تبليغاتX
یا مولاجان علی مددی

 
 

تولد امام زمان (عج):
• عن ثقه الاسلام الكليني (ره) في الكافي: ولد (ع) للنصف من شعبان سنه خمس و خمسين و ماتين.
شيخ اجل محمدبن يعقوب كليني (ره) در كتاب كافي مي گويد:‌امام زمان (عج) در نيمه شعبان سال 255 هجري قمري متولد شدند.

مرحوم شيخ صدوق و شيخ طوسي روايت مي كنند:
حكيمه خاتون مي گويد: يك روز به منزل امام حسن عسكري (ع) رفته بودم و تا هنگام غروب آفتاب، خدمت حضرت بودم، چون خواستم برگردم، ايشان به من فرمودند: عمه جان! امشب نزد ما بمان، در اين شب فرزندي متولد مي شود كه خداوند زمين را به وسيله او با علم و ايمان و هدايت، زنده مي كند، پس از اين كه با رواج كفر و گمراهي مرده باشد. عرض كردم: از چه كسي؟ من كه در نرجس، آثار حمل نمي بينم. حضرت فرمودند: خداوند حمل او را چون حمل مادر حضرت موسي (ع) مخفي قرار داده است.


 حكيمه مي گويد:
 آن شب در منزل حضرت ماندم، افطار كردم و هنگام استراحت، نزديك نرجس خوابيدم و پيوسته مراقب او بودم. او آرام خوابيده بود و من در حيرت بودم. در اين شب زودتر براي نماز شب برخاستم، چون به نماز وتر رسيدم، نرجس از خواب برخاست و وضو گرفت و نماز شب خواند؛ به آسمان نگاه كردم، فجر كاذب دميده بود و صبح صادق نزديك بود؛ چيزي نمانده بود كه شك در دلم پديد آيد، ناگاه امام حسن عسكري (ع) از داخل حجره خود صدا زدند: عمه جان! شك مكن، وعده اي كه دادم نزديك است. در اين هنگام آثار درد زايمان در نرجس پديدار شد، من نام خداوند را بر او خواندم. حضرت صدا زدند: براي او سوره قدر بخوان. من شروع به خواندن سوره قدر كردم و شنيدم كه آن كودك از درون شكم ماد ر با من همراهي نمود و بر من سلام كرد. من ترسيدم. صدي امام بلند شد كه عمه جان! از قدرت خداوند شگفت زده نشو، خداوند، ما را در كودكي به حكمت گويا مي گرداند و در بزرگسالي، حجت خود د ر روي زمين قرار مي دهد.

 

 

كلام حضرت كه به پايان رسيد، نرجس از ديده من غايب شد،‌ با شتاب به سوي امام رفتم، حضرت فرمودند: بازگرد، او را خواهي يافت. چون باز گشتم، در نرجس نوري مشاهده كردم كه چشمم را خيره كرد و حضرت صاحب الزمان (ع) را ديدم كه رو به قبله به سجده افتاد و بر زانو نشست و انگشتان سبابه خود را بلند كرد و گفت: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و ان جدي رسول الله وان ابي اميرالمومنين وصي رسول الله، بعد نام تمامی ائمه را برد تا به نام خودش رسيد و فرمود: اللهم انجزلي وعدي و اتمم لي امري و ثبت وطاتي و املاء الارض بي عدلا و قسطا. (بار خدايا ! به وعده اي كه به من فرموده اي، وفا كن و امر امامت مرا كامل كن و قدرت انتقام از دشمنانت را به من عنايت كن و زمين را به وسيله من از عدل و داد پركن).
حضرت امام حسن عسكري (ع) صدا زدند: عمه جان! فرزندم را بياور. من نوازد را گرفتم و ديدم بربازوي دست راستش نوشته شده است: جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا. (حق آمد و باطل نابود گرديد؛ يقينا باطل نابود شدني است. سوره اسري/ آيه 81)
چون نوزاد را به نزد حضرت بردم، او را روي دست گرفت و فرمود: فرزندم! به قدرت الهي سخن بگو. پس صاحب الامر فرمود: اعوذ بالله من الشيطان الرجيم بسم الله الرحمن الرحيم و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين و نمكن لهم في الارض و نري فرعون و هامان و جنودهما منهم ما كانوا يحذرون. (ما اراده كرديم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم و حكومتشان را درزمين پابرجا سازيم؛ و به فرعون و هامان و لشكريانشان؛ آنچه را از آنها (بني اسرائيل) بيم داشتند، نشان دهيم. سوره قصص/ آيه 5)
مبارك بود.

- بحارالانوار، ج 51، ص 2-4، ح 3، ص 11-15، ح 14،‌ ص 17-18 ، ح 25. با تلخيص و تصرف در عبارات
- براي اطلاع بيشتر، : مهدي موعود، ص 15-25-3-5، حديقه الشيعه، ص 711-710، نجم الثاقب، ص 33-23، منتهي الامال؛ ج 2،‌ص 285

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1384ساعت 14:32  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 

 

قبل از هر چيز بايد به اين نکته توجه داشته باشيم که جذابيت چيزجـــــدايي از زيبايـي اســـــت


يک فرد مي تواند چهره خيلي زيبايي نداشته باشد ولي فوق العاده جذاب باشـــــــــد. و همچنين
مي تواند خيلي زيبا باشد ولي اصلآ جذاب نباشد و معلومه کدام يک از اينها دوست داشتني تر است .
جذابيت و گيرايي يک ويژگي کسب کردني و بدست آوردني است که بـــعضيها آگاهانه يا ناآگاهانه آنرا بدست مي آورند وبه آن دامن ميزنند

حالا ببينيم چگونه ميشود جذاب بود

ظاهري آراسته داشته باشيد :

 
مرتب باشيد .تميز باشيد.هماهنگي و پاکيزگي شما، نا خـــــــود آگــــــاه شما را جذاب مي کند
بعضي ها به غلط و بر اساس تصويري نادرست ، براي جذاب شدن با بدبختي به فرمهاي عجيب و غريب لباس مي پوشند.
آنچه مهم است اين است که مرتب و تميز و هــــــماهنگ و در عيـــــــــــــــــن حــال ساده باشيد
تميزي و اطوي لباس شما ، تاثير رواني خاص روي افراد مي گذارد
کساني که به ظاهر و آراستگي خود ، توجهي ندارند از جذابيت و نفوذ و تاثيرگذاري خــــــود
کاسته اند. کثيف بودن - ژوليده بودن و نامرتب بودن حتي حرفهاي قشنگ و درست و مثبت شما را بي مقدار و خفيف مي کند

بيشتر سکوت کنيد :


غالبا افراد براي اينکه جذابتر شوند ، بيشتر شلوغ ميکنند و به خطا مي روند.سکوت يک تاثير
ذهني و رواني مي گذارد. در سکوت ، فرد ، پيرامون خود خلاء ايجاد مي کــــند و هر خلايي ، جذابيت را سبب مي شود
اساسآ آنچه جذب و جذابيت را سبب مي شود خلاء است.
آنها که بيشتر صحبت مي کنند و فراوان حرف مي زنند از جذابيت خود مي کاهند.ضـــــــمن آنکه سکوت و گوش دادن بيشتر ، به واقع شما را عاقلتر و با تجربه و قابل اطمينان تر معرفي مي کند که زمينه اي مساعد براي صميميت است.

نرم و ملايم سخن بگوييد :


وقتي نرم و ملايم سخن مي گوييد ، جذاب و محبوب مي شويد . جذابيـــــت به تقلا و تکاپو
نياز ندارد به خلاء ، آرامش و ملايمت مرتبط است.جيغ نزنيد. داد و هوار نــکـــــنيد. خود را به
در و ديوار نکوبيد .
آدمهاي عصبي و خشن و داد و هواري براي صميميت ، نا منــــــــاسب و غير قابل اعتمادند.

فرد محترمي باشيد :


بي احترامي به خود ، به ديگران و بي احترامي و بي ادبي در کلام و رفتار همه از جذابيت شما مي کاهد. شما هم در ظاهر آراسته ايد و هم در باطن وارسته ايد . افراد مودب و متين و محترم بي ترديد جذابند و اين جذابيت از درون موج مي زند
کساني که به هتاکي و ناسزا گفتن زبان مي گشايند و به تحقير و تمسخر ديگران مشـــغولند ، شايد به ظاهر جذابيتي کمرنگ داشته باشند اما اين جذابيت جنبه رواني ندارد و تاثــــير ذهني مطلوبي نمي گذارد.
محترم و مودب و با شخصيت باشيد ، خود به خود جذاب مي شويد.

