentils (adas) or whole-wheat seeds sold at Iranian stores. We recommend you use these as grocery store seeds do not always yield the best results.

Place a good amount of seed on a nice plate or dish, about 1 cm thick, Soak the seeds in water for two days and then put them on a shallow plate and cover it with a cotton cloth or thin towel. With the cloth over the seeds, place plate in a sunny location or under a light if you do not have access to the sun. Squirt water over the shoots several times a day, and keep them covered with the cloth. Ensure that the seeds do not get too dry or over-soaked. In about 2 or 3 days, small sprouts appear. Remove the cloth and let the sabzeh grow (increased exposure to the sun will increase the speed of its growth). You can grow several dishes in case they rot or go moldy which they often do. Some ladies have a reputation for having green hands and growing great Sabzeh. They might be asked to grow some for friends and relatives. If your hands are far from "green" on your first attempts, do not worry, most Iranian stores sell pre-grown Sabzeh and many people simply buy them.
Another fun tradition for the children is the painting of the eggs for Norooz. This is much like the Easter tradition of painting eggs and can be a great way to teach children about the significance of Haft Sin. The best time to do this is the day before Norooz. That way your eggs will be ready for the sofreh and they will last for the next 13 days of the New Year.

 
 

Sofreh Haft Sin - The Seven S's of the New Year

The Sofreh Haft Sin (Haft Seen) is the spread, which the family gathers around to celebrate the New Year. It is the focal point of the celebration and ensuing visits and as such Iranians take great care and pride in putting together a lavish and elaborate spread to signify all that they want in the new year. The word Haft means seven and Sin stands for the “S” in the alphabet. Sofreh means spread, the floor of which is usually a nice rich material or embroidered fabric. The spread contains the seven specific things that start with “s”. The sofreh is prepared a day or two before Norooz and placed either on the floor or on the table for about two weeks after Norooz. In addition to the seven items, you may place additional items on the sofreh that will signify renewal, happiness, wealth, good health or any thing that you desire for the New Year. You will find additional items that start with S and other items that represent life in our list. Remember that this celebration is one of hope, promise and good fortune, so have fun with it and share the joy with all your friends and family.

Here is a list of suggested items for your sofreh:
 
Persian Name Definition Description & Symbolism Position
Sabzeh Spring Sprouts Made from wheat or lentil this S signifies rebirth and renewal. Read about how you grow these sprouts at home. The First S on the Sofreh.
Senjed A sweet, dry fruit of a lotus tree The fragrant and blooming lotus tree makes people fall in love so it is natural that its fruit would signify love and affection
The Second S on the Sofreh
Sib Apple A big red apple represents health and beauty. Third S on the Sofreh
Samanu Wheat Pudding Wheat and wheat products signify sweetness and fertility. Fourth S on the Sofreh
Serkeh Vinegar White Vinegar signifies age and patience. Fifth S on the Sofreh
Somagh Crushed Sumac berries This S symbolizes the spice of life. Some say Somagh represents the color of the sunrise and with the sun all evil is conquered. Sixth S on the Sofreh
Seer Garlic This medicinal S is a sign of good health. Seventh S on the Sofreh
Sekeh Gold Coins Wealth and Prosperity Optional S.
Sonbol Hyacinth Flower Purple or pink hyacinth are common on the Sofreh and also represent life and beatuy. Optional S.
Sangak Flatbread Noon-e Sangak represents prosperity for the feasts. It can be accompanied by Naan-o Panir, which is Iranian feta cheese and fresh herbs to be eaten at the feast. Optional S.
Sohan Asali Honey Almonds A sweet honey candy made with pistchios. Optional S.
Gold Fish Mahi Gold Fish in a clear white bowl represents life and the end of the astral year associated with the constellation Pisces. On the Sofreh
Ayne A Mirror To bring light & brightness into the New Year Head of the Sofreh
Sha’am Two Candelabras Candles large or small can be used and symbolize fire & energy. On either side of the mirror.
Tokhm-e Morgh Decorated Eggs Symbolizes fertility. Eggs are painted by children much like Easter eggs are painted. On the Sofreh. Can be as elaborate as desired.
Ajil
Assorted Nuts Iranians love nuts. They can be roasted pistachios, walnuts, almonds, and hazelnuts On the Sofreh
Scriptures Koran, Bible, Torah, Avesta or other Scriptures, or Poetry depending on beliefs Symbolizes blessings and faith in the New Year. You can also place a Divan-e Hafez or other book of faith and knowledge. Placed in the middle. Put money in the pages of the book and give out Eidi after sal tahvil.
Shirini Sweets & Pastries Noghl, Baaghlavaa, Toot, Noon-e Berenji, Noon-e Nokhodchi and any other sweets you prefer On the Sofreh
Esfand or Esphand Wild Rue A brazier "Manghal" holding burning coals sprinkled with "Esphand" a popular incense. It keeps the evil eye away and brings on health. Nearby
 
Other optional items: rose water (gol ab), various spices, tray of dry beans, wheat and grain products, various fruit baskets, flowers, vegetables, sweets, nuts and snacks are all weclome. Some familites also add a Jaa Namaaz (prayer mat). You can also include a termeh, which is a traditional Perisan silk or gold embroidered cloth, handed down from generations to symbolize family and tradition.
 

Deed-o Bazdeed - New Years Visits

The Sal Tahvil, and the eve of the New Year are spent at home with immediate family. After that the tradition of Deed-o Bazdeed starts. This __expression means to visit (see) and to visit back or again signifying the next 13 days of the New Year, which bring visits to and from family, friends and neighbors. On the first day of these visits, the families gather at the house of the head of the family, usually the oldest person such as a grandfather or grandmother of the family. This order is kept then from oldest to youngest and serves as a way of paying respect to the family. During these visits, aunts, uncles, cousins, friends, neighbors and distant relatives gather to celebrate and enjoy the reunion, which may not otherwise occur during the busy year. Iranian sweets, shirini, ajil, tea and various fruits, or entire meals are served at these functions. Children get presents called Eidi from the older relatives, which range from toys to cash. The visits continue going from grandparents to the aunts, uncles, family friends and so on. At the end of thirteen days, the families go on the wonderful and fun family outing called Seezah Bedar.
 

Sizdah Bedar - The Day 13 Outing

Seezdah Bedar is the last holiday of the long Norooz break and is a day filled with relaxation and fun outdoors. Seezdah means 13 and Bedar means away or out. Iranians consider 13 to be an unlucky number and so for this reason, they spend the 13th day of the New Year outside the home. Seezdah-Bedar is in essence a national picnic that is celebrated with everyone going to parks, hills and mountainsides to spend the day with nature, wishing the evil spirits away. This way one hopes to avoid any bad incidents that may occur.

Family members rise early in the morning and prepare for the day long picnic. Iranians take their picnics very seriously and pack all the necessary items, leaving maybe the refrigerators behind. Supplies may include sandwiches, traditional polos, drinks, sweets, snacks such as ajil, carpets or rugs, the samavar, a ghalyan (water-pipe), backgammon, chess, cards, balls and other games for the children. Usually areas filled with nature, greenery and streams are chosen to commemorate this cultural holiday. More importantly, the sabzeh (sprouted wheat or lentils) is brought from the sofreh Haft-Sin to be thrown in a flowing stream or creek. It is believed that the sabzeh, which has by this time turned a little yellow, symbolizes sickness and problems. Therefore, it is thrown and carried away by the stream. The day is spent playing games, going for long walks in the fields, eating, drinking and enjoying each other’s company. In addition, Seezdah Bedar is a big day of hope, and people who wish for things follow the tradition of tying grass togther. For example if a young girl wishes to find a husband in the coming year she will tie grass and chant “Seezdah Bedar Sale degar, khune-ye shuhar”. This rhyme literally means, “Next seezdah bedar, I will be at my husband’s home”. There are various chants for people who wish to get a job or be healthy or wealthy and so on. At the end of this day, the haft sin may be cleared away and families return to work.
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 9:59  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 

*Remember the five rules to the happy:

 

- free your heart from hatred.

- free your mind from worries.

- live simply.

- give more.

- expect less.

 

:پنج قانون خوشبختی را به خاطر بسپارید

 

قلبتان را از نفرت پاک کنید

ذهنتان را از نگرانی ها دور کنید

ساده زندگی کنید

بیشتر بخشش کنید

کم تر توقع داشته باشید

 

*No one can go back and make a brand new start. Anyone can start from now and make a brand new ending. 

