|
پیشاپیش اربعین حسینی رو به شما دوستانعزیزتسلیت عرض می کنم
و موسم فصل نووعید نوروز که شکوفه ها عطرخودشون همه جا پخشمی کنند ِمنم پیکی همراه با امید وآرزو به سوی شما دوستان روان می کنم که سرشارازپاکترین هاست. به امید آنکه سال جدید سالی خوب وسرشارازموفقیت برای یکایک شما باشد. دوستدار همشگی شما سید
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 19:37  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود) *باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد) * اگركسي اشتباه كردآن رابه پوشان (مثل شب) *وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ) * متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك) *بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا ) *اگرمي خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه )
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 8:8  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
برخي از اين عادت هاي نادرست بشرح زير مي باشند:
1- نخوردن صبحانه
اشكال چيست؟
نخوردن صبحانه يك اشتباه بزرگ محسوب ميشود. صبحانه سالم نه تنها باعث افزايش انرژي و بازشدن فكر و ذهـن ميـگردد، بـلـكه مـوجب انتخاب و مصرف مناسب وعده هاي غذايي ديگر در ادامه روز توسط شما خواهد شد.
همچنين خوردن صبحانه ممكن است به شـما در مـصـرف كمتر كالري در ادامه روز كمك نمايد. يك تحقيق دانشگاهي نشان داده كه مصرف مقدار كالري مشخص در ابتداي روز اثر سير كنندگي بيشتري نسبت بمصرف همان مقدار كالـري در ساعتهاي ديرتر خواهد داشت كه اين امر موجب كاهش مجموع كالري مصرفي در روز مي گردد.
راه حل
خوردن صبحانه مناسب احتمال بكارگيـري عـادتهاي نادرسـت غـذايـي را در وعـده هـاي ديگر كاهش ميدهد. صبحانه را كامل صرف نـمايـيـد. از مـواد لـبني كم چرب، تخم مرغ و نانهاي سبوس دار استفاده كنيد.
2-غذا خورن پيش از خواب
اشكال چيست؟
اگر ميخواهيد روياهاي شيرين ببينيد، پيش از خواب از غذا خوردن دوري كنـيـد. با اينكه نتايج قطعي مبني بر افزايش وزن بر اثر خـوردن غذا پيـش از خواب وجود ندارد، پرخوري، مصرف غذاهاي ادويه دار و چرب، يـك تا سـه سـاعت پيش از وقت خواب منجر به كاهش كيـفيت و مدت خواب و مـوجـب كـسـالـت، خـستـگـي و كـوفــتــگي در روز بــعد خواهــد شد. خوردن غذاهاي چرب پيش از خواب سبب كند شدن تخليه معده و تشديد سوءهاضمه و مصرف غذاهاي ادويه دار منتهي به صـدمات و سـوزشـهاي قلـبي و نـيز سوء هاضمه خواهد شد.
راه حل:
سعي كنيد حداقل 4 ساعت قبل از خواب اقدام به خـوردن غذا نـموده و چنانچه پيش از خواب احساس گرسنگي كرديد مقداري ميوه جات تازه مصرف نماييد.
3- پرخوري
اشكال چيست
شـايد اگـر پرخوريهاي رايج مربوط به سبزيجات ميشد، متخصصان تغذيه مشكلي با اين نوع خوردن پيدا نميكردند، اما متاسـفـانـه پرخـوري مـعـمـولا" در مـورد غـذاهـاي چـرب و نشاسه دار نـمودار ميشود. زياده روي در ايـن نـوع مـواد غـذايي منجر به افزايش وزن و نارضايتي شده و جنبه اجتماعي خوشايندي به دنبال نخواهد داشت. راه حل
وعده هاي غذايي خود را بجاي 3 وعده پرحجم، به 5 يا 6 وعـده كـم حـجـم تـر تـقـسـيم كنيد. خوردن غذاهاي سالم و كم حجم حاوي كربوهيدراتهاي كمپلكس و پروتئين درطول روز نه تنها اشتهاي شما را كنترل مي كند، بلكه احتمال پرخوري را نيـز كـاهـش خواهـد داد.تعدد وعده هاي غذايي همچنين باعث سوزانده شدن مقدار بيشتري كالري ميگردد چرا كه متابوليسم بدن همواره به فعاليت مي پردازد.
4- گرسنه ماندن
اشكال چيست؟
برخلاف تصور، گرسنه ماندن باعث ميشود وزن بدن بدليل ذخيره سازي چربـي افزايـش يابد. هنگاميكه براي مدتي طولاني غذا نمي خوريد، بدن شما بدليل مـحروم مـانـدن از مواد غذايي دچار آشفتگي ميگردد و در انتها هنگاميكه دوباره شروع به خوردن ميكنيد، بدن شما گمان ميكند كه بايد كالري مصرفي را بچربي تبديل نمايد چون نميداند چـقدر طول مي كشد كه دوباره غذا بخوريد. بنابراين چربيها با شما باقي ميمانند.
راه حل
اگر هدفتان از گرسنگي كشيدن كاهش وزن است بايد در برنامه رژيمي خود تجديد نظر نماييد. بجاي گرسنگي يك برنامه مناسب ورزشي براي خود تعيين نموده و بـيشـتـر بـه باشگاه برويد.از ميوه جات، سبزي جات، حبوبات، گوشتهاي كم چرب و ماهي استفاده كنيد. سعي كنيد چهار يا پنج بار در هفته طبق يك برنامه منظم ورزش نـمايـيـد. بهترين روش كاهش وزن تمرينات مرتب و رژيم غذايي مناسب است و نه محـروم كـردن بـدن از مواد غذايي مورد نياز آنهم به مدت طولاني.
