تبليغاتX
یا مولاجان علی مددی
معناى شب قدر
 
چرا اين شب، شب قدر ناميده شده، در آن چه اسرارى نهفته و چه وقايع و حوادثى در آن رخ داده و رخ مى دهد؟
مفسران قرآن كريم با استفاده از قرآن و احاديث پيشوايان معصوم عليهم السلام، درباره نام گذارى اين شب به شب قدر مطالب و دلايل زيادى آورده اند, كه مهم ترين و مناسب ترين آن ها بدين شرح است:
 
شب قدر
يعنى شب بزرگ و با عظمت, زيرا در قرآن كريم، قدر به معناى منزلت وبزرگى خداوند عالم آمده هم چنان كه در اين آيه مى خوانيم: (ما قدروا الله حق قدره) آنان عظمت خداوند را نشناختند
حبيش، در كتاب وجوه القرآن ، ليله القدر را به ليله العظمه معنا كرده رمز اين بزرگى هم در خود سوره قدر بيان گرديده است آن جا كه مى فرمايد: شب قدر, از هزار ماه بهتر است
 
شب با ارزش و پر قيمت
جهت ديگرى براى معناى قدر مى تواند باشد، زيرا از يك سو در همين سوره مى خوانيم: عبادت، در اين شب از عبادت در هزار ماه بهتر و با ارزش تر است در فارسى هم مى گوييم: قدر جوانى, قدر سلامت ونعمتى را كه در اختيار دارى بدان
قدر به معناى سختى معيشت آمده در قرآن كريم مى خوانيم: «ومن قدر عليه رزقه فلينفق مما آتاه الله » هر كس گرفتار تنگى روزى و تنگدستى در زندگى شود مقدارى از آنچه را خداوند به او عطا كرده، در راه خدا انفاق نمايد.
 
قدر به معناى اندازه گيرى، تقدير و تنظيم امور آمد
طبق آيات متعدد قرآن كريم، مى خوانيم: ما قرآن را در شب مباركى نازل كرديم, و ما همواره بيم دهنده بوده ايم و در آن شب: «فيها يفرق كل إمر حكيم» هر كارى, بر طبق حكمت خداوند تعيين و تنظيم مى گردد
راغب اصفهانى, مى نويسد: «ليله القدر اى ليله قيضها لامور مخصوصه» شب قدر, يعنى شبى كه خداوند براى تنظيم و تعيين امور مخصوصى, آن را آماده و مقرر فرموده است.
طبق روايات فراوانى كه وارد شده, در شب قدر, سرنوشت افراد براى سال آينده, مانند: رزق و روزى, مرگ و مير, خوشى و ناخوشى, و امور و حوادث ديگر زندگى, بر اساس استعدادها و لياقت ها, رقم مى خورد, و اين تقدير و تنظيم حكيمانه هم, در انسان هيچ گونه اجبار وسلب اختيارى به وجود نمی آورد.
درباره تنظيم و تقدير سرنوشت افراد در شب قدر براى سال آتى آنان، امام صادق(ع)فرموده است: «التقدير فى ليله القدر تسعه عشر, والابرام فى ليله احدى و عشرين, والامضإ فى ليله ثلاث و عشرين»
تقدير امور و سرنوشت ها در شب نوزدهم, تحكيم آن در شب بيست و يكم و امضاى آن در شب بيست و سوم صورت مى گيرد.
آرى, به خاطر اهميت شب قدر, ارزش و عظمت آن, نزول فرشتگان بى شمار آسمانى به زمين و سرنوشت سازى اين شب الاهى ده ها روايت در كتاب ها و تفسيرهاى شيعه و اهل سنت وارد شده است. در بيان پيامبر گرامى اسلام(ص) هم مى خوانيم: «من قام ليله القدر ايمانا و احتسابا, غفر له ما تقدم من ذنبه»
هر كس در شب قدراز روى ايمان و اخلاص, به قيام و عبادت ايستد, گناهان گذشته او, بخشيده و آمرزيده مى شود.
 
كدام شب است؟
شب قدرى كه قرآن كريم, آن را بهتر از هزار ماه معرفى مى كند حدود يك صد حديث, در كتاب ها و تفسيرهاى شيعه و اهل سنت, درباره عظمت آن واردشده, چه شبى مى باشد؟
مجموع مطالبى كه از قرآن كريم و احاديث شيعه و اهل سنت, در مورد تعيين شب قدر به دست مىآيد را در موارد زير مى توان خلاصه نمود
الف - در اين كه شب قدر در ماه مبارك رمضان قرار دارد, هيچ گونه ترديدى نمى توان به خود راه داد, چون از يك سو خداوند فرموده: قرآن در ماه رمضان نازل شده. و از سوى ديگر در سوره قدر هم آمده: آن (قرآن) را در شب قدر نازل كرديم; و اين كه شب قدر در ماه مبارك رمضان قرار دارد, مورد اتفاق روايات و مفسرين قرآن است

ب ـ شب قدر, در دهه آخر ماه مبارك رمضان قرار دارد, روايات فراوان و نظريه هاى مفسران شيعه و اهل سنت, آن را حتمى مى شمارد. پس در اين مورد هم ترديدى نيست.
عايشه روايت مى كند: تلاش و كوششى را كه مى ديدم رسول خدا(ص), در دهه آخر ماه مبارك رمضان انجام مى داد, در اوقات ديگر انجام نمى داد.
ج ـ طبق روايات فراوانى كه در منابع شيعى آمده, شب هاى نوزدهم, بيست و يكم و بيست و سوم ماه مبارك رمضان شبهاى قدر معرفى شده اند, اما امام باقر(ع) دايره آن را محدودتر نموده, و در پاسخ عبدالواحد بن مختار انصارى كه خواستار تعيين يكى از آن شب ها از سوى امام(ع) بود, فرموده اند
ما عليك إن تعمل فى ليلتين, هى احديهما
ايرادى ندارد هر دو شب را به عبادت و شب زنده دارى مشغول باش, زيرا شب قدر يكى از اين دو شب مى باشد.
د ـ در ميان شب بيست و يكم و شب بيست و سوم در عين حالى كه خدا و رسول(ص) و امامان(عليهم السلام), براى زنده نگهداشتن روح اميد و نشاط و اهميت به اطاعت و عبادت بندگان و تقرب آنان, سعى در مخفى داشتن شب قدر داشته اند ـ آن طور كه از تعدادى از احاديث استفاده مى شود, احتمال شب قدر بودن شب بيست و سوم را مى توان تقويت نمود و معتبرتر دانست.
زيرا در چند روايت آمده: رسول خدا(ص) به عبادت و شب زنده دارى دهه آخر ماه مبارك رمضان سفارش مى كرد, امام على(ع) مى فرمايد: شب بيست و سوم، در عين حالى كه باران شديدى آمده بود و مسجد مدينه را گل و آب فرا گرفته بود, رسول خدا(ع), ما را به نماز وا مى داشت, و با وجود اين كه صورت و بينى آن حضرت, گل آلود شده بود, دست از عبادت و شب زنده دارى نمى كشيد
به روايت ابن ابى الحديد وقتى درباره تعيين شب قدر از امير مومنان(ع) سوال مى شود, آن حضرت از مشخص كردن, طفره مى رود و مى فرمايد: «ليس أشك أن الله إنما يسترها عنكم نظرا لكم, لا نكم لو إعلمكموها, عملتم فيها و تركتم غيرها, وإرجو إن لا تخطئكم ان شإ الله »
در اين جهت ترديد ندارم, كه خداوند جهت مخفى داشتن شب قدر به شما نظر و عنايت دارد, زيرا اگر آن را براى شما اعلام داشته بود, در همان شب به عمل عبادت مى پرداختيد و عبادت در شب هاى ديگر را ترك مى نموديد, ومن هم به خواست خداوند (در مورد بهره بردارى شما از شب هاى ديگر) اميدوارم شما را محروم نگردانم.
 
--------------------------------------------------------------------------------
 
سؤال: چرا قرآن را در شب قدر به سر مي گيريم؟
 
جواب :   
الف ) بر سر گذاشتن قرآن در شب هاي قدر، احاديثي است كه از امام محمدباقر(ع) و امام محمد صادق (ع) نقل شده است. در سه شب از شبهاي قدر (19 و 21 و 23 ماه رمضان) قرآن را باز كنيد و بين دوستتان قرار دهيد و اين دعا را بخوانيد «اللهمم اني اسالك بكتابك المنزل و مافيه و ...». در ادامه امام صادق (ع) مي فرمايد: مصحف (قرآن) را بگير و بر سرت قرار بده و بگو «اللهم بحق هذا القرآن و ...» كه قرآن و تك تك چهارده معصوم را واسطه بين خود و خدا قرار مي دهيم .
 
ب ) اين عمل (قرآن بر سر گذاشتن) و واسطه قرار دادن قرآن و چهارده معصوم (ع)، به سبب عظمت آن ها تواضع در مقابل ثقلين است. و اين ادب در مقابل قرآن و پيامبر را خود ائمه (ع) به ما آموخته اند.
 
 
 
 
 
 
 
تكاليف شب قدر
 
براى عبادت و درك فضيلت و فيض شب قدر, عموما به مسجدها مى رويم, اما براى اين كه با انجام اعمال جنبى ـ كه خود نيز اعمال پر فضيلتى است ـ خويشتن را براى درك عظمت و فضايل عميق شب قدر آماده تر گردانيم تا بتوانيم در نورانيت قرآن نورانى شويم و بافرشتگان پاك آسمانى هم نوا گرديم و موجى در درياى روح خود ايجاد كنيم, پيشوايان والامقام اسلام, ما را به انجام تكاليف زير دعوت نموده اند.
 
الف - غسل شب قدر
غسل, از يك سو عبادت است, چون مى بايست به نيت تقرب و اطاعت خداوند انجام شود, و از سوى ديگر نظافت و بهداشت مى باشد, چون با شست وشوى بدن, هر مومنى خود را براى حضور در مجامع عمومى و ملاقات سالم و جاذب با اهل ايمان آماده و منظم مى گرداند.
امام صادق(ع) فرموده است: هركس براى شب هاى هفدهم,نوزدهم,بيست و يكم و بيست سوم ماه مبارك رمضان, كه اميد شب قدر بودن آنها مى رود, غسل انجام دهد, از گناهان پاك مى گردد, و مانند روزى مى شود كه از مادر متولد گرديده است
 
ب ـ احيا و شب زنده دارى
همان طور كه در سيره پيامبر(ص) و حضرت فاطمه(س) مطالعه كرديم, احيا, بيدار بودن و شب هاىقدر را باعبادت سپرى نمودن, از تكاليف ديگر در اين شب ها مى باشد. بارى, شب زنده دارى با عبادت و دعا, وظيفه اى براى همه شب هاى قدر است, اما امام حسن عسكرى(ع) فرموده: فلا يفوتك احيإ ليله ثلاث و عشرين; اگر نتوانستى در شب هاى ديگر احيا داشته باشى, سعى كن احيا و شب زنده دارى شب بيست و سوم را از دست ندهى.
امام باقر(ع) نيز, فرموده است: هر كس شب قدر را احيا بدارد, خداوند مهربان گناهان او را می آمرزد
اما نكته بسيار مهمى كه درباره احيا بايد مورد توجه باشد, اين است كه
اولا: شب را تا سپيده صبح به عبادت و دعا بگذرانيم;
ثانيا: به بيدارى چشم قناعت نكنيم, زيرا آنچه داراى اهميت فوق العاده است, بيدارى دل و آگاهى و بصيرتى است كه انسان را در محضر الهى و قرآن كريم و فرشتگان آسمانى, مودب و منظم و لايق گرداند.
زيرا, فرشتگان آسمانى كه به زمين نزول مى كند, طبق روايت نخست به محضر حضرت صاحب الامر(ع) شرف حضور مى يابند, تا علاوه بر سلامت آفرينى در شب قدر يا سلام رسانى به بندگان, پيام الله را به حجه الله (ع) ابلاغ دارندو طبيعى است اگر حجه الله(ع) از وضع عباد الله رضايت و خرسندى داشته باشد, وضع تقدير و سرنوشت سال آينده عباد الله از جانب (الله) , وضع بهتر و سعادتمندانه ترى خواهد بود.
 
ج ـ قرآن بر سر گرفتن
تكليف ديگر شبهاى قدر، قرآن به سرگرفتن است، مومنان روزه گرفته، در ماه خدا و خانه خدا، كتاب خدا را گشوده, به سرگرفته و آن را شفيع خود قرار مى دهند. آن ها به محتواى قرآن مى انديشند, به آغوش آن پناه مى برند و با قرآن پيوند و پيمان مجدد برقرار مى نمايند, تا با معارف نورانى آن, همه زواياى زندگى خويش را نورانى و متعالى گردانند.
البته براى آگاهى به خصوصيات كامل اين اعمال به كتاب هاى دعا بايد مراجعه نمود.
امام صادق(ع) هم فرموده است: براى شب هاى قدر قرآن كريم را جلوى خود قرار دهيد, آن را بگشاييد و بخوانيد:
اللهم انى إسئلك بكتابك المنزل, وما فيه وفيه اسمك الاكبر, وإسمائك الحسنى, وما يخاف ويرجى, إن تجعلنى من عتقائك من النار
 
د ـ نماز و دعا
امام صادق(ع) فرموده است: در هر يك از دو شبهاى قدر صد ركعت نماز مى بايست خوانده شود. آن حضرت, خود نيز اين عمل را انجام مى داد, چنانكه از سر شب تا سفيده صبح به دعا و مناجات با خداوند مى پرداخت. از جمله دعاهايى كه به خواندن آنها سفارش شده دعاى جوشن كبير مى باشد.
 