زياد شوخي نکنيد اما فراوان تبسم کنيد :


شوخي کردن فراوان از انرژي ذهني و جذابيت شما مي کاهد چراکه شوخي فراوان به تـــدريج مرزهاي بايسته را از بين مي برد ، به تکاپوي فراوان شما مي انجامد و صحبت بسيار به دنبال دارد و چه بساکه به بي احترامي خود و ديگران منجر مي شود.
متبسم باشيد که تبسم به چهره شما جذابيتي عميق و ژرف مي بخشد.
در تبسم ، سنگيني و متانت است و جذابيت . ولي در خنده و شوخي فراوان ، سبکي
است و کاهش جذابيت

قاطعيت يعني جذابيت :


کساني که شخصيت قاطعي دارند ، هدفهاي مشخص و ارزشهاي معين و برنامه مدوني دارند بي استثنا جذابند. کساني که قدرت نه گفتن دارند و بازيچه اين و ان نمي شـــــــوند ، جذابند
اين موضوع بيش از همه شيوع دارد که عدهاي از هدفها و برنامه ها و خواسته هـــــــــاي خود
مي گذرند و خود را فداي اين وآن مي کنند و مي خواهند اينگونه جذاب و محبوب بــــــــــاشند.
اما هميشه مي بينيم ، شخصيتهايي جذاب و تاثير گذارند که بسيار مصمم هسـتند و اعـتماد
به نفس دارند به دنبال هدفي مشخص و معين با اعتماد به نفس عالي ، بودن و قـــــــــدرت و شهامت نه گفتن ، داشتن به هر آنچه که ما را از ارزشها و ارمانهاي عاليمان باز مــــــي دارد ، شخصيت ما را مشخص تر مصمم تر و قاطع تر مي سازد که جذابيت از وجود چنين شخصيتي موج مي زند.

اميال و غرايز خود را کنترل کنيد :


کساني که شخصيت مسلط دارند و بر غرايز و اميال خود تسلط بيـشتري دارند ، کساني که بر ميل جنسي و شهوت و ميل به غذا خوردن و هيجانات و عواطف خود مسلط هستند ، جذابيت معنوي دارند . تاثير رواني مي گذارند و از وجودشان انرژي سرشااري به بيرون مي تابد

وقتي شما جذاب باشيد داراي قدرت تاثير گذاري بيشتري هستيو و پيشنهادات خوبي از هر سمت به سوي شما روانه مي شود و مي توانيد زندگي بهتري داشته باشيد
همه اينها که از جذابيت گفته شد پايه هاي صميمت هستند.
شما نمي توانيد جذاب نباشيد اما تاثير گذار و با نفوذ باشيد .

به امید روزی که همه جذاب باشیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1384ساعت 12:2  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 

 

*از خوردن غذاهاي چرب و خام بپرهيزيد و نمك را به شكل كامل از غذاي خود حذف كنيد

*با آرامش و در حالي كه نشسته ايد غذا بخوريد .

*غذا را آهسته آهسته بجويد زيرا با اين كار زودتر احساس سيري مي كنيد و هواي كمتري -ا مي بلعيد

*در هنگام غذا خوردن ‌آب كمتري بنوشيد زيرا مايعات معده را ذيت مي كند وهضم غذا -ا كندتر مي كند اگر احساس تشنگي كرديد بعد از غذا كمي آب بنوشيد

*پيش از غذا نه بعد از غذا ميوه بخوريد زيرا ميوه هاي اسيدي سبب تخمير پروتئين و مواد قندي مي شود

* به واكنش معده خود به غذاها توجه كنيد و از خوردن غذاهايي كه دستگاه هاضمه شما را ناراحت مي كند بپرهيزيد

*برنج كمتر بخوريد

*ورزش كنيد : دو پياده روي دوچرخه سواري و ...

کاهو

*كاهو يكي از سبزيهاي موثر و مفيد است كه علاوه بر خواص درماني مصرف غذايي نيز دارد . خواص كاهو :

*برطرف كننده ي تشنگي و محرك اشتهاست

*به سبب داشتن سلولز تخليه ي معده را آسان تر مي كند

*سرشار از آب و ويتامينهاي آ و ث و ب و ك و يد و كلسيم و آهن و پتاسيم و فسفر و مواد قندي و چربي و مواد معدني است

*داراي مس است و مقاومت بدن را در برابر بيماري هاي عفوني بالا مي برد

*خاصيت ضد تب روماتيسمي و ضد خونريزي دارد و موثرترين و طبيعي ترين درمان كم خوني است

*براي بيماري عصبي و مبتلايان به يرقان و انسداد مجاري كيسه صفرا و افراد داراي كلسترول بالا و متعد چاق شدن بسيار مفيد است .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1384ساعت 11:34  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

ولادت با سعادت سپهسالار عشق پرچمدار كربلا

 ساقي لب تشنگان كربلا

حضرت ابو الفضل العباس  عليه السلام

و روز جانباز

بر تمام شيعيان جهان

مبارك باد

 

 ===============================================================

 

 

 

 

سپهسالار عشق

نگاهى معرفت‏آموز به زندگانى سپهسالار كربلا، حضرت ابوالفضل(ع)

زندگانى حضرت ابوالفضل(ع) دائرة‏المعارفى است كه چگونه زيستن و آگاهانه رفتن را به ما مى‏آموزد و فرصت دستيابى به مقام آدميت را هموار مى‏سازد.

در اين نوشتار، از رهگذر تربيت عباس(ع)، پرتوى از فروغ معنويت امام على(ع) و جلوه‏اى از روشنى ولايت ام‏البنين(عليها السلام) در پرورش فرزند نصيب انسان مى‏شود و آينه‏اى از روشنايى فضايل ابوالفضل(ع) ديدگان آدمى را نورانى مى‏كند.

با هم به مدينه مى‏رويم تا از كوچه‏هاى بنى‏هاشم به سراى اميرمؤمنان(ع) پاى دل گذاريم و از آغازين لحظه‏هاى زندگانى پور دلبندش عباس(ع) با او همراه شويم.

طلوع ماه در مدينه

زمين مدينه با نيم ‏نگاه خورشيد روشنايى مى‏گرفت و تابش طلايى آفتاب، جمعه، چهارمين روز شعبان سال ‏26 هجرى را نورى ديگر مى‏بخشيد. بلور دلهاى شيفتگان اميرالمؤمنين على(ع) لبريز از شور و عشق شده بود و آغوش كوچه‏هاى بنى‏هاشم به روى زائران خانه حضرت گشاده مى‏نمود. چهره علاقه‏مندان اهل بيت (عليهم السلام) را شبنم شادى فرا گرفته بود و براى ديدار نورسيده مولاى خويش بر يكديگر پيشى مى‏گرفتند. شور و هلهله خانه على(ع) و «فاطمه كلابيه‏» را فرا گرفته بود و نگاه همگان به سخاوت لبان مولا بود تا انتخاب نام طفل را نظاره كنند و شيرينى اولين كلام او را بيابند.

در اين هنگام گويى مام كودك، ام‏البنين (عليها السلام) نوزاد را به على(ع) تقديم كرد. امام فرزند دلبند خود را به سينه چسباند، با صدايى آسمانى در گوش راست فرزند اذان و در گوش چپش اقامه گفت تا در گلستان وجود او شاخسار ايمان و عشق به «توحيد» و «نبوت‏» نمايان شود; تا از بلنداى همتش آبشار شوق به «امامت‏» جارى شود و تا هميشه ايام در سايه‏سار «ولايت‏» سروى سبز باشد.

چون نسيم اذان و اقامه بر روان پاك و سپيد طفل وزيد، امام(ع) با واژه‏اى مهرآفرين و روح‏افزا، نام فرزند را بيان فرمود: «عباس‏» يعنى شير بيشه شجاعت و قهرمان ميدان نبرد. دلاورى از شجاعان اسلام و قهرمانى كه در برابر باطل و ستم عبوس و خشمگين است و در مقابل خير و نيكى شادان و متبسم.

رواق چشمان اطرافيان را هاله‏اى از عشق و اميد فرا گرفته بود. فاطمه كلابيه بيش از ديگران از خشنودى امام على(ع) شادمان و خرسند بود.

در اين لحظه ، الماس بوسه على(ع) بر بلور وجود طفل نشست و پيكر كوچك عباس با اولين نوازش و عاطفه آشنا شد; اما اين شادمانى لحظاتى بعد با توفان غم درهم پيچيده شد. ناگهان گوهر اشك از ديدگان اميرمؤمنان(ع) بر سينه سيمايش پديدار شد، صداى گريه آن حضرت دلها را مالامال از اندوه ساخت و فرمود: گويا مى‏بينم اين دستها يوم الطف در كنار نهر فرات در يارى برادرش حسين از بدن جدا خواهد شد.

