|
آیا معمولاً توانایی های خودتان را زیر سوال می برید؟ آیـا بـرای ایـن عدم اطمینان به خود توجیهی دارید یا فقـط بـه دلایل واهی این کار را می کنید؟ اگـر ایـنطـور اسـت، احـتـمالاً شما دچار کمبود اطمینـان و اعـتـمـاد به نفس هستیـد. تـا همین لحظه افراد بسیاری هستند که از همه تواناییهای خود به طور کامل استفـاده نمیکنند،ممکن است شما هم یکی از همین افراد بوده و به جای انجام کارهای مفید و سودمند، همیشه مشغول فکر کردن به این مسئله هستید که چه زندگی بیمصرفی دارید و چقدر محیط اطرافتان کسل کننده است . اگـر چـه مـمکن اسـت که کمی از خود دور افتاده باشید و ارزش خود را فراموش کرده باشید، اما هیچگاه برای تغییر دیر نیست.
اعتماد به نفس به میزان علاقه، اطمینان و غروری که نسبت به خود دارید می گویند. اما همیشه افراد زیادی وجود داشته اند که به دلایل بسیاری زندگی را دو بعدی میبینند و به همین دلیل پیدا کردن توانایی های خودشان برایشان مشکل شده و زندگی برایشان بی معنی شده است. هر چند ممکن است افرادی باشند که در هیچ زمینه ای اعتماد به نفس ندارند اما معمولاً کمبود اعتماد به نفس افراد در جنبه های بخصوص هر فرد است. به طور مثال، آنها که از لحاظ ظاهر اعتماد به نفس ندارند، زندگی اجتماعی برایشان بسیار دشوار خواهد شد. این افراد تصور خواهند کرد که در مجامع عمومی کسی به آنها توجه نخواهد کرد و مجبور خواهند شد که از اول تا آخر مجلس در گوشه ای تنها بنشینند. در زندگی زناشویی هم ممکن است کمبود اعتماد به نفس مشکلات زیادی ایجاد کند. ممکن است فرد همچنان در رابطه ای که خود می داند بسیار برای وی مسموم و ناسالم است باقی بماند در حالیکه آگهی کامل دارد که اصلاً از این رابطه خوشحال نیست. این به این دلیل است که فرد تصور می کند که قادر نیست این وضعیت را بهبود بخشد. این مسئله می تواند در زندگی کاری افراد هم تاثیر منفی بگذارد. کمبود اعتماد به نفس منجر به فقدان انگیزه و علاقه در فرد برای پیشرفت خواهد شد. اما اگر این مسئله را در مقیاس کلی تر بررسی کنیم، فرد فاقد اعتماد به نفس ممکن است از انجام همه کارها سر باز زند و بی هدف باشد فقط به این دلیل که تصور میکند که توانایی انجام کاری را ندارد. اما الان دیگر زمانش رسیده است که این رویه را تغییر داده و این را باور کنید که شما قادر به انجام هر کاری که می خواهید هستید.
اعتماد به نفس پایین ممکن است درشرایط مختلف ایجاد شود. در محیط های اجتماعی ممکن است با افرادی سر و کار داشته باشید که شما را تحقیر می کنند. وضعیت ظاهریتان نیز تا حد زیادی در این زمینه موثر است. محیطی که در آن به دنیا آمده و پرورش یافته اید نیز بسیار روی اعتماد به نفس شما تاثیر دارد. بچه ای که هیچ وقت احساس نکرده است که فردی بخصوص است و از طرف والدین حمایت نمی شده است، با این تفکر رشد خواهد کرد که هیچ کس او را دوست نداشته و برای او ارزشی قائل نیست. محیط کار شما نیز روی اعتماد به نفستان تاثیر دارد. اگر کارهایتان مورد تشویق قرار نگیرد و توجهی به آنها نشود و همکارانتان وجودتان را نادیده بگیرند، اعتماد به نفستان کاهش پیدا خواهد کرد.
چون عوامل بسیاری ممکن است به از دست دادن اعتماد به نفس بیانجامد، می توان گفت که همه در معرض خطر ابتلا به آن هستند اما بعضی شرایط نسبتاً جدی تری دارند. همه انسانها ممکن است در یک جنبه از زندگی خود احساس کمبود اعتماد به نفس داشته باشند. اما همیشه راه هایی برای مقابله با این مشکلات وجود دارد. در اینجا راه هایی را به شما معرفی می کنیم که با انجام آنها بتوانید ارزش خود را در نظر خودتان بالاتر ببرید و اعتماد به نفستان را افزایش دهید. اگر می خواهید اعتماد به نفستان را دوباره به دست آورید، در اینجا شش راه به شما معرفی می کنیم: 3- فهرستی از کارهایی که انجام داده اید و در آنها موفق بوده اید تهیه کنید 4- سر خود را بیشتر گرم کنید 5- با افراد مثبت نشست و برخاست کنید: گاهی اوقات بودن در جمع افرادی که از خودتان هم دلسردتر و افسرده تر هستند، بیشتر به ضررتان خواهد بود. حتی اگر تنها باشید بیشتر به نفعتان خواهد بود تا با آنها. به جای چنین افرادی سعی کنید با افرادی مراوده کنید که می توانند شما را شاد کنند. اگر دور و اطرافتان را از دوستان نزدیک و خانواده پر کنید که شما را قبول دارند، می تواند سبب شود که شما هم خودتان را قبول داشته باشید. 6- در جلسات روانشناسی شرکت کنید
سعی کنید که توانایی های خود را بشناسید و ببینید که در چه زمینه هایی فردی ویژه هستید. افرادی که نمی توانند توانایی های شما را ببینند ارزش این را ندارند که دور و برتان باشند.