ه ـ استغفار و توبه
اگر چه روزه دارى خود عامل شست و شوى بخشى از گناهان مى باشد, اما براى وارد شدن به ماه مبارك رمضان, به خصوص دريافت فيض شب هاى قدر اداى دين خالق و خلق هم, لازم خواهد بود, در عين حال, در اين شب هاى نورانى, كه به بيان امام صادق(ع): درهاى رحمت الهى, به روى بندگان گشوده مى گردد درخواست آمرزش گناهان, توبه و انابه و گريه و ناله به درگاه خداوند, براى رفع گرفتارىها و رسيدن به حاجت هاى مادى و معنوى, كارى ضرورى خواهد بود.
به هر حال, عظمت و تكاليف شب هاى نورانى و سرنوشت ساز قدر فراوان است, كه اين مقال را مجال آن نيست, فقط به طور خلاصه مى توان گفت: شب قدر , شب وصل است و آداب و تكاليفى را هم كه تاكنون برشمرديم سراسر مى تواند مقدمه وصال محبوب باشد.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
اعمال شبهاى قدر
 
اعمال مشترك
1 ـ غسل و بهتر است هنگام غروب آفتاب غسل كند.
 
2 ـ دو ركعت نماز، در هر ركعت بعد از حمد هفت مرتبه توحيد بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللهَ وَاَتُوبُ اِلَيْهِ بگويد.
 
3 ـ قرآن مجيد را بگشايد و بگذارد در مقابل خود و بگويد:
اَللّـهُمَّ بِحَقِّ هذَا الْقُرْآنِ وَبِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ وَبِحَقِّ كُلِّ مُؤْمِن مَدَحْتَهُ فيهِ وَبِحَقِّكَ عَلَيْهِمْ فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّكَ مِنْكَ پس ده مرتبه بگويد بِكَ يا اَللهُ و ده مرتبه بِمُحَمَّد و ده مرتبه بِعَلىٍّ وده مرتبه بِفاطِمَةَ و ده مرتبه بِالْحَسَنِ و ده مرتبه بِالْحُسَيْنِ و ده مرتبه بِعَلِىّ بْنِ الْحُسَيْنِ و ده مرتبه بُمَحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ و ده مرتبه بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد و ده مرتبه بِمُوسَى بْنِ جَعْفَر و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُوسى و ده مرتبه بِمُحَمَّدِبْنِ عَلِىٍّ و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّد و ده مرتبه بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ و ده مرتبه بِالْحُجَّةِ. پس هر حاجت كه دارى طلب كن.
 
5 ـ زيارت كند امام حسين(عليه السلام).
 
6 ـ احيا بدارد اين شبها را.
 
7 ـ صد ركعت نماز كند كه فضيلت بسيار دارد و افضل آنست كه در هر ركعت بعد از حمد ده مرتبه توحيد بخواند.
 
8 ـ بخواند دعايى كه از امام زين العابدين(عليه السلام) روايت شده و آن دعا اين است:
اَللّـهُمَّ اِنّى اَمْسَيْتُ لَكَ عَبْداً داخِراً لا اَمْلِكُ لِنَفْسى نَفْعاً وَلا ضَرّاً وَلا اَصْرِفُ عَنْها سُوءاً اَشْهَدُ بِذلِكَ عَلى نَفْسى وَاَعْتَرِفُ لَكَ بِضَعْفِ قُوَّتى وَقِلَّةِ حيلَتى فَصَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد وَاَنْجِزْ لى ما وَعَدْتَنى وَجَميعَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ مِنَ الْمَغْفِرَةِ فى هذِهِ اللَّيْلَةِ وَاَتْمِمْ عَلَىَّ ما اتَيْتَنى فَاِنّى عَبْدُكَ الْمِسْكينُ الْمُسْتَكينُ الضَّعيفُ الْفَقيرُ الْمَهينُ اَللّـهُمَّ لا تَجْعَلْنى ناسِياً لِذِكْرِكَ فيـما اَوْلَيْتَنى وَلا ]غافِلاً[ لاِِحْسانِكَ فيـما اَعْطَيْتَنى وَلا ايِساً مِنْ اِجابَتِكَ وَاِنْ اَبْطَاَتْ عَنّى فى سَرّآءَ اَوْ ضَرّآءَ اَوْ شِدَّة اَوْ رَخآء اَوْ عافِيَة اَوْ بَلاء اَوْ بُؤْس اَوْ نَعْمآءَ اِنَّكَ سَميعُ الدُّعآءِ.
 
علاّمه مجلسى(رحمه الله) فرموده كه بهترين اعمال در اين شبها طلب آمرزش و دعا از براى مطالب دنيا و آخرت خود و پدر و مادر و خويشان خود و برادران مؤمن زنده و مرده ايشان است و اَذْكار و صلوات بر محمد و آل محمد(عليهم السلام)آنچه مقدور شود.
 
9 ـ خواندن دعاى جوشن كبير
 
 
 
 
 
اعمال مختصّ
 
اعمال و آداب شب نوزدهم
1 ـ صد مرتبه اَسْتَغْفِرُاللهَ رَبّى وَ اَتُوبُ اِلَيْهِ.
 
2 ـ صد مرتبه اَللّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ.
 
3 ـ خواندن اين دعا:
اَللّـهُمَّ اْجْعَلْ فيـما تَقْضى وَتُقَدِّرُ مِنَ الاَْمْرِ الْمَحْتُومِ وَفيـما تَفْرُقُ مِنَ الاَْمْرِ الحَكيمِ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَفِى الْقَضآءِ الَّذى لا يُرَدُّ وَلا يُبَدَّلُ اَنْ تَكْتُبَنى مِنْ حُجّاجِ بَيْتِكَ الْحَرامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمُ الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ الْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئاتُهُمْ وَاجْعَلْ فيـما تَقْضى وَتُقَدِّرُ اَنْ تُطيلَ عُمْرى وَتُوَسِّعَ عَلَىَّ فى رِزْقى. سپس حاجتهاى خود را از خداوند درخواست كند.
 
 
 
 
 
اعمال شب بيست و يكم
فضيلتش زيادتر از شب نوزدهم است و بايد اعمال مشترك شبهاى قدر را بجا آورد و در اين شب كه شب شهادت حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام) است صلوات زياد بفرستد و قاتلان آن حضرت را لعن و نفرين كند و مى تواند بگويد:
«اللّهمَّ الْعَن قَتَلَةَ أميرالمُؤمِنِين» و از اين شب شروع كند به دعاهاى شبهاى دهه آخر ماه رمضان.
 
 
 
 
 
 
اعمال شب بيست و سوم
اين شب نيز از شبهاى قدر است و علاوه بر اعمال مشترك شبهاى قدر اين اعمال نيز براى آن ذكر شده است:
1 ـ خواندن سوره عنكبوت و رُوم كه حضرت صادق(عليه السلام)قَسم ياد فرموده كه: خواننده اين دو سوره دراين شب از اهل بهشت است.
 
2 ـ خواندن سوره دُخان.
 
3 ـ خواندن سوره قَدر هزار مرتبه.
 
4 ـ خواندن اين دعاها نيز وارد شده است:
يا رَبَّ لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَجاعِلَها خَيْراً مِنْ اَلْفِ شَهْر وَرَبَّ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ وَالْجِبالِ وَالْبِحارِ وَالظُّلَمِ والاَْنْوارِ وَالاَْرْضِ وَالسَّمآءِ يا بارِئُ يا مُصَوِّرُ يا حَنّانُ يا مَنّانُ يا اَللهُ يا رَحْمنُ يا اَللهُ يا قَيُّومُ يا اَللهُ يا بَديعُ يا اَللهُ يا اَللهُ يا اَللهُ لَكَ الاَْسْمآءُ الْحُسْنى وَالاَْمْثالُ الْعُلْيا وَالْكِبْرِيآءُ وَالاْلاءُ اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد وَاَنْ تَجْعَلَ اسْمى فى هذِهِ اللَّيْلَةِ فِى السُّعَدآءِ وَرُوحى مَعَ الشُّهَدآءِ وَاِحْسانى فى عِلِّيّينَ وَاِسائَتى مَغْفُورَةً وَاَنْ تَهَبَ لى يَقيناً تُباشِرُ بِهِ قَلْبى وَايماناً يُذهِبُ الشَّكَّ عَنّى وَتُرْضِيَنى بِما قَسَمْتَ لى وَ اتِنا فِى الدُّنْيا حَسَنَةً وَفِى الاْخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النّارِ الْحَريقِ وَارْزُقْنى فيها ذِكْرَكَ وَشُكْرَكَ وَالرَّغْبَةَ اِلَيْكَ وَالاِْنابَةَ والتَّوبَةَ والتَّوْفيقَ لِما وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّد عَلَيْهِمُ السَّلامُ.
 
بعد از ستايش كردن حـقّ تعالى به بزرگوارى و فرستادن صلوات بر پيغمبر(صلى الله عليه وآله) مكرّر مى گوئى:
اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى ابآئِهِ فى هذِهِ السَّاعَةِ وَفى كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً وَقآئِداً وَناصِراً وَدَليلا وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً.
 
و دستهاى خود را به سوى آسمان بلند مى كنى و مى خوانى:
يا مُدَبِّرَ الاُْمُورِ يا باعِثَ مَنْ فِى الْقُبُورِ يا مُجْرِىَ الْبُحُورِ يا مُلَيِّنَ الْحَديدِ لِداوُدَ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمد.
سپس حاجات خود را از خدا مىخواهى.
 
و نيز بخواند اين دعا را:
اَللّـهُمَّ امْدُدْ لى فى عُمْرى وَاَوْسِعْ لى فى رِزْقى وَاَصِحَّ لى جِسْمى وَبَلِّغْنى اَمَلى وَاِنْ كُنْتُ مِنَ الاَْشْقِيآءِ فَاْمحُنى مِنَ الاَْشْقِيآءِ وَاْكتُبْنى مِنَ السُّعَدآءِ فَاِنَّكَ قُلْتَ فى كِتابِكَ الْمُنْزَلِ عَلى?نَبِيِّكَ الْمُرْسَلِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ الِهِ يَمْحُو اللهُ ما يَشآءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ اُمُّ الْكِتابِ.
 
5 ـ آنكه غير از غسل اوّل شب در آخر شب نيز غسل كند و بدانكه از براى غسل و احياء اين شب و زيارت امام حسين (عليه السلام) و صد ركعت نماز، فضيلت بسيار است. شيخ طوسى در تهذيب روايت كرده از ابوبصير از حضرت صادق (عليه السلام) كه فرمود: در شبى كه اميد مى رود شب قَدر باشد صد ركعت نماز كن و بخوان در هر ركعت قُلْ هُوَاللّهُ اَحَدٌ را ده مرتبه. گفتم: فدايت شوم اگر قوّت نداشته باشم ايستاده بجا آورم فرمود: نشسته بجا آور، گفتم: اگر قوّت نداشته باشم نشسته بجا آورم، فرمود: بجا آور به همان حالى كه به قفا خفته اى در فراش خود و از دعائم الاسلام روايتست كه حضرت رسول(صلى الله عليه وآله) در دهه آخر ماه رمضان رختخواب خود را جمع مى كرد و كمر خود را محكم مى بست براى عبادت و در شب بيست و سوم اهل خود را بيدار مى كرد و آنها را كه خواب رُبُوده بود آب بصورتشان مى پاشيد و حضرت فاطمه(عليها السلام) نمى گذاشت در اين شب احدى از اهلش بخوابد و علاج مى فرمود خواب آنها را به كمى طعام و مهيّا مى كرد آنها را براى احياء آن شب از روز؛ يعنى امر مى فرمود كه روز را خواب و استراحت كنند كه شب خوابشان نبرد و احيا بدارند و مى فرمود: محروم كسى است كه از خير امشب محروم بماند و روايت شده كه حضرت صادق(عليه السلام) سخت مريض شده بود چون شب بيست و سوم ماه رمضان شد موالى خود را امر فرمود كه حركتش دادند به مسجد بردند و آن شب را در مسجد بود تا به صبح.
علامه مجلسى(رحمه الله) فرموده كه هر مقدار قرآن كه ممكن باشد در اين شب بخواند و دعاهاى صحيفه كامله سجّاديه را بخواند خصوصاً دعاى مكارم الاخلاق و دعاى توبه و روزهاى اين شبها را نيز بايد حرمت داشت و به عبادت و تلاوت و دعا به سَر آورد زيرا كه در احاديث معتبره وارد شده است كه روز قدر در فضيلت مثل شب قدر است.
 