هفتمين روز ميلاد

على(ع) در هفتمين روز ميلاد، فرزند دلبند خود را خواست. طبق سنت پسنديده اسلام، موهاى زيبايش را تراشيد و هم وزن آنها، طلا يا نقره به مستمندان داد. سپس گوسفندى، به عنوان عقيقه، ذبح كرد تا به بركت آن صدقات و اين قربانى پيكر پاك عباس عزيز پا برجا و سالم ماند و ايام زندگانى‏اش طوباى بركاتى جاودان شود.

گفتار امام(ع) و نام حماسى نوزاد دفتر طلايى خاطرات او را در مقابل ديدگان آشنايان مى‏گشود. از اين‏رو بر بينش على(ع) آفرين مى‏گفتند و انتخاب عقيل را مى‏ستودند.

آنها از روزى ياد مى‏كردند كه اميرمؤمنان(ع) برادرش عقيل را طلبيد تا از بلنداى «علم انساب‏» نگاهى به قبايل مختلف بيفكند، خانواده‏اى شجاع را انتخاب كند و انگشت اشاره بر بانويى پاك و عفيف‏نهد تا فرزندانى دلاور، سرآمد و شيردل به دنيا آورد.

پس از مدتى تحقيق و ژرف‏نگرى، عقيل «فاطمه كلابيه‏» (ام‏البنين) را برگزيد.

 

دوران كودكى عباس

در روزهاى كودكى عباس، پدر گرانقدرش چون آيينه معرفت، ايمان، دانايى و كمال در مقابل او قرار داشت و گفتار الهى و رفتار آسمانى‏اش بر وى تاثير مى‏نهاد. او از دانش و بينش على(ع) بهره مى‏برد. حضرت در باره تكامل و پويايى فرزندش فرمود: ان ولدى العباس زق العلم زقا; همانا فرزندم عباس در كودكى علم آموخت و به سان نوزاد كبوتر، كه از مادرش آب و غذا مى‏گيرد، از من معارف فرا گرفت.

در آغازين روزهايى كه الفاظ بر زبان وى جارى شد، امام(ع) به فرزندش فرمود: بگو يك.

عباس گفت: يك

حضرت ادامه داد: بگو دو

عباس خوددارى كرد و گفت: شرم مى‏كنم با زبانى كه خدا را به يگانگى خوانده‏ام، دو بگويم. (10)

پرورش در آغوش امامت و دامان عصمت، شالوده‏اى پاك و مبارك براى ايام نوجوانى و جوانى عباس فراهم كرد تا در آينده نخل بلند قامت استقامت و سنگربان حماسه و مردانگى باشد. گاه كه على(ع) با نگاه بصيرت‏آميز خود آينده عباس را نظاره مى‏كرد، با لبختدى رضايت‏آميز، سرشك غم از ديدگان جارى مى‏كرد و چون همسر مهربانش از علت گريه مى‏پرسيد، مى‏فرمود: دستان عباس در راه يارى حسين(ع) قطع خواهد شد.

آنگاه از مقام و عظمت پور دلبندش نزد خداوند چنين خبر مى‏داد: پروردگار متعال دو بال به او خواهد داد تا به سان عمويش جعفر بن‏ابى‏طالب در بهشت پرواز كند. (11)

ايام نوجوانى و جوانى

محبت پدرى گاه على(ع) را بر آن مى‏داشت تا پاره پيكرش را ببوسد (12) ، ببويد و با آداب و اخلاق اسلامى آشنا سازد. از اينرو لحظه‏اى عباس را از خود دور نمى‏ساخت. فرزند پاكدل على(ع) در مدت 14 سال و چهل و هفت روز، كه با پدر زيست، هميشه در حرب و محراب و غربت و وطن (13) در كنار او حضور داشت.

در ايام دشوار خلافت، لحظه‏اى از وى جدا نشد (14) و آنگاه كه در سال‏37 هجرى قمرى جنگ صفين پيش آمد، با آن كه حدود دوازده سال داشت، حماسه‏اى جاويد آفريد. (15)

كنيه‏هاى مهرافروز

ديباچه صفات اخلاقى افراد و فهرست فضايل معنوى انسانها در كنيه آنان نمايان است. عباس(ع) انسانى آسمانى بود كه بلنداى عظمتش كنيه‏هاى بسيارى براى او پديد آورد. «ابوالفضل‏» مشهورترين كنيه اوست. اين كنيه برخى از صاحب‏نظران را بر آن داشت تا شعاع چشمگير شخصيت عباس را بستر اين واژه بدانند. ويژگيهاى دوران كودكى و شكوهمندى روح‏افزاى نوجوانى او نشان از بزرگى مقام وى داشت. بسيارى از فرهيختگان و شعرا بهره‏مندى از فضايل فراوان را علت اين لقب دانسته‏اند. (17)

از سوى ديگر، پاره‏اى از محقان و انديشمندان بهره‏مندى از نعمت وجود فرزندى به نام «فضل‏» را دليل اين كنيه شمرده‏اند.

«ابوالقاسم‏» كنيه‏اى ديگر است. مورخان، با ژرف‏نگرى در واژه‏هاى معرفت‏آفرين زيارت اربعين، اين كلمه را كنيه آن حضرت دانسته‏اند. آنجا كه جابر انصارى خطاب به اين رادمرد الهى مى‏گويد:

السلام عليك يا اباالقاسم، السلام عليك يا عباس بن‏على

سلام بر تو، اى پدر قاسم; سلام بر تو، اى عباس بن‏على. (18)

القاب تابناك

1. قمر بنى‏هاشم (19)

بهره‏مندى بسيار عباس از جمال و جلال و سيماى سپيد و زيبا و سيرت سبز و نورانى، زمينه‏ساز اين لقب است.

2. باب الحوائج (20)

كريمى از دودمان كريمان كه چون حاجتمندى سوى او روى كند، خواسته‏هايش را برآورده مى‏سازد.

3. طيار (21)

بيانگر مقام و عظمت‏حضرت عباس(ع) در فضاى عالم قدس و بهشت جاودان است.

4. الشهيد (22)

شهادت، كه نشان نمايان ابوالفضل(ع) است و در چهره حيات او درخشندگى بسيار دارد، زمينه‏ساز اين لقب است.

5. سقا (23)

دلاورى عباس در صحنه‏هاى حيرت‏آور آب‏رسانى به تشنگان، سبب اين لقب شد.

6. عبد صالح (24)

لقبى كه حضرت صادق(ع) در زيارت عموى گرانقدرش بدان اشاره دارد:

السلام عليك ايها العبد الصالح.»

سلام بر تو، اى بنده صالح خدا.

7. سپهسالار

صاحب لواء يا سپهسالار لقب بزرگترين شخصيت نظامى است و عباس در روز عاشورا اين لقب را از آن خود ساخت.

8. پرچمدار و علمدار

يادآور دلاوى و حفظ لشكر در برابر دشمن است. علمدارى عباس(ع) اين لقب را برايش به ارمغان آورد.

9. ابوقربه (صاحب مشك)، عميد (ياور دين خدا)، سفير (نماينده حجت‏خدا)، صابر (شكيبا)، محتسب (به حساب خدا گذارنده تلاشها)، مواسى (جانباز و مدافع حق)، مستعجل (تلاشگرى مهربان در برآوردن حاجات ديگران) و ... از ديگر لقبهاى ابوالفضل است.

آفتاب آمد دليل آفتاب

كلام معصومان (عليهم السلام) در باره شخصيت‏حضرت ابوالفضل(ع) طلوعى ديگر از معرفت در آسمان دلها مى‏آفريند. نخست در محضر دخت آفتاب حضرت زهرا(س) مى‏نشينيم و از آن هنگام مى‏گوييم كه در هنگامه قيامت، رسول اكرم اسلام(ص)، على(ع) را مى‏طلبد و مى‏فرمايد: نزد فاطمه برو و به او بگو آنچه براى شفاعت [گناهكاران] در اين روز بزرگ فراهم ساخته، حاضر كند.

