+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1384ساعت 14:32  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
قبل از هر چيز بايد به اين نکته توجه داشته باشيم که جذابيت چيزجـــــدايي از زيبايـي اســـــت
حالا ببينيم چگونه ميشود جذاب بود ظاهري آراسته داشته باشيد : بيشتر سکوت کنيد :
نرم و ملايم سخن بگوييد :
فرد محترمي باشيد :
زياد شوخي نکنيد اما فراوان تبسم کنيد :
قاطعيت يعني جذابيت :
اميال و غرايز خود را کنترل کنيد :
وقتي شما جذاب باشيد داراي قدرت تاثير گذاري بيشتري هستيو و پيشنهادات خوبي از هر سمت به سوي شما روانه مي شود و مي توانيد زندگي بهتري داشته باشيد به امید روزی که همه جذاب باشیم
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1384ساعت 12:2  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
*از خوردن غذاهاي چرب و خام بپرهيزيد و نمك را به شكل كامل از غذاي خود حذف كنيد *با آرامش و در حالي كه نشسته ايد غذا بخوريد . *غذا را آهسته آهسته بجويد زيرا با اين كار زودتر احساس سيري مي كنيد و هواي كمتري -ا مي بلعيد *در هنگام غذا خوردن آب كمتري بنوشيد زيرا مايعات معده را ذيت مي كند وهضم غذا -ا كندتر مي كند اگر احساس تشنگي كرديد بعد از غذا كمي آب بنوشيد *پيش از غذا نه بعد از غذا ميوه بخوريد زيرا ميوه هاي اسيدي سبب تخمير پروتئين و مواد قندي مي شود * به واكنش معده خود به غذاها توجه كنيد و از خوردن غذاهايي كه دستگاه هاضمه شما را ناراحت مي كند بپرهيزيد *برنج كمتر بخوريد *ورزش كنيد : دو پياده روي دوچرخه سواري و ... کاهو *كاهو يكي از سبزيهاي موثر و مفيد است كه علاوه بر خواص درماني مصرف غذايي نيز دارد . خواص كاهو : *برطرف كننده ي تشنگي و محرك اشتهاست *به سبب داشتن سلولز تخليه ي معده را آسان تر مي كند *سرشار از آب و ويتامينهاي آ و ث و ب و ك و يد و كلسيم و آهن و پتاسيم و فسفر و مواد قندي و چربي و مواد معدني است *داراي مس است و مقاومت بدن را در برابر بيماري هاي عفوني بالا مي برد *خاصيت ضد تب روماتيسمي و ضد خونريزي دارد و موثرترين و طبيعي ترين درمان كم خوني است *براي بيماري عصبي و مبتلايان به يرقان و انسداد مجاري كيسه صفرا و افراد داراي كلسترول بالا و متعد چاق شدن بسيار مفيد است .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1384ساعت 11:34  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
بسم الله الرحمن الرحيم ولادت با سعادت سپهسالار عشق پرچمدار كربلا ساقي لب تشنگان كربلا حضرت ابو الفضل العباس عليه السلام و روز جانباز بر تمام شيعيان جهان مبارك باد سپهسالار عشق
نگاهى معرفتآموز به زندگانى سپهسالار كربلا، حضرت ابوالفضل(ع)
زندگانى حضرت ابوالفضل(ع) دائرةالمعارفى است كه چگونه زيستن و آگاهانه رفتن را به ما مىآموزد و فرصت دستيابى به مقام آدميت را هموار مىسازد. در اين نوشتار، از رهگذر تربيت عباس(ع)، پرتوى از فروغ معنويت امام على(ع) و جلوهاى از روشنى ولايت امالبنين(عليها السلام) در پرورش فرزند نصيب انسان مىشود و آينهاى از روشنايى فضايل ابوالفضل(ع) ديدگان آدمى را نورانى مىكند. با هم به مدينه مىرويم تا از كوچههاى بنىهاشم به سراى اميرمؤمنان(ع) پاى دل گذاريم و از آغازين لحظههاى زندگانى پور دلبندش عباس(ع) با او همراه شويم. طلوع ماه در مدينه