5- انجام كاري ديگر بهمراه غذا خوردن
اشكال چيست؟
نه تنها پرداختن به كاري ديگر همزمان با غذا خـوردن مـوجب ريـخت و پـاش آن در اطراف شما مي شود، منجر بـه پـرخوري و در نتيجه افزايش وزن نيز خـواهد شـد. اگـر هنـگام تماشاي تـلوزيـون، صـحبـت بـا تـلفـن و يا بـازي ويـدئـويي مشــغول غـذا خـوردن شويد، اين عوامل خارجي پرت كننده حواس باعث ميشوند شـما توجه كمتري به گـرسنـگي و نشانه هاي سيرشدن كه بيان كننده كافي بودن مقدارغذا و احساس سيري ميباشند، بنماييد. بعلاوه وقتي در حين انجام كاري شروع به غـذا خوردن ميـكنيد، ديگر توان توقف نخواهيـد داشت چرا كه عمل خوردن تبديل بـه حركـي غـير هوشيارانه و مكانيكي بدون توقـف مي شود. راه حل
سعي كنيد در هر لحظه فقط روي يك چيز تمركز نماييد. چرخ زدن در آشپزخـانـه هـنـگام صحبت با تلفن ايده مناسبي نيست. اگر فقط مي خواهـيد دست يا دهانـهتـان مشغول باشد، سرگرمي غير از مواد خوراكي پيـدا كـنـيـد. آدامـس بجويد، گيتار بنوازيد و يا گردن همسرتان را ماساژ دهيد.
6- سريع خوردن
اشكال چيست؟زندگي بسرعت مي گذرد. ولي آيا دوست داريد زندگي شما نيز سريع تمام شود؟ بعيد اسـت. دفـعـه بـعـد سـعـي كنـيد غـذاي خود را آهسته تر بخوريد چون سريع غذا خوردن كمكي بـشما نكرده و برعكس باعث افزايش وزن مي گردد. از زمان شروع غذا تقريبا 20 دقيقه طول ميـكشد كه علائم سيري به مغز برسند بنابراين اگر شما ظرف 5 يا 6 دقيقه غذاي خود را تمام كنيد، مغز فرصتي پيدا نمي كند كه به بدنتان بگويد كه سير شده ايد و اين باعث زياده خوري و پر كردن معده بيش از مقدار مورد نياز خواهد گرديد.
راه حل
آهسته غذا بخوريد،ريلكس باشيد، خوب بجويد و از مزه غذا لذت ببريد. به اينصورت مغز شما متوجه مي شود كه در حال غذا خوردن هستيد بنابراين مي تواند به بدنتان بگويد كه سير شده ايد.
- 7-آب نخوردن به اندازه كافي
اشكال چيست؟
پوشـيده نيـسـت كه آب مايعي حيات بخش براي هـمـه موجودات طبـيعت از جـمله انـسـان اسـت. نـكتـه جالب اينجا است كه ننـوشـيدن مقـدار كـافـي آب در طـول روز متابوليسم و سـوخت ساز بدن را كنـد نـمـوده و مـمكن است باعث اضافـه وزن نيـز بـشـود. آب ماده اي ضـروري براي فعاليتهاي متابوليك بدن، از جمله سوزاندن كالري، محسوب مي گردد.
راه حل
تا زمانيكه در كوير لوت زندگي نمي كنيد، آب فراواني اطراف شما وجود داشته و بايد زياد از آن بـنـوشـيـد. 8 تا 10 ليـوان و اگر ورزش ميـكـنيد حتي بيشتر از اين مقدار. خوردن آب بجاي انـواع نـوشـانه نـيـز بـسيـار مـنـاسـب است. نوشابه ها معمولا" زودتر احساس تشنگي را نـسبت به آب از بـيـن مـي بـردنـد و داراي كالريهاي بي ارزش بوده و باعث مي شود بعد از 30 دقـيـقه مـجددا" احساس گرسنگي نماييد.
8- نخوردن ميوه و سبزيجات به مقدار كافي
بسياري از مواد غذايي مـورد نـيـاز بـدن در انـواع ميـوه و سبزي وجـود دارند كه امتناع از خودن آنها باعث كمبودها و مشكلاتي در بدن خواهد شد.
راه حل
تنها راه تامين مواد معدني و ويتامينهاي مورد نياز بـدن، مـصرف مـيـوه و سـبـزيجات تازه و خالص مي باشد. بنـابـرايـن بـايد سـعي شـود اين مواد را جزء لاينفك رژيم غذايي قرار داده و هميشه به مقدار كافي از آنها استفاده نماييد.
9- خوردن تنقلات هنگام گرسنگي
مشكل چيست
خوردن تنـقلات هنگام گرسنگي باعث ايجاد عادتهاي غذايي ناسالم ميشوند. استفاده از مـواد غـذايـي كم ارزش و شكم پركن مانند شكلات، چيپس و پوفك، تنـها باعث برهم خوردن رژيم غذايي شده و مشكلاتي را براي بدن به همراه خواهد داشت.
راه حل
با شكم سير از خانه خارج شويد. گـرسـنـگي مـمكـن اسـت منـجـر بـه خـريدن و خوردن تنقلات گردد. شكلات، پوفـك و چـيـپس هيـچ كـدام نـمي توانند جاي يك صبحانه، نهار و شام سالم و رضايت بخش را بگيرند.
خوب بخوريد، خوب زندگي كنيد
برنـامـه هـاي غـذايـي سـاده و دخيل نمودن خوردني هاي سبك و سالم ميتواند دنيايي از تغييرات در رژيم غذايي ايجاد كنـد. مـتـنـاسب بـمانيد، انرژي خود را افزايش دهيد و از غذا خوردن لذت ببريد.
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 12:43  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
Dear Friends,
As Norooz approaches, I wanted to wish you a wonderfully happy and flowery spring season! May you have a chance to jump over fire, and spread a delightful Haft Seen, surrounded with laughter, friends, and family. Don't forget the tahvil times!
MARASEM NOROOZ VA 7SIN
Khaneh Tekani - Spring CleaningNoruz (new year, or more literally "new day") is the most important celebration for Iranians. Perhaps the first step in preparing for Noruz or Now-Ruz, the Persian New Year, is Khaneh Tekani, the annual house cleaning or the spring-cleaning. In ancient times, Iranians believed that spirits of their deceased families and friends would come to visit their descendants and their homes. For this occasion, the hosts clean their homes. The word Khaneh or the slang Khooneh means house or home. The word Tekani means shaking. So the Iranians are literally shaking the house to clean it - much like you shake a rug to clean it. During the Khaneh Tekani, every room in the house is thoroughly cleaned. Iranian families gather to wash the rugs, carpets, and curtains. They polish silverware, pots and pans, and renew old items in the house. In addition, for Noruz, every member of the family renews their look by purchasing Noruz clothes to be worn on the day of Noruz. Families fill their homes with the sweet fragrance of flowers such as hyacinth and narcissus. The burning of wild rue, which is called esfand, is practiced to keep evil spirits away and provide a nice aroma in the house.