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 16:12  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
مکاتبه یک جوان با علامه
- نامه جوان: « محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی جناب آقای طباطبایی سلام علیکم و رحمت الله و برکاته. جوانی هستم 22 ساله، که تنها ممکن است شما باشید که به این سوال من پاسخ گویید. در محیط و شرایطی زندگی می کنم که هوای نفس و آمال بر من تسلط فراوان دارند و مرا اسیر خود ساخته اند و سبب باز ماندن من از حرکت به سوی الله شده اند. درخواستی که از شما دارم این است که بفرمایید بدانم به چه اعمالی دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم و این طلسم شوم را که همگان گرفتار آنند بشکنم و سعادت بر من حکومت کند؟ لطفاً نصیحت نمی خواهم، بلکه دستورات عملی برای پیروزی لازم دارم. 23/10/1355 داود نور محمدی - توصیه علامه به جوان « السلام علیکم برای موفق شدن و رسیدن به منظوری که در نامه مرقوم داشته اید، لازم است همتی برآورده و توبه ای نموده، به مراقبه و محاسبه پردازید. به این نحو که هر روز که هنگام صبح از خواب بیدار می شوید، قصد جدی کنید که در هر عملی که پیش می آید رضای خدا را مراعات خواهم نمود، آن وقت در سر هر کاری که می خواهید انجام دهید نفع آخرت را منظور خواهید داشت به طوری که اگر نفع اخروی نبود، انجام نخواهید داد و وقت خواب چهار پنج دقیقه در کارهایی که روز انجام داده اید فکر کرده و یکی یکی از نظر خواهید گذرانید. هر کدام مطابق رضای خدای انجام یافته شکر بکنید و هر کدام تخلف شده استغفار. این رویه را هر روز ادامه دهید. این روش گرچه در ابتدا سخت است و در ذائقه نفس تلخ، ولی کلید نجات و رستگاری است و هر شب پیش از خواب اگر توانستید سور مسبّحات ( حدید ـ حشر ـ صف ـ جمعه و تغابن ) را بخوانید و اگر نتوانستید تنها سوره حشر را بخوانید و پس از 20 روز، حالات خود را برای بنده بنویسید. ان شاء الله موفق خواهید بود. والسلام علیکم محمد حسین طباطبایی. »
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 16:4  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
موفقيت در كار و تجارت به فاكتورهاي گونـاگـوني بستگي دارد كه بارزترين آن شانس و اقبال ميـباشد. امـا اگـر شما ميخواهيد كه نبردبان ترقي را بسرعت طي كنيد اين نكته را بايد بـخاطر بسپاريد: مـوفقيت امري كاملا سيستماتيك بوده و مي شود آن را با فرمول بيان نمـود. راهـبـرهاي زيـر ميتوانند به مقدار زيادي شما را براي رسيدن بـه آن يـاري نمايند.
موفقيت بسراغ كساني ميآيد كه از آگاهي، متقاعدسازي و قدرت بتوانند به نفع خود بهره بگيرند. به عبارت ديگر:
موفقيت =
آگاهي + متقاعد سازي + قدرت
بياموزيد كه چگونه با بكاربـردن اين قوانـيـن تعيين كننده در زندگي كاري خود مي توانيد در شغل خود موفق گرديد.
آگاهي
ظواهر ابزار سنج زندگي هستند. نحوه اي كه خـود را معرفي ميكنيد مـقياسي از شمـا ايجاد مي نمايد كه ديگران بر اساس آن شما را تصور كرده، در موردتان قـضاوت نـمـوده و رفتار مي نمايند. همه روزه با افرادي روبرو خواهيد شـد كه مايـليد آنها را تحـت تاثير قرار دهيد، خواه افراد بالادست باشند و خواه مشتريان بالقوه.
حتي كساني كه زير دست شما كار مي كـنـند را نـيز براي ايجاد نمودن يـك رابطه كاري مفيد بايد متاثر نماييد. براي رسيدن به كاميابيهاي بزرگ لازم است بعنوان نـمونه بارزي از نزاكت و اعتماد بنفس در جـامـعه ظـاهر شده و در اين زميـنـه مـرتكب هيچ اشتباهي نگرديد - بخت و اقبال فقط يكبار بسراغ شما خواهد آمد.
هميشه بايـد بـراي ايـجـاد يـك تاثير گذاري مناسب آمادگي داشته باشيد. اگر چه ممكن است اين كار در ابتدا نياز به كمي سعي و تلاش داشته باشد، ولي بعد از مدتي عادي خواهد شد.
نكات زير شما را براي شروع كارتان ياري خواهند نمود.
لباس مناسب براي تاثيرگذاري اجازه دهيد از خارجي تـرين لايه آغاز كنيم: لبـاسهاي شما. دو دسـت از بـهتـريـن كت و شلوارهايي كه در استطاعت شما است را خريـداري نمايـيـد. يـك پيـراهن شيـك بـر تـن نموده و كفشهايتان را واكس بزنيد. اكنـون كـه دنـده در دسـت شـما اسـت، بياموزيد كه چـگونه مـي تـوانـيـد از آن استفاده كنيد. هميشه راست قامت بايستيد؛ نه تنـها بـاوقـار بنظر خواهيد رسيد، بلكه لباسهايتان نيز بسيار گران قيمت تر جلوه خواهند كرد.
محكم دست دهيد نميتوانم بگويم كه يك دست دادن خوب و مـناسب چـقدر حائز اهميت است. مردم از آن متوجه ابهت و بزرگي شما ميشوند. مطمئن شويد كه دستتان كاملا خشك باشد؛ يــك دست مرطوب و چسبنده خوشايند نبوده و نشانگر عصبانيت و دستپاچگي مي بـاشـد. دستها بايد درنقطه تلاقي انگشت سبابه با شست بهم متصل شده و خود دست دادن بايد سفت و محكم باشد.
تماس چشمي را حفظ كنيد هميشه در چشم فردي كه با او در حال گفتگو هستيد نـگاه كنيد. روي برگرداندن نشانه خستگي و يا توجه اندك و سرسري مي بـاشد. بـه پــايين نگاه كردن سستي و تزلزل را ميرساند. نگاه خود را بطور ثابت و با حالتي دوستانه حفظ كنيد.
مهربان باشيد شمـا بــايد سرچشمه اي از لذت براي ديگران باشيد. كليد اين كار مـهـربـانـي اسـت، از آنجايي كه شما را انــساني منطقي و معاشرتي نشان خواهد داد. يك لبخند طبيعي و پيوسته تنها چيزي است كه نيازدارد.با اينحال حد و مرز خود را بشناسيد؛ مهربان بودن بـه مـعناي دوست كسي بودن نمي باشد. به ديگران احترامي مقتضي نشان دهيـد تـا آنها نيز مقابله بمثل نمايند.
با فصاحت سخن بگوييد
سخنراني شما بايد شفاف، باز و دقيـق باشد. آميختن "ااا.." ها به جملات بهتـريـن راه براي از دست دادن علاقه شنوندگان بــوده و باعث عدم توجه كامل آنها به شما ميگردد.
بياموزيد كه چگونه ميتوانيد ديگران را متقاعد كنيد كه ايده هايتان از آنها بهتر است.
متقاعد سازي
شـمـا تـاثـيـر مثـبتي از خـود بـجاي گذاشته و مـورد توجه بسيار زياد كارفرماي خـود قرار گرفته ايد. اين فرصتي براي شما جهت درخشيدن و پيشرفت محسوب ميگردد.