 
 
 
 
 
 
براي دريافت هر يک از فايلهاي صوتي زير، روي آن کليک نمائيد
 
عزاداري

شب قدر (شب اول- 81) 

شب قدر (شب دوم - 81) 

شب قدر (شب سوم - 81) 

شب 17 رمضان (شب) 

شب 18 رمضان (شب) 

شب قدر وضربت خوردن امام علی(ع) (شب) 

شب 20 رمضان (شب) 

شب قدر وشهادت امام علی(ع) (شب) 

شام غریبان امام علی(ع) (شب) 

شب قدر (شب) 

 
 
 
 
مناجات
اللهم ارزقني حج بيتک الحرام 
لک الحمد 
 استغفار
الهي قلبي محجوب 

 

 
 
31.gif (1388 bytes) 31 25.gif (1534 bytes) 25 19.gif (1263 bytes) 19 13.gif (1261 bytes) 13 الاعراف 07 فاتحه 01
32.gif (1545 bytes) 32 26.gif (1590 bytes) 26 20.gif (1108 bytes) 20 ابراهيم 14 8.gif (1479 bytes) 08 2.gif (1433 bytes) 02
33.gif (1594 bytes) 33 27.gif (1329 bytes) 27 21.gif (1472 bytes) 21 15.gif (1407 bytes) 15 التوبه 09 3.gif (1706 bytes) 03
34.gif (1119 bytes) 34 28.gif (1549 bytes) 28 22.gif (1358 bytes) 22 16.gif (1498 bytes) 16 يونس 10 النساء 04
35.gif (1338 bytes) 35 29.gif (1715 bytes) 29 23.gif (1631 bytes) 23 17.gif (1982 bytes) 17 هود 11 5.gif (1477 bytes) 05
36.gif (1171 bytes) 36 30.gif (1392 bytes) 30 24.gif (1279 bytes) 24 کهف 18 12.gif (1320 bytes) 12 الانعام 06
 
102.gif (1518 bytes) 102 89.gif (1379 bytes) 89 76.gif (1498 bytes) 76 63.gif (1854 bytes) 63 50.gif (1014 bytes) 50 37.gif (1530 bytes) 37
103.gif (1359 bytes) 103 90.gif (1266 bytes) 90 77.gif (1715 bytes) 77 64.gif (1499 bytes) 64 51.gif (1594 bytes) 51 38.gif (1068 bytes) 38
104.gif (1485 bytes) 104 91.gif (1459 bytes) 91 78.gif (1283 bytes) 78 65.gif (1510 bytes) 65 52.gif (1340 bytes) 52 39.gif (1281 bytes) 39
105.gif (1359 bytes) 105 92.gif (1279 bytes) 92 79.gif (1638 bytes) 79 66.gif (1624 bytes) 66 53.gif (1424 bytes) 53 40.gif (1276 bytes) 40
106.gif (1427 bytes) 106 93.gif (1417 bytes) 93 80.gif (1246 bytes) 80 67.gif (1455 bytes) 67 54.gif (1344 bytes) 54 41.gif (1390 bytes) 41
107.gif (1566 bytes) 107 94.gif (1716 bytes) 94 81.gif (1535 bytes) 81 68.gif (1403 bytes) 68 55.gif (1525 bytes) 55 42.gif (1615 bytes) 42
108.gif (1509 bytes) 108 95.gif (1338 bytes) 95 82.gif (1575 bytes) 82 69.gif (1492 bytes) 69 56.gif (1538 bytes) 56 43.gif (1601 bytes) 43
109.gif (1775 bytes) 109 96.gif (1427 bytes) 96 83.gif (1698 bytes) 83 70.gif (1547 bytes) 70 57.gif (1422 bytes) 57 44.gif (1517 bytes) 44
110.gif (1390 bytes) 110 97.gif (1314 bytes) 97 84.gif (1703 bytes) 84 71.gif (1216 bytes) 71 58.gif (1615 bytes) 58 45.gif (1566 bytes) 45
111.gif (1388 bytes) 111 98.gif (1337 bytes) 98 85.gif (1452 bytes) 85 72.gif (1334 bytes) 72 59.gif (1382 bytes) 59 46.gif (1505 bytes) 46
112.gif (1659 bytes) 112 99.gif (1584 bytes) 99 86.gif (1578 bytes) 86 73.gif (1483 bytes) 73 60.gif (1530 bytes) 60 47.gif (1234 bytes) 47
113.gif (1428 bytes) 113 100.gif (1625 bytes) 100 87.gif (1512 bytes) 87 74.gif (1425 bytes) 74 61.gif (1303 bytes) 61 48.gif (1383 bytes) 48
114.gif (1419 bytes) 114 101.gif (1562 bytes) 101 88.gif (1539 bytes) 88 75.gif (1374 bytes) 75 62.gif (1415 bytes) 62 49.gif (1699 bytes) 49
 
 
 

در اين شبهاي مبارک، براي تعجيل در فرج مهدي فاطمه (عج) حتماً دعا کنيد

 

اللهم عجل لوليك الفرج و العافية و النصر
و اجعلنا من اعوانه و انصاره و شيعته والمستشهدين بين يديه

 

 

اين ايميل، کاملا شخصی بوده و هیچگونه وابستگی فکری و اقتصادی به هيچ گروه، ارگان، نهاد و یا تفکر تندرويي ندارد.
صميمانه تقاضامندم هرگونه انتقاد يا پيشنهاد خود را به جهت بهبود کيفيت کار براي بنده ارسال فرمائيد.

.:: نماز روزه هاتون قبول؛ لطف مي کنيد دعامون کنيد ::.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1384ساعت 11:50  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 

ميلاد امام حسن مجتبي عليه السلام مبارک

سلام بر گل زيباى مجتبوى در بوستان حُسن نبوى، سبط اكبر، الگوى كمال و آينه جمال، كه ميلادش در نیمه رمضان، رويِش گلى در بوستان ماه خدا بود .
سلام بر مجتباى آل محمد، فرزند برومند على و زهراعليهما السلام، كه گوهر درياى فضيلت بود
سلام بر آن «آينه حُسن ازلى»، كه تولّد فرخنده‏اش در آستانه «شبهاى قدر»، بركتى مضاعف بر سفره افطار و سحر روزه داران است .
در خنده‏هاى صبحدم نيمه ماه مبارك، يك ميلاد نهفته بود، كه دامن دامن زيبايى و حُسن به بشريّت ارزانى داشت و همه ما را بر سفره احسانش مهمانِ كرامت او ساخت، تا از مائده معنويّتى خدايى بهره‏مند شويم .
سلام بر او، كه كرامت و جود، آينه دار فضايل اوست. دلهاى شيعيان، با نسيم روح نواز نام زيبايش، صفا مى‏گيرد و ياد او همچون عطر بهشتى مشام جانها را مى‏نوازد .
امروز هم، پس از گذشت هزار و چهارصد سال، شادى و شعفى را كه با تولّدش در خانه على و فاطمه‏عليهما السلام پديد آمد، مى‏توان حس كرد .
فاطمه‏عليها السلام، درياى پيوسته به رسالت بود و على‏عليه السلام مسند نشينِ امامت. وقتى اين دو دريا به هم پيوست، غوّاص آفرينش از تلاقى اين دو دريا، «گوهر حُسن» به چنگ آورد .
لؤلؤ سبز اين دو دريا، «حسن بن على» بود .
اين مولود، شش سال از لبخندها و نوازش‏هاى پيامبرخداصلى الله عليه وآله وسلم و آغوش معطّر او بهره‏مند شد و عطر بهشت در سايه نامش قرار و آرام يافت .
عصاره هستى و ميوه باغ كمال و گل دامان زهراى عزيز بود.
«سرور جوانان بهشت» بود و لقب «مجتبى»، تابلوى زيبايى است كه برگزيدگى و كمال او را مى‏نماياند و فضايل او را در چشم انداز نگاه مردم قرار مى‏دهد .
آن گونه كه مهمانان ماه خدا، بر سفره رحمت الهى متنعّم مى‏شوند، شيعيان نيز در مهمان‏خانه هميشه گشوده آن پيشواى سخاوت، از معنويت و پارسايى و بزرگوارى او بهره مى‏برند .
او، همدرد محرومان، همراه ضعيفان، همنواى فرشتگان و هم آواى كرّوبيان بود .
امام صابر و عابد و كريمى بود كه عاشقانه به عبادت مى‏ايستاد و پيوسته لب‏هايش كه غنچه جمال آفرين بود، به ذكر محبوب مترنّم بود. با ياد مرگ، به خوف و گريه مى‏افتاد و هنگام نماز، رنگ از چهره‏اش مى‏پريد .
شوق ديدار خانه خدا، بيست و پنج بار او را پياده به حرم خدا كشاند .
وجودش وقف خدا بود و هستى‏اش در خدمت بندگان خدا .
«كريم اهل‏بيت» بود و شعاع كرمش دور و نزديك و آشنا و غريب و خويش و بيگانه را فرا مى‏گرفت.
اگر بباليم كه او امام ماست، بجاست و اگر فخركنيم كه مقتداى ماست، رواست. سلام بر آن حجّت حق و مِشكات هدايت الهى !
امام و اسوه‏اى كه بوى بهشت در سخن و سكوتش پيچيده بود و صلح او زمينه ساز قيام «عاشورا» گشت و قهرمانى ميدانِ «صبر و پايدارى» به نام او سكّه خورد .
امام مظلومى كه شرايط، حتى براى شهادتى خونين و تحوّل آفرين و رسواساز برايش فراهم نبود. براى مصلحت اسلام و مسلمين، جام تلخ صلح را سركشيد و در اين راه، زخم زبان‏هايى از نزديك‏ترين يارانش هم شنيد .
سلام بر صبر خدايى‏اش، كه ما را الهام بخش صبورى در راه حق است .
سلام بر صلح حماسى‏اش، كه ما را آموزگار عمل به تكليف و تبعيّت از وظيفه است .
سلام بر بقيع غريبش، كه رواق مظلوميّت اهل بيت و شيعه است.
سلام بر آن مسموم شهيد، بر آن مظلوميّت مجسّم و تجسّم مظلوميّت .
اينك... ماييم و مائده كرامت آن «كريم اهل‏بيت»، كه پيوسته گسترده است و خوشه چينان معنويّت و ايثار را مهمان فضايل خويش ساخته است .

 

جواد محدثی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384ساعت 14:51  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 

 

به نام حضرت دوست

حكايتي از زبان مسيح نقل مي كنند كه بسيار شنيدني است . مي گويند او اين حكايت را بسيار دوست داشت و در موقعيت هاي مختلف آن را بيان ميكرد . حكايت اين است :

مردي بود بسيار متمكن و پولدار روزي به كارگراني براي كار در باغش نياز داشت . بنابراين ، پيشكارش را به ميدان شهر فرستاد تا كارگراني را براي كار اجير كند . پيشكار رفت و همه ي كارگران موجود در ميدان شهر را اجير كرد و آورد و آن ها در باغ به كار مشغول شدند .

كارگراني كه آن روز در ميدان نبودند ، اين موضوع را شنيدند و آنها نيز آمدند . روز بعد و روزهاي بعد نيز تعدادي ديگر به جمع كارگران اضافه شدند . گر چه اين كارگران تازه ، غروب بود كه رسيدند ، اما مرد ثروتمند آنها را نيز استخدام كرد .

شبانگاه ، هنگامي كه خورشيد فرو نشسته بود ، او همه ي كارگران را گردآورد و به همه ي آنها دستمزدي يكسان داد .

بديهي ست آناني كه از صبح به كار مشغول بودند ، آزرده شدند و گفتند :

(( اين بي انصافي است . چه مي كنيد ، آقا ؟ ما از صبح كار كرده ايم و اينان غروب رسيدند و بيش از دو ساعت نيست كه كار كرده اند . بعضي ها هم كه چند دقيقه پيش به ما ملحق شدند . آن ها كه اصلاً كاري نكرده اند )) .

مرد ثروتمند خنديد و گفت : (( به ديگران كاري نداشته باشيد . آيا آنچه كه به خود شما داده ام كم بوده است ؟ ))

كارگران يكصدا گفتند : (( نه ، آنچه كه شما به ما پرداخته ايد ، بيش تر از دستمزد معمولي ما نيز بوده است . با وجود اين ، انصاف نيست كه ايناني كه دير رسيدند و كاري نكردند ، همان دستمزدي را بگيرند كه ما گرفته ايم )) .

مرد دارا گفت : (( من به آنها داده ام زيرا بسيار دارم . من اگر چند برابر اين نيز بپردازم ، چيزي از دارائي من كم نميشود . من از استغناي خويش مي بخشم . شما نگران اين موضوع نباشيد . شما بيش از توقع تان مزد گرفته ايد پس مقايسه نكنيد . من در ازاي كارشان نيست كه به آنها دستمزد مي دهم ، بلكه مي دهم چون براي دادن و بخشيدن ، بسيار دارم . من از سر بي نيازي ست كه مي بخشم )).

مسيح گفت :

(( بعضي ها براي رسيدن به خدا سخت مي كوشند . بعضي ها درست دم غروب از راه مي رسند . بعضي ها هم وقتي كار تمام شده است ، پيدايشان مي شود . اما همه به يكسان زير چتر لطف و مرحمت الهي قرار مي گيرند)) .

شما نميدانيد كه خدا استحقاق بنده را نمي نگرد ، بلكه درائي خويش را مي نگرد . او به غناي خود نگاه مي كند ، نه به كار ما . از غناي ذات الهي ، جز بهشت نمي شكفد . بايد هم اينگونه باشد . بهشت ، ظهور بي نيازي و غناي خداوند است . دوزخ را همين خشكه مقدس ها و تنگ نظرها برپا داشته اند . زيرا اينان آنقدر بخيل و حسودند كه نميتوانند جز خود را مشمول لطف الهي ببينند .