Chahar Shanbeh Suri - red wednesday Bonfire Festival On the eve of the Wednesday before Noruz, the Iranians celebrate Chahar Shanbeh Suri. This is commonly known as the Wednesday Feast or the Festival of the last Wednesday as it is always celebrated on the eve of the last Wednesday of the year. The word Chahar Shanbeh means Wednesday and Suri is red.
The festivities start in the early evening. Children and fun seeking adults, wrap themselves in white sheets or costumes reenacting visits by the departed spirits. They run through the streets banging on pots and pans with spoons. This is called Gashog-Zani or spoon banging and ushers out the last unlucky Wednesday of the year. They also go to their neighbors, knock on doors and ask for treats, a tradition very similar to Halloween. The main event of Chahar-Shanbeh Suri is the setting of seven little fires consisting of dried bushes and shrubs, which are placed on the ground. Adults and children alike gather to jump over the flames to sing, and celebrate the renewal of life. While jumping the flames, the person chants “Sorkhi-e to az man. Zardi-e man az to.” The literal transalation is, “Your fiery red color is mine and my sickly yellow paleness is yours.” Loosely translated, this means you want the fire to take your paleness, sickness and problems and in turn give you redness, warmth and energy. There is no religious significance attached to Chahar Shanbeh Suri and it serves as a cultural festival for all Iranian Jews, Moslems, Armenians, Turks and Zoroastrians alike. ![]() Iranians believe that wishes will come true on this night. Wishes are made and in order to make them come true, it is customary to prepare Noodles & Bean soup called Ash-e Chahar Shanbeh Suri and share with the poor. Friends and strangers alike are also served with nuts and dried fruits, the Ajil-e Chahar Shanbeh Suri. The Ajil has a mixture of seven dried nuts and fruits, pistachios, roasted chic peas, almond, hazelnuts, figs, apricots, and raisins. To make wishes come true, people who have made wishes will stand at the corner of an intersection, or hide behind walls to listen to conversation of those passying by. If the conversations overheard are positive then the wish will come true. This tradition is called Fal Gush meaning 'listening for one's fortune'. Finally the Chahar Shanbeh Suri evening ends with fire works and family gatherings for a festive meal. This ancient festival has been celebrated for thousands of years ever since the birth of the Zoroastrian religion in Persia. Persians celebrated the last 10 days of the year in the annual feast of souls, Hamaspathmaedaya, Farvardigan or popularly Forodigan). They believed Foruhars, the guardian angels for humans and the spirits of deceased would come back for a visit. These spirits were entertained as honored guests, and were given a ritual farewell at the dawn of the New Year. The bon fires also served as a welcome to these guests. Small clay figurines in shape of humans and animals symbolizing all departed relatives and animals were also placed on the rooftops. Flames were burnt all night to ensure the returning spirits were protected from the forces of Ahriman. This was called Suri festival. There were gatherings in joyful assemblies, with prayers, feasts and communal consumption of ritually blessed food. Rich and poor met together and the occasion was a time of general goodwill when quarrels were resolved and friendships renewed. On the Thursday after Chahar Shanbeh Suri, Shab-e Jome is celerbated which is a traditional big feast of polo and chicken. Followling this ritual assures one that there will be a similar dinner at least once a week during the coming year. ![]()
The word Noruz meaning New Day, is the most anticipated and favorite celebration for Iranians. It occurs exactly on the Spring Equinox. This occasion has been renowned in one form or another by all the major cultures of ancient Mesopotamia. Sumerians, 3000 BC, Babylonians, the ancient kingdom of Elam in Southern Persia and Akaddians in the second millennium BC, all celebrated this festival. What we celebrate today as Noruz (Also spelled Now Ruz, Norooz or Norouz) has been around for at least 3000 years and is deeply rooted in the rituals and traditions of the Zoroastrians of the Sassanian period.
The concepts of Hell, Heaven, Resurrection, the coming of the Messiah, individual and last judgment are the foundation for the Zoroastrian belief system and still exist in Judeo-Christian and Islamic traditions. In their ancient text, ‘Bundahishn’ foundation of creation, it is said that The Lord of Wisdom (Ahura Mazda) residing in the eternal light was not God. He created all that was good and became God. The Hostile Spirit, Angra Mainyu (Ahriman), residing in the eternal darkness created all that was evil and became the Hostile Spirit. Everything that produced life, protected and enriched it was regarded as good. This included all forces of nature beneficial to humans. Earth, waters, sky, animals, plants, justice, honesty, peace, health, beauty, joy and happiness were regarded as belonging to the good forces. All that threatened life and created disorder belonged to the hostile spirits. The next creation was the material world, created at seven different stages. The first creation was the sky, and the second was the first ocean. Earth, a big flat dish sitting on the ocean, was the third. The next three creations were the first plant, the first animal a bull and the first human Gayo-maretan (Kiomarth, both male and female). The seventh creation was fire together with the sun. To protect his creations the Lord of Wisdom created six holy immortals known as ‘Amesha Spenta’. The first three were male deities. Khashtra (Sharivar), the protector of sky; Asha-Vahishta (Ordibehesht) and Vahu Manah (Bahman) protected fire and animals. The other three were female deities: Haurvatat (Khordad) to protect water, Spenta Armaiti (Esfand) protector of mother earth and Ameratat (Amoordad) for plant life. Ahura Mazda became the protector of humans and the holy fire. The six immortals are the names of six of the months in the current Iranian calendar. To begin the cycle life, the plant produced seeds; the bull produced all animals and from the human came the first male and female. The rest of the humanity was created from their union. This was called the first No Ruz, meaning new day and the beginning of the cycle of life. It starts at the beginning of spring and the seven creations are remembered and embraced through the Iranian New Year spread called Sofreh Haft Sin. Noruz is celebrated for 13 days after the mark of spring equinox. Sal Tahvil - New Year's TimesThe Sal Tahvil or the Sa'at-e Tahvil is New Year's Eve, which is the official time for the Spring Equinox. Every year the equinox occurs at a different point in time, so the date, although accurately measured (to the date and time) is different each year, but close to March 20th.