تصور ميكنيد كه ايده ها و ديدگاه هاي شما نسبت به بــقيه بهتر و منطقي تر هستند و ميـخواهيد ديـگـران را راجع به اين موضوع قانع كنيد. اگر از قوانين هنرمتقاعدسازي آگـاه بـاشـيـد، كار بسيار آسان خواهد بود. فـروشـنــدگـان، سـياسـتـمداران و مـكتـب سـازان از اين قـوانـين بخوبي اطلاع دارند. چه چيزي در آن شخص وجود دارد كه شما را وادار به پذيرش مينمايد؟ بــه خواندن ادامه دهيد تا متوجه شويد چگونه ميتوانيد چنين تاثيري را در خود بوجود آوريد.
مخاطبين خود را بشناسيد هيچ عذري بـراي يك تحقـيـق و بـررسـي ضـعـيـف پـذيرفته نيست. شناختن مخاطبين و شـرايـط آنـها كليـدي است براي يافتن بهترين راه براي قانع نمودن و هـدايـت ديـگران. تـا جاييكه ميتوانيد از شركت خود اطلاعات كسب نماييد؛ چه تغييراتي در آن اعمال شده و در چـه سـمت و سويي در حال حركت است. پيش بيني نيازها و ارائه راه حل براي آنهـا بشما در وادار نمودن ديگران براي پذيرش ايده هايتان كمك خواهد كرد.
خودتان را قانع كنيد
پيش از اينكه بخواهيد آماده متقاعد نمودن ديگران شويد، بايد خودتان را قانع كنيد. تنها زماني ميتوانيد موضوعي را به ديگران بقبولانيد كه خودتان واقعا و كاملا از بهتريـن بـودن بودن آن موضوع اطمينان حاصل نموده باشيد.
از ليستي شـروع كنيد كه دلايل بهترين بودن شما را براي شغلتان تشريح كند. هر نكته را بصورت دقيق خوانده و شروع به باور آن نماييد. هرگونه شك و شبه مي تواند در نحوه معرفي شما نمايان شده و تلاشهايتان را هدر دهد.بهترين فروشندگان كساني هستند كه بهترين مشتريان خودشان ميباشند. آنها عاشق چيـزي هسـتند كـه مــي فروشند و حقيقتا باور دارند كه نظر ديگران نيز بايد همين باشد.
كلمات كليدي و تعابير را تكرار نماييد
انسانها مخلوق عـادات بوده و بـنـابراين در مـورد شـناخته شده ها و آشـنـايان احساس راحتي ميكنند. تاكيد كردن بر عبارات كليدي محبوب و ايده هايي از قبيل درآمدها، سود سهام، پاداش و مساعده جذب ادراكات و قواي تشخيص اغلب مردم ميشود.
ايده هاي خود را با نيازهاي ديگران مرتبط سازيد
متصل نمودن ايـده و يا محصولـتـان بـا آنـچه كـه مخاطبين تمايل به آن داشته و يا بسيار علاقمندش هستند، ابزاري عالي براي متقاعد سازي محسوب ميگردد. آگهي دهندگان هر زماني كـه مـحصولاتشان را با نـيـازهاي اساسي مانند غذا، مسـكن و امنيت مرتبط مي كنند، در واقع از همين اصل بهره مي برند. اگر در زمينه تجارت فعاليت مي نـماييـد، لازم اسـت كـه جذب نيازهاي تجاري شويد: رضايت مشتري، دوام محصـول، بـهره وري، پس انداز و سود.
علاقه شنونده را توسط جرياني مناسب برانگيخته كنيد
يك "سمـفوني" موفق داراي سـاختاري بسيار مدبرانه ميباشد. جمله بندي، آهنگ صدا و تـرتيب كلمات در تاثيرگذاري سخنراني شما نقش بسيار با اهميتي را بازي مي كـند. به چگونگي شروع ارائه مطالب و عكس العمل مخاطبين دقت نماييد.
با يك حركت جلب توجه كننده شروع ميكنيد و يا بايك عبارت اطمينان زا و يا با جمله اي كه باعث برانگيختن حس نياز و تمايل گردد؟ آيا بصورتي رسمي صحبت مي كنيد؟ آيا از حركات مخصوص سخنراني بطور مؤثر بهره ميبريد؟ زبان بدني را چـطـور دخــيل ميكنيد؟ آيا مطالبات و ادعاهاي مثبت شما بصورت ضمني يا آشكار شرح داده شده است؟تـوجه به اين نكات در معطوف نمودن و شيفتن مخاطبين بسيار اهميت دارد.
به خواندن ادامه دهيد تا بياموزيد كه چگونه مي توانيد قدرت افشاني كنيد.
قدرت
افـرادي كه در تجارت بسيار موفق هستند خوب مي دانند كه از قدرت و نفوذ خود چگونه استفاده و آنرا حفظ نمايند.
قدرت داشتن اغلب به معناي دورنگاهداشتن خود از لحظه است -- با نگاه كردن به گذشته و آيـنده، بـه اشـتـباهات و احتمالات. يك مجموعه عقايد عملي و استراتژيك به شمـا كـمك كنـد تـا بـتـوانيد اتفاقات آينده را پيش بيني نمـوده و در نتيجه زمانيكه شرايط بوجود آمدند، براي مقابله با آنهـا آمـادگـي لازم را خـواهيـد داشـت. نـكات زيـر شما را يـاري ميكند تا در همان ليگي باشيد كه بزرگان تجـارت جهـانـي در آن مسابقه داده اند.
قدرت افشاني كنيد
اولين قانون استفاده استادانه از قـدرت تـسلط يافتن بر تـصوير خودتان است. با قدرتمند بودن و قدرتمند ظاهرشدن، ديگـران خـواهند خـواسـت كـه خـود را بـا شـما پـيوند دهند. مردان قدرتمند يا مي خواهند هم پيمانان شما باشند يا شما را همچنان در حال تلاش و كوشش براي موفقيت نگاه دارند. پس بـا خود همانند يك پادشاه رفتار كنيد. با صلابت بنشينيد و يا راه رويد، پيرامون خود را با افراد با نفوذ پر كرده و خود را باوقار بپنداريد.
هميشه بهترين كارتان را انجام دهيد
هميشه از خود و ديـگـران انتظار بهترين ها را داشته باشيد. چيز ديگري براي گفتن لازم نـيـست به جز اينكه: برندگان خـواهان انجام چيزي مي بـاشـنـد كـه بازندگان رغبتي به آن ندارند.
احساسات خود را پنهان و كنترل كنيد
بزرگتريـن مـوانع قـدرت، احساسات ميباشد. به همين دليل است كه بايد بر آنها مسلط شويد. مخصوصا عصبانيت مي تواند مهلك باشد. عصـبـانـيت باعـث مكـدر شدن قضاوت گرديده، شـما را در سـيـلابـي از خـشم و طـغـيان فـرو برده و بـه وجهه تان صدمه خواهد رساند. احساسات را تحت كنترل خود درآوريد تا به بهترين نتيجه دست يابـيـد. يـك قـدم به عقب برگشـته و ذهـن خـود را از مـوقيعت ناخـوشـايند كـنـوني رها سازيد. اين باعث خواهد شد به مـوضوع بصورتـي واقـعي نگريسته و منـطقـي تــرين تصميم را در مورد آن اتخاذ نماييد.