ارسال از خانم ياس کبود*****

در پناه حضرت دوست

 

 مناجات حضرت علي

 دعاي عهد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384ساعت 15:1  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مهر 1384ساعت 15:51  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 
 تقویم وقایع ماه مبارک رمضان

 1 رمضان نزول كتاب آسماني صُحف بر ابراهيم خليل الله(ع)

 3 رمضان نزول كتاب آسماني انجيل بر حضرت عيسي(ع)

 4 رمضان هلاكت زياد بن ابي

 5 رمضان ميلاد مسعود امام جواد(ع)

 6 رمضان نزول كتاب آسماني تورات بر حضرت موسي(ع)

 6 رمضان ولايت عهدي امام رضا(ع)

 7 رمضان وفات حضرت ابوطالب(ع)

 10 رمضان وفات حضرت خديجه كبري(س)

 10 رمضان وصول نخستين نامه كوفيان به امام حسين(ع)

 12 رمضان نزول كتاب آسماني `زبور` بر حضرت داوود(ع)

 12 رمضان ايجاد عقد اخوت ميان مسلمانان از سوي پيامبر(ص)

 15 رمضان ميلاد مسعود امام حسن مجتبي(ع)

 15 رمضان حركت مسلم بن عقيل(ع) به سوي كوفه

 17 رمضان وقوع غزوه بدر

 17 رمضان وفات عايشه در مدينه

 19 رمضان ضربت خوردن حضرت علي(ع) در مسجد كوف

 20 رمضان فتح مكه معظمه به دست پيامبر(ص)

 20 رمضان وفات حضرت موسي(ع)

 21 رمضان شهادت حضرت علي(ع)

 21 رمضان آغاز خلافت امام حسن مجتبي(ع)

 21 رمضان به آسمان رفتن حضرت عيسي(ع)

 رمضان، سال دهم بعثت: ازدواج رسول خدا (ص) با سوده (س)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مهر 1384ساعت 15:28  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 
اطلاع رسانی محل برگزاری جلسات مذهبی در ماه مبارک رمضان (کاربران محترم می توانند آدرس جلسات خود را جهت اعلام در وبلاگ در قسمت نظر خواهی همین متن به طور دقیق درج کنند)

 اقامه نماز ظهر و عصر به امامت رهبر عزیزمان آقا سید علی خامنه ای

به همراه جزء خوانی قرآن توسط قاریان ممتاز از ساعت ۱۱ صبح

مکان: حسینیه حضرت امام خمینی ره. تهران - خ فلسطین جنوبی - تقاطع آذربایجان

زمان: ظهر های ماه مبارک رمضان

سخنران: حضرت استاد علی رضا پناهیان   مداح: حاج قربان

مکان:مسجد دانشگاه تهران. تهران - خ انقلاب - دانشگاه تهران

زمان: شبهای ماه مبارک رمضان - ساعت 22.30

سخنران: حضرت استاد علی رضا پناهیان   مداح: حاج مهدی سماواتی

مکان: مهدیه .تهران -  تقاطع خ اولی عصر عج الله تعالی فرجه الشریف و خ مولوی

زمان: شبهای ماه مبارک رمضان - ساعت 20.30

 سخنران: حضرت استاد شیخ حسین انصاریان

مکان:مسجد حضرت امیر علیه السلام. تهران - خيابان کارگر شمالي - روبه روي پمپ بنزين

زمان: هر روز ماه مبارک رمضان بعد از نماز ظهر (غیر از روزهای جمعه)

 سخنران: حضرت استاد شیخ حسین انصاریان

مکان:بیت الزهرا سلام الله علیها. تهران - میدان سپاه - خ پادگان ولی عصر عج الله تعالی فرجه الشریف

زمان: شبهای ماه مبارک رمضان بعد از افطار ساعت ۱۹:۳۰ تا ۲۰:۳۰

 سخنران: حضرت استاد شیخ حسین انصاریان

مکان:حسینیه و مسجد همدانیها.تهران -ميدان قيام - خيابان ري

زمان: شبهای ماه مبارک رمضان از ساعت 22 تا 23

مراسم مناجات و نیایش  مداح: حاج منصور ارضی

مکان: مسجد ارک. تهران - چهار راه گلو بندک - خ 15 خرداد

زمان: سحر های ماه مبارک رمضان - 1 بامداد

مراسم مناجات و نیایش  مداح: حاج سعید حدادیان

مکان: مسجد امام حسن مجتبی علیه السلام. تهران-خ آزادی- سپاه ناحیه غرب

زمان: شروع مراسم جزء خوانی و سخنرانی، هر شب بعد از نماز مغرب و عشاء

 مراسم مناجات و دعای افتتاح: با مداحی حاج قربان

مکان:هيئت عشاق الحسين. تهران - خيابان 17 شهريور خيابان اشتياني ها منزل برادر اعتماد سعید

زمان: شبهای ماه مبارک رمضان


+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 0:42  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 
 مقالات و توصیه های بهداشتی و پزشکی در ماه مبارک رمضان

 روزه از ديدگاه پزشکی 1

روزه از ديدگاه پزشکی 2

 اثر روزه بر چربی هاب خون

 توصيه های پزشکی بهداشتی در ماه رمضان

 توصيه هاي سلامتي در ماه رمضان

 توصيه هاي غذايي براي روزه داران

 روزه گرفتن عوارض بيماري ام. اس را کاهش مي دهد

 تاثير روزه بر روي مكانيزم بدن

 بهداشت جسماني و آنچه روزه داران بايد بدانند

زخم معده مانعي براي روزه داري؟!

نقش روزه در درمان بيماريهاي جسمي و روحي

فوايد گرسنگي

نواع‌ تغذيه‌ روزه‌ داران‌

توصيه هايي پيرامون تغذيه در ماه ميهماني خدا


+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 0:38  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
 
با سلام
 
حلول ماه مبارک رمضان را تبریک عرض می کنم و ان شاءالله از برکات و فیوضات عظیم این ماه عزیز بهره مند بشویم و در لیالی قدر هم به برکت وجود مقدس حضرت صاحب الزمان (عج) احسن تقدیرات برای
.ما رقم زده شود
 
 
التماس دعا
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 22:54  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 


روزه از ابعاد مادي و معنوي ، جسمي و روحي داراي فوايد فراواني است. روزه در سلامت معده و پاكسازي آن از انواع غذاها كه موجب انواع بيماري ها مي باشد ، اثرات فوق العاده اي دارد. روزه هم جسم و هم روح را پالايش مي كند . اگر در روزه داري به تمامي جهات توجه داشته باشيم در پايان ايام روزه داري ، روح و جسمي تزكيه شده خواهيم داشت


پيامبر اكرم (ص) و روزه

پيامبر خدا (ص) فرمود : المعدة بيت كل داء ، والحمئة رأس كل دواء .(1)
معده مركز و خانه هر دردي است و پرهيز و اجتناب ( از غذاهاي نامناسب و زياد خوردن ) اساس و رأس هر داروي شفا بخش است.
و نيز ايشان در جايي ديگر مي فرمايد : صوموا تصحوا ، و سافروا تستغنوا.
روزه بگيريد تا صحت و سلامتي خويش را تضمين كنيد و سفر نماييد تا مالدار شويد ، زيرا مسافرت و حمل كالاي تجارتي از شهري به شهري يا از كشوري به كشور ديگر ، باعث رفع نيازمندي هاي جامعه و عمران كشورها مي گردد.
حضرت رسول در روايت ديگري مي فرمايد : لكل شيء زكاة و زكاة الابدان الصيام . (2)
براي هر چيزي زكاتي است و زكات بدنها روزه است

 


حضرت علي (ع) و روزه

امام در قسمتي از يكي از خطبه ها مي فرمايد : و مجاهدة الصيام في الايام المفروضات ، تسكينا لاطرافهم و تخشيعا لابصارهم ، و تذليلا لنفوسهم و تخفيفا لقلوبهم ، و اذهابا للخيلاء عنهم و لما في ذلك من تعفير عتاق الوجوه بالتراب تواضعا و التصاق كرائم الجوارح بالارض تصاغرا و لحوق البطون بالمتون من الصيام تذللا. (3)

با روزه گرفتنهاي دشوار ، در روزهايي كه واجب است ، اندامهايشان با اين كار آرام مي گيرد و ديده هايشان خاشع و جانهايشان خوار مي گردد و دلهايشان سبك مي شود و خودبيني از ايشان به وسيله اين عبادتها زدوده مي گردد. و با گزاردن چهره هاي شاداب با تواضع بر خاك و با نهادن مواضع سجده بر زمين خود را در مقابل خدا خرد مي نمايند و اينكه با روزه داري شكمها به پشت مي رسند


1- روزه براي آزمايش اخلاص

حضرت علي (ع) در جاي ديگري مي فرمايد: والصيام ابتلاء لاخلاص الخلق .(4)
روزه براي آزمايش نمودن اخلاص مردم است
يكي از دلايل وجوب روزه براي مردم ، آزمايش اخلاص مردم است . چرا كه روزه در ايجاد اخلاص عمل بسيار مؤثر است

2- روزه سپر در مقابل عذاب الهي

حضرت در قسمتي ديگر از نهج البلاغه مي فرمايد : صوم شهر رمضان فانه جنة من العقاب.( 5)
در اين بحث امام يكي از دلايل وجوب روزه ماه رمضان را ، سپر و مانع در مقابل عقاب الهي دانسته اند. يعني روزه موجب غفران و آمرزش گناهان است

 


امام رضا (ع) و روزه

وقتي از حضرت درباره فلسفه روزه مي پرسند ، مي فرمايد : همانا مردم مأمور به روزه گرفتن شدند تا درد و ناگواريهاي گرسنگي و تشنگي را دريابند و آنگاه استدلال كنند بر سختيهاي گرسنگي و تشنگي و فقر آخرت كه پيامبر اكرم (ص) در خطبه شعبانيه فرمود : واذكروا بجوعكم و عطشكم جوع يوم القيمة و عطشة . به وسيله گرسنگي و تشنگي از روزه داريتان ، گرسنگيها و تشنگيهاي روز قيامت را به ياد آوريد ، كه اين يادآوري انسان را به فكر تدارك براي قيامت مي اندازد تا جد و جهد بيشتري در كسب رضاي خدا بنمايد . (7)
امام رضا (ع) در جايي ديگر درباره فلسفه روزه اين چنين مي فرمايد : علت روزه براي درك درد گرسنگي و تشنگي است تا بنده ، ذليل ، متضرع و صابر باشد . همچنين در روزه انكسار و شكستگي شهوات وجود دارد

آري روزه از افضل طاعات است . شريعت و احكام الهي تعديل شهوات و در دست گرفتن مهار آنها ، را توسط روزه ميسر ساخته و براي تزكيه و طهارت نفس و تصفيه از اخلاقيات رذيله آن را واجب نموده است . البته مقصود از روزه داري تنها امساك از خوردن و آشاميدن نيست بلكه غرض نهايي كف نفس مي باشد . همانطور كه رسول گرامي اسلام( ص ) فرمودند : روزه براي هر فرد سپري است ؛ چرا كه روزه دار ، سخن زشت نگويد و كارهاي بيهوده انجام ندهد

پس روزه انسان را از انحرافات و لغزشها و از دشمناني بزرگ چون شيطان نفس ، رهايي مي دهد
و اگر روزه دار، به چنين مراتبي نرسد ، فقط گرسنگي و تشنگي را درك نموده و اين پايين ترين درجه روزه داري مي باشد


1- اركان اسلام ، ص 108
2- كافي ، ج 4 ، ص 62
3- نهج البلاغه ، خطبه 192
4- نهج البلاغه ، حكمت 252
5- نهج البلاغه ، خطبه 110
6- وسائل الشيعه ، ج 7 ، ص 3
7- همان ، ص 4
8- علل الشرايع ، شيخ صدوق ، بخش روزه

 

 

برگرفته شده از سایت:

http://www.rahpouyan.com/forum/forum.asp?FORUM_ID=44

 

 

قال المهدي عليه السلام : فاکثروا الدعاء بتعجيل الفرج فان ذلک فرجکم . براي فرج (من) زياد دعا كنيد، چراكه اين (زياد دعا كردن) خود فرج و گشايش (در كارهاي) شماست

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 22:48  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 
با نام خدا
بنده به شخصه پیش از این استنساخهایی از جزیره خضرا خوانده بودم که شبهاتی مثل تحریف در قرآن یا مساله خمس در آن نبود  اما در این متن که در پی می اید به نکات جدیدی بر خوردم که برای خود بنده نیز جای سوال دارد.از این رو این متن را که از   خبر گزاری آینده روشن است اینجا قرار می دهم.گرچه که متاسفانه تا این لحظه اسم نویسنده این متن در این خبرگزاری نیامده است.حال از دوستان مخصوصا دوستانی که فعالیت در بخش شبهات دارند می خواهم که در این مقوله بحث کنند.شخصا هم از آقایانی که عالم به اینگونه قضایا هستند پیگیری می کنم.
التماس دعا...
 
جزيره‏ى خضراء؛افسانه یا واقعیت
تاريخ جهان اسلام و عقايد و افكارى كه در بستر آن ظهور و بروز كرده، اقيانوسى متلاطم و بى‏كران و عرصه‏اى بسيار گسترده است . حركت در امواج متلاطم و بعضا ظلمانى اين اقيانوس، نيازمند وسيله‏اى مطمئن و راهنمايى درياديده است . در غير اين صورت، در شب تاريك دريا و امواج سهمگين آن، نمى‏توان راهى به ساحل نجات يافت .