Sa'at- tahvil is an important moment, as it is a time for forgiving each other, putting away petty differences and looking forward to building more constructive relationships. The countdown is often followed carefully on the radio or television, as the family gathers around the haft sin, in their new clothes, carefully watching the egg or preparing to take a picture of the Sal Tahvil. Legend says that there is a bullfish in the ocean of time carrying the world on one of its horns. When the Sal-e Tahvil arrives, the bullfish tosses the world over to the other horn, resulting in a tremor that will dislodge the egg and send it rolling to the side of the mirror. As the countdown ushers in the new year, everyone rejoices, kiss each other, exchanging Noruz greetings such as “Eid-i shoma mobarak!”or “Sal-e No Mobarak!” which means Happy New Year. Gifts, usually money called Eidi, placed inside the Koran are exchanged, given by older members to the younger members of the family. Members of the family then celebrate by singing, eating, drinking and taking pictures. It is also believed that the next visitor to the home will set the tone for luck in the new year, so generally the family will send out the youngest or most innocent member of the family to go outside with some sweets and knock on the door, come in and pretend to be a visitor. After the family has celebrated, the next 13 days are spent visiting the families. Families gather to take pictures and share sweets and celebrate. Observance of NOROOZ 1385 Saal-Tahvil (turn of the year) - is on
Monday, March 20th 2006 at 06:25:35 PM Greenwich Meantime.
Haji Firuz & Amoo Norooz- The Persian Troubadour & Santa ClausThe old Haji, named Firuz or Firooz, is the troubadour who ushers in the new year with his song, dance and merriment. Haji Firooz symbolizes the rebirth of the Sumerian god of sacrifice, Domuzi, who was killed at the end of each year and reborn at the beginning of the New Year. Wearing an elaborate red costume which is a cross between a court jester, santa claus and perhaps a venician at carnival, the herald uses his tambourine and enlists a few fellow comedians to make the world laugh. Traditionally, Haji Firooz wears black make up and this is thought to have come from ancient times when the entertainment was provided by black slaves who, with their rather 'strange accents' for the Persians brought laughter to the people. Today’s modern Haji Firooz sings and dances through the streets with tambourines and trumpets spreading joy for Norooz. He often appears at gatherings and entertains by singing, dancing, telling stories and also a few good jokes. Children and adults all love Haji Firooz who, if you are lucky, will tell a few good tales like that of Amoo Norooz (Amoo Norouz) and other old Persian tales. Amoo Norooz, a distant relative of Haji Firooz is responsible for giving gifts to the children much like Santa Claus. He makes their wishes come true and ensures that they are happy and healthy for many years to come.
![]() Sofreh Preparation - Growing Sabzeh & Egg paintingYou can start growing your sabzeh which is the first S on the sofreh and consists of green sprouts, about 2 or 3 weeks before Norooz. This also depends on how tall you want your Sabzeh. You will need whole lentils (adas) or whole-wheat seeds sold at Iranian stores. We recommend you use these as grocery store seeds do not always yield the best results.
Place a good amount of seed on a nice plate or dish, about 1 cm thick, Soak the seeds in water for two days and then put them on a shallow plate and cover it with a cotton cloth or thin towel. With the cloth over the seeds, place plate in a sunny location or under a light if you do not have access to the sun. Squirt water over the shoots several times a day, and keep them covered with the cloth. Ensure that the seeds do not get too dry or over-soaked. In about 2 or 3 days, small sprouts appear. Remove the cloth and let the sabzeh grow (increased exposure to the sun will increase the speed of its growth). You can grow several dishes in case they rot or go moldy which they often do. Some ladies have a reputation for having green hands and growing great Sabzeh. They might be asked to grow some for friends and relatives. If your hands are far from "green" on your first attempts, do not worry, most Iranian stores sell pre-grown Sabzeh and many people simply buy them. Another fun tradition for the children is the painting of the eggs for Norooz. This is much like the Easter tradition of painting eggs and can be a great way to teach children about the significance of Haft Sin. The best time to do this is the day before Norooz. That way your eggs will be ready for the sofreh and they will last for the next 13 days of the New Year.
Sofreh Haft Sin - The Seven S's of the New Year![]() The Sofreh Haft Sin (Haft Seen) is the spread, which the family gathers around to celebrate the New Year. It is the focal point of the celebration and ensuing visits and as such Iranians take great care and pride in putting together a lavish and elaborate spread to signify all that they want in the new year. The word Haft means seven and Sin stands for the “S” in the alphabet. Sofreh means spread, the floor of which is usually a nice rich material or embroidered fabric. The spread contains the seven specific things that start with “s”. The sofreh is prepared a day or two before Norooz and placed either on the floor or on the table for about two weeks after Norooz. In addition to the seven items, you may place additional items on the sofreh that will signify renewal, happiness, wealth, good health or any thing that you desire for the New Year. You will find additional items that start with S and other items that represent life in our list. Remember that this celebration is one of hope, promise and good fortune, so have fun with it and share the joy with all your friends and family.
Here is a list of suggested items for your sofreh:
Other optional items: rose water (gol ab), various spices, tray of dry beans, wheat and grain products, various fruit baskets, flowers, vegetables, sweets, nuts and snacks are all weclome. Some familites also add a Jaa Namaaz (prayer mat). You can also include a termeh, which is a traditional Perisan silk or gold embroidered cloth, handed down from generations to symbolize family and tradition.
Deed-o Bazdeed - New Years VisitsThe Sal Tahvil, and the eve of the New Year are spent at home with immediate family. After that the tradition of Deed-o Bazdeed starts. This __expression means to visit (see) and to visit back or again signifying the next 13 days of the New Year, which bring visits to and from family, friends and neighbors. On the first day of these visits, the families gather at the house of the head of the family, usually the oldest person such as a grandfather or grandmother of the family. This order is kept then from oldest to youngest and serves as a way of paying respect to the family. During these visits, aunts, uncles, cousins, friends, neighbors and distant relatives gather to celebrate and enjoy the reunion, which may not otherwise occur during the busy year. Iranian sweets, shirini, ajil, tea and various fruits, or entire meals are served at these functions. Children get presents called Eidi from the older relatives, which range from toys to cash. The visits continue going from grandparents to the aunts, uncles, family friends and so on. At the end of thirteen days, the families go on the wonderful and fun family outing called Seezah Bedar.