 

هیچ کس نمی تواند به عقب برگردد و از نو شروع کند ، اما همه می تواند از همین حالا شروع کنند وپایان تازه ای بسازند

 

 

*God didn't promise days without pain, laughter, without sorrow, sun without rain, but He did promise strength for the day, comfort for the tears, and light for the way.

 

خدا روز بدون رنج، بدون خنده، بدون اندوه، وآفتاب بدون باران وعده نداده است. اما او توان پایداری در آن روزها ، و وعده تسلی

پس از اشک و چراغ راه را داده است

 

 *Disappointments are like roud bomps, they slow you down a bit but you enjoy the smooth roud afterwards. Don't stay on the bumps too long. Move on!

 

 مشکلات مانند دست اندازهای جاده اند. کمی از سرعتتان کم می کنند، اما از جاده صاف بعد از آن لذت خواهید برد. زیاد روی دست اندازها توقف نکنید. به خرکتتان ادامه دهید

 

 

*When you feel down because you  didn't get what you want, just sit tight and be

happy , because GOD has thought of something better to give you.

 

 وقتی ناراحتید از اینکه به چیزی که می خواستید نرسیدید، محکم بنشینید و خوشحال باشید ، زیرا خداوند در فکر چیز بهتری برای شماست

  

*When something happens to you, good or bad, consider what it means. There's a purpose to life's events, to teach you how to laugh more or not to cry too hard.

 

وقتی اتفاقی برایتان می افتد چه خوب و چه بد، به معنایش فکر کنید. در پشت اتفاقات زندگی منظوری نهفته است، که به شما یاد می دهد  چطور بیشتر بخندید و سخت گریه نکنید

 

 *You can't make someone love you. All you can do is being someone who can be loved.

 

.شما نمی توانید کسی را وادار کنید که دوستتان بدارد. اما می توانید به کسی تبدیل شوید که دوستش می دارند

 

*It's better to lose you’re pride to the one you love, than to lose the one you love because of pride.

 

.بهتر است غرورتان را به خاطر کسی که دوستش  دارید از دست بدهید، تا اینکه او را به خاطر غرورتان از دست بدهید

 *We spend too much time looking for the right person to love or finding fault with those we already love. When instead we should be spending the time to love.

 

ما زمان زیادی صرف می کنیم تا کسی را به خاطر دوست داشتن پیدا کنیم یا خطای کسانی را که دوست داریم بگیریم. اما چه خوب می شد اگر این زمان را برای بیشتر محبت کردن صرف می کردیم

 

Never abanden an old friend. You will never find one who can take his place. Friendship is like wine, it gets  better as it grows older.

 

هرگز یک دوست قدیمی را ترک نکنید. جانشینی برای او پیدا نخواهید کرد. دوستی مانند شراب است. هر چه کهنه تر، بهتر