عقايد، اخبار و احاديثى كه در بستر اين فرهنگ نيازمند بررسى و نقد هستند، كم نيستند . فقهاى اسلام از عصر غيبت تاكنون سعى بر حراست اخبار و احاديث از نفوذ خطاها، تحريف‏ها و انحرافات داشته‏اند . اگر زحمات آن بزرگواران نبود، سرنوشت اسلام و تشيع دستخوش مخاطرات عظيم فكرى مى‏گشت و راه كشف حقيقت‏بر همگان مسدود مى‏شد .
از جمله داستان‏هايى كه تحت تاثير حوادث زمان خود شكل گرفته و پس از مقدارى تحريف، تطبيقى بى‏جا در مورد آن صورت گرفته، و در برخى مجامع روايى شيعه نفوذ كرده است، داستانى است‏به نام «جزيره‏ى خضراء» . از آن جا كه در دو دهه‏ى گذشته با قلم فرسايى برخى افراد بى‏اطلاع از تاريخ، اين داستان منتشر شده و به علاوه، در تكلفى ناشيانه، آن را بر مثلث‏برمودا تطبيق كرده‏اند، لازم شد در اطراف اين واقعه، كنكاش بيشترى صورت گيرد تا اذهان ارادتمندان به حضرت ولى عصر (عج) از اين گونه خطاها پيراسته شود . (1)
خلاصه‏ى داستان
مرحوم علامه مجلسى‏(قدس سره) در بحارالانوار (ج 52، ص 159) مى‏نويسند:
«رساله‏اى يافتم مشهور به داستان جزيره‏ى خضراء . . . و چون آن را در كتاب‏هاى روايى نديدم، عين آن را در فصل جداگانه‏اى آوردم .»
 در آن متن چنين آمده است:
«من (فضل بن يحيى كوفى) در سال 699 هـ . ق . در كربلا از دو نفر، داستانى شنيدم . آنها داستان را، از زين الدين على بن فاضل مازندرانى، نقل مى‏كردند . داستان مربوط به جزيره‏ى خضرا در درياى سفيد بود . مشتاق شدم داستان را از خود على بن فاضل بشنوم . به همين دليل به حله رفتم و در خانه‏ى سيد فخرالدين، با على بن فاضل ملاقات كردم و اصل داستان را جويا شدم .
او، داستان را در حضور عده‏اى از دانشمندان حله و نواحى آن چنين بازگو كرد: "سال‏ها در دمشق نزد شيخ عبدالرحيم حنفى و شيخ زين الدين على مغربى اندلسى تحصيل مى‏كردم . روزى شيخ مغربى عزم سفر به مصر كرد . من و عده‏اى از شاگردان با او همراه شديم . به قاهره رسيديم . استاد مدتى در الازهر به تدريس پرداخت، تا اين‏كه نامه‏اى از اندلس آمد كه خبر از بيمارى پدر استاد مى‏داد . استاد عزم اندلس كرد . من و برخى از شاگردان با او همراه شديم .
به اولين قريه اندلس كه رسيديم، من بيمار شدم . به ناچار، استاد مرا به خطيب آن قريه سپرد و خود به سفر ادامه داد .
سه روز بيمار بودم، پس از آن، روزى در اطراف ده قدم مى‏زدم كه كاروانى از طرف كوه‏هاى ساحل درياى غربى وارد شدند و با خود پشم و روغن و كالاهاى ديگر داشتند . پرسيدم: از كجا مى‏آيند؟ گفتند: از دهى از سرزمين بربرها مى‏آيند كه نزديك جزاير رافضيان است .
هنگامى كه نام رافضيان را شنيدم، مشتاق زيارت آنان شدم . تا محل آنان، 25 روز راه بود كه دو روز بى‏آب و آبادى و بقيه آباد بودند، حركت كردم و به سرزمين آباد رسيدم . به جزيره‏اى رسيدم با ديوارهاى بلند و برج‏هاى مستحكم كه بر ساحل دريا قرار داشت . مردم آن جزيره، شيعه بودند و اذان و نماز آنها بر هيات شيعيان بود .
آنان از من پذيرايى كردند . پرسيدم: غذاى شما از كجا تامين مى‏شود؟ گفتند: از جزيره‏ى خضراء در درياى سفيد كه جزاير فرزندان امام زمان (عج) است كه سالى دو مرتبه، براى ما غذا مى‏آورند .
منتظر شدم تا كاروان كشتى‏ها از جزيره‏ى خضراء رسيد . فرمانده‏ى آن، پيرمردى بود كه مرا مى‏شناخت و اسم من و پدرم را نيز مى‏دانست . او مرا با خود به جزيره‏ى خضراء برد .
شانزده روز كه گذشت، آب سفيدى در اطراف كشتى ديدم و علت آن را پرسيدم . شيخ گفت: اين درياى سفيد است و آن جزيره‏ى خضراء . اين آب‏هاى سفيد، اطراف جزيره را گرفته است و هرگاه كشتى دشمنان ما وارد آن شود، غرق مى‏گردد . وارد جزيره شديم . شهر داراى قلعه‏ها و برج‏هاى زياد و هفت‏حصار بود . خانه‏هاى آن از سنگ مرمر روشن بود . . . .
در مسجد جزيره با سيد شمس الدين محمد كه عالم آن جزيره بود، ملاقات كردم . او مرا در مسجد جاى داد . آنان نماز جمعه مى‏خواندند (واجب مى‏دانستند .) از سيد شمس الدين پرسيدم: آيا امام حاضر است؟ گفت: نه، ولى من نايب خاص او هستم . به او گفتم: امام را ديده‏اى؟ گفت: نه، ولى پدرم، صداى او را شنيده و جدم، او را ديده است .
سيد مرا به اطراف برد . در آن‏جا كوهى مرتفع بود كه قبه‏اى در آن وجود داشت و دو خادم در آن‏جا بودند . سيد گفت: من هر صبح جمعه آن‏جا مى‏روم و امام زمان را زيارت مى‏كنم و در آن‏جا ورقه‏اى مى‏يابم كه مسايل مورد نياز درآن نوشته شده است .
من نيز به آن كوه رفتم و خادمان قبه از من پذيرايى كردند . . . در مورد ديدن امام زمان (عج) از آنان پرسيدم، گفتند: غير ممكن است .
درباره‏ى سيد شمس الدين از شيخ محمد (كه با او به خضراء آمدم) پرسيدم . گفت: او از فرزندان فرزندان امام است و بين او و امام، پنج واسطه است .
با سيد شمس الدين، گفت وگوى بسيار كردم و قرآن را نزد او خواندم . از او درباره‏ى ارتباط آيات و اين‏كه برخى آيات، با قبل بى ارتباط هستند، پرسيدم . پاسخ داد: . . . . مسلمانان پس از رسول خدا و به دستور خلفا، قرآن را جمع‏آورى كردند . از همين رو، آياتى كه در قدح و مذمت‏خلفا بود، از آن ساقط كردند . از همين جهت، آيات را نامربوط مى‏بينى، ولى قرآن على عليه السلام كه نزد صاحب الامر (عج) است، از هر نقصى مبراست و همه چيز در آن آمده است .
در جمعه‏ى دومى كه در آن جا بودم، پس از نماز، سر و صداى بسيار زيادى از بيرون مسجد شنيده شد . پرسيدم: اين صداها چيست؟ سيد پاسخ داد: فرماندهان ارتش ما هر دو جمعه‏ى ميانى ماه سوار مى‏شوند و منتظر فرج هستند . پس از اين‏كه آنان را در بيرون مسجد ديدم، سيد گفت: آيا آنان را شمارش كردى؟ گفتم: نه . گفت: آنان سيصد نفرند و سيزده نفر باقى مانده‏اند
 
”  نوشته‏ى جزيره‏ى خضراء اولا; هيچ ارتباط مستندى با نويسنده‏ى آن ندارد . و هيچ مدركى كه صحت انتساب نوشته را به على طيبى نشان دهد، وجود ندارد ....  “
.
از سيد پرسيدم: علماى ما احاديثى نقل مى‏كنند كه هر كس پس از غيبت ادعا كند مرا ديده است، دروغ مى‏گويد . حال چگونه است كه برخى از شما، او را مى‏بينيد؟
سيد گفت: درست مى‏گويى، ولى اين حديث مربوط به زمانى است كه دشمنان آن حضرت و فرعون‏هاى بنى العباس فراوان بودند، اما اكنون كه اين چنين نيست و سرزمين ما از آنان دور است، ديدار آن حضرت ممكن است .
سيد شمس الدين ادعا كرد كه: تو نيز امام زمان (عج) را دو مرتبه ديده‏اى، ولى نشناخته‏اى . هم‏چنين گفت كه آن حضرت، خمس را بر شيعيان خود مباح كرده است و آن حضرت هر سال حج مى‏گذارد و پدرانش را در مدينه، عراق و طوس زيارت مى‏كند" . »
اين خلاصه‏اى از داستان بود . البته كسانى كه خواهان اطلاع دقيق‏ترى هستند، مى‏توانند داستان را در بحارالانوار يا منابع ديگر مطالعه كنند .
بررسى داستان از نظر سند
از مهم‏ترين موضوعات در بررسى سند يك خبر، منابعى است كه آن خبر را ذكر كرده‏اند . بديهى است هر قدر، منابع يك خبر به عصر صدور و حدوث آن نزديك‏تر باشد، آن خبر اعتبار بيشترى خواهد داشت . در مورد داستان جزيره‏ى خضراء چنان‏كه در اصل داستان آمده، راوى خبر آن را در سال 699 هـ . ق . از على بن فاضل در شهر حله شنيده است .
در آن زمان، «حله‏» شهرى آباد بين بغداد و كوفه بوده و چون كوفه و نجف در آن زمان، مركز حوزه‏ى علمى شيعه بوده، طبيعتا خبرها، به ويژه خبرهاى مهمى كه به مسايل عقيدتى و كلامى و فقهى شيعه مربوط مى‏شده است، بااهميت تلقى مى‏شده و در آثار و نوشته‏هاى آنان منعكس مى‏گشته است . ولى على رغم اشتمال اين داستان بر مطالب مهم و مطرح شدن آن در سامرا و حله و طبيعتا نجف، در هيچ يك از آثار مكتوب آن زمان (يعنى از سال 699 تا 1019 هـ . ق) . كه به دست ما رسيده است، اين خبر انعكاس نيافته است .
اشتهار اين داستان از آغاز هزاره‏ى دوم به ويژه در زمان علامه مجلسى‏قدس سره و ذكر آن در كتاب بحارالانوار است . قبل از علامه، قاضى نور الله شوشترى (م 1019) اين حكايت را در كتاب مجالس المؤمنين آورده است . البته قاضى نورالله در مجالس المؤمنين ادعا كرده كه شهيد ثانى در برخى از امالى خود، اين داستان را ذكر كرده است، ولى ايشان هيچ مدركى در اين باره به دست نمى‏دهد . علاوه بر اين‏كه علامه مجلسى قدس سره همه‏ى آثار شهيد را در اختيار داشته است . (2) در عين حال، در آغاز نقل داستان جزيره‏ى خضراء مى‏گويد: «اين داستان را در كتاب‏هاى معتبر نديدم‏» . بديهى است اگر علامه مجلسى قدس سره اين خبر را در كتب شهيد ديده بود، آن را در بخش نوادر كتاب ذكر نمى‏كرد و به جاى انتساب آن به شخص مجهول، آن را به شهيد مستند مى‏كرد .
مجهول بودن راوى و استنساخ كننده‏ى نسخه‏ى مكتوب داستان
علما و فقهاى اسلام در پذيرش يك كتاب يا نوشته و انتساب آن به نويسنده، صرفا به ادعاها توجه نمى‏كنند، بلكه وقتى يك كتاب را از نظر انتساب به نويسنده زمانى معتبر مى‏دانند كه آن كتاب از طريق سلسله‏ى اجازات براى آنان نقل شده باشد . از همين رو، شاگردان يك مؤلف يا راوى با اجازه از شيخ و استاد خود، مطالب را نقل كرده و آنان نيز اين اجازه‏ها را به طبقه‏ى بعد از خود منتقل مى‏كردند .
در زمان‏هاى گذشته و قبل از عصر رواج چاپ، آن چه موجب اعتماد به نسخه‏هاى مكتوب خطى مى‏شد، اجازه‏اى بود كه مؤلف با واسطه يا بدون آن، به افراد شناخته شده مى‏داد . براى نمونه، مرحوم مجلسى قدس سره در مجلدات آخر كتاب بحارالانوار به ذكر اجازه‏هاى خود براى نقل از كتاب‏ها مى‏پردازد و بدين ترتيب، نقل خود از كتاب‏هاى آنان را مستند مى‏سازد .
ولى نوشته‏ى جزيره‏ى خضراء اولا; هيچ ارتباط مستندى با نويسنده‏ى آن ندارد . و هيچ مدركى كه صحت انتساب نوشته را به على طيبى نشان دهد، وجود ندارد . ثانيا; يابنده‏ى نسخه و (كسى كه مى‏گويد من جزوه را به خط فضل بن على طيبى كوفى يافتم و آن را استنساخ كردم)، معلوم نيست چه كسى است تا بتوان نسبت‏به وثاقت‏يا عدم وثاقت او ابراز نظر كرد . ثالثا; يابنده‏ى مجهول نوشته‏ى فضل بن على طيبى، معلوم نيست از كجا تشخيص داده است كه نوشته‏ى مزبور خط فضل بن على است . ناچار بايد گفت: چون در خود نوشته، توسط نويسنده به اين مطلب اقرار شده است، يابنده، نسخه آن را به همان اسم نسبت داده است . ولى بايد توجه داشت چنين انتساب‏هايى، ارزش علمى ندارد و چنان‏كه قبلا نيز گفته شد، نوشته‏اى را مى‏توان مستند قرار داد و بدان استدلال كرد كه داراى سلسله سند موثق به نويسنده‏ى كتاب باشد، وگرنه هر كس نوشته‏اى مى‏نوشت (چنان‏كه برخى نوشتند و وارد اخبار كردند) و آن را به شخص مورد وثوقى نسبت مى‏داد، مثلا مى‏گفت اين نوشته‏ى زرارة بن اعين يا محمد بن ابى عمير و . . . مى‏باشد .
بررسى شخصيت‏هاى داستان
نام چند نفر در آغاز داستان آمده است كه به جز يك نفر كه همان فضل بن على باشد، هيچ‏كدام شناخته شده نيستند و به گفته‏هاى آنان نمى‏توان استناد كرد .
على بن فاضل كه شاهد اصلى ماجرا و مدعى رفتن به جزيره‏ى خضرا و . . . است، جز به همين خبر شناخته شده نيست و رجاليون هيچ ذكرى از او به ميان نياورده‏اند، با آن كه شخصيت‏هايى چون علامه حلى و ابن داود (صاحب كتاب رجال ابن داود كه تاليف كتابش در سال 707 هـ . ق به پايان رسيده است) كه معاصر و يا نزديك به زمان نقل داستان بوده‏اند، هيچ نامى از على بن فاضل به ميان نياورده‏اند، حال آن كه خبر جنجالى او كه علاوه بر جنبه‏هاى حساس كلامى، داراى ابعاد فقهى نيز هست، طبيعتا مى‏بايستى انعكاس گسترده‏اى در محافل علمى و دينى آن زمان داشته باشد .
خلاصه‏ى سخن اين‏كه، اين خبر از نظر سند نه تنها ضعيف است، بلكه بايد گفت فاقد استناد است و به جز اشتهار در كتب متاخرين به ويژه پس از علامه مجلسى قدس سره هيچ مستند ديگرى ندارد . بديهى است كه چنين
 