Sizdah Bedar - The Day 13 OutingSeezdah Bedar is the last holiday of the long Norooz break and is a day filled with relaxation and fun outdoors. Seezdah means 13 and Bedar means away or out. Iranians consider 13 to be an unlucky number and so for this reason, they spend the 13th day of the New Year outside the home. Seezdah-Bedar is in essence a national picnic that is celebrated with everyone going to parks, hills and mountainsides to spend the day with nature, wishing the evil spirits away. This way one hopes to avoid any bad incidents that may occur.
Family members rise early in the morning and prepare for the day long picnic. Iranians take their picnics very seriously and pack all the necessary items, leaving maybe the refrigerators behind. Supplies may include sandwiches, traditional polos, drinks, sweets, snacks such as ajil, carpets or rugs, the samavar, a ghalyan (water-pipe), backgammon, chess, cards, balls and other games for the children. Usually areas filled with nature, greenery and streams are chosen to commemorate this cultural holiday. More importantly, the sabzeh (sprouted wheat or lentils) is brought from the sofreh Haft-Sin to be thrown in a flowing stream or creek. It is believed that the sabzeh, which has by this time turned a little yellow, symbolizes sickness and problems. Therefore, it is thrown and carried away by the stream. The day is spent playing games, going for long walks in the fields, eating, drinking and enjoying each other’s company. In addition, Seezdah Bedar is a big day of hope, and people who wish for things follow the tradition of tying grass togther. For example if a young girl wishes to find a husband in the coming year she will tie grass and chant “Seezdah Bedar Sale degar, khune-ye shuhar”. This rhyme literally means, “Next seezdah bedar, I will be at my husband’s home”. There are various chants for people who wish to get a job or be healthy or wealthy and so on. At the end of this day, the haft sin may be cleared away and families return to work.
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 9:59  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
*Remember the five rules to the happy: - free your heart from hatred. - free your mind from worries. - live simply. - give more. - expect less. :پنج قانون خوشبختی را به خاطر بسپارید قلبتان را از نفرت پاک کنید ذهنتان را از نگرانی ها دور کنید ساده زندگی کنید بیشتر بخشش کنید کم تر توقع داشته باشید *No one can go back and make a brand new start. Anyone can start from now and make a brand new ending. هیچ کس نمی تواند به عقب برگردد و از نو شروع کند ، اما همه می تواند از همین حالا شروع کنند وپایان تازه ای بسازند *God didn't promise days without pain, laughter, without sorrow, sun without rain, but He did promise strength for the day, comfort for the tears, and light for the way. خدا روز بدون رنج، بدون خنده، بدون اندوه، وآفتاب بدون باران وعده نداده است. اما او توان پایداری در آن روزها ، و وعده تسلی پس از اشک و چراغ راه را داده است *Disappointments are like roud bomps, they slow you down a bit but you enjoy the smooth roud afterwards. Don't stay on the bumps too long. Move on! مشکلات مانند دست اندازهای جاده اند. کمی از سرعتتان کم می کنند، اما از جاده صاف بعد از آن لذت خواهید برد. زیاد روی دست اندازها توقف نکنید. به خرکتتان ادامه دهید *When you feel down because you didn't get what you want, just sit tight and be happy , because GOD has thought of something better to give you. وقتی ناراحتید از اینکه به چیزی که می خواستید نرسیدید، محکم بنشینید و خوشحال باشید ، زیرا خداوند در فکر چیز بهتری برای شماست *When something happens to you, good or bad, consider what it means. There's a purpose to life's events, to teach you how to laugh more or not to cry too hard. وقتی اتفاقی برایتان می افتد چه خوب و چه بد، به معنایش فکر کنید. در پشت اتفاقات زندگی منظوری نهفته است، که به شما یاد می دهد چطور بیشتر بخندید و سخت گریه نکنید *You can't make someone love you. All you can do is being someone who can be loved. .شما نمی توانید کسی را وادار کنید که دوستتان بدارد. اما می توانید به کسی تبدیل شوید که دوستش می دارند *It's better to lose you’re pride to the one you love, than to lose the one you love because of pride. .بهتر است غرورتان را به خاطر کسی که دوستش دارید از دست بدهید، تا اینکه او را به خاطر غرورتان از دست بدهید *We spend too much time looking for the right person to love or finding fault with those we already love. When instead we should be spending the time to love. ما زمان زیادی صرف می کنیم تا کسی را به خاطر دوست داشتن پیدا کنیم یا خطای کسانی را که دوست داریم بگیریم. اما چه خوب می شد اگر این زمان را برای بیشتر محبت کردن صرف می کردیم Never abanden an old friend. You will never find one who can take his place. Friendship is like wine, it gets better as it grows older. هرگز یک دوست قدیمی را ترک نکنید. جانشینی برای او پیدا نخواهید کرد. دوستی مانند شراب است. هر چه کهنه تر، بهتر
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 13:40  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
پيشگفتار
نوروز، جشن آغاز سال، امروزه در ايران و کشورهای ديگر «جهان ايرانی» به عنوان مهمترين جشن سال، اهميت خاصی دارد. هرچند که در طول تاريخ ايران، جشنهای مهرگان، سده، آبانگان، يلدا، و جشنها و مراسم ديگر ملی، هميشه با شکوه خاصی جشن گرفته می شدند و حتی در بعضی موارد، اهميت آنها از نوروز نيز بيشتر بوده، اما جشن نوروز تنها نمونه اين جشنهای ملی است که همواره اهميت خود را حفظ کرده و در برابر اقداماتی که برای محدود کردن آن صورت گرفته، هميشه ايستاده است.
خاصيت فرا-مليتی و فرا-دينی نوروز يکی از دلايل اصلی اين استقامت و همگانی بودن آن در بين مردمان مختلف است. نوروز در طول تاريخ، هميشه به عنوان جشنی متحد کننده و بدون وابستگی های نژادی، زبانی، و دينی مطرح بوده و تمام مردمی که به صورتی وابسته به جهان فرهنگی ايرانی بوده اند، آنرا به عنوان جشن آغاز سال خود قبول کرده اند. در اين گفتار به بررسی نوروز در تاريخ ايران و ريشه های آن خواهيم پرداخت.