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 13:40  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 
پيشگفتار
نوروز، جشن آغاز سال، امروزه در ايران و کشورهای ديگر «جهان ايرانی» به عنوان مهمترين جشن سال، اهميت خاصی دارد. هرچند که در طول تاريخ ايران، جشنهای مهرگان، سده، آبانگان، يلدا، و جشنها و مراسم ديگر ملی، هميشه با شکوه خاصی جشن گرفته می شدند و حتی در بعضی موارد، اهميت آنها از نوروز نيز بيشتر بوده، اما جشن نوروز تنها نمونه اين جشنهای ملی است که همواره اهميت خود را حفظ کرده و در برابر اقداماتی که برای محدود کردن آن صورت گرفته، هميشه ايستاده است.
خاصيت فرا-مليتی و فرا-دينی نوروز يکی از دلايل اصلی اين استقامت و همگانی بودن آن در بين مردمان مختلف است. نوروز در طول تاريخ، هميشه به عنوان جشنی متحد کننده و بدون وابستگی های نژادی، زبانی، و دينی مطرح بوده و تمام مردمی که به صورتی وابسته به جهان فرهنگی ايرانی بوده اند، آنرا به عنوان جشن آغاز سال خود قبول کرده اند. در اين گفتار به بررسی نوروز در تاريخ ايران و ريشه های آن خواهيم پرداخت.
نوروز در تاريخ
دانش ما از آغاز جشن گرفتن نوروز بسيار محدود است. مدارک نوشتاری در تاريخ ايران، تا قبل از قرن اول بعد از ميلاد ذکری از نوروز نمی کنند. هرچند که بسياری از محققان بر اين عقيده هستند که يکی از دلايل ساختمان مجموعه پارسه (تخت جمشيد)، جشن گرفتن نوروز و بارعام نوروزی شاهنشاهان هخامنشی بوده، اما نبود هيچگونه نشانه ای از وقوع اين مراسم در دوران هخامنشی، برای بعضی از دانشمندان اين سوال را پيش آورده که آيا نوروز در دوران باستانی به عنوان يک مراسم دولتی جشن گرفته می شده يا نه؟
نخستين برخورد ما با نوروز در مدارک تاريخی به سلطنت ولاش اول اشکانی (78-51 پ م) باز می گردد. ولاش اول را عموما" پايه گذار بسياری از مراسم ايرانی از جمله سده می دانند و نوشته شدن قسمتهايی از اوستا را نيز به دوران او نسبت می دهند. متاسفانه کمبود مدارک کامل ما را از تحقيق لازم در مورد جزئيات برگزاری نوروز در دوران اشکانی محروم می کند.
برعکس، از مراسم نوروز در دوران ساسانی(650-224 پ م) اطلاعات جامعی در دست داريم. کتيبه های ساسانی، پند نامه ها و ديگر قطعه های ادبيات ايرانی ميانه، از برگزاری جشن سال نو در دربار ساسانی صحبت می کنند. مراسم بار نوروزی که در آن شاهنشاه برای تمام اعضای دولت و نمايندگان ملت، بارعام ترتيب می داد، از بازمانده های مراسم ساسانی است.
مراسم بارعام شاهانه در دوران بعد از اسلام نيز باقی ماند و تمام شاهان ايران، حتی پادشاهانی که از اصل غير ايرانی ميامدند (مانند سلاطين غز و مغول) نيز دربار خود را برای برگزاری رسوم ايرانی و از جمله نوروز آماده می کردند. در دربار خلفای عباسی که از بسياری جهات خود را ادامه شاهنشاهان ساسانی می دانستند، نوروز از مهمترين جشنهای سال بود و بار نوروزی با تمام جلال و شکوه آن انجام می گرفت.
با وجود داشتن مدارک مورد اطمينان در مورد جشن گرفته شدن نوروز در دوران ساسانی، دليلی در دست نداريم که نوروز را جشنی با گذشته بسيار قديميتر از دوران ساسانی فرض نکنيم. بسياری از جشنهای مهم جهان در ابتدا تنها بوسيله مردم عامی برگزار می شدند و جزو برنامه های سلطنتی حساب نمی گشتند. قديمی بودن و دست نخوردن مراسم نوروز می تواند گواهی از اين باشد که اين جشن مدتها قبل از اينکه پادشاهان ساسانی (و شايد اشکانی) آنرا تبديل به جشنی رسمی کنند، وجود داشته و مانند امروز، بوسيله همه مردم ايران جشن گرفته می شده.
ريشه های تاريخی نوروز
اکثر مردم نوروز و جشنهای جنبی آن (چهارشنبه سوری و سيزده بدر) را جشنهايی با گذشته صد در صد ايرانی می دانند. بعضی از اين مراسم، بخصوص چهارشنبه سوری، بخاطر اهميت آتش در آن، حتی وابسته به دين زرتشت دانسته شده. از طرفی، شواهد مختلف نشاندهنده اين مطلب هستند که اين جشنها تاريخی فراتر از قوم «ايرانی» (به معنای قوم هندو-اروپايی مهاجری که در حدود سال 3000 سال قبل به ايران آمدند) دارند و احتمالا" از مراسم قبل از آريايی اين فلات سرچشمه می گيرند و چه بسا اقوام عيلامی، کاسی، گوتی و ديگر اقوام باستانی نيز آنها را جشن می گرفته اند.
منبع اطلاعات ما در مورد باورهای اقوام هندو-ايرانی و بعدا" ايرانی، در درجه اول قديمترين قسمتهای اوستا و در حالت دوم، مقايسه باورهای ديگر مردم هندو-اروپايی (بخصوص هندو-آريايی ها) با باورهای ايرانيان باستان است. ريگ ودا، قديميترين بخش وداهای هندو-آريايی، يکی از بهترين منابع موجود برای پی بردن به اصول اعتقادی و جشنها و مراسم اقوام آريایی (هندو-ايرانی) است. باورهای اقوام ديگر مانند سکاها، نورستانی ها، و مردم ايرانی زبانی که در ماوراالنهر و مناطق شرق کوههای پامير زندگی می کردند نيز می توانند الگوهای ما برای فهميدن باورهای ايرانی های باستان باشند.
در اوستا، بخصوص در گاثاها و بقيه يسناها که قديميترين بخشهای اين کتاب هستند، هيچگاه صحبتی از نوروز و جشنهای وابسته به آن نشده است. مراسم اوستايی اصولا" نيايشهايی به امشاسپندان مختلف و فره وشی ها هستند. يسناها سرودهايی هستند که برای ستايش ميترا، آناهيتا، ورونا، هوم، و ديگر امشاسپندان نوشته شده اند که در جشنهای وابسته به آنها بايد خوانده شوند (کلمه های «جشن» و «يسنا» از يک ريشه هستند). در نتيجه، دربخشهای قديم اوستا ذکری از جشنهای نوروز، چهارشنبه سوری، سيزده بدر و يا حتی سده نداريم. نخستين نشانه از نوروز در اوستا، در فرگرد دوم «ويديودات» است که در ضمن توضيح زندگی «ييم» (جمشيد)، به دستور برگزاری نوروز نيز اشاره شده (اين روايت را فردوسی نيز ذکر می کند). اما ويديودات از اخيرترين بخشهای اوستاست که به احتمال زياد يا در دوران ساسانی نوشته شده و يا در آن دوران بطور کامل بازنويسی شده و بسياری از باورهای زرتشتی ساسانی در اين کتاب وارد شده.
با نگاه کردن به باورهای مندرج در ريگ ودا نيز اثری از مراسمی مانند جشنهای بالا نمی بينيم. جشن شروع سال در نزد اين اقوام اهميت زيادی نداشته و ذکر خاصی از برگزاری مراسم بخصوصی برای آن نمی کنند. همچنين در باورهای مردم نورستان افغانستان که تا صد سال قبل که به جبر مسلمان شدند، زير نام «کافران» به پرستش خدايان باستانی هندو-ايرانی ادامه می دادند، هيچ اثری از نوروز وجود ندارد، هرچند که جشنهای سنتی نزد اين مردم کاملا" حفظ شده است.
از طرفی، با نگاه کردن به طرز زندگی اقوام هندو-ايرانی و مقايسه آن با اقوام ساکن ايران و بين النهرين، می توانيم به نتايجی در مورد ريشه های تاريخی نوروز و جشنهای ديگر مربوط به آن برسيم. اقوام هندو-ايرانی بطور اعم، از راه دامداری و پرورش اسب زندگی می کردند و زندگی آنها برمبنان کوچ نشينی بنا شده بود. اين طرز زندگی به اين معنی بود که هندو-ايرانی های باستان (مانند سکاهای دوران تاريخی، سرمتها، هيونها، مغولان، و ترکها) به دنبال حيوانات خود برای پيدا کردن چراگاههای سرسبز روان بودند. در دشتهای محل سکونت اين اقوام، فقط دو فصل زمستان و تابستان معنی داشت و به دليل طبيعت نامعمول آن، خط تقسيم و زمان اين دو فصل همواره نامعلوم بود.
اما مردم ساکن فلات ايران، عيلامی ها، کاسی ها، گوتی ها، اورارتو، ميتانی ها، و تا حد بيشتری مردمان ساکن بين النهرين، وابسته به زندگی کشاورزی ساکن بودند. اين بدين معنی بود که ترتيب کاشت، داشت، و برداشت محصولاتی نظير گندم، مشغله اصلی اين مردم محسوب می شد و زمان انجام هرکدام از اين وظايف، اهميت خاصی داشت. می بينيم که نوشتن تقويمهای نجومی که برمبنای آن حصول فصلها را معين می کردند، از دستاوردهای اين مردم است. طغيانهای سالانه رودخانه ها، شروع فصل گرما، زمان برداشت محصول، زمان رها کردن نوبتی زمين ها، همه و همه از مشغوليات زندگی کشاورزی بوده و هستند. به همين دليل، تقسيم سال به دوازده ماه و چهار فصل (که حضورشان در اين منطقه کاملا" حس می شد)، تقسيم ماه به بيست و هشت روز (بر مبنای تقويم قمری) و وضع کردن هفته، همه از تقسيمات مردم سومر و بابل بود که از طرف مردمان همسايه آنها نيز استفاده می شد.
از جشن گرفته شدن آغاز بهار در بابل باستان مدارک بسياری در دست داريم. در روز آغاز بهار، پادشاه به سوی معبد مردوک، خدای بابل، می رفت و با در دست گرفتن دستهای اين خدا، حمايت او را از سلطنت خود نشان می داد. بعد از اين مراسم، پادشاه به قصر سلطنتی باز می گشت و دستور بارعام می داد که همه مردم می توانستند به ملاقات پادشاه بيايند. اهميت اين مراسم را در آنجايی می توانيم ببينيم که بعد از تسخير بابل از طرف کورش، پادشاهان پارسی تا زمان خشايارشا نيز هرساله اين مراسم را انجام می دادند. پايان جشنهای بهاری در روز سيزدهم بهار (که اولين بار در افسانه های بابلی به عنوان عدد شوم شناخته شد) با رفتن همه اهالی شهر، از جمله شخص پادشاه، به طرف دشتهای خارج از شهر اعلام می شده (نمونه اين رسم را می توان در داستان حضرت ابراهيم مشاهده کرد).
از سوی ديگر، بسياری از فرهنگهای جهان، از بابل باستان گرفته تا سلتهای اروپايی، مراسمی مانند برافروختن آتش در پايان فصل برداشت دارند. اصولا" روشن کردن آتش بعد از خرمن چينی جزو مراسم بسيار معمول همه جوامع کشاورزی بوده و حتی امروزه نيز در کشورهای اروپايی می توان نظير آن را مشاهده کرد. در ايران نيز امروزه در طی مراسم جشن سده (که جشن رسمی پايان فصل برداشت بوده)، برافروختن آتش مرسوم است. به همين ترتيب، می توان روشن کردن آتش در چهارشنبه سوری را نوعی از همين مراسم دانست.
بطور خلاصه، می شود حدس زد که جشن آغاز بهار و مراسم روشن کردن آتش و خارج شدن از شهر، از آيينهای جوامع کشاورزی مقيم ايران بوده است. اما اقوام ايرانی بعد از مهاجرت به اين کشور و ساکن شدن در آن، به اقتباس اين مراسم پرداختند و با وارد کردن بعضی از عقايد خود (تشبيه حلول بهار به پيروزی راستی بر دروغ)، آنرا تبديل به جشنی کاملا" ايرانی کردند. اين جشن، که شايد از دورانی حتی قبل از زمان هخامنشی بوسيله اين مردم برگزار می شده، تا مدتها جشنی مردمی بوده که توانسته به دليل طبيعت غير دينی و غير سياسی خود، به جشنی عمومی برای همه مردم تبديل شود و کم کم به صورت جشنی درآيد که حتی دستگاه دولتی اشکانی و ساسانی نيز آنرا به عنوان مراسم رسمی خود انتخاب کند.
نوروز امروز
امروزه، نوروز جشن اصلی بسياری از مردم آسيای غربی است. کشورهايی که حتی هيچگاه تحت سلطه سياسی ايران نبوده اند، آنرا به عنوان يکی از جشنهای اصلی خود محسوب می کنند. هرکدام از مليتهای مختلف، مراسم خاص خود را برای جشن گرفتن نوروز دارند، اما همه اين جشن را «نوروز» می نامند و آمدن آن را مقارن با حلول بهار حساب می کنند.
در ايران وافغانستان، نوروز همچنين آغاز سال رسمی کشور است که از ابتدای ماه فروردين محسابه می شود. استفاده از سال خورشيدی از دوران هخامنشيان در ايران معمول بود، هرچند که آغاز گاهشماری چندين بار در دورانهای مختلف تغيير کرده است. در دوران ساسانی به دليل رعايت نکردن اصول کبيسه، در چند مورد نوروز در فصول اشتباه مانند ميانه تابستان جشن گرفته شد. اين مشکل گاهشماری بوسيله ستاره شناس بزرگ، عمر خيام، در قرن ششم هجری حل شد و از آن تاريخ، تقويم «جلالی» به عنوان تقويم خورشيدی کشور انتخاب شد، هرچند که رسمی شدن آن به عنوان تقويم کشور، تا قرن چهاردهم خورشيدی (آغاز همين قرن ما) به طول انجاميد. يکی از مسايل مهم، رعايت کردن کبيسه صد و بيست ساله ايست که بوسيله عمر خيام توصيه شده و در بار آخر در زمان فتحعلی شاه قاجار رعايت شده. عدم رعايت اين کبيسه، باعث بهم خوردن تدريجی تاريخ سال تحويل می شود که شروع زودرس سال 1383، آنرا بصورت محسوسی در آورده است.
نام ماههای تقويم خورشيدی بارها تغيير کرده. در دوران هخامنشی، نامهايی استفاده می شد که بعد از دوران هخامنشی به فراموشی سپرده شد. نام ماهها در دوران ساسانی بر مبنای نشانه های زرتشتی وضع شد که تقويم ماهانه ساسانی که فاقد هفته است و در آن هرروز ماه يک نام دارد، بهترين اثر باقی مانده از آن است. در بيشتر دوران اسلامی، اسامی بابلی/آرامی ماههای مانند «تموز» و «نيسان» مورد استفاده بود، اما با برقراری تقويم جلالی به عنوان تقويم رسمی ايران در اوايل قرن جاری خورشيدی، اسامی ساسانی نيز دوباره برقرار شدند که متاسفانه تلفظ آنها در مواردی تغيير کرد. در زير تلفظ پارسی ميانه اين اسامی و اصل اوستايی آنها در پرانتز آورده می شود.
Fravartin (Frawashi (فره وشی، ارواح گذشتگان:
Ardiwehisht (asha-wahishta
(بهترين بهتر (از اصول زرتشتی):
Khordad (Hauwartat)
سلامتی
Teer (Tishtria
( خدای باران
Amordad (Amartaat)
ناميرايی، نامرگی:
Shahrivar (khshathrawara)
پادشاهی خواسته شده:
Mihr (Mithra
( خدای مهر و قراردادهای اجتماعی:
Aban
(Apan
( آبها (لقب آناهيتا):
Adhar (Atar
( آتش:
Dey (Dawya
(: خدا
Wahman
(wahu-mana
( بهمن، تفکر برتر:
Spandaarmadh (Spanta-armaiti
( آرماييتی مقدس (مادينه خدای طبيعت):
نوروزتان پيروز، هرروزتان نوروز!
+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 12:13  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 
چرا بايد به ايران افتخار كنيم ؟
 