”  نام چند نفر در آغاز داستان آمده است كه به جز يك نفر كه همان فضل بن على باشد، هيچ‏كدام شناخته شده نيستند و به گفته‏هاى آنان نمى‏توان استناد كرد . ...  “
نقل‏هايى موجب ارزش و اعتبار خبر نمى‏شود .
شخصيت فضل بن يحيى على طيبى كوفى
مجدالدين فضل بن يحيى بن على بن المظفر بن الطيبى به واسطه‏ى اجازه‏ى صاحب كشف الغمة (عيسى بن ابى الفتح اربلى) از رجال موثق شمرده مى‏شود، (3) ولى نكته‏ى مهم در اين مقام، آن است كه از كجا معلوم است فضل بن يحيى كه در داستان جزيره‏ى خضراء به او منسوب است، همان فضل بن يحيى بن المظفر باشد؟ علاوه بر اين‏كه، راوى كتاب (كسى كه كتاب را براى ما نقل كرده) نيز شخصى مجهول و ناشناخته است . هم‏چنين شخصى كه فضل بن يحيى از او نقل مى‏كنند (على بن فاضل) نيز ناشناخته است .
گرچه بررسى اين خبر از نظر سند، ابعاد ديگرى نيز دارد، ولى به جهت رعايت اختصار به همين مقدار، بسنده مى‏كنيم .
بررسى داستان از نظر متن و محتوا
1- دلالت قصه بر تحريف قرآن: از جمله مطالبى كه در ضمن گفت‏وگوى على بن فاضل (مجهول) با شمس الدين (مجهول) آمده است، تصريح به تحريف قرآن است . يعنى كسى كه اين داستان را بپذيرد، بايستى با يك خبر كه مجهول الراوى و نهايتا خبر واحد است، قايل به تحريف قرآن باشد، حال آن كه نقل قرآن، متواتر است و نص قرآن نيز به حفظ آن از هرگونه تحريف، تصريح دارد . (4) مگر آن كه كسى مسلك اخباريون را داشته باشد، كه با يك سرى اخبار ضعيف و بى‏اعتبار هم‏چون حديث مذكور، مهم‏ترين سند اسلام و متقن‏ترين آن را تحريف شده بداند كه اين نهايت‏بى‏فكرى و كم خردى و دورى از عقل و منطق است .
آرى، شمس الدين مذكور در قصه، به صراحت مى‏گويد كه قرآن جمع‏آورى شده در زمان خلفا، تحريف شده است .
«و جمعوا هذا القرآن و اسقطوا ما كان فيه من المثالب التى صدر منهم بعد وفاة سيد المرسلين صلى الله عليه و آله فلهذا ترى الآيات غير مرتبطة . »(5)
چگونه مى‏توان قرآن متواتر و تضمين شده را كه همه‏ى ائمه عليهم السلام به آن استناد مى‏كردند، با چنين اخبارى زير سؤال برد؟ ! و آيا كسانى كه چنين مجعولاتى را رواج مى‏دهند، به توابع آن توجه دارند؟ !
2- راوى مجهول اين خبر (على بن فاضل) كه با نسبت مازندرانى از او ياد مى‏شو، د در ضمن داستان، خود را عراقى الاصل معرفى مى‏كند . گرچه محتمل است كه اشتهار يك نفر در انتساب به شهر يا منطقه‏اى با اصالت او متفاوت باشد، ولى به نظر مى‏رسد سازنده‏ى اين داستان، دچار اندكى كم حافظه‏گى شده است كه يك بار، او را به نام مازندرانى و بار ديگر، عراقى الاصل معرفى مى‏كنند .
3- در متن داستان آمده است:
«هذا هو البحر الابيض و تلك الجزيرة الخضراء و هذا الماء مستدير حولها مثل السور من اى الجهات اتيته وجدته و بحكمة الله ان مراكب اعدائنا اذا دخلته غرقت . . . ».
ولى على بن فاضل به هنگام گزارش از جزيره، آن را داراى هفت‏حصار مى‏داند و از برج‏هاى محكم دفاعى آن ياد مى‏كند . حال اگر اين جزيره به وسيله‏ى آب‏هاى سفيد و نيروى غيبى، محافظت مى‏شده، به حصارهاى محكم چه نيازى داشته است؟
اين مطلب وقتى بيشتر اهميت پيدا مى‏كند كه توجه داشته باشيم سيد شمس الدين و چندين نسل از اجداد او در آن سرزمين زندگى مى‏كرده‏اند؟ ! !
4- در ضمن داستان، به نقل از خادمان قبه مى‏نويسد: «رؤيت امام غيرممكن است‏» ، ولى در گفت وگوى با سيد شمس الدين، او سخن ديگرى بر زبان مى‏راند و مى‏گويد: «اى برادرم! هر مؤمن با اخلاصى مى‏تواند امام را ببيند، ولى او را نمى‏شناسد» . حال چگونه بين غيرممكن بودن رؤيت و ديدن مشروط مى‏توان جمع كرد؟
5- در يكى از روزهاى جمعه، وقتى على بن فاضل، سر و صداى زيادى از بيرون مسجد مى‏شنود و علت را از سيد شمس الدين جويا مى‏گردد، وى اظهار مى‏دارد كه سيصد نفر از فرماندهان، منتظر ظهور حضرت هستند و منتظر 13 نفر ديگرند .
بر اين اساس، بايستى اين سيصد نفر كه از خواص حضرت هستند، نيز داراى عمرهاى طولانى باشند و تا اكنون نيز در قيد حيات بوده و پس از حال نيز به زندگى ادامه دهند، تا زمان ظهور فرا رسد .
آيا ما بر چنين سخن گزافى، دليلى داريم؟ دلايل تنها در مورد امام زمان و برخى ديگر از انبياى الهى است، ولى در مورد سيصد نفر كه آنان نيز چنين عمرهايى داشته باشند، دليلى در دست نداريم .
6- به مقتضاى اين خبر، خمس بر شيعيان حضرت، حلال است و اداى آن واجب نيست . اين مطلب، خلاف نظر فقهاى اسلام از آغاز غيبت تاكنون است .
7- على بن فاضل از سيد شمس الدين مى‏پرسد: آيا تو امام عليه السلام را ديده‏اى؟ گفت: نه، ولى پدرم به من گفت كه سخن امام را شنيده، ولى شخص او را نديده و جدم سخنانش را شنيده و شخص او را ديده است . ولى سيد شمس الدين در جاى ديگر همين داستان مى‏گويد:
«هر مؤمن با اخلاصى مى‏تواند امام را ببيند، ولى او را نشناسد . گفتم: من از جمله‏ى مخلصان هستم، ولى او را نديده‏ام: گفت: دو بار او را ديده‏اى; يك با در راه سامرا و يك بار در سفر مصر . . . .
حال سؤال اين است: چگونه كسى كه ادعاى نيابت‏خاص دارد و از ملاقات‏هاى امام عليه السلام مطلع است، خود، آن حضرت را نديده است و اظهار مى‏دارد كه پدرش، سخن آن حضرت را شنيده است؟ در جاى ديگر داستان، ادعا مى‏كند كه او (امام زمان عج) پدرانش را در مدينه، عراق و طوس، زيارت مى‏كند و به سرزمين ما برمى‏گردد . معناى اين سخن آن است كه سيد شمس الدين از سفرهاى امام زمان و ورود و خروج آن حضرت نيز مطلع بوده و آن حضرت خود در جزيره‏ى خضراء ساكن است . حال چگونه است كسى كه چنين اطلاعات دقيقى از امام عليه السلام دارد، آن حضرت را نديده است .
پى‏نوشت‏ها:
1. نگارنده در اوايل دهه‏ى 1360 هـ ق در جزوه‏اى كه جهت پاسخ به سؤالات در برخى مراكز علمى تهيه شده بود، به نقد داستان پرداختم . در سال‏هاى بعد، نويسندگان متعددى بحمد الله دست‏به قلم برده و حقايق را آشكار كردند . ر . ك: جزيره‏ى خضراء در ترازوى نقد، علامه جعفر مرتضى عاملى; جزيره‏ى خضراء تحريفى در تاريخ شيعه، غلام‏رضا نظرى . از آن جا كه ديدگاه نگارنده در بررسى اين موضوعات قدرى با نظر نويسندگان اين كتاب‏ها متفاوت بود، پرداختن دوباره به اين موضوع را مناسب دانستم .
2. بحارالانوار، ج 1، ص 10 .
3. كشف الغمة، ج 1، ص 445 .
4. «انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون‏» . حجر، 9 .
5. بحارالانوار، ج 52، ص 170 .

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مهر 1384ساعت 12:40  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 
اصولي كه پيش از مطالعه بايد در نظر گرفت شامل مواردي چون تعيين هدف و انگيزه مطالعه , تعيين مدت زمان لازم تعين مقدار مورد مطالعه و اجتناب از برخي موارد از جمله پر بودن معده , اظطراب هاي نابجا و تخيلات است .

ــ اصولي كه در هنگام يا حين مطالعه بايد رعايت شود شامل مواردي چون مطالعه فعال و جدي , حفظ آرامش , دوري از عوامل اخلالگر ( جلسات خانوادگي , صداي تلويزيون و راديو و محيط پر سر و صدا و . . . ) ياداشت برداري از نكات مهم , برخورد سوالي با مطالب آموختني , ترك افكار منفي از طريق تمكز حواس , دادن استراحت به خود هنگام مطالعه ( هر 45 دقيقه تا يك ساعت 10 دقيقه لازم است ) و علامت گذاري نكات معهم و مفاهيم كليدي است .

ــ اصولي كه بايد بعد از پايان مطالعه مد نظر قرار گيرد مواردي چون تكرار مفاهيم و نكات مهم آموخته ها و مرور آنها از طريق شفاهي و كتبي , تاكيد بيشتر بر نكات علامت گذاري شده و در صورت امكان مباحثه است .

ــ داشتن هدف و انگيزه از عوامل مهم روند يادگيري هستند امام صادق (ع) مي فرمايد : انسان بي هدف دور خود مي چرخد ولي از جاي خود دور نمي شود . ( اصطلاحاً نرمش ذهني ) چهار كليد طلايي مطالعه شامل برنامه ريزي ـ روش هاي صحح مطالعه ـ مرور مطالب ـ علاقه , فعاليت و اعتماد به نفس هستند .

ــ‌ در موارد و حالات ذكر شده فرايند يادگيري مختل خواهد بود : ( در هنگام ناراحتي جسمي و عاطفي و روحي و احساس غمگيني و عصبانيت و پرخاشگري , در جا هاي شلوغ كه محل رفت و آمد ديگران است پس از ديدن فيلم هاي پر هيجان , در مكاني كه هوا خيلي گرم يا خيلي سرد است , نور شديد يا نور كم است , مواقعي كه فوق العاده سير يا گرسنه هستند , در حالت خواب آلودگي و خستگي و چرت زدن , بلافاصله بعد از صرف غذا در حاليكه مجبوريد به حرف ديگران گوش دهيد و گوش دادن به موسيقي و . . . و صرف تنقلات ـ مطالعه در جاي گرم و نرم كه به درد استراحت مي خورد .

ــ بهترين برنامه ريزي به وسيله خود فرد نوشته مي شود چراكه هيچ كس به اندازه شما از جزعيات كارتان , عادات , روش مطالعه , محيط , شرايط زندگي و تحصيلتان آگاه نيست .

ــ يكي از روش هاي موفق بهبود مطالعه و يادگيري روش          ( پس ختام ) است شامل : خواندن اجمالي يا پيش خواني ـ سوال كردن ـ خواندن ـ تفكر ـ از حفظ گفتن ـ مرور كردن مي باشد .

ــ‌ فنون اساسي روش دقيق خواني شامل : سازمان دادن مطالب ـ حاشيه نويسي و علامت گزاري و خلاصه كردن مي باشد .

ــ در مطالعه فعال و جدي آغاز مطالعه با دقت و اصطلاحاً آرام و بدون شتاب و در صورت امكان صفحات نخست دو بار خوانده شود تا ذهن آمادگي لازم را پيدا كند .

ــ يكي از راه هاي مقابله با حواس پرتي اين است كه به هنگام مطالعه يك تكه كاغذ در دسترس قرار دهيد و هر گاه مطلبي ذهن شما را اشغال كرد فوري يكي دو كلمه در مورد آن بر روي كاغذ بنويسيد و زماني را هم كه تصميم داريد به آن مطلب يا مشكل رسيدگي كنيد يادداشت كنيد.

ــ كليد اساسي تمركز حواس شامل سوال كردن ـ استنباط كردن ـ تجسم كردن ـ علامت گزاري و حاشيه نويسي ربط دادن و عبارت خواني مي باشد .

ــ در برنامه ريزي درسي , برنامه بايد قابل انعطاف باشد و براي هر درسي وقت كافي منظور شود .

( هر ساعت درس مدرسه نياز به دو ساعت مطالعه دارد )

ــ فاصله ميان آموزش هر درس در محيط آموزشي با مطالعه آن در منزل تا حد ممكن كم باشد .

تنوع آموزشي بهتر از تراكم آموزشي است .

ــ مطالعه مطالب مشابه پشت سر هم يك عامل براي تداخل اطلاعات است .

ــ زمان مناسب براي مطالع درسي مشكل پس از مطالعه يك درس ساده است .

ــ حتماً خود را به مطالعه منظم و مداوم روزانه عادت دهيد .

ــ جدي خواندن و جستجو گرانه خواندن مطالب و فعال بودن در حين مطالعه ( يادداشت برداري , خلاصه كردن , مطالب مهم و كليدي را مشخص كردن و سوال كردن از خود و . . . ) كمك زيادي به يادگيري مي كند .

ــ به كيفيت يادگيري و مطالعه بينديشيد نه به كميت آن  ( درك و فهم كامل مطالب ) .

ــ عمدتاً انسان مطالب عميق واستدلاي را در اوايل روز بعد از استراحت بهتر ياد مي گيرد ( مثل رياضي , آمار , حسابداري ) مطالب نظري را بعدازظهر بهتر ياد مي گيرد ( مثل فلسفه , زيست شناسي , منطق ) و مطالب ذوقي مثل زبان , قواعد دستوري و نظري صرف را در شب بهتر ياد مي گير مانند ( ادبيات فارسي , زبان انگليسي ,        تاريخ و جغرافيا ) .