نوروز در تاريخ
دانش ما از آغاز جشن گرفتن نوروز بسيار محدود است. مدارک نوشتاری در تاريخ ايران، تا قبل از قرن اول بعد از ميلاد ذکری از نوروز نمی کنند. هرچند که بسياری از محققان بر اين عقيده هستند که يکی از دلايل ساختمان مجموعه پارسه (تخت جمشيد)، جشن گرفتن نوروز و بارعام نوروزی شاهنشاهان هخامنشی بوده، اما نبود هيچگونه نشانه ای از وقوع اين مراسم در دوران هخامنشی، برای بعضی از دانشمندان اين سوال را پيش آورده که آيا نوروز در دوران باستانی به عنوان يک مراسم دولتی جشن گرفته می شده يا نه؟
نخستين برخورد ما با نوروز در مدارک تاريخی به سلطنت ولاش اول اشکانی (78-51 پ م) باز می گردد. ولاش اول را عموما" پايه گذار بسياری از مراسم ايرانی از جمله سده می دانند و نوشته شدن قسمتهايی از اوستا را نيز به دوران او نسبت می دهند. متاسفانه کمبود مدارک کامل ما را از تحقيق لازم در مورد جزئيات برگزاری نوروز در دوران اشکانی محروم می کند.
برعکس، از مراسم نوروز در دوران ساسانی(650-224 پ م) اطلاعات جامعی در دست داريم. کتيبه های ساسانی، پند نامه ها و ديگر قطعه های ادبيات ايرانی ميانه، از برگزاری جشن سال نو در دربار ساسانی صحبت می کنند. مراسم بار نوروزی که در آن شاهنشاه برای تمام اعضای دولت و نمايندگان ملت، بارعام ترتيب می داد، از بازمانده های مراسم ساسانی است.
مراسم بارعام شاهانه در دوران بعد از اسلام نيز باقی ماند و تمام شاهان ايران، حتی پادشاهانی که از اصل غير ايرانی ميامدند (مانند سلاطين غز و مغول) نيز دربار خود را برای برگزاری رسوم ايرانی و از جمله نوروز آماده می کردند. در دربار خلفای عباسی که از بسياری جهات خود را ادامه شاهنشاهان ساسانی می دانستند، نوروز از مهمترين جشنهای سال بود و بار نوروزی با تمام جلال و شکوه آن انجام می گرفت.
با وجود داشتن مدارک مورد اطمينان در مورد جشن گرفته شدن نوروز در دوران ساسانی، دليلی در دست نداريم که نوروز را جشنی با گذشته بسيار قديميتر از دوران ساسانی فرض نکنيم. بسياری از جشنهای مهم جهان در ابتدا تنها بوسيله مردم عامی برگزار می شدند و جزو برنامه های سلطنتی حساب نمی گشتند. قديمی بودن و دست نخوردن مراسم نوروز می تواند گواهی از اين باشد که اين جشن مدتها قبل از اينکه پادشاهان ساسانی (و شايد اشکانی) آنرا تبديل به جشنی رسمی کنند، وجود داشته و مانند امروز، بوسيله همه مردم ايران جشن گرفته می شده.
ريشه های تاريخی نوروز
اکثر مردم نوروز و جشنهای جنبی آن (چهارشنبه سوری و سيزده بدر) را جشنهايی با گذشته صد در صد ايرانی می دانند. بعضی از اين مراسم، بخصوص چهارشنبه سوری، بخاطر اهميت آتش در آن، حتی وابسته به دين زرتشت دانسته شده. از طرفی، شواهد مختلف نشاندهنده اين مطلب هستند که اين جشنها تاريخی فراتر از قوم «ايرانی» (به معنای قوم هندو-اروپايی مهاجری که در حدود سال 3000 سال قبل به ايران آمدند) دارند و احتمالا" از مراسم قبل از آريايی اين فلات سرچشمه می گيرند و چه بسا اقوام عيلامی، کاسی، گوتی و ديگر اقوام باستانی نيز آنها را جشن می گرفته اند.
منبع اطلاعات ما در مورد باورهای اقوام هندو-ايرانی و بعدا" ايرانی، در درجه اول قديمترين قسمتهای اوستا و در حالت دوم، مقايسه باورهای ديگر مردم هندو-اروپايی (بخصوص هندو-آريايی ها) با باورهای ايرانيان باستان است. ريگ ودا، قديميترين بخش وداهای هندو-آريايی، يکی از بهترين منابع موجود برای پی بردن به اصول اعتقادی و جشنها و مراسم اقوام آريایی (هندو-ايرانی) است. باورهای اقوام ديگر مانند سکاها، نورستانی ها، و مردم ايرانی زبانی که در ماوراالنهر و مناطق شرق کوههای پامير زندگی می کردند نيز می توانند الگوهای ما برای فهميدن باورهای ايرانی های باستان باشند.
در اوستا، بخصوص در گاثاها و بقيه يسناها که قديميترين بخشهای اين کتاب هستند، هيچگاه صحبتی از نوروز و جشنهای وابسته به آن نشده است. مراسم اوستايی اصولا" نيايشهايی به امشاسپندان مختلف و فره وشی ها هستند. يسناها سرودهايی هستند که برای ستايش ميترا، آناهيتا، ورونا، هوم، و ديگر امشاسپندان نوشته شده اند که در جشنهای وابسته به آنها بايد خوانده شوند (کلمه های «جشن» و «يسنا» از يک ريشه هستند). در نتيجه، دربخشهای قديم اوستا ذکری از جشنهای نوروز، چهارشنبه سوری، سيزده بدر و يا حتی سده نداريم. نخستين نشانه از نوروز در اوستا، در فرگرد دوم «ويديودات» است که در ضمن توضيح زندگی «ييم» (جمشيد)، به دستور برگزاری نوروز نيز اشاره شده (اين روايت را فردوسی نيز ذکر می کند). اما ويديودات از اخيرترين بخشهای اوستاست که به احتمال زياد يا در دوران ساسانی نوشته شده و يا در آن دوران بطور کامل بازنويسی شده و بسياری از باورهای زرتشتی ساسانی در اين کتاب وارد شده.