 
  • آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند .
    آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند .
    آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند .
    آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كردند ايرانيان بودند .
    آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند .
    آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان .
    آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند .
    آيا ميدانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند .
    آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند .
    آيا ميدانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند .
    آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند ايرانيان بودند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني.
    آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره نظام در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز .
    آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند .
    آيا ميدانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند .
    آيا ميدانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند .
    آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كردند ايرانيان بودند .
    آيا ميدانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند .
    آيا ميدانيد : اولين مردماني كه قاره آمريكا را كشف كردند ايراينان بودند و كريستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتادند .
    آيا ميدانيد : كلمه شاهراه از راهي كه كورش کبير بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده است .
    آيا ميدانيد : كورش كبير در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نام دارد .
    آيا ميدانيد : كورش پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و براي ابراز محبت به بابلي ها به خداي آنان احترام گذاشت و در همان معبد كه بيش از 1000 متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج گذاري كرد .
    آيا ميدانيد : اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش كبير در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد .
    آيا ميدانيد : ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد براي جلوگيري از تهاجم اقوام شمالي ساخت ، ساخته شد .
    آيا ميدانيد : اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد .
    آيا ميدانيد : كمبوجبه فرزند كورش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و اينکه فرعون مصر به جاي عذر خواهي از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله وارد مصر كرد . اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجود دارد كه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصر نشان ميدهد . او به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي به آنان ننمود .
    آيا ميدانيد : داريوش کبير با شور و مشورت تمام بزرگان ايالتهاي ايران كه در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهي برگزيده شد و در بهار 520 قبل از ميلاد تاج شاهنشاهي ايران رابر سر تهاد و براي همين مناسبت 2 نوع سكه طرح دار با نام داريك ( طلا ) و سيكو ( نقره )
    را در اختيار مردم قرار داد كه بعدها رايج ترين پولهاي جهان شد .
    آيا ميدانيد : داريوش كبير طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بدانند كه به همين مناسبت خط آرامي يا فنيقي را جايگزين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرفت . ( داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود مي انديشيد . )
    آيا ميدانيد : داريوش در پايئز و زمستان 518 - 519 قبل از ميلاد نقشه ساخت پرسپوليس را طراحي كرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با كمك چندين تن از معماران مصري بروي كاغد آورد .
    آيا ميدانيد : داريوش بعد از تصرف بابل 25 هزار يهودي برده را كه در آن شهر بر زير يوق بردگي شاه بابل بودند آزاد كرد ..
    آيا ميدانيد : داريوش در سال دهم پادشاهي خود شاهراه بزرگ كورش را به اتمام رساند و جاده سراسري آسيا را احداث كرد كه از خراسان به مغرب چين ميرفت كه بعدها جاده ابريشم نام گرفت .
    آيا ميدانيد : اولين بار پرسپوليس به دستور داريوش كبير به صورت ماكت ساخته شد تا از بزرگترين كاخ آسيا شبيه سازي شده باشد كه فقط ماكت كاخ پرسپوليس 3 سال طول كشيد و کل ساخت کاخ ?? سال به طول انجاميد .
    آيا ميدانيد : داريوش براي ساخت كاخ پرسپوليس كه نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزار كارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روز يكبار يك سكه طلا ( داريك ) مي داده و به هر خانواده از كارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن - كره - عسل و پنير ميداده است و هر 10 روز يكبار استراحت داشتند .
    آيا ميدانيد : داريوش در هر سال براي ساخت كاخ به كارگران بيش از نيم ميليون طلا مزد مي داده است كه به گفته مورخان گران ترين كاخ دنيا محسوب ميشده . اين در حالي است كه در همان زمان در مصر كارگران به بيگاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد كه با شلاق نيز همراه بوده است .
    آيا ميدانيد : تقويم كنوني ( ماه 30 روز ) به دستور داريوش پايه گذاري شد و او هياتي را براي اصلاح تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي "دني تون" بسيج كرده بود . بر طبق تقويم جديد داريوش روز اول و پانزدهم ماه تعطيل بوده و در طول سال داراي 5 عيد مذهبي و 31 روز تعطيلي رسمي كه يكي از آنها نوروز و ديگري سوگ سياوش بوده است .
    آيا ميدانيد : داريوش پادگان و نظام وظيفه را در ايران پايه گزاري كرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزير بايد به خدمت بروند و تعليمات نظامي ببينند تا بتوانند از سرزمين پارس دفاع كنند .
    آيا ميدانيد : داريوش براي اولين بار در ايران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاك -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنيان نهاد .
    آيا ميدانيد : اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد .
    آيا ميدانيد : داريوش براي جلوگيري از قحطي آب در هندوستان كه جزوي از امپراطوري ايران بوده سدي عظيم بروي رود سند بنا نهاد .
    آيا ميدانيد : فيثاغورث كه بدلايل مذهبي از كشور خود گريخته بود و به ايران پناه آورده بود توسط داريوش كبير داراي يك زندگي خوب همراه با مستمري دائم شد .
    آيا ميدانيد : در طول سلطنت داريوش كبير 242 حكمران بر عليه او شورش كرده بودند و او پادشاهي بوده كه با 242 مورد شورش مقابله كرد و همه را بر جاي خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ايران بسط داد . او در سال آخر پادشاهي به اندازه 10 ميليون ليره انگلستان ذخيره مالي در خزانه دولتي بر جاي گذاشت .

    *** داريوش در سال 521 قبل از ميلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پايين اجتماع خشنود نيستم .. ***
    ياد آنان گرامي . شايد ما ذره اي ميهن پرستي را از آنان بياموزيم
 
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 12:18  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 
در فضیلت و آثار بسم الله الرحمن الرحیم سوره حمد
 
((توئی آن نقطه بالائی فا فوق ایدیهم         که در وقت تنزل تحت بسم الله را بائی))
 
از مولی متقیان علی (ع) منقول است که فرمودند:
 
کل قرآن در سوره حمد است و کل سوره حمد در بسم الله الرحمن الرحیم و کل بسم الله الرحمن الرحیم در با  بسم الله است و کل با در نقطه زیر ب است . که آن حضرت در ادامه فرمودند (( من نقطه زیر ب هستم )).
خواص بسم الله الرحمن الرحیم:
 
هر کسی مداومت نماید به خواندن بسم الله الرحمن الرحیم هیبات عظیمی از او در دلهای اهل عالم از علویات و سفیات پیدامیشود.و همواره مورد احترام همه مردم قرار می گیرد.
 