پاك بانوى آفرينش در جواب حضرت مى‏فرمايد:

اى اميرمؤمنان، دو دست‏بريده پسرم عباس براى مقام شفاعت من كافى است. (25)

امام سجاد(ع) در سخنى كوتاه بلنداى عظمت مقام عمويش ابوالفضل(ع) را چنين بيان مى‏كند:

خداوند عمويم عباس بن‏على را رحمت كند; به تحقيق كه ايثار و جانبازى كرد; جنگ‏نمايانى كرد و خود را فداى برادرش ساخت تا دستانش قطع شد. خداوند در برابر اين فداكارى - به سان عمويش جعفر طيار - دو بال به او عنايت كرد تا به يارى آنها همراه فرشتگان در بهشت پرواز كند. همانا عباس نزد خداوند تبارك و تعالى مقامى دارد كه تمامى شهيدان، در روز قيامت، بر او غبطه مى‏خورند و رسيدن به آن مقام را آرزو مى‏كنند. (26)

امام صادق(ع) در عباراتى روشن و معرفت‏آموز عمويش عباس بن‏على(ع) را صاحب صفات زير مى‏شمرد:

1. بصيرت نافذ; 2. بينش عظيم;3. ايمان بسيار و شديد; 4. جهاد در محضر امام حسين(ع); 5. جانبازى و ايثار;6. شهادت در راه امام خود;7. تسليم در برابر جانشين رسول خدا(ص); 8. تصديق امام حسين(ع);9. وفادارى; 10. خيرخواهى امام; 11. تلاش تا آخرين حد و ... (27)

در آخرين فراز از اين نوشتار، در تابش آفتاب كلام حضرت مهدى(ع) قرار مى‏گيريم و با ديدگاه آن حضرت در باره سپهسالار عشق آشنا مى‏شويم:

سلام بر ابوالفضل، عباس، پور اميرمؤمنان(ع); آن كه جان خود را نثار برادرش كرد، دنيا را وسيله آخرت خود قرار داد و فداى برادرش شد. او كه نگهبان بود و بسيار كوشيد تا آب را به لب تشنگان برساند و دو دستش در جهاد فى سبيل‏الله قطع شد. خداوند قاتلان او يزيد بن‏رقاد و حكيم بن‏طفيل طائى را از رحمت‏خويش دور سازد. (28)

پى‏نوشتها:

1- بطل العلقمى، عبدالواحد المظفر، ج 2، ص‏6; اعيان الشيعه، سيد محسن امين، (ده جلدى)، ج‏7، ص‏429.

2- مولد العباس بن‏على(ع)، محمدعلى الناصرى، ص‏46; قمرى بنى‏هاشم، عبدالرزاق المقرم، ص‏17.

3- العباس بن‏على، ص 25; زندگانى قمر بنى‏هاشم، ص‏53 - 54.

4- همان.

5- روز كربلا (عاشورا).

6- خصائص العباسيه، ص‏119; زندگانى قمر بنى‏هاشم، ص‏53.

7- العباس بن‏على، ص 25.

8- برخى از مورخان ازدواج اميرمؤمنان على(ع) با ام‏البنين را پس از وفات فاطمه زهرا(س) مى‏دانند و بعضى ديگر معتقدند اين وصلت‏خجسته پس از ازدواج على(ع) با امامه صورت گرفته است.

9- ثمرات الاعواد، ج 10، ص 105; مولد العباس بن‏على(ع)، ص 62.

10- فرسان الهيجاء، ج 1، ص 190; مستدرك وسائل الشيعه، ج‏3، ص 815.

11- قمر بنى‏هاشم، ص‏19; مولد العباس بن‏على(ع)، ص 60.

12- مولد العباس بن‏على(ع)، ص 60.

13- همان، ص‏63.

14- بطل العلقمى، ج 2، ص‏6.

15- وسيلة الدارين، ص‏269; مولد العباس بن‏على(ع)، ص 64.

16- مولد العباس بن‏على(ع)، ص‏56; مقاتل الطالبين، ص‏89.

17- سر السلسله و عمدة الطالب، ص‏356; العباس، ص 80 - 81.

18- العباس، ص 80; بحارالانوار، ج 101، ص 330.

19- سپهسالار عشق، احمد لقمانى، ص 32.

20- العباس بن‏على(ع)، ص 30.

21- بطل العلقمى، ج 2، ص 108 -109.

22- همان.

23- العباس بن‏على(ع)، ص 35.

24- همان، ص 124.

25- مولود العباس بن‏على(ع)، ص 88.

26- خصال صدوق، ج 1، ص 68; بحارالانوار، ج 22، ص 274.

27- مولد العباس بن‏على(ع)، ص‏97; العباس بن‏على، ص‏36 و 42.

28- بطل العلقمى، ج 2، ص 311; مولد العباس بن‏على(ع)، ص 98; العباس بن‏على(ع)، ص 41 و 42.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1384ساعت 13:56  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 

ارتقاء کاربری در ویندوز Xp

صفحه كليد:
اغلب استفاده از كليدهاي كاربردي صفحة كليد به جاي ماوس، از لحاظ رسيدن سريعتر به هدف، عقلاني تر و منطقي تر به نظر هستند:
- كليد ويندوز = براي نمايش و بازكردن منوي استارت
- كليد ويندوز + D = تمام پنجره ها را minimize و درصورت فشار دادن مجدد maximize مي كند.
- كليد ويندوز + E = باز كردن Windows Explorer
- كليد ويندوز + F = نمايش و بازكردن صفحة Search
- كليد ويندوز +STRG+F = جستجو براي نمايش كامپيوتر
- كليد ويندوز +F1 = نمايش Help center و Support center
- كليد ويندوز + R = Run
- كليد ويندوز + Pause = مشخصات سيستم
- كليد ويندوز + L = پارك سيستم
- كليد ويندوز + U = بازكردن Utility Manager
- كليد ويندوز + Q = تعويض كاربر

ظرفيت هارد ديسك
ويندوز XP پس از نصب استاندارد، فضايي بيش از 5/1 گيگا بايت از هارد را اشغال مي كند. شما با چند تغيير مي توانيد چند صد مگا بايت را به راحتي از ظرفيت درايو آزاد كنيد.
براي اين كار بايد حالت Standby را غير فعال كنيد. اين عملكرد در ويندوز XP ، فايل hiberfil.sys در فهرست اصلي را در پارتيشن سيستم قرار مي دهد. اين موضوع باعث مي شود كه پس از نصب سيستم، حجمي معادل چند صد مگا بايت از ظرفيت هارد اشغال شود. اگر به عملكرد Standby احتياجي نداريد، آن را با دستور زير، غير فعال كنيد:
Start>Settings>Control Panel>Power Options>System Standby
و بعد تيك جلوي “ Standby activate” را برداريد.

Refresh سيستم:
Refresh سيستم در ويندوز XP ، در طي زمان احتياج به يك فضاي قابل توجه در حافظة هارد دارد. اين عملكرد توسط فرمان زير انجام مي پذيرد:
Start>Settings>Control Panel>System>System re-Stablishment
همة درايوها را توسط قراردادن تيك جلوي آنها غير فعال كنيد. توجه داشته باشيد كه اين تنظيم فقط بايد توسط كاربرهاي متبحر انجام شود. به عنوان مثال، هنگام نصب اشتباه يك برنامه يا يك درايو، به راحتي امكان دوباره سازي وضعيت قبلي وجود ندارد.

پاك سازي و مرتب سازي هارد از فايلهاي زائد
با استفاده از ابزار پاك سازي اطلاعات، مي توانيد فايل هاي زائد و اضافي را پاك كنيد. درايوي را كه مي خواهيد مرتب سازي كنيد، انتخاب و گزينه هاي مورد نظر را فعال كنيد. اين ابزار را تحت آدرس زير مي توانيد پيدا كنيد:
Start>Programs>Accessories>Tools>Disk Clean Up
در كنار مرتب سازي هارد، مي توانيد كارهاي ديگري را نيز براي سيستم عامل خود انجام دهيد.

نمايش گروهي
براي اينكه بتوان همة فايلهاي موجود را به صورت يك فهرست در Windows Explorer نمايان ساخت، به ترتيب زير عمل كنيد:
از طريق منوي View وارد قسمت Arrange Symbol شويد و
Arrange by Type را فعال كنيد.

WinZip
از زمان پيدايش ويندوز Me اين امكان وجود دارد كه بدون هيچ ابزار اضافي مثل WinZip بتوان آرشيوهاي فشرده سازي شده را باز كرد. ويندوز XP اين آرشيو را به عنوان يك پوشه نشان مي دهد كه ايجاد يا پيوست فايل ها يا از طريق كليد راست ماوس انجام مي شود (Send to) يا همانند يك پوشة نرمال كامل روي آن دو بار كليك كنيد. با اين حال، اين سيستم يك ايراد مهم دارد:
در كامپيوترهاي با سرعت پايين، عمل Zip به عنوان ترمزي براي سرعت سيستم به حساب مي آيد. اگر شما با يك PC با سرعت پايين كار مي كنيد، توصيه مي شود كه اين عملكرد را غير فعال كنيد، از طريق Start>Run خط فرمان را باز كنيد و در سطر فرمان دستور regsvr32 /U zipfldr.dll را تايپ كنيد. پس از تاييد توسط كليد OK پيغامي ظاهر مي شود كه عمل غير فعال كردن با موفقيت انجام پذيرفته است و بعد شما آنرا با OK مي بنديد. براي فعال كردن دوباره اين عملكرد، در همان مسير قيد شده در سطر فرمان دستور regsvr32 zipfldr.dll را وارد كنيد. بعد همه چيز دوباره به حالت اوليه خود بر مي گردد\

 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1384ساعت 13:46  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 

     گام اول- از انتقاد بيجا ، سرزنش مداوم و گله و شکايت بپرهيزيد.