با نگاه کردن به باورهای مندرج در ريگ ودا نيز اثری از مراسمی مانند جشنهای بالا نمی بينيم. جشن شروع سال در نزد اين اقوام اهميت زيادی نداشته و ذکر خاصی از برگزاری مراسم بخصوصی برای آن نمی کنند. همچنين در باورهای مردم نورستان افغانستان که تا صد سال قبل که به جبر مسلمان شدند، زير نام «کافران» به پرستش خدايان باستانی هندو-ايرانی ادامه می دادند، هيچ اثری از نوروز وجود ندارد، هرچند که جشنهای سنتی نزد اين مردم کاملا" حفظ شده است.
از طرفی، با نگاه کردن به طرز زندگی اقوام هندو-ايرانی و مقايسه آن با اقوام ساکن ايران و بين النهرين، می توانيم به نتايجی در مورد ريشه های تاريخی نوروز و جشنهای ديگر مربوط به آن برسيم. اقوام هندو-ايرانی بطور اعم، از راه دامداری و پرورش اسب زندگی می کردند و زندگی آنها برمبنان کوچ نشينی بنا شده بود. اين طرز زندگی به اين معنی بود که هندو-ايرانی های باستان (مانند سکاهای دوران تاريخی، سرمتها، هيونها، مغولان، و ترکها) به دنبال حيوانات خود برای پيدا کردن چراگاههای سرسبز روان بودند. در دشتهای محل سکونت اين اقوام، فقط دو فصل زمستان و تابستان معنی داشت و به دليل طبيعت نامعمول آن، خط تقسيم و زمان اين دو فصل همواره نامعلوم بود.
اما مردم ساکن فلات ايران، عيلامی ها، کاسی ها، گوتی ها، اورارتو، ميتانی ها، و تا حد بيشتری مردمان ساکن بين النهرين، وابسته به زندگی کشاورزی ساکن بودند. اين بدين معنی بود که ترتيب کاشت، داشت، و برداشت محصولاتی نظير گندم، مشغله اصلی اين مردم محسوب می شد و زمان انجام هرکدام از اين وظايف، اهميت خاصی داشت. می بينيم که نوشتن تقويمهای نجومی که برمبنای آن حصول فصلها را معين می کردند، از دستاوردهای اين مردم است. طغيانهای سالانه رودخانه ها، شروع فصل گرما، زمان برداشت محصول، زمان رها کردن نوبتی زمين ها، همه و همه از مشغوليات زندگی کشاورزی بوده و هستند. به همين دليل، تقسيم سال به دوازده ماه و چهار فصل (که حضورشان در اين منطقه کاملا" حس می شد)، تقسيم ماه به بيست و هشت روز (بر مبنای تقويم قمری) و وضع کردن هفته، همه از تقسيمات مردم سومر و بابل بود که از طرف مردمان همسايه آنها نيز استفاده می شد.
از جشن گرفته شدن آغاز بهار در بابل باستان مدارک بسياری در دست داريم. در روز آغاز بهار، پادشاه به سوی معبد مردوک، خدای بابل، می رفت و با در دست گرفتن دستهای اين خدا، حمايت او را از سلطنت خود نشان می داد. بعد از اين مراسم، پادشاه به قصر سلطنتی باز می گشت و دستور بارعام می داد که همه مردم می توانستند به ملاقات پادشاه بيايند. اهميت اين مراسم را در آنجايی می توانيم ببينيم که بعد از تسخير بابل از طرف کورش، پادشاهان پارسی تا زمان خشايارشا نيز هرساله اين مراسم را انجام می دادند. پايان جشنهای بهاری در روز سيزدهم بهار (که اولين بار در افسانه های بابلی به عنوان عدد شوم شناخته شد) با رفتن همه اهالی شهر، از جمله شخص پادشاه، به طرف دشتهای خارج از شهر اعلام می شده (نمونه اين رسم را می توان در داستان حضرت ابراهيم مشاهده کرد).
از سوی ديگر، بسياری از فرهنگهای جهان، از بابل باستان گرفته تا سلتهای اروپايی، مراسمی مانند برافروختن آتش در پايان فصل برداشت دارند. اصولا" روشن کردن آتش بعد از خرمن چينی جزو مراسم بسيار معمول همه جوامع کشاورزی بوده و حتی امروزه نيز در کشورهای اروپايی می توان نظير آن را مشاهده کرد. در ايران نيز امروزه در طی مراسم جشن سده (که جشن رسمی پايان فصل برداشت بوده)، برافروختن آتش مرسوم است. به همين ترتيب، می توان روشن کردن آتش در چهارشنبه سوری را نوعی از همين مراسم دانست.
بطور خلاصه، می شود حدس زد که جشن آغاز بهار و مراسم روشن کردن آتش و خارج شدن از شهر، از آيينهای جوامع کشاورزی مقيم ايران بوده است. اما اقوام ايرانی بعد از مهاجرت به اين کشور و ساکن شدن در آن، به اقتباس اين مراسم پرداختند و با وارد کردن بعضی از عقايد خود (تشبيه حلول بهار به پيروزی راستی بر دروغ)، آنرا تبديل به جشنی کاملا" ايرانی کردند. اين جشن، که شايد از دورانی حتی قبل از زمان هخامنشی بوسيله اين مردم برگزار می شده، تا مدتها جشنی مردمی بوده که توانسته به دليل طبيعت غير دينی و غير سياسی خود، به جشنی عمومی برای همه مردم تبديل شود و کم کم به صورت جشنی درآيد که حتی دستگاه دولتی اشکانی و ساسانی نيز آنرا به عنوان مراسم رسمی خود انتخاب کند.
نوروز امروز
امروزه، نوروز جشن اصلی بسياری از مردم آسيای غربی است. کشورهايی که حتی هيچگاه تحت سلطه سياسی ايران نبوده اند، آنرا به عنوان يکی از جشنهای اصلی خود محسوب می کنند. هرکدام از مليتهای مختلف، مراسم خاص خود را برای جشن گرفتن نوروز دارند، اما همه اين جشن را «نوروز» می نامند و آمدن آن را مقارن با حلول بهار حساب می کنند.