هر کاری با بسم الله الرحمن الرحیم شرو ع شود عاقبت آن کار واجب به ختم به خیر شدن است .
 
عدد بسم الله الرحمن الرحیم 78۶ می باشد.
 
خواص عدد بسم الله الرحمن الرحیم و صلوات :
 
اگر حاجت شرعی دارید و بخواهید به اجابت سریع برسد بسم الله الرحمن الرحیم را 78۶  مرتبه به همراه 132 مرتبه صلوات بفرستید بعد حاجت را بخواهید.
 
 
مولای متقیان علی (ع) می فرمایند که ده چیز مانع از ده چیز است
 
 
١) تلاوت سوره فاتحه الکتاب      مانع از غضب پروردگار
 
 ٢) تلاوت سوره یاسین              مانع از عطش روز قیامت
 
 ۳) تلاوت سوره  دخان               مانع از اهوال و افزاء روز قیامت
 
 ۴ ) تلاوت سوره واقعه             مانع از فقر و پریشانی
 
  ۵ ) تلاوت سوره ملک              مانع از عذاب
 
   ۶ ) تلاوت سوره کوثر             مانع از خصومت و تسلط اعداء
 
   ۷) تلاوت سوره کافرون          مانع از کفر و زندقه در حال مرگ
 
  ۸ ) تلاوت سوره اخلاص          مانع از نفاق
 
 ۹ ) تلاوت سوره فلق               مانع از حسد حاسدین
 
١٠) تلاوت سوره نا س              مانع از قروض و وسوسه شیطان
 
 
 
 
 
 
 
 



+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 13:18  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 

 Kabaa Through History Step by Step

 1 = Center of the earth

 2 = History, Makkah during Abraham.

 3 = Year 157 before Hejrah, Makkah during Gussei, Grandfather to Prophet Mohammed.

 4 = Year 12 before Hejrah, Makkah during Guraish.

 5 = Year 91 Hejrah, Makkah the Omayied Era.

 6 = Year 310 Hejrah, Makkah during the Abbasied Era.  

 7 = Year 1215 Hejra, Makkah during the Ottoman Empire.

 8 = Year 1412 hejrah, makkah after completed by the Custodian of the Two Holy Mosque, King Fahd bin Abdul-Aziz

 

anwary-islam.com/ kabba-step.htm

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 11:10  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 
 

چكيده:
  
تاريخ بشر، جنگ ها، نسل كشى ها و جنايات بسيارى را به خود ديده است؛ اما تنها يك حادثه تاريخى است كه به عنوان منطقه ممنوع محسوب مى گردد و به هيچ محققى اجازه پژوهش در مستندات، اظهار نظر و بيان حقايق تاريخى پيرامون آن داده نمى شود و با تمام توان با آن بر خورد مى شود؛ آن هم از سوى كشورهايى كه خود را مهد و سمبل آزادى مى دانند. اين قضيه، مربوط به كشته هاى جنگ جهانى دوم است؛ البته نه مربوط به همه چهل ميليون كشته شده اين جنگ؛ بلكه تنها مربوط به كشته ها و مرده هاى يهودى است!
واقعيت اين است كه افسانه هولوكاست، با فلسفه وجودى دولت اسرائيل و منافع حياتى صهيونيسم بين الملل و دولت هاى غربى، ارتباطى ناگسستنى دارد و از اين رو، منطقه ممنوع غرب محسوب مى گردد.

 


تعريف هولوكاست
هولوكاست (Holocaust)، به معناى «سوزاندن با آتش است كه به طور كامل از ميان برود» و واژه اى است يونانى كه از دو واژه Holos به معنى همه و 1Kaustus به معنى سوزاندن و نابود كردن تركيب شده است و در لغت، به معناى «همه سوزى» است.2 برخى از زبان شناسان، اين واژه را برگرفته از جنايت يهوديان در يمن باستان مى دانند3 كه به تدريج و در گذر ايام، مفهوم عام ترى يافته، به سوزاندن زنده زنده انسان ها اطلاق شده است و در اصطلاح، به نظريه اى اطلاق مى شود كه ادعا دارد شش ميليون يهودى در طول جنگ جهانى دوم، بر اثر اعمالى از قبيل اعدام در اتاق هاى گاز و سوزانده شدن در كوره هاى آدم سوزى اردوگاه هاى كار اجبارى نازى ها، كشته شده اند.4
بر اساس قانونى كه پيش نويس آن در اوايل دهه 80 قرن نوزدهم، توسط تعدادى از اعضاى آژانس بين المللى صهيونيسم، تحت سرپرستى «رنه ساموئل سپرات»، خاخام معروف فرانسه تهيه و در ژوئيه سال 1990م. در فرانسه به تصويب رسيد، هرگونه ترديد درباره «هولوكاست»، اعم از ترديد درباره كشتار - مورد ادعاى - يهوديان در جنگ جهانى دوم، وجود اتاق هاى گاز و حتى كمترين ترديد در رقم 6 ميليونى يهوديان كشته شده، جرم تلقى مى شود و هركس در فرانسه از اين قانون تخلف كرده، در سه موضوع ياد شده ترديد كند، به يك ماه تا يك سال زندان و پرداخت 2 هزار تا 300 هزار فرانك جريمه محكوم مى شود. بعدها با فشار آمريكا، انگليس، فرانسه و آژانس صهيونيستى، اين قانون در اكثر كشورهاى اروپايى نيز به تصويب رسيد؛ به طورى كه امروزه هرگونه ترديد درباره هولوكاستِ مورد ادعا و ابعاد و اجزاى آن، در اروپا جرم تلقى مى شود!5 جرج بوش، قانون مبارزه با «آنتى سيميتيزم» را براى به اصطلاح كنترل اين پديده در جهان امضا كرد. هدف از قانون يهودستيزى دولت بوش، اين است كه تمام انتقادها عليه رژيم اسرائيل را به سكوت كشانده و ددمنشى ها و دروغ هاى اين رژيم را از بين ببرد.6
سرانجام با تلاش رژيم صهيونيستى، اين افسانه، جنبه اى جهانى به خود گرفت و مجمع عمومى سازمان ملل، با تصويب قطع نامه اى، روز 27 ژانويه 7 را به عنوان روز يادبود هولوكاست، نام گذارى كرد.8

انگيزه هاى طرح هولوكاست
در بررسى انگيزه هاى طرح افسانه هولوكاست، با دو عامل عمده مواجه ايم كه از اين قضيه به صورت هاى مختلف بهره مند شده اند؛ يكى صهيونيسم كه ذى نفع عمده است و ديگرى خود دولت هاى غربى.

الف) انگيزه هاى صهيونيسم
از ديدگاه محققانى كه درباره چگونگى و انگيزه هاى طرح افسانه هولوكاست به تحقيق پرداخته اند، چند دليل عمده در اين زمينه وجود دارد كه عبارتند از:
1. انگيزه هاى سياسى
از ديدگاه صهيونيست ها، برپايى دولت اسرائيل، نتيجه منطقى ظلم بر يهوديان در هولوكاست است. تعجب آور اين است كه آنها مى خواهند به واسطه وقوع «آشويتس»9 و كوره هاى آدم سوزى خيالى، خود را مستحق برپايى يك دولت بنمايانند؛ آن هم در گوشه ديگرى از جهان و با غصب سرزمين ملتى كه هيچ گونه ربطى به جنايات واقعى يا ساخته و پرداخته آنان ندارد. چنان كه «آبراهام هشل» مى گويد: «دولت اسرائيل، پاسخ خدا به آشويتس است»10 و « موشه زيمرمن»، رئيس گروه مطالعات آلمانى در دانشگاه عبرى اورشليم تأكيد مى كند كه «هالوكاست[هولوكاست]، توجيه اصلى تأسيس دولت اسرائيل است».11
چرا در فلسطين؟
سازمان صهيونيسم، در شرايط جنگ جهانى، اولين مرحله از پروژه تسلط بر جهان را كليد زد. اين سازمان، چاره را در اين ديد كه از هرج و مرج به وجود آمده در جنگ جهانى استفاده كند و با «مظلوم نمايى» هرچه تمام تر، چنين جلوه دهد كه جهان مسيحيت به آنان حمله كرده و تعداد زيادى از آنان را كشته است؛ پس آنان ناچارند به جاى ديگرى بروند و كجا بهتر از خاورميانه و آن هم فلسطين؛12 سياستى كه نه بر اساس اجبار، بلكه كاملاً مورد خواست و مطابق اهداف صهيونيسم بود. «هانا آرنت» معتقد است: «سياست ناسيونال سوسياليست ها در مورد يهوديان، سياستى بود كه كاملاً طرفدار صهيونيسم بود».13 «هاينتس هوهنه»، روزنامه نگار آلمانى نيز در تأييد اين نظر مى گويد: «صهيونيست ها، استقرار فاشيسم در آلمان را نه به مثابه يك مصيبت ملى، بلكه به عنوان فرصتى تاريخى و بى مانند در وصول به هدف هاى صهيونيستى خويش مى ديدند».14
علاوه بر تأسيس اسرائيل و تلاش براى تحقق اهداف صهيونيسم بين الملل، صهيونيست ها دو هدف عمده سياسى ديگر را از مظلوم نمايى يهود و تقدس بخشيدن به هولوكاست، تعقيب مى كنند؛
1.
پيش گيرى از خيزش عمومى جهانيان عليه صهيونيسم.
2.
مظلوم نمايى و برانگيختن احساسات نژاد يهود و ايجاد اتحاد سياسى آنان.15