·        گام دوم- در ارزيابی‌های خود صادق و بی ريا باشيد.

·        گام سوم- ديگران را دوست بداريم و به آنها علاقمند شويد.

·        گام چهارم- خواسته‌های ديگران را درک کنيد .

·        گام پنجم- هميشه لبخند را زينت چهره خود کنيد.

·        گام ششم- به خاطر داشته باشيد نام هر شخصی زيباترين نت موسيقی اوست، پس ديگران را به نام صدا بزنيد و او احساس نزديکی کنيد .

·        گام هفتم- شنونده خوبی باشيد و ديگران را تشويق کنيد که درباره خودشان و علاقمنديهايشان حرف بزنند .

·        گام هشتم- در جهت علايق ديگران سخن بگوييد .

·        گام نهم- اين باور را به ديگران القا کنيد که قدرت زيادی دارند و برای خود کسی هستند و در انجام اين کار نهايت صداقت را داشته باشيد .

·        گام دهم- هميشه برای اينکه بهترين نتيجه را از بحث مجادله بگيريد، سعی کنيد از شرکت در آن بپرهيزيد .

·        گام یازدهم - به عقايد ديگران احترام بگذاريد و هرگز عبارت "تو اشتباه می کنی " استفاده نکنيد .

·        گام دوازدهم- اگر خطايی از شما سرزد، با قاطعيت به آن اعتراف کنيد و اعتماد به نفس داشته باشيد و بدانيد که "انسان جايزالخطاست."

·        گام سیزدهم- هميشه صحبت های خود را دوستانه آغاز کنيد .

·        گام چهاردهم- به گونه‌ای رفتار کنيد که هميشه ديگران تاييدتان کنند .

·        گام پانزدهم- سعی کنيد از راه های مناسبی برای کسب آرامش استفاده کنيد تا ديگران برای شريک شدن در آرامشتان به سوی شما آيند .

·        گام شانزدهم- اجازه بدهيد هميشه ديگران بيش از شما صحبت کنند .

·        گام هفدهم- خالصانه به هر اتفاقی از ديد ديگران نگاه کنيد و تک محور نباشيد .

·        گام هجدهم- باورها و علايق سايرين را همانگونه که هستند بپذيريد چرا که هرکس از ديد خود بهترين است .

·        گام نوزدهم- همواره به سوی انگيزه‌های بهتر و قوی تر برويد، تا بهترين باشيد .

و بالاخره گام آخر:

·        همواره باورهايتان را پيش روی خود مجسم کنيد و چالش‌های زندگی را با آغوش باز پذيرا شويد تا برای ديگران يک نمونه و الگو باشيد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1384ساعت 13:45  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 

       1- هرگز در خشم دست به عمل نزن .
 
2- به ديگران فرصتي دوباره بده اما نه سه باره .
 
3- چيزهاي كم اهميت رو تشخيص بده و آنها را ناديده بگير .
 
4- وضع و حالت خوبي داشته باش.هدفمند و با اعتماد به نفس وارد اتاق شو .
 
5- مواظب سرعتت باش .
 
6- بگذار ديگران در چه مورد ايستادگي ميكني و در چه مورد ايستادگي نخواهي كرد .
 
7- حال و هواي بچگي رو رها نكن .
 
8- پيش از يافتن شغل تازه از شغلت استعفا نكن .
 
9- مردم را به قدر قلبشان اندازه بگير نه به قدر حساب بانكي شان .
 
10- مثل پر شورترين و مثبت ترين كسي شو كه ميشناسي .
 
11-  عاشق پيشه باش .
 
12-   بهترين دوست همسرت باش .
 
13- وقتت رو تلف ماتم گرفتن براي اشتباهات گذشته نكن از آن درس بگير و بگذر .
 
14- به جز مواردي كه مربوط به مرگ و زندگي است همواره خود را رها كن و آسوده باش .
 
15- گوشت قرمز كم بخور .
 
16- به طرز ارضاء نشدني كنجكاو باش و از كلمه چرا زياد استفاده كن .
 
17- وقتي از تو تعريف ميكنند بك متشكر صميمانه بهترين پاسخ است .
 
18- به كسي غبطه نخور .
 
19- اجازه نده تلفن مزاحم لحظات همه بشود .
 
20- كاري را انتخاب كن كه با ارزشهاي تو هماهنگ باشد .
 
21- هرگز در هنگام گرسنگي به خريد مواد غذايي نرو چرا كه اضافه بر احتياج خريد خواهي كرد .
 
22-  هر كاري از دستت بر ميآيد براي كارفرمايت انجام بده .
 
23- براي همه موجودات زنده احترام قائل باش .
 
24- بازنده خوبي باش .
 
25- از هر چه داري استفاده كن و نگذار در اثر بلا استفاده ماندن بپوسد .


+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 14:21  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 

1- روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن! اين روش براي افرادي كه غير از ساديسم ، رگه هايي از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد ميشه!
2-
سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زودتر راه بيفتن!
3-
وقتي مي خواين برين دست به آب ، با صداي بلند به اطلاع همه برسونين!
4-
وقتي از كسي آدرسي رو ميپرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين!
5- كرايه تاكسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون ، به صورت اسكناس هزاري پرداخت كنين!

6- همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين!
7-
جدول نيمه تمام دوستتون رو حل كنين!
8-
توي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت 50 كيلومتر در ساعت حركت كنين!
9-
وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستن مرتب كانال رو عوض كنين!
10-
از بستني فروشي بخواين كه اسم 54 نوع از بستنيها رو براتون بگه!
11-
در يك جمع ، سوپ يا چايي رو با هورت كشيدن نوش جان كنين!
12-
به كسي كه دندون مصنوعي داره بلال تعارف كنين!
13-
وقتي از آسانسور پياده ميشين دكمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترك كنين!
14-
وقتي با بچه ها بازي فكري مي كنين سعي كنين از اونها ببرين!
15-
موقع ناهار توي يك جمع ، جزئيات تهوع و ?گلاب به روتون? استفراغي كه چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف كنين!
16-
ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به كار ببرين!
17-
بوتيك چي رو وادار كنين شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاش رو باز كنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچكدوم جالب نيست و سريع خارج بشين!
18-
شمعهاي كيك تولد ديگران رو فوت كنين!
19-
اگه سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف كنين!
20-
وقتي كسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش كلاه رفته!
21-
صابون رو هميشه كف وان حمام جا بذارين!
22-
روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب كنين!
23-
وقتي دوستتون رو بعد از يه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده!
24-
وقتي كسي در يك جمع جوك تعريف مي كنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود!
25-
چاقي و شكم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري كنين!
26-
بادكنك بچه ها رو بتركونين!
27-
مرتب اشتباهات لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد كنين و بخندين!
28-
وقتي دوستتون موهاي سرش رو كوتاه مي كنه بهش بگين كه موي بلند بيشتر بهش مياد!
29-
بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين!
30-
كليد آپارتمان طبقه 13 تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره!
31-
ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين!
32-
توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين!
33-
هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! توي دستكش دوستتون بهتره!
34-
حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين!
35-
نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين!
36-
دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين!
37-
عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين!
38-
پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه 5 دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل 270 درجه در جهات مختلف بچرخونين!
39-
با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين!
40-
شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين!
41-
موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين!
42-
توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين!
43-
شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين!
44-
توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين!
45- تو
ي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين!
46-
جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين!
47-
يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين!
48-
توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه!
49-
چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين!
50- ورقهاي جزوه 300 صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين!