از قدرت خود استفاده سوء نكنيد
در انتها بايد از گرفتار شدن در دام خود بزرگ بيني اجـتـنـاب كـرده و در بــرابــر وسـوسـه بـدسـت آوردن قـدرت بـيـشتـر مـقـاومت نـمايــيد. طمع و حرص پايان ناپـذيـر بـراي قـدرت بسياري از افراد را به ديار نابودي فرستاده است. حـد و مـرز خود را دانسته و زمانيكه به حد كافي قدرتمند شديد به همان اندازه اكتفا كنيد.
مسئوليت پذير باشيد
عـمـلكردهـاي افـرادي كه در قدرت بسر ميبرند اغلب پي آمدهاي دور از دسترسي دارد. فرق نميكـند كه يك نفر تا چـه اندازه محتاط است، بـه هـر حال اغلب بهترين طرح ها نيز دچـار انــحراف خواهند شد. اگر چنين شود، بايد آمادگي رويارويي با آنرا داشته باشـيـد. ايـن طبيعت بشر است كه براي يافتن كسي كه قرباني خود شود به جستجو بـپـردازد، اما اشخاص محترم، مسئوليت اعمالشان را بعهده ميگيرند. انـجـام چـنين عملي بيانگر آن است كه شما براي پذيرش اشتباهات خود به انداز كافي قدرتمند مي بـاشـد. و اگــر براي جبران اشتباهات خود وارد عمل شويد، تحسين برانگيز تر خواهد بود.
نكته آخر
آخرين مسئله اي كه براي رسيدن به موفقيت لازم است پشتكار و استقامـت ميبـاشد. داشتن استعداد نيمي از پيكار است؛ بايد آنرا بكار ببنديد. و اگر در ابتدا موفق نشويد... ادامه اش را ميدانيد.
زندگي كردن به همراه ايـن سـه قانـون، همانطور كه قبلا نيز گفته شد، موفقيت شما را تضمين خواهد نمود. و اندكي بلند همتي و انگيزه شما را به موجودي توقف ناپذير مبدل خواهد كرد.
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 15:57  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
فايده ورزش كردن
![]() مـیلـیـون هـا بـار تا به حال شنیده اید: ورزش کردن برایتان خوب و یـکـجـا نشـسـتن و تلویزیون تماشا کردن برایتان بد است. امـا در کـنـار ایـنـکـه به شما کمک می کند تا کالری بیشتری سوزانده و خوش هیکل تر شوید،چه فواید دیگری دارد؟ در ایـنجـا مـی خواهیم 10 فایده مهم ورزش کردن را برای شما بازگو کنیم. 1- کمک می کند که بهتر و راحت تر بخوابید. اگرچه ممکن است از نظر شما مسئله ای بدیهی بیاید، اما تحقیقات مربوط به ورزش کردن با راحت خوابیدن به تازگی انجام شده است. این تحقیقات نشان داده است که به طور میانگین 20 الی 30 دقیقه ورزش برای سه تا چهار روز در هفته کمک می کند که خواب راحت تری داشته باشید. هر چند، بهتر است که روز ها یا بعد از ظهرها ورزش کنید نه شب ها قبل از خواب چون در اینصورت خیلی پرانرژی خواهید شد و به سادگی خوابتان نخواهد برد. ورزش کردن کمک می کند راحت تر خوابتان ببرد و بهتر بخوابید و ساعت خوابتان را هم بیشتر خواهد کرد. همچنین کیفیت خواب شما را هم بالاتر خواهد برد و سبب می شود که خواب عمیق تری داشته باشید.
2- باعث می شود دیرتر پیر شوید و از مرگ نابهنگام هم جلوگیری می کند. هر چه سنتان بالاتر می رود، ورزش منظم می تواند شما را از نظر بدنی متناسب و سالم نگاه دارد. همچنین وضعیت پوست و ماهیچه های شما را هم بهتر خواهد کرد، قابلیت انعطاف شما را بالاتر خواهد برد و از بسیاری بیماری های مربوط به پیری از قبیل پوکی استخوان و بیماری های قلبی جلوگیری خواهد کرد. 3- مفصل ها، استخوان ها و ماهیچه های شما را سالم تر نگاه خواهد داشت. هر چه سنتان بالاتر می رود، تراکم استخوان هایتان و انعطاف پذیری مفصل هایتان کمتر خواهد شد. ورزش کردن به طور منظم یکی از بهترین راه ها برای کم کردن مشکلات مربوط به ماهیچه ها، مفصل ها و استخوان ها است. یک برنامه ورزشی منظم به شما کمک می کند که قوا و انعطاف پذیری خود را حفظ کنید. 4- سیستم دفاعی بدنتان را تقویت خواهد کرد. تحقیقات مختلفی نشان داده است که ورزش قدرت سیستم دفاعی بدن را بالا می برد. در نوجوانان و بزرگسالان ورزش می تواند به عنوان یک محرک طبیعی برای سلول های دفاعی به حساب آید. در افراد سالخورده عملکرد سیستم دفاعی خود به خود ضعیف می شود که می تواند خطر ابتلا به بیماری های مسری و واگیردار را افزایش دهد. اما تمرینات ورزشی منظم و متعادل مثل پیاده روی و دوچرخه سواری می تواند به طور تقریبی این ضعف سیستم دفاعی را در بدن کاهش دهد. 5- حافظه را قوی تر خواهد کرد. تحقیقات بسیاری نشان داده است که افرادی که روی قاعده ای منظم ورزش می کنند حافظه و قدرت تمرکز بهتری دارند. پیاده روی سه روز در هفته به مدت 45 دقیقه برای بالا بردن زیرکی و هوش شما کافی است. ورزش های هوازی قسمت های جلویی و جداره های بالایی مغز که به تمرکز مرتبط است را تحریک می کند. 6- اعتماد به نفس را بالا می برد. این سوال ساده را از خود بپرسید: در کدام لحظه احساس بهتری دارم؟ وقتی روی مبل لم داده ام و مشغول خوردن یک پاکت چیپس هستم یا بعد از انجام یک تمرین ورزشی عالی از باشگاه برگشته ام؟ اگر مدتی است که بد هیکل شده اید، تمرینات ورزشی را شروع کنید، بنیه، ماهیچه ها و قدرت بدنیتان را افزایش خواهید داد و از نظر روحی حال بهتری خواهید داشت. این خود به خود باعث می شود که تصویر بهتری از خود داشته باشید و اعتماد به نفستان بالا رود.