ــ به ياد داشته باشيد هوشمندانه ترين شيوه مبارزه با ترس و اضطراب امتحان آماده ساختن خودتان است بهترين  تضمين در برابر نگراني و دلهره امتحانات همانا معرفت و آگاهي كامل از مورد درسي است و اين امر آنگاه ميسر مي شود كه مطالعه مداوم روزانه و مرور مرتب درس ها را پيش از امتحانات انجام داده باشيد .

ــ به نظر بعضي متخصصان ساعات صبح و چهار تا شش بعدازظهر از ايده ال ترين ساعات مطالعه است .

ــ پس از گذشت 24 ساعت از مطالعه و يادگيري تقريباً %80 مطالب فراموش مي شود با مرور صحيح از فراموشي جلوگيري كنيد.

ــ لازم است مرور و مطالعه را چند و حتي چندين ساعت قبل از شروع امتحانات قطع كنيد تا فكر و ذهن از حالت فعاليت و برانگيختگي خارج شده و استراحت كوتاهي داشته باشد .

ــ در تغذيه روزانه از مواد غذايي تازه و سبك مانند سبزيها و ميوه ها استفاده كنيد ؛ از تفقلات طبيعي از جمله كشمش كه اثر عجيبي بر حافظه دارد استفاده شود . تا حد امكان مواد نشاسته اي مصرف كنيد . مصرف ماست و دوغ موجب خواب آلودگي مي شود كه لازم است كاسته شود .

ــ سعي كنيد تا حد امكان در يك مكان مطالعه كنيد , خود را نسبت به يك مكان شرطي كنيد زيرا محيط آشناي يك مكان موجب تمركز حواس مي شود .

ــ بهترين وضعيت براي مطالعه نشستن پشت ميز مطالعه است

ــ به اندازه كافي 6 تا 8 ساعت بخوابيد ؛ بيش از اندازه هم نخوابيد .

ــ نكات مهم درسي و كلاسي را به صورت كليدي يادداشت كنيد . كلمات كليدي در واقع كوتاه ترين و پر معناترين كلمه اي است كه با ديدن آن مفهوم جمله تداعي شده به خاطر آورده مي شود .

ــ يادداشت برداري باعث نظم يافتن مطالب وخاطر سپردن بهتر و تمركز حواس مي شود .

 ــ با علاقه و اشتياق براي رسيدن به هدف درس بخوانيد نه از روي اجبار .

ــ پيش از خوابيدن آنچه را كه خوانده ايد يكبار مرور كنيد .

ــ مرور فعال و صحيح : بلافاصله + يك روز بعد + يك هفته بعد + يك ماه بعد +4 ماه بعد .

ــ استعداد و اعتماد به نفس دو سرباز هستند كه به اتفاق هم مي توانند چند لشكر را شكست دهند . به گفته ارشميدس : نقطه اتكايي به من بدهيد كره زمين را بر سر اهرمي بلند خواهم كرد .

ــ در طول مطالعه حافظه تصويري ( چشمي ) را فعال كنيد . كد گذاري , رمز گذاري , علامت گذاري و واژه سازي روش هاي خوبي هستند .

ــ فراموش نكنيد معمولاً 24 ساعت مانده به موعد امتحان بيشترين ساماندهي و نظم بخشي ذهن و يادگيري صورت مي گيرد لذا از دغدغه ها , اضطرابها , كارهاي غير ضروري , دخالت ها و مشغوليات كاذب , رسانه ها , مجلات و . . . دوري كنيد .

ــ بهترين آماده سازي در شب قبل از امتحان مرور و تكرار الگوهاي سازماندهي شده است .

ــ علت اصلي و اساسي اغلب اضطراب ها و تنش ها در دوره امتحان و آزمون ها مي تواند ناشي از عوامل چندي باشد كه برخي از آنها شامل نداشتن ديد مثبت و سازنده نسبت به امتحان ,برنامه ريزي گسيخته هنگام مطالعات , عدم تغذيه مناسب , توهمات و ابهام ذهني , سلب اعتماد از خويشتن , خستگي و فرسودگي دستگاه اعصاب و عدم توجه به اهتمام به ايجاد و مقدمات امتحان از جهت روحي , رواني و جسمي است .

ــ با كمك استعداد و اعتماد به نفس بالا و اراده و پشتكار , موفقيت تحصيلي كسب مي شود .

ــ به گفته اديسون : نبوغ نتيجه %99 فعاليت + %1 استعداد است

دانش آموز گرامي بهتر است اين جملات را مرتب تكرار كنيد و تصور مثبتي از خود داشته باشي :

ـ من مي توانم در تحصيل موفق بشوم .

ـ من  توان آموختن درس هايم را دارم .

ـ من مي توانم آنچه را كه مي خوانم به ياد بسپارم .

ـ من مي توانم بر افكار پريشان خود مسلط شوم .

معرفي منابع :

روشهاي يادگيري و مطالعه ـ دكتر علي اكبر سيف

مهارتهاي مطالعه ـ دكتر بهرام طوسي

مهارتهاي خواندن ـ دكتر بهرام طوسي

عوامل موفقيت در تحصيل ـ مرتضي نظري

مهارتهاي مطالعه و موفقيت تحصيلي ـ محسن فراهاني    

چگونه مطالعه كنيم ـ ترجمه عبدالحسين آل رسول

چگونه كتاب بخوانيم ـ غلامحسين حسين زاده

 والسلام - فقيهي

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم مهر 1384ساعت 14:40  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 

استفاده از فكر

 

پتانسيل مغز مانند غولي در خواب است در طول سال هاي اخير محققين و روان شناسان و متخصصين آموزش و پرورش ، بيوشيمي ، فيزيك و رياضيات نشان داده اند كه پتانسيل مغز انسان از آن چه تصور مي رود خيلي بيشتر است و تمام خلاقيت ها و پيشرفت ها و حافظه ها و در مغز قرار دارند .

 ( خلاصه كشفيات مغز ) = از مهم ترين كشفيات مغز سه اصل زير مي باشد : 1- قسمت چپ و راست مغز ؛ 2- ساختمان فيزيكي و طرحهاي ارتباطاتي سلولهاي مغز ؛ 3-  شمار واكنش ها الكترو شيميايي در مغز است .

به طور كلي مغز چپ اعمال فكري زير را انجام مي دهد : 1- رياضيات ؛ 2- زبان ؛ 3- منطق ؛ 4- تجزيه و تحليل ؛ 5- نوشتن ؛ 6- فعاليت هاي مشابه . و قسمت راست مغز اعمال زير را انجام مي دهد : 1- تصورات ؛ 2- رنگ ؛ 3- موسيقي ؛ 4- آهنگ ؛ 5- رويا ؛ 6- اعمال مشابه ي ديگر . حافظه با سن و سال پيشرفت مي كند و با سن و سال نيز كاهش مي يابد . پنج عامل اصلي كه به حافظه كمك مي كند كه به ياد بياورد شامل : 1- اولي بودن : اگر همه چيز برابر باشد اتفاقات اول بهتر از وسط آن ها به ياد مي آورد و بيشتر آن را تكرار مي كند ؛ 2- اخير بودن : اگر تمام عوامل برابر باشند ما اتفاقات را وقتي اخير باشند به ياد مي آوريم مانند اين كه شما ديروز را بهتر روز قبل از آن به ياد مي آوريد ؛ 3- ثابت بودن ؛ 4- دوره كردن ؛ 5- ارتباطات : انسان خبر مربوط را بهتر از چيز نامربوط به ياد مي آورد .

( ياد آوري و نگه داري در ذهن ) = حافظه به دو صورت مي تواند تقسيم شود : ياد آوري و نگه داري در ذهن ، ياد آوري در ذهن قدرتي است كه فكر اطلاعات را مي گيرد و ذخيره مي كند و نگهداري در ذهن يعني ما بيشتر اطلاعاتي را كه در مغز خود خيال مي كنيم ذخيره مي كند .

( صحبت ) = بخاطر اينكه صحبت بسيار عمومي است ما متوجه عمل مشكلي كه انجام مي شود نيستيم وقتي شما به صحبت شخص گوش مي دهيد همان طور كه صحبت پيش مي رود مغز شما بهترين عمل يادآوري و ذخيره در ذهن را انجام داده و ذخاير ذهني خويش را آزمايش مي كند .

( حافظه و مشاهدات ) .

اين غير ممكن است كه چيزي را كه احساس نكرده ايد بياد آوريد حافظه بستگي به روشي كه شما چيزها را به آن ميدهيد دارد . اعمالي را كه باعث يادآوري و نگه داري مطالب در ذهن مي شود و آن را تشويق مي كند از جمله = 1- تشويق و فعاليتهايي كه به يادآوري كمك مي كنند .

2- نگه داشتن يك يادداشت يا استفاده از لغات آشنايي و نقاشي هاي كوچك و رنگ هاي مختلف .

3- شروع برنامه يادگيري موضوع و دوره كردن و اطمينان از اينكه دوره قبل از كم شدن حافظه صورت گيرد .

( گوش كردن ) = گوش شما مانند بهترين وسيله موسيقي است و مغز را قادر به  تشخيص  صداهاي مختلف مي كند  . شنيدن مانند قدرتهاي ديگر ما خيلي پيشرفته تر از آنست  كه ما فكر مي كنيم و اگر مواظبت شود با سن و سال كمبود پيدا نمي كند . ولي از مشكلات شنوائي كه مي توان نام برد از جمله = مزاحمت بي حوصلگي فراموشي چيز شنيده شده صداهاي غير واضح را

مي توان نام برد . يكي از قدرتهاي جالب فكر اينست  كه مي توان  صداهايي را كه ما علاقمند نيستيم رد كند .

( بي حوصلگي ) = بي حوصلگي در شرايطي كه ما مجبور به گوش دادن مي باشيم ولي علاقه اي به آن نداريم  اتفاق مي افتد نتيجه معمولاً ، سرگردانني  فكر است .

( فراموش كردن ) = فراموش كردن چيزي كه شما گوش مي داديد يا بايد گوش مي كرديد بسيار براي شما خجلت آور و باعث تلف كردن وقت شما و سخنگوست . ديدن يكي از قوي ترين منابع حافظه است . اهميت ديدن صحيح وقتي معلوم مي شود  كه ذخيره ي  حافظه بر اساس اطلاعات داده شده به آن قرار گيرد .

( بي دقتي ) = در تنظيم ديدن معمولي قسمت شفا نشده اي از ديدن وجود دارد كه به آن ديد بي دقت مي گويند . مواردي كه براي مواظبت كلي چشمان مفيد است : 1- مژه زدن ؛ 2- نفس كشيدن ؛ 3- با كف دست گرفتن چشم را ؛ 4- نور = و نور روز بهترين نور براي مشاهده است . مراحلي كه باعث مي شود براي خواندنفني براي مطالعه به آن ها رجوع كنيم :

1- زمان ؛ 2- ميزان ؛ 3- معلومات ؛ 4- اهداف .

خلاقيت در تمام مراحل فكري انسان وجود دارد با اين حال بيشتر مردم خود را پائين مي انگارند .

( ظاهر كمي خلاقيت ) = يك فرد نابغه خلاق تمام مرزها را مي شكند و در  ليستش تقاضاهاي بسيار ميگنجاند با توجه به اينكه روش صحيح اجراء در يك امتحان خلاقيت و امتحان كردن اينكه فكريك سري نامحدود از ارتباطات مي تواند بسازد و هر چيزي را

به چيز ديگر ارتباط دهد ما متوجه مي شويم كه امتياز ما از همه بالاتر مي رود .

( ظاهر كيفي خلاقيت ) = غير از ظاهر كمي خلاقيت يك طرف ديگر كه معمولاً  از امتحانات قلم زده ميشود وجود دارد . قسمت دوم خلاقيت كيفي است كه شامل مسائلي مانند = دستور ؛ معني ؛ ارتباط ساده ؛ ارتباط فشرده و يك حس تكامل و آهنگ است  ظاهر كيفي خلاقيت مي تواند بخوبي بصورت شكل طرح مغز باشد . = چهار عاملي كه قدرت رياضي را معين مي كنند و بر اساس نژاد يا جنسيت قرار ندارند ، عبارتند از :

   1- فنون ؛ 2- تمرين ؛ 3- حافظه ؛ 4- قدرت اساسي مغز .

( بحث عمل و تصميم ) = اين نوع بحث وقتي بوجود مي آيد كه دو انتخاب برابر وجود داشته باشند طوريكه بسيار مشكل باشد كه بين آن دو يكي را انتخاب كنيم ، نتيجه ، ضعف تصميم گيري است يا مشكل بودن آن بنابراين دليلي به گرفتن تصميم نيست .

( عصباني كردن طرف مخالف ) = اين نوع بحث با اينكه اساساً صادق نيست بطور تعجب آوري موفق است عصباني كننده مسائلي را در مي يابد كه طرف را عصباني كرده و بر آنهمه تأكيد مي كند و در نتيجه مخالف ناراحت بطور بدي بحث مي كند جواب به اين نوع تمايل غير منطقي براي استفاده از آن است . شخصي كه بطوري عاطفي مورد حمايت و حمله واقع شده در مي يابد كه عصباني كننده خود مورد تهديد يا ضعف است اين يكي از اساس مبارزه است كه وقتي به شخص حمله ميشود در مي يابد كه حمله كننده خود ضعيف است يا ترسيده و در نتيجه شخص حمله شده قوي مي شود و كنترل را به دست مي گيرد همين به بحث هوشمندانه مربوط مي شود و اين تعجب آور است كه چه سريع طرف ها عوض مي شوند .

منبع = بهترين نحوه استفاده از فكر ، عبدالله مستوفي ، انتشارات انيس ، سال 1371 تهران .

ف قائم پناه

+ نوشته شده در  جمعه هشتم مهر 1384ساعت 14:36  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 

حجامت يعني چه ؟

حجامت اصطلاحا به روشي ازخونگيري اطلاق مي شودكه جهت درمان بعضي ازبيماريها بكار مي رود وداراي سابقه تاريخي هفت هزارساله مي باشدوبه عنوان يك سنت الهي درروايات وسيره پيامبران وائمه اطهار(ع) مطرح گرديده وجزءاحكام امضائي اسلام است ودرطب سنتي به عنوان ركن درمان به حساب مي آيد به زبان علمي ازحجامت به (scarification؛wetcuppinq؛bloodiettinq؛drycuppinq )تعبير مي شود كه البته باتوجه به مفاهيمي كه ازديدگاه اسلام به دست مي آيد واژه هاي نامبرده كامل نيستند.