منبع : www.weblog.gardoon.com

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 12:53  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 

 

اين مطالب در حقيقت خلاصه وچكيده ي كتاب ارزشمندي بنام قورباغه ات را قورت بده است اين كتاب به نظر من يك شاهكار است گر چه بسياري از مطالب آن را من و شما  در زندگي روز مره ي خود بكار ميگيريم اما جمع آوري تمام اين نكات در يك جا آ ن هم به زباني ساده كار دشواريست و به نظر من مؤلف اين كتاب بخوبي از عهده آن برآمده است.
خلاصه:
قورباغه شما در حقيقت سخت ترين كاريست كه بايد آن را انجام دهيد   
 سفره را بچينيد 
به قانون تشخيص ضرورت عمل كنيد
روش الف ب پ ت ث را مدام به كار بگيريد
پيش از شروع، مقدمات كار را كاملاً فراهم كنيد
هميشه يك شاگرد باقي بمانيد
استعدادهاي منحصر به فرد خود را تقويت كنيد
محدوديت‌هاي اصلي خود را مشخص كنيد
هر بار يك بشكه جلو برويد
خودتان را تحت فشار بگذاريد
قدرت‌هاي فردي خود را به حداكثر برسانيد
خودتان را به فعاليت ترغيب كنيد
روش تنبلي سازنده را تمرين كنيد
اول سخت‌ترين كار را انجام دهيد
كار را به قطعات كوچكتر تقسيم كنيد
وقت بيشتري ايجاد كنيد
سرعت انجام كار را افزايش دهيد
هر بار يك كار مهم انجام  دهيد
براي هر روز از قبل برنامه‌ريزي كنيد
قانون 20/80 را در همه امور به كار بگيريد
پيامد كارها را در نظر داشته باشيد
روي اهداف اصلي تمركز كنيد

رمز خوشبختي، رضايت، موفقيت بزرگ، احسان خوب، قدرت فردي و كارايي اين است كه عادت كنيد هر روز اولين كاري كه انجام مي‌دهيد خوردن قورباغه خودتان باشد.
خوشبختانه مي‌توانيد از طريق تمرين اين مهارت را ياد بگيريد و هنگامي كه توانستيد قبل از هر كاري عادت شروع مهم‌ترين كار را در خود به وجود آوريد، موفقيت شما حتمي خواهد بود.
در اينجا خلاصه‌اي از بيست و يك روش فوق‌العاده براي غلبه بر تنبلي و انجام كار بيشتر در زمان كمتر را كه چكيده فصل‌هاي كتاب است مي‌خوانيد. اين اصول و قواعد را مدام مرور كنيد تا عميقاً در ذهن و عمل‌تان ريشه بدواند و در نتيجه موفقيت آينده‌تان تضمين شود:
سفره را بچينيد
دقيقاً تصميم بگيريد كه  چه مي‌خواهيد. روشن بودن اين مورد يك شرط اساسي است. پيش از شروع كار، هدف‌ها و تصميم‌هايتان را بنويسيد.
براي هر روز از قبل برنامه‌ريزي كنيد
برنامه‌هايتان را روي كاغذ بياوريد. به ازاي هر دقيقه‌اي كه صرف برنامه‌ريزي مي‌كنيد، به هنگام اجراي آن پنج يا شش دقيقه در وقت خود صرفه‌جويي خواهيد كرد.
قانون 20/80 را در همه امور به كار بگيريد
80 درصد از دستاوردهاي‌تان نتيجه 20 درصد از فعاليت شماست. همواره تلاش خود را روي اين 20 درصد متمركز كنيد.
پيامد كارها را در نظر داشته باشيد
مهم‌ترين و ضروري‌ترين كارهاي شما آنهايي هستند كه مي‌‌توانند يشترين تاثير را چه مثبت و چه منفي روي كار و زندگي شما بگذارند. به جاي تمركز روي ساير كارها، تمام توجهتان را معطوف به اين نوع كارها كنيد.
روش الف ب پ ت ث را مدام به كار بگيريد
قبل از شروع ليستي از كارهايتان تهيه كنيد و سپس آنها را از نظر ارزش و ضرورت اولويت‌بندي كنيد تا مطمئن شويد كه هميشه در حال انجام مهم‌ترين كارهايتان هستيد.
روي اهداف اصلي تمركز كنيد
نتايجي را كه بايد قطعاً از كارتان به دست آوريد تا بتوانيد بگوييد كه به خوبي از عهده كار بر آمده‌ايد مشخص كنيد و در تمام مدت قاطعانه به دنبال به دست آوردن آنها باشيد.
به قانون تشخيص ضرورت عمل كنيد
هيچوقت براي انجام همه كارها وقت كافي وجود ندارد اما هميشه براي انجام مهم‌ترين كارها وقت كافي هست.
پيش از شروع، مقدمات كار را كاملاً فراهم كنيد
آمادگي تمام و كمال قبل از شروع كار مانع عملكرد ضعيف مي‌شود
هميشه يك شاگرد باقي بمانيد
هر چه در ارتباط با كارهاي ضروري و مهم‌تان دانش و مهارت بيشتري به دست آوريد، مي‌توانيد سريع‌تر آنها را شروع كنيد و زودتر به اتمام برسانيد.
استعدادهاي منحصر به فرد خود را تقويت كنيد
دقيقاً مشخص كنيد چه كاري است كه در در حال حاضر خيلي خوب انجام مي‌دهيد يا در آينده مي‌توانيد خيلي خوب انجام دهيد. سپس تمام توان خود را در انجام آن به كار گيريد.
محدوديت‌هاي اصلي خود را مشخص كنيد
محدوديت‌ها و يا عوامل بازدارنده دروني و بيروني خود را مشخص كنيد، عواملي كه سرعت شما را در دست‌يابي به مهم‌ترين هدف‌هايتان تعيين مي‌كنند. سس تمركزتان را به از بين بردن اين محدوديت‌ها معطوف كنيد.
هر بار يك بشكه جلو برويد
اگر كارها را مرحله به مرحله انجام دهيد، مي‌توانيد بزرگترين و پيچيده‌ترين كارها را به انجام برسانيد.
خودتان را تحت فشار بگذاريد
تصور كنيد كه يك ماه ديگر بايد شهر را ترك كنيد. طوري كار كنيد كه گويا مجبور هستيد قبل از ترك شهر تمام كارهاي اصلي‌تان را به اتمام برسانيد.
قدرت‌هاي فردي خود را به حداكثر برسانيد
اوقاتي از روز را كه از نظر ذهني و جسمي كارايي بيشتري داريد مشخص كنيد و مهم‌ترين و ضروري‌ترين كارهايتان را در اين اوقات انجام دهيد. به اندازه كافي استراحت كنيد تا بتوانيد بيشترين بازدهي را داشته باشيد.
خودتان را به فعاليت ترغيب كنيد
خودتان مشوق خودتان باشيد. در هر شرايط يا موقعيتي به دنبال كسب نتايج خوب باشيد. به جاي تمركز بر مشكلات به دنبال راه‌حل بگرديد. همواره فردي خوش‌بين و سازنده باشيد.
روش تنبلي سازنده را تمرين كنيد
هيچكس نمي‌تواند همه كارها را انجام دهد. بنابراين بايد ياد بگيريد كه از روي عمد در انجام برخي از كارهايي كه از ارزش و اهميت كمتري برخوردار هستند تنبلي كنيد. با اين كار خواهيد توانست وقت كافي براي معدود كارهايي كه واقعاً مهم هستند ايجادكنيد.
اول سخت‌ترين كار را انجام دهيدروزتان را با سخت‌ترين كارآغاز كنيد، كاري كه مي‌تواند بزرگترين تاثير را بر خودتان و حرفه‌تان بگذارد، و تا وقتي كه آن را تمام نكرده‌ايد دست از كار نكشيد.
كار را به قطعات كوچكتر تقسيم كنيدكارهاي بزرگ و پيچيده را به قطعات كوچكتر تقسيم كنيد و سپس هر بار يك قسمت از كار را شروع كنيد و به اتمام برسانيد.
وقت بيشتري ايجاد كنيدبرنامه روزانه خود را طوري تنظيم كنيد كه به صورت طولاني مدت هر روز وقت كافي براي تمركز كافي روي كارهاي مهم و اصلي داشته باشيد.
سرعت انجام كار را افزايش دهيدعادت كنيد كه كارهاي اصلي خود را سريع‌تر انجام دهيد. به عنوان فردي كه كارها را سريع و دقيق انجام  مي‌دهد مشهور شويد.
هر بار يك كار مهم انجام  دهيدكارهاي ضروري را دقيقاً مشخص كنيد. سريعاً كار را شروع كنيد و سپس بدون توقف تا اتمام 100 درصد كار پيش برويد. اين رمز واقعي افزايش كارايي و بهره‌وري فردي است.
اراده كنيد كه هر روز اين اصول را تمرين كنيد تا جزئي از عادت‌هاي شما شوند. با ايجاد اين عادت‌هاي مديريت فردي و تبديل آنها به بخشي از ويژگي‌هاي شخصيت خود آينده‌تان را تضمين كنيد. فقط كافي است اين كارها را انجام دهيد!


 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 12:47  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 
  

 

چند راهكار مفيد براي تسكين خستگي چشم ناشي از كار با رايانه

 

در حاليكه ممكن است خستگي چشم ناشي از كار با رايانه تاثير دايمي به روي بينايي نداشته باشد، اما بدون شك مخرب و كاملا نامطلوب و ناخوشايند است.

محققان موسسه مايوكلينيك چند راهكار را براي تسكين و كاهش اين خستگي و فشار بر روي چشم‌ها پيشنهاد كرده‌اند كه عبارتند از:

1- به چشم‌هايتان استراحت بدهيد؛ در طول روز با تمركز بر روي هر چيز ديگري به جز صفحه رايانه چشم‌ها را در حالت استراحت و آرامش قرار دهيد.