2. انگيزه هاى اقتصادى

صهيونيست ها با ماجراى هولوكاست و طرح دعاوى حقوقى عليه كشورهاى آلمان، اتريش، لهستان، سوئيس و...، تا كنون ميلياردها دلار به جيب زده اند. به عنوان نمونه، آلمان ملزم شد از سال 1952 تا سال 2002م. به روش هاى مختلف، به بازماندگان به اصطلاح قتل عام يهود غرامت بپردازد16 و بر اساس توافق هاى حاصله، «دولت اين كشور، زير فشارهاى باج خواهانه صهيونيست ها، مجبور شد موافقت خود را با اعطاى سالانه 50 ميليون مارك تا سال 2002م. به رژيم صهيونيستى اعلام نمايد».17
گلدمن (مجرى اصلى طرح) مى گويد: «هدف از اين افسانه سازى ها و دروغ پردازى ها، صرفاً گرفتن غرامت براى قربانيان جنگ نبود؛ بلكه هدف از آن، تهيه بودجه لازم جهت پايه ريزى حكومتى بود كه كوچك ترين حقى در اين رابطه نداشت؛ زيرا زمانى كه اين جنايات انجام شد، چنين دولتى وجود خارجى نداشت؛ اما از اين مسئله، براى فراهم آوردن تسليحات لازم براى جنايات جديد بهره گرفت».18

3. انگيزه هاى روانى

سوء استفاده از گرايش هاى فطرى بشر به حمايت از مظلوم، رساترين تعبيرى است كه مى توان آن را محور همه فعاليت هاى جنبش صهيونيسم در طى قرن بيستم دانست؛ مفهومى كه در ايجاد دولت نامشروع صهيونيستى در فلسطين و تحكيم پايه هاى آن، بسيار مؤثر بوده و يهوديان با تمسك به اين شيوه تا كنون توانسته اند بر تمامى جنايت ها، قانون شكنى ها و فزون خواهى هاى خود در سرتاسر جهان سرپوش گذارند.
«
پل فرام»، مدير انجمن كانادايى آزادى بيان مى گويد: «من با رئيس جمهور ايران موافقم و معتقدم اشتباه است كه فلسطينيان تاوان گناه اروپايى ها را بپردازند و كشور خود را از دست بدهند. من همچنين بر اين باورم كه داستان دروغين هولوكاست، براى اين كه به اروپاييان و ساكنان آمريكاى شمالى اين حس داده شود كه گناهكارند، ايجاد شده است. افسانه هولوكاست، به يهوديان اجازه مى دهد تا ميلياردها دلار از آلمان و ديگر كشورها غرامت بگيرند. هولوكاست همچنين اذهان مردم آمريكاى شمالى و اروپا را براى پذيرش ددمنشى ها و خشونت هاى اسرائيل آماده مى كند».19
مقام معظم رهبرى در تحليلى جامع و شيوا از نحوه شگردهاى تبليغاتى صهيونيست ها و اهدافى كه آنان از مظلوم نمايى يهود و طرح كوره هاى آدم سوزى دنبال مى كنند، مى گويد: «صهيونيست ها از اول كار، يك شگرد تبليغى را انتخاب كردند كه عبارت است از مظلوم نمايى. براى مظلوم نمايى، داستان ها و افسانه هاى فراوانى جعل شد؛ خبرهايى ساخته شد و تلاش هاى بى وقفه اى انجام گرفت. اينها مسئله نگرانى روانى يهوديان را مطرح كردند و گفتند چون يهودى ها در طول قرن هاى متمادى زير فشار بودند، از لحاظ روانى دچار نگرانى اند و به امنيت روانى احتياج دارند. صهيونيست ها در مذاكرات با سران كشورهاى غربى و بعدها در گفت وگوهاى خود با كشورهاى اسلامى و عربى، مسئله امنيت روانى را مطرح كردند و گفتند ما به امنيت روانى احتياج داريم و بايد امنيت روانى ما تأمين شود. هر اقدامى بخواهد انجام بگيرد، اگر به سودشان نباشد، به بهانه امنيت روانى، مى توانند آن را خنثى كنند. شما وقتى سرزمين را از دست مى دهيد، مى دانيد چه چيزى را از دست داده ايد؛ اما وقتى مى خواهيد خواسته اسرائيل را در مورد امنيت روانى برآورده كنيد، نمى دانيد تا كجا بايد تسليم شويد و تا كجا بايد امتياز بدهيد. اين امتيازدهى، پايانى ندارد؛ مرتب بايد امتياز داد. تجربه اروپا در اين مورد، عبرت آموز است. دولت آلمان، صد و پنجاه ميليارد مارك به عنوان خسارت به يهودى ها داد؛ اما خسارت يهوديان از آلمان، هنوز تمام نشده است؛ باز هم خسارت طلبكارند و بايد به آنها داده شود! آن چه يهودى ها با آلمان كردند، كم و بيش با برخى كشورهاى اروپايى ديگر - مثل اتريش، سوئيس، فرانسه، حتى تا چند سال قبل با واتيكان - نيز انجام دادند؛ همه بايد خسارت بدهند؛ اين خسارت تمام شدنى نيست! همه سياست مداران، خبرنگاران، روشنفكران، كارگزاران و نخبگان غرب بايد در مقابل بناى يادبود كوره آدم سوزى سر تعظيم فرود بياورند؛ يعنى همه، داستانى را كه اصل صحت آن معلوم نيست، مورد تأكيد قرار دهند و خود را بدهكار آن داستان قلمداد كنند. اينها روش هايى است كه در تبليغ دارند و همه معطوف به مظلوم نمايى است».20

ب) انگيزه غرب در طرح و تبليغ هولوكاست
در يك جمع بندى، اهداف اروپا و آمريكا از اين اقدام، عبارتند از:
1.
تخليه حداكثرى جماعت يهود از درون سرزمين هاى يهودى به يك مكان مشخص.
2.
تمركزدهى به يهود در محل اتصال سه قاره و استقرار اسرائيل در قلب خاورميانه، براى ايجاد يك پايگاه ديدبانى بر منابع غرب در خاورميانه.
3.
ايجاد منطقه امنيتى غرب در قلب مناطق اسلامى، براى نظارت و ديده بانى بر منافع امنيتى غرب از درون منطقه.