در ايران وافغانستان، نوروز همچنين آغاز سال رسمی کشور است که از ابتدای ماه فروردين محسابه می شود. استفاده از سال خورشيدی از دوران هخامنشيان در ايران معمول بود، هرچند که آغاز گاهشماری چندين بار در دورانهای مختلف تغيير کرده است. در دوران ساسانی به دليل رعايت نکردن اصول کبيسه، در چند مورد نوروز در فصول اشتباه مانند ميانه تابستان جشن گرفته شد. اين مشکل گاهشماری بوسيله ستاره شناس بزرگ، عمر خيام، در قرن ششم هجری حل شد و از آن تاريخ، تقويم «جلالی» به عنوان تقويم خورشيدی کشور انتخاب شد، هرچند که رسمی شدن آن به عنوان تقويم کشور، تا قرن چهاردهم خورشيدی (آغاز همين قرن ما) به طول انجاميد. يکی از مسايل مهم، رعايت کردن کبيسه صد و بيست ساله ايست که بوسيله عمر خيام توصيه شده و در بار آخر در زمان فتحعلی شاه قاجار رعايت شده. عدم رعايت اين کبيسه، باعث بهم خوردن تدريجی تاريخ سال تحويل می شود که شروع زودرس سال 1383، آنرا بصورت محسوسی در آورده است.
نام ماههای تقويم خورشيدی بارها تغيير کرده. در دوران هخامنشی، نامهايی استفاده می شد که بعد از دوران هخامنشی به فراموشی سپرده شد. نام ماهها در دوران ساسانی بر مبنای نشانه های زرتشتی وضع شد که تقويم ماهانه ساسانی که فاقد هفته است و در آن هرروز ماه يک نام دارد، بهترين اثر باقی مانده از آن است. در بيشتر دوران اسلامی، اسامی بابلی/آرامی ماههای مانند «تموز» و «نيسان» مورد استفاده بود، اما با برقراری تقويم جلالی به عنوان تقويم رسمی ايران در اوايل قرن جاری خورشيدی، اسامی ساسانی نيز دوباره برقرار شدند که متاسفانه تلفظ آنها در مواردی تغيير کرد. در زير تلفظ پارسی ميانه اين اسامی و اصل اوستايی آنها در پرانتز آورده می شود.
Fravartin (Frawashi (فره وشی، ارواح گذشتگان:
Ardiwehisht (asha-wahishta (بهترين بهتر (از اصول زرتشتی): Khordad (Hauwartat) سلامتی Teer (Tishtria ( خدای باران Amordad (Amartaat) ناميرايی، نامرگی: Shahrivar (khshathrawara) پادشاهی خواسته شده: Mihr (Mithra ( خدای مهر و قراردادهای اجتماعی: Aban (Apan ( آبها (لقب آناهيتا): Adhar (Atar ( آتش: Dey (Dawya (: خدا Wahman (wahu-mana ( بهمن، تفکر برتر: Spandaarmadh (Spanta-armaiti ( آرماييتی مقدس (مادينه خدای طبيعت): نوروزتان پيروز، هرروزتان نوروز!
+ نوشته شده در شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 12:13  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
چرا بايد به ايران افتخار كنيم ؟
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 12:18  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
در فضیلت و آثار بسم الله الرحمن الرحیم سوره حمد
((توئی آن نقطه بالائی فا فوق ایدیهم که در وقت تنزل تحت بسم الله را بائی))
از مولی متقیان علی (ع) منقول است که فرمودند:
کل قرآن در سوره حمد است و کل سوره حمد در بسم الله الرحمن الرحیم و کل بسم الله الرحمن الرحیم در با بسم الله است و کل با در نقطه زیر ب است . که آن حضرت در ادامه فرمودند (( من نقطه زیر ب هستم )).
خواص بسم الله الرحمن الرحیم:
هر کسی مداومت نماید به خواندن بسم الله الرحمن الرحیم هیبات عظیمی از او در دلهای اهل عالم از علویات و سفیات پیدامیشود.و همواره مورد احترام همه مردم قرار می گیرد.
هر کاری با بسم الله الرحمن الرحیم شرو ع شود عاقبت آن کار واجب به ختم به خیر شدن است .
عدد بسم الله الرحمن الرحیم 78۶ می باشد.
خواص عدد بسم الله الرحمن الرحیم و صلوات :
اگر حاجت شرعی دارید و بخواهید به اجابت سریع برسد بسم الله الرحمن الرحیم را 78۶ مرتبه به همراه 132 مرتبه صلوات بفرستید بعد حاجت را بخواهید.
مولای متقیان علی (ع) می فرمایند که ده چیز مانع از ده چیز است
١) تلاوت سوره فاتحه الکتاب ← مانع از غضب پروردگار
٢) تلاوت سوره یاسین ← مانع از عطش روز قیامت
۳) تلاوت سوره دخان ← مانع از اهوال و افزاء روز قیامت
۴ ) تلاوت سوره واقعه ← مانع از فقر و پریشانی
۵ ) تلاوت سوره ملک ← مانع از عذاب
۶ ) تلاوت سوره کوثر ← مانع از خصومت و تسلط اعداء
۷) تلاوت سوره کافرون ← مانع از کفر و زندقه در حال مرگ
۸ ) تلاوت سوره اخلاص ← مانع از نفاق
۹ ) تلاوت سوره فلق ← مانع از حسد حاسدین
١٠) تلاوت سوره نا س ← مانع از قروض و وسوسه شیطان
![]()
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 13:18  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 11:10  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 8:26  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
هوالحيّ جاده وجود كوله پشتياش را برداشت و راه افتاد. رفت كه دنبال خدا بگردد؛ و گفت: تا كولهام از خدا پر نشود برنخواهم گشت.نهالي رنجور و كوچك كنار راه ايستاده بود.مسافر با خندهاي رو به درخت گفت: چه تلخ است كنار جاده بودن و نرفتن؛ و درخت زير لب گفت: ولي تلخ تر آن است كه بروي و بي رهاورد برگردي. كاش ميدانستي آنچه در جستوجوي آني، همينجاست. درخت گفت: زيرا تو در جاده رفتي و من در خودم. و پيمودن خود، دشوارتر از پيمودن جادههاست
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 14:18  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
|
|