روش انجام حجامت چگونه است ؟

پس ازمعاينه واخذ شرح حال ازبيمارموضعي كه براي حجامت تعيين شده است ضدعفوني  گشته سپس باليوان حجامت كه بصورت يكبارمصرف ساخته شده به مدت چنددقيقه بادكش مي شود بعدازايجادانبساط چندخراش سطحي ايجادمي گردد آنگاه به تناسب وضعيت جسمي ؛باليني وعروقي بيماردرسه الي پنج مرحله ازوي خون گرفته مي شود.اين عمليات مجموعادرمدت حدود20دقيقه انجام مي شود كه خون گرفنه شده حداكثر به 50تا70سي سي بالغ مي گردد.درحجامت خشك مرحله خونگيري انجام نمي شود.

حجامت تاچه حدجنبه علمي دارد؟

تلاش علمي براي توجيه حجامت درجهان شروع شده است وتاليفاتي نيزدراين زمينه منتشر گرديده است ((حجامت يك روش درماني آزموده ))حاصل پژوهشي است كه آقاي دكتريوهان آبله دركشورآلمان انجام داده است .برخي ازمتخصصين آمريكايي نيزتحقيقاتي دراين موضوع منتشر ساخته اند ويكي ازكلينيك هاي مجهزپژوهشي پيرامون حجامت درآمريكا تاسيس گرديده ودرحال بررسي علمي روي حجامت مي باشد دربرخي ازكشورهاي آسيايي نيز اثردرماني حجامت مي باشد.دربرخي ازكشورهاي آسيايي نيزاثرحجامت برروي بيماريهاي خاص موردمطالعه قرارگرفته است وگزارش آن منتشر گرديده است .دردانشگاه شهيد بهشتي ايان هم درسالهاي 71-72چندطرح پژوهشي پيرامون حجامت اجراگرديده است ازآن جمله ((مقايسه خون وريدوخون حجامت ازنظر فاكتورهاي بيوشيميايي ))؛((مقايسه مواضع حجامت بامسيرمريديان هاي طب سوزني ))؛((بررسي تاثير حجامت بربيماريهاي عصبي سردردهاي ميگرني))؛به صورت پايان نامه دكتري مي باشد.((بررسي اثر حجامت برسروتونين خون ))نيزپژوهشي ديگراست كه دردانشگاه تهران درشرف انجام است وگزارش اوليه آن درپنجمين كنفرانس بين المللي طب اسلامي درهندوستان درسال 1999ارائه گرديده است .دانشجويان سال آخرپزشكي ورشته هاي مرتبط؛موضوعات متعددي رادراين زمينه به صورت پايان نامه تدوين كرده اند.پزشكان ومحققان عضوشده ودرمان بيماري هاي گوناگون راباروش حجامت موردتحقيق قرارداده اندودراين زمينه اطلاعات ارزشمندي رابه دست آورده اند.   www.zibaweb.com سايت زيبا وب

حجامت تاچه حدارزش درماني دارد؟

درمنابع طب اسلام وطب سنتي حجامت به عنوان يكي ازاركان مهم درمان ذكرگرديده است وبيماري هاي گوناگون رادرمان مي كندوبه صورت اختصاصي درمنابع طب اسلامي به شكل پيشگيرانه درمان همه بيماريها شمرده شده است ودرموردبيماريهاي خاص درمان تمامي بيماريهاي ناشي ازغلبه خون گفته شده است .بوعلي سينااعتقادداردصفراوسودانيزازطريق حجامت قابل دفع است .

آياهمه پزشكان حجامت رابه بيماران توصيه مي كنند ؟

خير-اطلاعات پيرامون حجامت درجامعه پزشكي محدوداست .به طوركلي دردانشكده هاي پزشكي ايران اين موضوع تدريس نمي شود.فقط دربعضي ازدانشگاههاي آمريكا؛انگليس ؛آلمان ؛وچين اين موضوع به شكل كلاسيك تدريس مي شود.طبيعي است كه وقتي پزشكان ماازويژگي هاي درماني آن بي اطلاع هستند همه اقدام به اين عمل نمي كنند.ازسوي ديگراطلاعاتي كه مطرح گرديده است بسيارجديداست وبيش ازپنج هزارسال ازعمران نمي گذرد.پزشكاني كه درايران بااين موضوع آشناهستندبه هزارنفرنمي رسند.

حجامت دردرمان چه بيماريهاي بكارمي رود؟

حجامت درموردبيمارهاي هايپرليپيدمي (چربي خون بالا)؛ديابت غيروابسته به انسولين ؛دردهاي عضلاني ؛سردردهاي عصبي ؛وميگرني ؛بيماريهاي پوستي شامل آكنه ؛پسوريازيس ؛آلرژي هاي دارويي ؛غذايي ؛فصلي ؛اعتيادبه مواد مخدر؛بيماريهاي انسدادي عروق كرونر؛عوارض بعدازيائسگي (منوپوز)دردهاي قاعدگي درزنان ودوشيزگان (ديسمونوره)وبرخي بيماريهاي عفوني ؛هورموني وغددكاربردارد.

آيااستفاده ازفوايدحجامت تنهابراي درمان بيماريهاست ؟

بيشترين كاربردانواع حجامت دربعدازبيماريهاست وبامكانيسم مختلفي ازجمله تنظيم سيستم ايمني موجب پيشگيري ازبيماريها مي گرددوبدين ترتيب مي توان نتيجه گرفت كه كاربردحجامت فقط براي درمان بيماريهانيست .

حجامت نسبت به سايرروشهاي درماني متداول چه مزيتهايي دارد؟

بطوركلي حجامت يك روش درماني بدون عوارض جانبي است واگربه صورت تخصصي ازآن استفاده شود برتري هاي فراوني نسبت به روشهاي درماني جاري مانند مصرف داروهاي شيميايي وجراحي دارد.مزيتهاي درمان باحجامت مي توان بطورخلاصه بدين شرح بيان كرد:

1-حجامت يك روش درماني بدون عوارض جانبي است .

2-حجامت براي تمامي سنين (به جزچهارماه اول زندگي )كاربرددارد.

3-حجامت باحداقل توان فني وتجهيزات اجرايي مي تواند بيماريهاي سخت ومزمن رادرمان كند.

4-حجامت هيچگونه وابستگي فني ؛علمي وابزاري به خارج ازكشورندارد.

5-حجامت يك رفتاردرماني سرپايي است ونيازي به تجهيزات بيمارستاني ندارد.

6-درحجامت فاكتورهاي مداخله گروجودنداردويك رفتاركامل موجب درمان مي شود.

7-حجامت يك دستورديني است توان جلب تاثيرات رواني درآن بالاست وازاين طريق علاوه برافزايش سطح درمان پذيري موجب تقويت فرهنگ واعتقادات مذهبي وارتباطانسان باخدامي شود.

درموردچه افرادي نبايدحجامت كرد؟

حجامت پيشگيرانه خطرافرين نيست وبه منظورپيشگيري ازبيماريها مي توان هرسال حداقل درفصل بهار حجامت كردوحداقل فاصله زماني براي حجامت ازيك ماه شروع مي شود تاسن روزفاصله يعني چهل ساله چهل روزيك بار؛پنجاه ساله وپنجاه روزيكبارو000ولي حجامت درماني اگرتوسط افرادغير مطلع انجام شودممكن است موجب درمان نگرديده ويااشكالاتي راپديد آورد.درموردافرادزيرنبايدحجامت كرد:

1-افرادي كه باتعريف طب اسلامي وطب سنتي دچارغلبه شديدبلغم هستند.

2-كودكان ازبدوتولدتاچهارماهگي

3-زنان باردارتا ماه چهرم بارداري

4-زنان درمدت ايام عادت ماهيانه

5-افرادداراي كمبودپلاكت خون

6-افرادي كه دچارفشارخون مقطعي بالاهستند(دراين افرادابتدابايد بااستفاده ازحجامت گرم وخشك به طريق مخصوص فشارخون راكاهش داده وسپس اقدام به حجامت كرد)

انجام چندمرحله حجامت درسال بي خطراست ؟

براي طبايع بلغي وصفراوي انجام 1الي 3مرحله درسال مفيدوبي خطراست وبيشترازآن نبايدتجويزنگردد.براي طبايع سوداوي به همراه يك سلسله تمهيدات درماني ديگر تعدادرامي توان افزايش داد .سقف حجامت موردنيازطبايع دموي ؛سن روزفاصله است .يعني فردسي ساله سي روزيكبار؛چهل ساله چهل روزيكبار؛و000والبته كمترازسي روزيكبارنبايدتجويزگردد.

بيماران جهت انجام حجامت بايدبه چه اشخاص ومراكزي مراجعه كنند؟

پزشكاني كه دوره آموزش اجراوروش تجويزراگذرانده باشند صلاحيت انجامت رادارند.پيراپزشكان نيزدرصورت گذراندن دوره آموزشي مي توانندحجامت نمايند ولي تجويزحجامت بايدبانظرپزشك آشنا بااين روش درماني صورت گيرد.لازم به تذكراست كه بخشنامه هاي اخيروزارت بهداشت ؛حجامت رايك رفتاردرماني نيازمند به پژوهش علمي توصيف كرده است واين امررادرغالب طرح هاي پژوهشي زير نظرمراكزتحقيقاتي ودانشگاههاي ميسر مي داندبيماران براي انجام حجامت مي توانند به بيمارستانهاي مجري اين طرح مانندبيمارستان لقمان حكيم (تهران )وشعبات موسسه تحقيقات حجامت ايران وپزشكاني كه عضوموسسه تحقيقات حجامت ايران هستند ودوره آموزشي خودراطي كرده اندمراجعه نمايند.

حجامت درجامعه علمي ماتاچه حدپذيرفته شده است ؟

به طوركلي جامعه علمي يك بازنگري اساسي به رفتارهاي درماني اسلامي وسنتي دارد واين حركت بسيارپرشتاپ پيش مي رود ودرزمينه حجامت نيز جامعه علمي جهاني درمراكزعلمي دردانشگاههاي آمريكا اروپاوچين به اين امرتوجه كرده است وكارشناسان امرنيزاطلاعات خودرادرمعرض نشر عمومي قرارداده اندووسايل سمعي بصري نيزبه اطلاع رساني پرداخته اندلكن درجامعه علمي ايران اين موضوع به شكل يك باورعلمي متولد نشده است وبيشتر كارشناسان منتظر هستند تاگزارشات كشورهاي خارجي منتشر گرددوزماني كه گزارشي ازآن سوي مرزمي بينيد به اين موضوع روي مي آورند .

آگاهي  جامعه سنتي نسبت به اين روش تا چه حداست ؟

افراد بالاي چهل سال معمولا بااين روش آشنايي دارند وبرخي نيز ازكارآايي آن اطلاعات سطحي وبسيار كم اهميت است ولي مي توان ايده هاي درماني مناسبي راازآن ميان استنباط كرد وبه عرصه توجيه عملي برد در حال حاضر مجموعه اطلاعاتي دراين زمينه جمع آوري شده ودرشرف انتشار است

شيوه سنتي حجامت درايران چه قدمتي دارد؟

قدمت حجامت درايران به قبل ازاسلام مي رسد بهرام گوريكي ازپادشاهان ساساني چون درمان بيماري خودرا منحصر به حجامت يافت دستوردادتااين روش درايران رايج گردد براساس استنادات تاريخي اين روش درمانبي دردانشگاه جندي شاپورتدريس مي شده است وردپاي فرهنگي آن درادبيات كشورمشاهده مي گردد سالانه درفصل بهار مردم ؛كودكان وميان سالان خودراحجامت مي كردند واصطلاحا اين مراسم را عيد خون مي ناميده اند ومعتقد بودند بادفع فضولات وسموم ازبدن موجبات سلامتي فرد را فراهم مي نمايد ابزار حجامت سنتي درموزه ها ودرمراكز آثارباستاني تازمان هزارسال قبل به چشم مي خورد.

جايگاه حجامت درطب سنتي ماكجاست ؟

تمامي بزرگان طب سنتي ايران ازحجامت به عنوان يكي از اركان مهم درماني ذكر كرده اند محمدذكرياي راضي در كتاب الحاوي شيخ الروئس  ابوعلي سينا دركتاب قانون در طب سيد اسماعيل جرجاني دركتاب ذخيره خوارزمشاهي عقيلي خراساني دركتاب خلاصه الحكمه في مجمع الجوامع به شيوه گسترده اي پيرامون حجامت وكاربردآن دردرمان صحبت كرده اند واز حجامت براي درمان بيماريهاي فراگير ومهمي مانند سكته قلبي ؛ماليخوليا ؛سردردهاي ميگرني وبخشي ازبيمايهاي پوستي بهره مي گرفته اند .در طب اسلامي ومنابع مذهبي نيز توصيه هاي فراواني به انجام حجامت شده است .رسول اكرم (ص)وائمه اطهار(ع)خود حجامت مي كرده اند وروش انجام آن را بيان فرموده اند وويگيهاي درماني آن رابرشمرده اند يكي ازمهمترين رواياتي كه درزمينه حجامت درمنابع معتبر روايي آمده است ودرذيل آيه يك سوره اسري درتفسير الميزان وبرخي ازتفاير آمده است .درحديث شب معراج كه رسول اكرم (ص)مي فرمايند ((وقتي كه به آسمان هفتم صعود كردم برهيچ ملكي ازملائك گذرنكردم مگراينكه گفتند يامحمدحجامت كن وامتت رابه حجامت كردن امرفرما)).

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم مهر 1384ساعت 14:20  توسط  سید ابراهیم اسکندری  |