نقد دلايل هولوكاست
با وجود تمام تدابير، امكانات و حجم عظيم تبليغات جهانى به كار گرفته شده جهت اثبات اين واقعه، تاكنون ده ها مورخ برجسته اروپايى و صدها استاد بلندآوازه و متخصص شناخته شده بررسى اسناد تاريخى، با ارائه اسنادى كه هيچ صاحب نظرى نمى تواند در صحت آنها كمترين ترديدى روا دارد، به روشى كاملاً علمى اثبات كرده اند كه ماجراى هولوكاست و كوره هاى آدم سوزى، اتاق هاى گاز قتل عام 6 ميليون يهودى و هر آن چه صهيونيست ها در اين باره ادعا مى كنند، دروغ محض و يك داستان ساختگى است كه واقعيت آن يقيناً با اسناد موجود، زير سؤال رفته، مدارك و شواهد ادعايى يهوديان بدون اعتبار و ابطال پذير است. افرادى همچون مارك وبر، روبرت فوريسون، فردريك توبن، روژه گارودى، ديويد ايروينگ، آرمان امادروس و داريوژ راتايژاك و... از اين گروه متخصصان هستند كه اغلب به «تجديدنظر طلبان» مشهور مى باشند.21

1. اتاق هاى گاز

يكى از مهم ترين ادعاهاى يهوديان و متفقين بعد از جنگ جهانى دوم، اين بود كه آلمان ها، يهوديان را در اتاق هاى گاز مى كشتند. تحقيقات علمى اى كه درباره مكان هاى مورد ادعا، انجام شده، عدم صحت آن را ثابت مى كند.
پروفسور «روبر فوريسون»، نويسنده و محقق برجسته فرانسوى، متخصص و كارشناس عالى رتبه اسناد و مدارك تاريخى، مى گويد: «من تا سال 1960 به واقعيت كشتار بزرگ در اتاق هاى گاز اعتقاد داشتم. پس از چهارده سال انديشه و مطالعه شخصى و آن گاه چهارسال تحقيق بى وقفه و خستگى ناپذير، همانند بيست نفر از نويسندگان «رويزيونيست» (تجديدنظرطلب) تاريخى، اطمينان يافتم كه با يك دروغ بزرگ تاريخى مواجه هستم. از اردوگاه هاى «آشويتس» و «بيركناو»، چندين مرتبه بازديد كردم. در اردوگاه هاى «اشتروتهوف» (در آلزاس فرانسه) و «مايدانك» (در لهستان)، مكان هايى را كه به عنوان «اتاق گاز» معرفى مى شدند، بررسى كردم. در مركز اطلاع رسانى يهود در پاريس، آرشيوها، دست نويس ها، شهادت هاى كتبى، اسناد مربوط به بازجويى محكومان جنگ جهانى دوم و دادگاه نورنبرگ و هزاران سند و مدرك ديگر به جا مانده از آن دوران را مطالعه كردم. براى يافتن پاسخ سؤال هاى خود، بى وقفه از متخصصان و تاريخ دانان پرسش كرده ام. سال ها، اما بيهوده به دنبال فقط يك بازمانده از بازماندگان جنگ بودم كه به چشم خود اتاق هاى گاز را ديده باشد؛ به حتى يك مدرك، فقط يك مدرك راضى بودم؛ اما همين يك مدرك را هم نيافتم. در مقابل، آن چه يافتم، تعداد بى شمارى مدارك مجعول بود. پس از آن، با سكوت، مزاحمت، دشمنى، توهين و بالاخره ضرب و جرح و محاكمه مواجه شدم».22
پروفسور «روژه گارودى»، محقق مسلمان فرانسوى نيز با تحقيقات خود در اين زمينه دريافت كه از يك سو گاز HCN قيمت و هزينه زيادى داشته، در نتيجه گران ترين شيوه اعدام محسوب مى شودو از سوى ديگر، مكان هايى كه يهوديان از آن به عنوان اتاق گاز نام مى برند، اصلاً قابليت چنين كارى را ندارند؛ زيرا اين گاز بايد در يك پوششى از فولاد اكسيدنشدنى باشد و درب ها نيز بايد مجهز به لولاهايى از پنبه نسوز كائوچويى مخصوص يا تفلون باشد. متخصصان پزشكى قانونى پس از بازديد از اين مكان ها اظهار داشتند كه استفاده اين تأسيسات از گاز HCN، فوق العاده خطرناك است و در اين مكان ها هيچ تجهيزاتى براى مهار اين گاز در نظر گرفته نشده است.23

2. كوره هاى آدم سوزى

از ديگر ادعاهاى صهيونيست ها اين است كه نازى ها، يهوديان را در كوره هاى آدم سوزى مى سوزاندند. اين ادعا، امروزه به عنوان يك دروغ تاريخى شناخته شده است.
«
وئيس مارشالكو»، درباره اتاق هاى گاز و كوره هاى آدم سوزى اسناد جالبى ارائه مى كند. يكى از اين اسناد، مقاله اى از «شم»، روزنامه زيرزمينى ناسيوناليست هاى يهودى فرانسه است كه در 8 ژوئيه 1944م. درباره وضعيت 9 اردوگاه از اردوگاه هاى نگهدارى و توقيف يهوديان در آلمان توضيح مى دهد. در اين گزارش، حتى يك كلمه هم از قلع و قمع يهوديان يا بدرفتارى با آنان نيست. در اين گزارش همچنين هيچ حرفى از اتاق هاى گاز، اردوگاه هاى مرگ و يا بچه كشى به ميان نمى آيد. درست در نقطه مقابل آن، گزارش «شم» مى گويد كه [بچه هاى 2 تا 5 ساله را به كودكستان هاى مختلف برلين مى فرستادند تا از كمك هاى ويژه اى برخوردار شوند]. مارشالكو توضيح مى دهد كه چگونه زير نظر يهوديان در پايان سال 1945م. اردوگاهى چون «داخو» مورد تخريب و بازسازى هدف دار قرار گرفت.
او مى نويسد: «قبل از هر چيز، منظره زيباى سرسبز و بوستان گونه اردوگاه بايد به كلى تخريب مى شد؛ چون براى سينماروهاى آمريكايى، پذيرش اين امر كه يهوديان را در دل باغ و بوستان و بسترى از گل و گياه شكنجه مى كردند، كار مشكلى بود؛ به ويژه وقتى آنها را به سينماها كشانده بودند تا صحنه هاى مخوف و ترسناك (اردوگاه ها) را نشانشان دهند. از اين رو، به كارگران جديد اردوگاه دستور دادند مثلاً يك گودال خون كه لوله اى از آن به خارج مى رفت، بسازند تا طورى به نظر آيد كه از اين گودال، خون يهوديان از طريق آن لوله، تخليه مى شده است. محوطه استحمام زندانى ها، اتاق رخت كنى آنها و محوطه هاى ورودى، تماماً بايد بازسازى مى شدند تا به صورتى درآيند كه به كوره آدم سوزى اى كه يهوديان ادعا مى كردند، شبيه باشند».24

3. شش ميليون كشته يهودى

بر اساس تحقيقات و مستندات تاريخى، چنين چيزى نيز اصلاً واقعيت نداشته است. مارشالكو بر مبناى شواهد متعدد آمارى نشان مى دهد كه تمام يهوديان اروپا در سال 1933م. بالغ بر 5.600.000 نفر بوده اند و اين رقم، مورد تأكيد يهوديان آمريكا نيز مى باشد. اگر از اين تعداد، يك ميليون يهودى بيرون خط مولوتف - روبين تروپ، كسر شود و اگر يهوديان ساكن در كشورهاى بى طرف و متفقين را هم كسر كنيم، رقم 2.500.000 باقى مى ماند؛ در حالى كه بنا به نظر كارشناسان، جمعيت يهوديان ساكن در قلمرو هيتلر و هيملر، به نيم ميليون هم نمى رسيد.25
مارشالكو مى افزايد: «در بالاترين سطح ممكن، تعداد يهوديان جان باخته را نمى توان بيش از 500 تا 600 هزار نفر دانست؛ اما در مقايسه با اين، ملل مسيحى تلفات به مراتب بيشترى را متحمل شدند. اجازه دهيد ملت كوچك مجارستان را در نظر آوريم كه كل جمعيت آن شايد از تعداد يهوديان امروز بيشتر نباشد. تعداد قربانيان جنگ مجارستان، چه آنهايى كه در بمباران هاى هوايى مرده بودند و يا اين كه در اردوگاه هاى مرگ سيبرى از گرسنگى جان باخته اند و يا يخ زده باشند، حداقل به رقم يك ميليون نفر مى رسيد».26