7- انرژی و تحمل شما را بالا می برد.
تا به حال چند بار از باشگاه در رفته اید فقط چون خسته شده و دیگر تحمل ادامه تمرینات را نداشته اید؟ اما آیا زمانی که تنبلی را کنار گذاشته و به تمرینات ادامه داده اید احساس بهتری نداشته اید و پرانرژی تر نشده اید؟ افرادی که به طور مداوم ورزش می کنند، انرژی، قدرت بدنی و تحمل بیشتری دارند. مدت کمی بعد از آغاز تمرینات این انرژی بیشتر را در خود کاملاً حس خواهید کرد.
8- شور جنسی و قدرت شما را در مسائل جنسی افزایش می دهد.
این حقیقت دارد: تمرینات ورزشی منظم شور و شوق شما را به مسائل جنسی افزایش داده و باعث می شود که بهتر ارضاء شوید. بالا رفتن تحمل بدن و قدرت عضلات عملکرد جنسی شما را افزایش می دهد.
9- فشارهای عصبی، افسردگی و اضطراب را کاهش می دهد. ورزش باعث می شود که اضطراب و استرس شما به پائین ترین حد خود برسد. در این حالت بدن شما بعد از یک یا دو ساعت بعد از اتمام تمریناتتان اندورفین بیشتری تولید خواهد کرد که اعصاب شما را تسکین داده و آسودگی خیالتان را افزایش خواهد داد. فایده دیگر فعالیت بدنی این است که شما را به داشتن رژیم غذایی مناسب تشویق می کند و تغذیه مناسب هم استرس را کاهش می دهد. حتی بعضی تحقیقات نشان داده است که از ورزش می توانیم به عنوان درمانی برای افسردگی نیز استفاده کنیم.
10- احتمال ابتلا به بسیاری از بیماری ها را کاهش می دهد.
بهترین نتیجه ای که از تمرینات ورزشی گرفته می شود این است که احتمال ابتلای شما را به بسیاری از بیماری های جدی و کشنده مثل بیماری های قلبی، فشار خون بالا، پوکی استخوان، دیابت، چاقی، کلسترول بالا، سرطان سینه ، ایست و حملات قلبی و ورم مفاصل کاهش می دهد.
پس ورزش کنید! ــــــــــــــــــــــــــــــ سالهاست که این چیزها را شنیده اید، اما حالا دیگر به دقت می دانید که چرا ورزش کردن برای شما مفید است. دیگر بهانه نیاورید و تمرینات منظم را از همین امروز شروع کنید.
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 15:48  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
داخلي. اقتصادي. گردو
يك درخت گردو در شهر خمين با وجود تمام شدن فصل بارگيري براي دومين بار متوالي به صورت خوشهاي به ثمر نشست.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 13:8  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
تقدیم به مادرم
تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي
ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي گابريل گارسيا ماركز
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 13:5  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
شايد اين مطلب رو چندين بار خوانده باشيد ولی خواندن دوباره اون خالی از لطف نيست
و اگر درباره نکات مطرح شده فکر کنيم تغييرات شگرفی در ديدگاه مون بوجود مي ياد شاد باشيد
Paradox of Our Times مغايرتهای زمان ما Today we have bigger houses and smaller families; more conveniences, but less time ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داريم؛ راحتی بيشتر اما زمان کمتر we have more degrees, but less common sense; more knowledge, but less judgment مدارک تحصيلی بالاتر اما درک عمومی پايين تر ؛ آگاهی بيشتر اما قدرت تشخيص کمتر داريم We have more experts, but more problems; more medicine, but less wellness متخصصان بيشتر اما مشکلات نيز بيشتر؛ داروهای بيشتر اما سلامتی کمتر We spend too recklessly, laugh too little, drive too fast, get to angry too quickly, stay up too late, get up too tired, read too little, watch TV too often, and pray too seldom بدون ملاحظه ايام را می گذرانيم، خيلی کم می خنديم، خيلی تند رانندگی می کنيم، خيلی زود عصبانی می شويم، تا ديروقت بيدار می مانيم، خيلی خسته از خواب برمی خيزيم، خيلی کم مطالعه می کنيم، اغلب اوقات تلويزيون نگاه می کنيم و خيلی بندرت دعا می کنيم We have multiplied our possessions, but reduced our values. We talk too much, love too little and lie too often چندين برابر مايملک داريم اما ارزشهايمان کمتر شده است. خيلی زياد صحبت مي کنيم، به اندازه کافی دوست نمي داريم و خيلی زياد دروغ می گوييم We‘ve learned how to make a living, but not a life; we’ve added years to life, not life to years زندگی ساختن را ياد گرفته ايم اما نه زندگی کردن را ؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ايم و نه زندگی را به سالهای عمرمان We have taller buildings, but shorter tempers; wider freeways, but narrower viewpoints ما ساختمانهای بلندتر داريم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما ديدگاه های باريکتر We spend more, but have less; we buy more, but enjoy it less بيشتر خرج می کنيم اما کمتر داريم، بيشتر می خريم اما کمتر لذت می بريم We've been all the way to the moon and back, but have trouble crossing the street to meet the new neighbor ما تا ماه رفته و برگشته ايم اما قادر نيستيم برای ملاقات همسايه جديدمان از يک سوی خيابان به آن سو برويم We've conquered outer space, but not inner space. We've split the atom, but not our prejudice فضا بيرون را فتح کرده ايم اما نه فضا درون را، ما اتم را شکافته ايم اما نه تعصب خود را we write more, but learn less; plan more, but accomplish less بيشتر مي نويسيم اما کمتر ياد مي گيريم، بيشتر برنامه مي ريزيم اما کمتر به انجام مي رسانيم We've learned to rush, but not to wait; we have higher incomes, but lower morals عجله کردن را آموخته ايم و نه صبر کردن، درآمدهای بالاتری داريم اما اصول اخلاقی پايين تر We build more computers to hold more information, to produce more copies, but have less communication. We are long on quantity, but short on quality کامپيوترهای بيشتری مي سازيم تا اطلاعات بيشتری نگهداری کنيم، تا رونوشت های بيشتری توليد کنيم، اما ارتباطات کمتری داريم. ما کميت بيشتر اما کيفيت کمتری داريم These are the times of fast foods and slow digestion; tall men and short character; steep profits and shallow relationships