2- محل خود را تغيير دهيد. سعي كنيد هر 2 ساعت يك بار از جاي خود برخاسته و كمي راه برويد. چنانچه امكان دارد براي چند لحظه به پشت دراز كشيده و چشم‌هايتان را ببنديد.

3- پلك بزنيد. بسياري از كاربران رايانه‌اي حتي به اندازه كافي پلك نمي‌زنند. اين امر منجر به خشك شدن چشم و مشكلات ديگري مي‌شود.

براي اينكه به دفعات بيشتر پلك بزنيد بايد يك تلاش هوشيارانه داشته باشيد. چنانچه اين امر مؤثر نبود، مي‌توانيد از قطره‌هاي چشم كه نيازي به تجويز پزشكي ندارد، استفاده كنيد.

4- از عينك مناسب استفاده كنيد. اگر از عينك يا لنز استفاده مي‌كنيد نيز بايد مطمئن شويد كه عدسي آن براي كار با رايانه مناسب است.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم شهریور 1384ساعت 15:9  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 

 

در آستانه بعثت و ولايت قرار داريم. اين حادثه مبارك به راستى انفجار نور در قلب تاريكى ها و فريادى در خاموشى ها و هشدارى در اوج غفلت ها بود. عظمت و اعجاز اين حركت بزرگ و توفنده را مى توان با مطالعه كارنامه جهان پيش از بعثت به دست آورد.
قرن ششم ميلادى را بايد عصر حاكميت سياهى و تباهى ناميد, چرا كه در آن زمان ابرهاى متراكم نادانى, سايه شوم و سنگين خود را بر زندگى بشر افكنده بود و جوامع آن روز در تنگناهاى اقتصادى و اجتماعى مرگبارى قرار داشتند, ليكن سنت تاريخ و قانون طبيعت و مشيت حق تعالى همواره به اثبات رسانيده كه در چنين مقاطع حساس و يأس آور است كه روشنايى و اميد از اعماق ظلمت و يأس پيدا مى شود و بهار سبز و خرم از دل زمستان سرد و بى جان متولد مى گردد.
در عصرى پيام روح بخش بعثت رسول اكرم(ص) بر كالبد افسرده و مرده جهان دميده شد كه پانصد سال و به نقلى هفتصد سال از ظهور عيسى بن مريم گذشته بود. در اين فترت و فاصله ممتد كسى به پيامبرى مبعوث نگرديد, جهل و ظلم بر سراسر گيتى حكومت مى كرد و جنگ نامعقول ايران و روم نابسامانى ها و افسردگى هاى فراوانى به بار آورده بود.
شاعر دانشمند, نظامى گنجوى چنين ترسيم مى كند:
نشد اندرآن مدت دير باز/ به تاج رسالت سرى سرفراز/ به محراب طاعت قدى خم نشد/ كسى در عبادت مصمم نشد/ نَزَد كس به راه شريعت قدم/ نشد چشم كس تر ز اشك ندم/ چنين بود اوضاع عالم خراب/ كه ناگه بر آمد برون آفتاب/ آرى, مشيت الهى بر اين بود كه از گريبان تاريكى, سپيده شكافته شود و آفتاب تابناك نيّر اعظم و فخر بنى آدم, حضرت محمد بن عبد الله(ص) طلوع كند.
امام على(ع) مى فرمايد: (خداوند متعال پيامبر اسلام(ص) را هنگامى فرستاد كه از عصر پيامبران پيشين مدت زمان بسيارى سپرى شده بود و ملت ها در خواب عميقى فرو رفته بودند. فتنه و فساد, جهان را از كران تا كران فرا گرفته بود و اعمال زشت و پليد رواج محسوسى داشت. آتش جنگ همه جا شعله ور بود و دنيا, چهره اى بى فروغ و پر از مكر و فريب به خود گرفته بود. برگ هاى درخت زندگى زرد و پژمرده گشته و از ميوه آن خبرى نبود. آب حيات [ معنوى و اخلاقى ] فرو خشكيده و نشانه هاى هدايت, كهنه و خراب, و پرچم هدايت, سرنگون گشته و بيرق هاى پستى و گمراهى همه جا در اهتزاز بود. زندگى با سيمايى كريه و عبوس با اهل دنيا روبرو بود. ميوه درختش, فتنه و خوراكش, مردار و بر دل هاى مردم وحشت و اضطراب و بر برون آنان شمشير حاكم بود.1)
انقطاع وحى و تداوم بعثت
پس از رحلت رسول اكرم(ص), وحى منقطع شد, ولى بعثت همواره پويا بود و به حركت خود ادامه مى داد. پيامبر اكرم(ص) در عصر بعثت, دين را تبيين و تمام عوامل سعادت و بدبختى را براى جامعه بيان كرد و تحولى در جهان به طور كلى و در جزيرة العرب به گونه اخص ايجاد نمود. يكى از دانشمندان غربى مى نويسد: (اگر من در قرن بيستم در مقابل پيشوايان دانش اروپا با صداى بلند بگويم: روح حضرت محمد(ص) بزرگ ترين روحى است در ميان بشر كه از بدو پيدايش وى تا امروز شخصيتى همانند او پيدا نشده است, كسى نمى تواند در صحت گفتار من ترديد كند و اگر كسى در اين سخن ترديد نمايد, مى گويم در جهان مردى را نشان دهيد كه به تنهايى در يكى از اين امور موفق شده باشد:
1 ـ ملتى را مانند ملت عرب كه به قبايل مختلف منقسم و دشمن يكديگر بودند, متحد كند;
2 ـ رذايل موروثى ملت را نابود ساخته و آنان را به فضايل بيارايد;
3 ـ عقايد باطل و خرافى را از ميان ملتى بردارد و آنان را به دينى معتقد كند كه تا امروز در عالم, توسعه و انتشار روز افزون داشته و در آينده انتظار آن هست كه بر همه اديان جهان غالب آيد;
4 ـ قانونى براى زندگى و نجات بشر بياورد كه ملت دور افتاده عرب را در سايه آن قانون بر دنيا سيادت دهد.2
به بركت بعثت نبى مكرم اسلام(ص) بود كه علم و دانش عمومى شد و از انحصار شاهزادگان و مؤبدان و درباريان در آمد. حكومتى مبتنى بر عدل و داد و مردم سالارى دينى بر پا شد كه به فرموده قرآن: (لِيَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْط) پيامبران با دليل و برهان و معجزه و كتاب آمدند تا مردم خود به پا خيزند و قسط و عدالت را جارى سازند.
ولايت, تداوم بعثت
پيامبر اكرم با داشتن مقام ولايت و امامت, محتواى بعثت را پياده كرد و با ايجاد عالى ترين شكل حكومت, به بعثت تداوم بخشيد. در خطابه اى كه در حجة الوداع ايراد كرد و حضرت على(ع) را به عنوان جانشين بعد از خود منصوب كرد, حيات مجددى در كالبد بعثت دميد كه پس از امام على(ع) اين حركت به وسيله فرزندان معصومش ادامه يافت تا عصر غيبت كبرى فرا رسيد.
تداوم بعثت تا ظهور حجت
حركت پر بركت بعثت به يارى اهل بيت پيامبر تا عصر غيبت تداوم يافت و هم اكنون نيز به يمن علماى اسلام و مراجع تقليد كه نواب عام آن حضرت مى باشند, همچنان پيش مى رود تا منجى بشريت, موعود ملل, امام زمان(ع)ظهور نمايد و دنيا را از عدل و داد لبريز سازد و احكام روح بخش اسلام را از كران تا كران حاكم قرار دهد.
پيامبر اكرم(ص) فرمود:(اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نماند, خداوند متعال آن روز را به قدرى طولانى خواهد كرد تا مردى از اهل بيت من كه نامش هم نام من و كنيه اش مانند من است, خروج و قيام كند: يَمْلأ ُاللّه بِه الأَرْضَ قِسْطَاً وَ عَدْلاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً.3)
همان گونه كه بعثت پيامبر اكرم در بدترين عصر تحقق يافت, ظهور حضرت حجت(ع) نيز به هنگامى است كه ظلم و جور و يأس و نوميدى جهان را فرا گرفته باشد. در آن زمان از اسلام جز اسمى و از قرآن جز درسى باقى نمى ماند. ابى بصير از امام صادق(ع) نقل مى كند كه فرمود: (به خدا سوگند گويا مى بينم كه بين ركن و مقام, بر كتاب و برنامه جديد از مردم بيعت گرفته و بر ملت عرب سخت مى گيرد. آن گاه فرمود: وَيْلٌ لِطُغاةِ الْعَرَبِ مِنْ شَرٍّ قَدْ اِقْتَرَبَ; واى بر سركشان ملت عرب از شرى كه تحقيقاً به زودى آنان را فرا خواهد گرفت.4)
بعيد نيست پايان حديث, مربوط به سران طاغى عرب همچون صدام ها باشد كه به شرارت آمريكا گرفتار شدند.
اللهم عجل فرجه و اجعلنا من انصاره و اعوانه.