جمع بندى
1.
نحوه برخورد غرب با هولوكاست و جلوگيرى از تحقيقات علمى و مستند دانشمندان، نه تنها با ادعاى آزادى عقيده و بيان منافات دارد، بلكه خود حاكى از ساختگى و غيرواقعى بودن اين قضيه است.
2.
مدعيان حقوق بشر با بزرگ نمايى بخشى از جنايات جنگ جهانى دوم - در مقابل ساير جناياتى كه در اين جنگ اتفاق افتاد؛ مانند بمباران اتمى ژاپن توسط آمريكا و همچنين ساير نسل كشى هايى جهان - سياسى بودن جانبدارى خود از حقوق بشر را به اثبات رسانده اند.
3.
بر اساس تحقيقات علمى و مستندات تاريخى انجام شده توسط محققان و متخصصان، ماجراى هولوكاست و كوره هاى آدم سوزى، اتاق هاى گاز قتل عام 6 ميليون يهودى و هر آن چه صهيونيست ها در اين باره ادعا مى كنند، دروغ محض و يك افسانه ساختگى است.
4.
با دروغ بودن افسانه هولوكاست، اساس تشكيل دولت اسرائيل و توجه مضاعف به اين مولود بى هويت انگليس و آمريكا، زير سؤال مى رود.
5.
بر فرض قبول هولوكاست، با چيزى جز «ادعاى ظلم مسيحيان در حق يهوديان» مواجه نيستيم؛ اما وقتى غرب با دفاع از هولوكاست، ادعاى ظلم به آنها را مى پذيرد و ادعاى جبران خسارات وارده به يهود را دارد، چرا اين خسارت را از جيب ملت هاى ديگر پرداخت مى كند؟ اروپا در صورت پافشارى بر وقوع هولوكاست و جبران خسارت، بايد قسمتى از زمين هاى خود را در اختيار صهيونيست ها قرار دهد. تنها اين گونه، غرب مى تواند خود را از چالشى بزرگ در مقابل يهود - كه خود رإ؛ّّج مظلوم مى دانند - و يك ميليارد مسلمان رهايى بخشد.
6.
واقعيت اين است كه افسانه هولوكاست با فلسفه وجودى دولت اسرائيل و منافع حياتى صهيونيسم بين الملل و دولت هاى غربى ارتباطى ناگسستنى دارد و برجسته كردن مسئله هولوكاست، صرفاً سرپوش نهادن بر ماهيت نامشروع اعمال توسعه طلبانه و جنايات رژيم اسرائيل در فلسطين و جهان مى باشد.

پى نوشت:
1.
در بعضى از متون به جاى واژه Kaustos، از واژه Kaiein استفاده شده است.
2.
محمد احمدى، پژوهه صهيونيست (مجموعه مقالات)، مركز مطالعات فلسطين. (مقاله واقعيت يهودستيزى، ص 214).
3.
اين واقعه قبل از بعثت پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله در يمن اتفاق افتاده است و در سوره مباركه بروج به آن اشاره شده است. در اين واقعه هولناك، جمع انبوهى از مردان، زنان و كودكان، در حالى كه غل و زنجير بر دست و پا و گردن آنها زده اند، تنها به خاطر ايمان به خداوند و پيروى از حضرت مسيح، زنده زنده به درون آتش انداخته و سوزانده شدند.
4.
پروفسور روبر فوريسون، اتاق هاى گاز در جنگ جهانى دوم، واقعيت يا افسانه؟ ترجمه دكتر سيد ابوالفريد ضياءالدينى، مؤسسه فرهنگى - پژوهشى ضيا.
5.
حسين شريعتمدارى، هولوكاست افسانه نيست، روزنامه كيهان، 22 آذر 1384.
6.
عبدالله محمد سيندى، استاد دانشگاه نيويورك، هولوكاست افسانه اى خاص صهيونيسم است، خبرگزارى مهر، 1384.11.6.
7.
اين روز، روز آزادسازى اردوگاه اسراى جنگى آشويتس در لهستان، توسط ارتش سرخ روسيه در جنگ جهانى دوم است.
8.
ر.ك: هولوكاست؛ دروغ تاريخى 27 ژانويه.
9.
نام يكى از كوره هاى آدم سوزى؛ ساير اين كوره هاى خيالى عبارتند از: داخائو، تربلينكا، بير كناو.
10.
روژه گارودى، محاكمه صهيونيسم اسرائيل؛ ترجمه جعفر ياره، احمد نخستين، مجيد خليل زاده، ص 149-150.
11.
همان، ص 150.
12.
از هولوكاست تا تشكيل دولت اسرائيل، پايگاه اطلاع رسانى رسا.
13.
محاكمه صهيونيسم اسرائيل، ص 56.
14.
يورى ايوانف، صهيونيسم، ترجمه ابراهيم يونسى، ص 129.
15.
محمدرضا واحدى، بوى خون، ص 44-45.
16.
ر.ك: پژوهه صهيونيست، ص 225.
17.
نشريه نداء القدس، ارگان جنبش جهاد اسلامى، دفتر تهران، 1376.10.30، ص 16.
18.
روژه گارودى، محاكمه آزادى، ترجمه جعفريان و ديگران، مؤسسه انديشه معاصر، 1377، ص 8.
19.
هولوكاست منافع، اقتصادى - سياسى صهيونيسم را تأمين مى كند، خبرگزارى مهر.
20.
سخنان مقام معظم رهبرى در همايش بين المللى رسانه هاى جهان اسلام در حمايت از انتفاضه فلسطين، 1380.11.11.
21.
اسرائيل شاهاك، تاريخ يهود، مذهب يهود، بار سنگين سه هزاره، ترجمه مجيد شريف، نشر چاپخش، 1376، ص 20.
22.
پروفسور روبر فوريسون، اتاق هاى گاز در جنگ جهانى دوم واقعيت يا افسانه؟ ترجمه دكتر سيد ابوالفريد ضياء الدينى.
23.
روژه گارودى، اسطوره هاى بنيان گذارى سياسيت اسرائيل، ترجمه حميدرضا آژير.
24.
فتح جهان با دروغى به نام «كوره يهودى سوزى«، سايت علمى يهود.
25.
فاتحين جهانى، ص 181-182.
26.
فتح جهان با دروغى به نام» كوره يهودى سوزى
.«


كلمات كليدي : هولوكاست  | فلسطين  | صهيون  | يهود  |

     
       
 
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 8:26  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 

هوالحيّ



جاده وجود

    

كوله ‌پشتي‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد. رفت‌ كه‌ دنبال‌ خدا بگردد؛ و گفت: تا كوله‌ام‌ از خدا پر نشود برنخواهم‌ گشت.نهالي‌ رنجور و كوچك‌ كنار راه‌ ايستاده‌ بود.مسافر با خنده‌اي‌ رو به‌ درخت‌ گفت: چه‌ تلخ‌ است‌ كنار جاده‌ بودن‌ و نرفتن؛ و درخت‌ زير لب‌ گفت: ولي‌ تلخ‌ تر آن‌ است‌ كه‌ بروي‌ و بي‌ رهاورد برگردي.

 كاش‌ مي‌دانستي‌ آن‌چه‌ در جست‌وجوي‌ آني، همين‌جاست.
مسافر رفت‌ و گفت: يك‌ درخت‌ از راه‌ چه‌ مي‌داند، پاهايش‌ در گِل‌ است، او هيچ‌گاه‌ لذت‌ جست‌وجو را نخواهد يافت.
و نشنيد كه‌ درخت‌ گفت: اما من‌ جست‌وجو را از خود آغاز كرده‌ام‌ و سفرم‌ را كسي‌ نخواهد ديد؛ جز آن‌ كه‌ بايد.
مسافر رفت‌ و كوله‌اش‌ سنگين‌ بود.
هزار سال‌ گذشت، هزار سالِ‌ پر خم‌ و پيچ، هزار سالِ‌ بالا و پست. مسافر بازگشت. رنجور و نااميد. خدا را نيافته‌ بود، اما غرورش‌ را گم‌ كرده‌ بود. به‌ ابتداي‌ جاده‌ رسيد. جاده‌اي‌ كه‌ روزي‌ از آن‌ آغاز كرده‌ بود.
درختي‌ هزار ساله، بالا بلند و سبز كنار جاده‌ بود. زير سايه‌اش‌ نشست‌ تا لختي‌ بياسايد. مسافر درخت‌ را به‌ ياد نياورد. اما درخت‌ او را مي‌شناخت.
درخت‌ گفت: سلام‌ مسافر، در كوله‌ات‌ چه‌ داري، مرا هم‌ میهمان‌ كن. مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمنده‌ام، كوله‌ام‌ خالي‌ است‌ و هيچ‌ چيز ندارم.
درخت‌ گفت: چه‌ خوب، وقتي‌ هيچ‌ چيز نداري، همه‌ چيز داري. اما آن‌ روز كه‌ مي‌رفتي، در كوله‌ات‌ همه‌ چيز داشتي، غرور كمترينش‌ بود، جاده‌ آن‌ را از تو گرفت. حالا در كوله‌ات‌ جا براي‌ خدا هست. و قدري‌ از حقيقت‌ را در كوله‌ مسافر ريخت. دست‌هاي‌ مسافر از اشراق‌ پر شد و چشم‌هايش‌ از حيرت‌ درخشيد و گفت: هزار سال‌ رفتم‌ و پيدا نكردم‌ و تو نرفته‌اي، اين‌ همه‌ يافتي!

درخت‌ گفت: زيرا تو در جاده‌ رفتي‌ و من‌ در خودم. و پيمودن‌ خود، دشوارتر از پيمودن‌ جاده‌هاست

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 14:18  توسط  سید ابراهیم اسکندری  |