اکنون زمان غذاهای آماده اما دير هضم است، مردان بلند قامت اما شخصيت های پست، سودهای کلان اما روابط سطحی More leisure and less fun; more kinds of food, but less nutrition; two incomes, but more divorce; fancier houses, but broken homes فرصت بيشتر اما تفريح کمتر، تنوع غذای بيشتر اما تغذيه ناسالم تر؛ درآمد بيشتر اما طلاق بيشتر؛ منازل رويايی اما خانواده های از هم پاشيده That’s why I propose, that as of today, you do not keep anything for a special occasion, because every day that you live is a special occasion بدين دليل است که پيشنهاد مي کنم از امروز شما هيچ چيز را برای موقعيتهای خاص نگذاريد، زيرا هر روز زندگی يک موقعيت خاص است Search for knowledge, read more, sit on your front porch and admire the view without paying attention to your needs در جستجو دانش باشيد، بيشتر بخوانيد، در ايوان بنشينيد و منظره را تحسين کنيد بدون آنکه توجهی به نيازهايتان داشته باشيد Spend more time with your family and friends, eat your favorite foods, and visit the places you love زمان بيشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانيد، غذای مورد علاقه تان را بخوريد و جاهايی را که دوست داريد ببينيد Life is a chain of moment of enjoyment, not only about survival زندگی فقط حفظ بقاء نيست، بلکه زنجيره ای ازلحظه های لذتبخش است Use your crystal goblets. Do not save your best perfume, and use it every time you feel you want it از جام کريستال خود استفاده کنيد، بهترين عطرتان را برای روز مبادا نگه نداريد و هر لحظه که دوست داريد از آن استفاده کنيد Remove from your vocabulary phrases like “one of these days” and “someday”. Let’s write that letter we thought of writing “one of these days” عباراتی مانند ”يکی از اين روزها“ و ”روزی“ را از فرهنگ لغت خود خارج کنيد. بياييد نامه ای را که قصد داشتيم ”يکی از اين روزها“ بنويسيم همين امروز بنويسيم Let’s tell our families and friends how much we love them. Do not delay anything that adds laughter and joy to your life بياييد به خانواده و دوستانمان بگوييم که چقدر آنها را دوست داريم. هيچ چيزی را که مي تواند به خنده و شادی شما بيفزايد به تاُخير نيندازيد Every day, every hour, and every minute is special. And you don’t know if it will be your last هر روز، هر ساعت و هر دقيقه خاص است و شما نميدانيد که شايد آن مي تواند آخرين لحظه باشد If you’re too busy to take the time to send this message to someone you love, and you tell yourself you will send it “one of these days “. Just think…”One of these days “, you may not be here to send it ! اگر شما آنقدر گرفتاريد که وقت نداريد اين پيغام را برای کسانيکه دوست داريد بفرستيد، و به خودتان مي گوييد که ”يکی از اين روزها“ آنرا خواهم فرستاد، فقط فکر کنيد ... ”يکی از اين روزها“ ممکن است شما اينجا نباشيد که آنرا بفرستيد!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 12:32  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
دو داستان عرفانی از کتاب « داستانهای عارفانه در آثار علامه حسن زاده آملی » را از باب اینکه « ای برادر قصه چون پیمانه است » تقدیم محضر مبارکتان می کنیم. چوپان و اثبات وحدانیّت خدا سرچشمه علماء و فضلاء امام فخرالّدین رازی علیه الرّحمة ادا می نماید که: هفتاد و دو دلیل جهت وحدانیّت رب جلیل تأمل نموده بودم و روز تعطیل سیرکُنان به دامن کوهساری چون نسیم بهاری گذر کردم. شبانی را دیدم که گوسفندان می چرانید، با خود گفتم که من عمری به دلایل و برهان عقلی بر وحدانیّت معبود پی برده ام و علم واجب تعالی حاصل کرده ام و هنوز در دریای حیرت « ما عرفناک » گرفتارم و از اندیشه « لا احصی ثناء علیک » دل افگار، آیا این شبان روزی رسانِ خود را به چه کیفیت می شناسد و آفریننده خود را چگونه می داند؟ پیش شبان رفته گفتم: خدای خود را چگونه میشناسی؟ گفت: چنان که فرد و بی مانند است. گفتم: اگر به تو کسی گوید که خدای دو تواند بود، هیچ دلیلی داری که رفع این سخن نمایی و پرده از وحدانیت حق بگشایی؟ گفت: این چوب شبانی را چنان بر سر آن کس میزنم که سرش دو شود و مغزش چون سرش پریشان می گردد. و من هیچ دلیلی چنین قاطع و برهانی چنین ساطع نیافتم که بیخ شجر اعتقادش در زمین دل پای محکم کرده بود که به صرصر دلایل عقلی از جای نمی رفت و عرق نمی گشود. هزار و یک کلمه، ج 2، ص 343 اعظم بودن همه اسمای حق عارف بسطامی در جواب شخصی که از او پرسید: اسم اعظم کدام است؟ گفت: تو اسم اصغر به من بنمای که من اسم اعظم به تو نمایم، آن شخص حیران شد، پس بدو گفت: همه اسمای حق عظیم اند. در تفسیر ابوالفتوح رازی است که: حضرت امام صادق را پرسیدند از مهم ترین نام اسم اعظم؟ حضرت فرمود او را: در این حوض سرد رو، او در آن آب رفت و هر چه خواست بیرون آید فرمود منعش کردند، تا گفت: یا الله أغثنی، فرمود: این اسم اعظم است؛ پس اسم اعظم به حالت خود انسان است. هزار و یک کلمه، ج 3، ص 389-390 « امید است خداوند متعال همگان را در مسیر تکامل انسانی به درجات عالیه علم و عمل واصل گرداند و نور وجودی مولای مکرّمم را برای مشتاقان علم و کمال بسط وافر عطا کند. » استاد صمدی آملی در کتاب شرح دفتر دل
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 6:37  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
مهارت امتناع و " نه " گفتن از شما توقع انجام كاري هست كه تمايلي به انجامش را نداريد ، دلتان مي خواهد " نه " بگوييد ، اما احساس اضطراب مي كنيد ، احساس فشار مي كنيد ، مي خواهيد خود را انساني موافق و اهل تشريك مساعي نشان دهيد. " نه " گفتن توليد احساس منفي مي كند كه ريشه بسياري از اين احساسات منفي در شيوه هاي تربيتي و فرهنگي است ، در اعماق وجود ما نهفته است كه هر چه به او بگويند و از او بخواهند انجام مي دهد. بد نيست بدانيد عدم توانايي در گفتن " نه " به درخواست هاي نادرست ، سر آغاز بسياري از مشكلات است. لازم است شروع هر كاري را جدي بگيريد و با تامل هر كاري را آغاز كنيد. چه بسياري از بدبختي ها و نابساماني ها از يك چيز جزئي شروع مي شود.