محمد باقر شريعتي سبزواري

پاورقيها:

1ـ نهج البلاغه دشتى, خطبه 89.

 

2 ـ به نقل از : مكتب اسلام, شماره پنجم, سال اول, ص 22.

 

3 ـ سنن ابى داود, ج 4, ص 107; كنز العمال, ج 14, ص 264.

 

4ـ بحار الانوار, ج 52, ص 135; ينابيع الموده, ص 489.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت 14:50  توسط  سید ابراهیم اسکندری  | 

براي وزراء هفت هزار تومان حقوق ماهانه معين كردند

 در اولين جلسه هيئت دولت كه به رياست آقاي رجائي تشكيل شد ايشان بحثي را در مورد ميزان حقوق وزيران به ميان كشيد و پس از تبادل نظر تصميم نهايي خودش را بر مبناي پرداخت ماهيانه هفت هزار تومان حقوق به وزرا اعلام كرد كه اين مبلغ در سطح حقوق يك كارمند متوسط بود. دوستان چيزي نگفتند تا اينكه پس از گذشت چند ماه تدريجاً زمزمه هايي شروع شد كه اين حقوق كفاف زندگي وزرا را كه اكثراً عائله مند بودند و بايد از اين مبلغ اجاره منزل را هم بپردازند نمي كند ، اما به دليل حيائي كه از ايشان داشتند كسي چيزي نمي گفت . برخي از دوستان ترجيح دادند مسئله را به من منتقل كنند آنها مي گفتند حقيقتاً قضيه اينطوري است و نمي رسد.

از آنجا كه ايشان يك فرد منطقي بود، وقتي ديد قضيه تقريباً حالت عمومي به خود گرفته است قبول كرد دو هزار تومان ديگر به حقوق وزرا اضافه كند اين در حالي بود كه در آن زمان سقف حقوق وزرا بيشتر از پانزده هزار تومان بود ولي هدف آقاي رجائي اين بود كه وزراي كابينه اش يك زندگي متوسط در حد همه مردم و كارمندان دولت داشته باشند.

تو بايد بين اين مردم زحمت بكشي و اجر ببري

با توجه به اينكه من مي توانستم در مناطق بالاي شهر مي توانستم مطب خودم را داير كنم ولي ترجيح دادم در منطقه صباي فعلي كه سابق به مفت آباد معروف بود اين كار را بكنم.

آقاي رجائي كه وضع مردم اين محل را به خصوص در سالهاي 1340 به بعد مي دانست كه اكثراً از طبقه سوم جامعه و داراي شغل هاي پايين مثل نفت فروشي ، رفتگري و غالباً فقير بودند به من گفت مطب تو بايد اينجا باشد. در بين اين مردم فقير ، هر چند زحمت مي كشي اجر آن را هم از خدا مي بري . اين توصيه ايشان در حالي بود كه برخي از فاميل مرا به دليل زدن مطب در اين منطقه به شدت ملامت مي كردند.

وزراي كابينه من از سرچشمه انتخاب مي شوند.

دقيقاً بخاطر دارم وقتي بحث انتخاب و معرفي كابينه آقاي رجائي مطرح بود ايشان طي صحبت هايي كه داشتند صريحاً اظهار كردند من تمامي وزيران كابينه ام را از محله سرچشمه انتخاب مي كنم كه البته منظور ايشان اين نبود كه وزرا را از كساني كه در اين ناحيه زندگي مي كنند انتخاب مي كند. بلكه معتقد بود وزرا بايد عمدتاً از نواحي پايين و جنوب شهر انتخاب بشوند و فرهنگ زندگي آنها فرهنگ سرچشمه و ميدان شهدا باشد كه اين در حقيقت اعلام موضع و جهت گيري ارزشي ايشان را به مردم نشان مي داد.

خيال مي كند كسي شبيه من است

در دوران نخست وزيري دائي ام يك روز ايشان كه طبق معمول براي بازديد از خواهرش به خانه ما آمده بود ، وقتي مي خواست برود از يك نانوايي كه در آن محل نان خوبي مي پخت چند نان خريد و به طرف منزلش پياده راه افتاد. من هم كه دوست داشتم لحظات بيشتري را با ايشان باشم به همراهشان حركت كردم تا چهارراه آبسردار با هم رفتيم ، سر پيچ فخرآباد يك ماشين جلوي ما پيچيد ، اندكي توقف كرد و نگاهي سراپا تعجب به آقاي رجائي كه دو نان خريده و پياده راه مي رفت كرد، باورش نمي شد اين همان رجائي نخست وزير است. كسي كه عقب نشسته بود به او گفت : نگاه  كن اين آقاي رجائي است. راننده هم گفت خيال مي كني اين شبيه رجائي است . رجائي كه توي پياده رو راه نمي رود. به دائي ام گفتم در اين رفت و آمدها ممكن است خداي ناكرده شما را ترور كنند. گفت نه از اين جور مسايل كه الان ديدي زياد براي من اتفاق افتاده و من چون بدون برنامه قبلي اين كارها را مي كنم همه خيال مي كنند فردي را كه در خيابان و كوچه و پياده رو مي بينند كسي شبيه من است ، نه خود من ، لذا كاري به كار من ندارند و خطري احساس نمي كنم مگر اينكه مرا از ابتدا كاملاً تعقيب و شناسايي كنند.

ما بايد از اينها درس بگيريم

در يكي از مسافرت هايي كه آقاي رجائي به استان مازندران داشت در مسير خود از ساري به سمت گرگان چشمشان به يك خانه نيمه مخروبه افتاد، به راننده گفت به طرف اين خانه حركت كن، بعد به بقيه همراهان گفت شما برويد من اينجا مقداري كار دارم. پس از اين خودشان به اتفاق سه نفر ديگر از دوستان از ماشين پياده شده و به طرف آن خانه حركت كردند كه پيرزني در آن زندگي مي كرد. آقاي رجائي به ايشان سلام كرد و پرسيد مادر اينجا چكار مي كني و اموراتت چگونه مي گذرد ؟ آن زن پاسخ داد هيچي ، عمر را مي گذرانم و يك آقاسيدي به اينجا مي آيد و مرتب به من كمك مي كند. وقتي آقاي رجائي از او پرسيد چه نيازهايي داري آن پيرزن گفت مگر شما كه هستي كه مي گويي من چه احتياجاتي دارم؟

يكي از همراهان به او گفت ايشان آقاي رجائي نخست وزير هستند. پيرزن تا اين حرف را شنيد گفت خدا خيرش بدهد ، من كه محتاج نيستم شما برويد به ديگراني كه از من محتاج تر هستند كمك كنيد. تا آقاي رجائي اين حرف را از آن پيرزن شنيد اشك در چشمش حلقه زد و گفت برويم، ما بايد از اينها درس بگيريم.

لوستر مجلس را هم جمع كن

در روزهاي اول نخست وزيري ، آقاي رجائي مرا خواست و به من حكمي داد كه طي آن كليه اموال مازاد دولت را شناسايي و از سطح وزارتخانه ، سازمان ها و مراكز دولتي جمع آوري كنم. ايشان به من گفت هر چه اموال لوكس در ادارات و وزارتخانه هاست نظير لوستر ، فرش و غيره همه را جمع كن. ظاهراً امام به ايشان هم تذكري داده بود كه اين كار بشود. ايشان هم اين بخشنامه را كرد. با حكمي كه از او داشتم به تك تك وزارتخانه ها مي رفتم و اموال مازاد و تشريفاتي را جمع مي كردم. ايشان حتي به من گفت اين لوستر بزرگ وسط مجلس را جمع كن .

تمام وسايل تزئيني اتاق را جمع كنيد

وقتي آقاي رجائي مي خواست در دفتر بني صدر مستقر شود و كارش را شروع كند چون اتاق كار بني صدر اتاق خيلي شيك و مجللي بود كه مملو از وسايل تزييني و دكوري بود كه در داخل ويترين هاي شيشه اي قرا داشتند ، تا براي بازديد وضع اتاق ها وارد شدند گفتند بچه ها تمام اينها و هر چه وسايل تزييني است را برداريد و در داخل اين كمدهاي چوبي بگذاريد كه ديده نشوند. تنها چيزي را كه قبول كرد در اتاق كار جديدش بگذاريم يك راديوضبط و چند جلد كتاب بود. ايشان گفت به جز اين ها بقيه چيزها را جمع كنيد و برداريد.

www.tebyan.net

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت 14:49  توسط  سید ابراهیم اسکندری  |