نمونه اي از روش هاي نه گفتن در مقابل موقعيت هاي پرخطر : 1 - من بايد از خود در برابر چيزهاي خطرناك محافظت كنم. 2 - سيگار و چيزهاي مشابه آن به بدن من آسيب مي رساند. 3 – اگر دوست من ، سيگار يا مواد مخدر مصرف مي كند او يك شخص ديگر است و هر كاري كه انجام مي دهد ، من مجبور به انجام آن نيستم. 4 - " نه متشكرم " ، " من علاقه اي ندارم " ، " من اهل مواد نيستم " ، فقط سرتان را تكان بدهيد و بگوييد " نه " 5 - از چيزهايي كه به من آسيب برسانند ، دوري مي كنم. 6 - گاهي ديگران سعي مي كنند در تصميم هاي من دخالت كنند. 7 - من از حقوق خودم دفاع مي كنم. 8 - در برابر پيشنهادهاي خلاف ، مقاومت مي كنم و قاطعانه " نه " مي گويم. مهمترين علل " بله " گفتن به جاي " نه " گفتن 1 - غافلگير شدن 2 - ميل به راضي كردن ديگران و تاييد ايشان 3 - ترس از ناراحت كردن ديگران 4 - ترس از مجازات 5 - احساس گناه 6 - تفاوت با مقام بالا دست 7 - تلافي 8 - نوع فرهنگ 9 - احساس فلسفه 10 - از خود گذشتگي 11 – نياز به قدرت روش هاي مقابله در شرايط آسيب زا : - افزايش عزت نفس و مسئوليت پذيري - رشد مهارت هاي فردي و اجتماعي - رشد تفكر انتقادي و مهارت هاي تصميم گيري - آموزش قدرت امتناع و مهارت " نه گفتن " در برابر پيشنهادهاي خلاف
و فراموش نكنيم هر فرد حق دارد كه : - به طور محترمانه با او برخورد شود - اولويت هاي خود را داشته باشد - آنچه را كه مايل است درخواست كند و بخواهد - قاطعانه برخورد كند حتي اگر براي ديگران غيرمعمول و نامتعارف باشد. - انتخاب كند كه رفتار قاطعانه نشان دهد - آنچه را كه بهايي در مقابل آن داده است دريافت كند و به دست آورد - نظرات و عقايد شخصي داشته باشد و آنها را بيان كند - بدون احساس گناه " نه " بگويد - اشتباه كند
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان 1384ساعت 12:53  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
فعال کردن فکس در ویندوز XP لینک این مطلب: http://moshkan2.blogfa.com/post-52.aspx اگر شما هم در خانه یا محل کارتان دستگاه فکس ندارید ناراحت نباشید چون مایکروسافت لطف کرده و مشکل رو حل کرده ! مایکروسافت امکان ارسال و دریافت فکس رو در حالت پیش فرض ویندوز غیر فعال قرار داده که ما الان می خواهیم با هم این امکان را فعال کنیم پس با ما همراه باشید. ابتدا از منوی Start وارد Control Panel شوید وقتی Control Panel باز شد به قسمت Printers & Faxes وارد می شوید. در قسمت چب بالا صفحه دو گزینه مشاهده می کنید : یکی Add a Printer و دومی Set Up faxing شما گزینه دوم را انتخاب کنید . پس از کلیک روی آن صفحه باید مدت بسیار کمی منتظر بمانید . سپس صفحه ای به نام Configuring Components باز می شود . ( دقت داشته باشید باید سی دی ویندوز در سی دی رام باشد در غیر این صورت ویندوز از شما می خواهد که سی دی را در سی دی رام قرار دهید و سپس گزینه OK را بزنید ) ویندوز به صورت اتوماتیک شروع به کپی کردن فایل های مربوط به فکس می کند .... حالا دیگر شما یک فکس بر روی کامپیوتر خود دارید که بوسیله آن می توانید به هر کجای دنیا فکس ارسال کنید .
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان 1384ساعت 12:49  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
نيمي از ايرانيان مبتلا به ديابت هستند
تسلط به دو زبان از مغز انسان محافظت ميكند
خواب آلودگی تنها به علت کم خوابی نیست
تشخيص سريع آسيبهاي مغزي با يك آزمايش خون ساده
آموزش باعث افزایش طول عمر انسان می شود
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان 1384ساعت 12:32  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 13:57  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
سـا لـــروز شــــهادت سيـــــد ا لـمـــــظلوميــــن مـــولــــی ا لمـوحديـــن اميـــرا لمــومنيــــن
بسـم الله ا لـرحمن ا لـرحيم ***** سـا لـــروز شــــهادت سيـــــد ا لـمـــــظلوميــــن مـــولــــی ا لمـوحديـــن اميـــرا لمــومنيــــن حضــــرت عـلــــــی ( سلام الله عليه) را بــه پيـــشگاه قــدسـی حضـــرت بقيـــــه الله العـظـــم (عجل الله تعالی فرجه ا لشريف) و تـمامـی دوستــان گــرامــی ، تسليـــت عـــرض می نمايــم ************** حضـــرت امــام عـلـــــی ( عليه ا لسلام ) مـی فـرمـاينــــد : ***** از اصبغ بن نباته نقل شده است كه مىگويد: روزى به حضور علىبنابىطالب(عليه السلام) رسيدم آن حضرت را نگران غرق در انديشه ديدم در حالى كه از اين وضع بسيار متعجب بودم عرض كردم: يا اميرالمؤمنين مگر اتفاقى افتاده است كه اينگونه نگران و غرق در درياى تفكر به نظر مىرسيد؟ حضرت على(صلوات الله عليه)، در پاسخ فرمودند: درباره فرزندى كه بعدها از نسل من به دنيا خواهد آمد فكر مىكنم. او يازدهمين فرزند من است. او مهـــدى ما اهل بيت (سلام الله عليهم ) است كه زمين را پس از پر گشتن از ظلم و ستم و تباهى با عدل و داد پر خواهد ساخت. اما پيش از آن براى او يک دوره غيبتى هست كه عده زيادى از مردم در اين دوره از حق و صراط مستقيم منحرف مىشوند . ***** سوگند به خدايى كه حضرت محمــد(صل الله عليه و آله و سلم) را به حق براى پيامبرى برگزيده و او را به همه مخلوقات فضيلت و برترى داده است ، مسئله ظهور واقع نخواهد شد مگر پس از يک دوران سخت حيرانى و سرگردانى كه در آن شرايط كسى جز افراد خالص و پاكيزه كه يقين را با تمام وجود خود لمس كرده باشند، در پايبندى به دين استوار و پابرجا نخواهند ماند. پروردگار عالم از چنين كسانى كه با وجود آن همه نابسامانيها در دين ثابت قدماند براى ولايت ما پيمان گرفته و در دلهاى آنها ايمان را تثبيت كرده است وبا عنايات خاصى كه به آنها دارد مورد تأئيدشان قرار داده است. ***** در دوره غيبت ، امام غايب مردم از حدود و چارچوب احكام شرع خارج خواهند شد و بسيارى از آنها گمان خواهند كرد كه حجت الهى از دنيا رفته و امامت پايان پذيرفته است ولى سوگند به خدا در چنين دورهاى حجت خدا در بين مردم و در كوچه و بازار آنها در حال رفت و آمد خواهد بود و وى حرفهاى مردم را خواهد شنيد... او مردم را خواهد ديد ولى آنها تا زمان معينى كه خداوند مقرر كرده است قادر به ديدن آن حضرت نخواهند بود. ***** دوره غيبت امام مهــدى(عليه السلام) به قدرى طولانى خواهد بود كه انسانهاى بىخبر از مصالح و حكمتهاى الهى از ظهور آن حضرت مأيوس خواهند شد و در اثر نااميدى از ظهور منجى عالم بشريت حتى اين جمله را به زبان خواهند آورد كه: خداوند عالم نيازى به آل محمد(صل الله عليهم) ندارد؛ يعنى اگر از آل محمد(صلوات الله عليهم) كسى در روى زمين بود تا كنون بايد قيام مىكرد و به اين نابسامانيها و بىعدالتيها پايان مىداد. ***** ما نورهاى آسمان و زمين و كشتيهاى نجات هستيم. دانش، در ما نهان است و ما گنجينه ى آنيم و سرانجام كارها بسوى ماست و مهــدى ما، آخرين حجـت است. او آخرين امام معصوم، نجات بخش امتها، آخرين نور رسالت و امامت و معماى پيچيده ى آفرينش است. گوارا باد آنان را كه به رشته محبت و ولايت ما چنگ زده و با محبت ما محشورند. ***** در غيبت امام غايـب(سلام الله عليه)، مردم آن چنان دچار حيرت و سرگردانى مىشوند كه عده زيادى از آنان گمراه مىگردند. تنها كسانى كه به دامن عترت پيامبر اكرم(صلوات الله عليه و آله) چنگ بزنند نجات پيدا مىكنند و در مسير هدايت باقى مىمانند. ***** هيچيک از شما نگويد خداوندا به تو پناه مي برم از امتحان شدن زيرا هيچکس نيست مگر اينکه امتحاني دارد. ولي کسيکه مي خواهد بخدا پناه ببرد از امتحانات گمراه کننده به خدا پناه برد . زيرا خداوند سبحان مي گويد : بدانيد که اموال و اولاد شما مايه امتحان شما هستند و معني اين سخن آنست که خداوند مردم را به اموال و اولادشان آزمايش مي کند تا آن کسی که از روزيش خشمگين است از آن کسی که شاکر و راضي است شناخته شود هر چند خداوند سبحان از مردم بخودشان آگاهتر است . ولي اين بخاطر آن است که افعالي که با آن استحقاق ثواب و عقاب پيدا مي کنند ظاهر گردد زيرا بعضي از مردم [ مثلا] پسر را دوست دارند و از دختر متنفرند و بعضي افزايش مال را مي خواهند و از نقصان حال ناراحتند . ***** کسيکه خود را در مقام پيشوائي و امام مردم قرار مي دهد بايدپيش از آنکه به تعليم ديگران بپردازد به تعليم خويش پردازد و بايد تاديب کردن او به عملش پيش از تاديب کردن بزبانش باشد .کسيکه معلم و ادب کننده خويشتن است به احترام سزاوارتر است از کسيکه معلم و مربي مردم است ***** اي مردم از خدائي بترسيد که اگر سخني بگوئيد مي شنود اگرپنهان داريد مي داند . و آماده براي مرگي باشيد که اگر از آن فرار کنيد به شما دست مي يابد . اگر بايستيد شما را مي گيرد . و اگر فراموشش کنيد شما را فراموش نخواهد کرد . ***** هنگامي که تحيتي به تو گويند بصورتي بهتر از آن پاسخ گو و هنگامي که هديه براي تو فرستند آنرا به بهتر از آن مقابله کن ولي با اين حال فضيلت از آن کسي است که ابتداء کرده است ***** روزگار بدنها را کهنه و آرزوها را نو مي کند مرگ را نزديک وخواسته ها را دور مي سازد کسيکه به آن برسد خسته مي شود . کسيکه به آن نرسد رنج مي برد . ***** حکمت و دانش را فراگير از هر جا که باشد چرا که حکمت گاهي در سينه منافق است و آرام نمي گيرد تا اينکه خارج شود و در کنار دوستانش در سينه مؤمن جايگيرد ***** فقيه و عالم کامل آن کسي است که مردم را از رحمت الهي نوميد نکند و از لطف و محبت او مايوس نسازد و از مجازات هاي غافل گيرانه او ايمن ننمايد ***** فرمان خدا را تنها کسي مي تواند اجرا کند که سازش کار نباشد وبه روش اهل باطل عمل نکند و پيرو فرمان طمع نگردد . ***** ناتواني آفت است . و شکيبائي شجاعت .و زهد ثروت و تقوي سپر و بهترين همنشين رضايت و خشنودي است . ***** ما جايگاه ميانه حد وسط هستيم عقب افتادگان بايد به ما ملحق شوند و تندروان غلوکننده بايد بسوي ما بازگردند. ***** سينه شخص عاقل صندوق اسرار اوست و خوشروئي دام محبت است و تحمل ناراحتي ها قبر عيوب است . ***** علم ميراث گرانبهائي است و آداب لباس فاخر و زينتي است و فکر آئينه اي است صاف . ***** اي فرزند آدم هر چه بيش از مقدار خوراکت بدست آوري خزانه دار ديگران خواهي بود . ***** تعجب مي کنم از کسيکه نوميد مي شود در حاليکه استغفار با او است . ***** قيمت و ارزش هر کس باندازه کاري است که بخوبي مي تواندانجام دهد . ***** اهل دنيا همچون سواراني هستند که آنها را مي برند . و آنها در خوابند . ***** از دست رفتن حاجت بهتر از آن است که از نا اهـل طلب کني . ***** از بخشش کم حيا مکن زيرا محروم ساختن از آن هم کمتر است . ***** خويشتن داري زينت فقر است و شکرگزاري زينت بي نيازي است . ***** گنهکار را بوسيله پاداش دادن به نيکوکار تنبيه کن ***** هميشه جاهل يا افراط گر و يا تفريط کننده است . ************** التـماس دعـا
+ نوشته شده در سه شنبه سوم آبان 1384ساعت 16:12  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
|
|