زمين مدينه با نيم نگاه خورشيد روشنايى مىگرفت و تابش طلايى آفتاب، جمعه، چهارمين روز شعبان سال 26 هجرى را نورى ديگر مىبخشيد. بلور دلهاى شيفتگان اميرالمؤمنين على(ع) لبريز از شور و عشق شده بود و آغوش كوچههاى بنىهاشم به روى زائران خانه حضرت گشاده مىنمود. چهره علاقهمندان اهل بيت (عليهم السلام) را شبنم شادى فرا گرفته بود و براى ديدار نورسيده مولاى خويش بر يكديگر پيشى مىگرفتند. شور و هلهله خانه على(ع) و «فاطمه كلابيه» را فرا گرفته بود و نگاه همگان به سخاوت لبان مولا بود تا انتخاب نام طفل را نظاره كنند و شيرينى اولين كلام او را بيابند. در اين هنگام گويى مام كودك، امالبنين (عليها السلام) نوزاد را به على(ع) تقديم كرد. امام فرزند دلبند خود را به سينه چسباند، با صدايى آسمانى در گوش راست فرزند اذان و در گوش چپش اقامه گفت تا در گلستان وجود او شاخسار ايمان و عشق به «توحيد» و «نبوت» نمايان شود; تا از بلنداى همتش آبشار شوق به «امامت» جارى شود و تا هميشه ايام در سايهسار «ولايت» سروى سبز باشد. چون نسيم اذان و اقامه بر روان پاك و سپيد طفل وزيد، امام(ع) با واژهاى مهرآفرين و روحافزا، نام فرزند را بيان فرمود: «عباس» يعنى شير بيشه شجاعت و قهرمان ميدان نبرد. دلاورى از شجاعان اسلام و قهرمانى كه در برابر باطل و ستم عبوس و خشمگين است و در مقابل خير و نيكى شادان و متبسم. رواق چشمان اطرافيان را هالهاى از عشق و اميد فرا گرفته بود. فاطمه كلابيه بيش از ديگران از خشنودى امام على(ع) شادمان و خرسند بود. در اين لحظه ، الماس بوسه على(ع) بر بلور وجود طفل نشست و پيكر كوچك عباس با اولين نوازش و عاطفه آشنا شد; اما اين شادمانى لحظاتى بعد با توفان غم درهم پيچيده شد. ناگهان گوهر اشك از ديدگان اميرمؤمنان(ع) بر سينه سيمايش پديدار شد، صداى گريه آن حضرت دلها را مالامال از اندوه ساخت و فرمود: گويا مىبينم اين دستها يوم الطف در كنار نهر فرات در يارى برادرش حسين از بدن جدا خواهد شد. هفتمين روز ميلاد
على(ع) در هفتمين روز ميلاد، فرزند دلبند خود را خواست. طبق سنت پسنديده اسلام، موهاى زيبايش را تراشيد و هم وزن آنها، طلا يا نقره به مستمندان داد. سپس گوسفندى، به عنوان عقيقه، ذبح كرد تا به بركت آن صدقات و اين قربانى پيكر پاك عباس عزيز پا برجا و سالم ماند و ايام زندگانىاش طوباى بركاتى جاودان شود. گفتار امام(ع) و نام حماسى نوزاد دفتر طلايى خاطرات او را در مقابل ديدگان آشنايان مىگشود. از اينرو بر بينش على(ع) آفرين مىگفتند و انتخاب عقيل را مىستودند. آنها از روزى ياد مىكردند كه اميرمؤمنان(ع) برادرش عقيل را طلبيد تا از بلنداى «علم انساب» نگاهى به قبايل مختلف بيفكند، خانوادهاى شجاع را انتخاب كند و انگشت اشاره بر بانويى پاك و عفيفنهد تا فرزندانى دلاور، سرآمد و شيردل به دنيا آورد. پس از مدتى تحقيق و ژرفنگرى، عقيل «فاطمه كلابيه» (امالبنين) را برگزيد. دوران كودكى عباس
در روزهاى كودكى عباس، پدر گرانقدرش چون آيينه معرفت، ايمان، دانايى و كمال در مقابل او قرار داشت و گفتار الهى و رفتار آسمانىاش بر وى تاثير مىنهاد. او از دانش و بينش على(ع) بهره مىبرد. حضرت در باره تكامل و پويايى فرزندش فرمود: ان ولدى العباس زق العلم زقا; همانا فرزندم عباس در كودكى علم آموخت و به سان نوزاد كبوتر، كه از مادرش آب و غذا مىگيرد، از من معارف فرا گرفت. در آغازين روزهايى كه الفاظ بر زبان وى جارى شد، امام(ع) به فرزندش فرمود: بگو يك. عباس گفت: يك حضرت ادامه داد: بگو دو عباس خوددارى كرد و گفت: شرم مىكنم با زبانى كه خدا را به يگانگى خواندهام، دو بگويم. (10) پرورش در آغوش امامت و دامان عصمت، شالودهاى پاك و مبارك براى ايام نوجوانى و جوانى عباس فراهم كرد تا در آينده نخل بلند قامت استقامت و سنگربان حماسه و مردانگى باشد. گاه كه على(ع) با نگاه بصيرتآميز خود آينده عباس را نظاره مىكرد، با لبختدى رضايتآميز، سرشك غم از ديدگان جارى مىكرد و چون همسر مهربانش از علت گريه مىپرسيد، مىفرمود: دستان عباس در راه يارى حسين(ع) قطع خواهد شد. آنگاه از مقام و عظمت پور دلبندش نزد خداوند چنين خبر مىداد: پروردگار متعال دو بال به او خواهد داد تا به سان عمويش جعفر بنابىطالب در بهشت پرواز كند. (11) ايام نوجوانى و جوانى
محبت پدرى گاه على(ع) را بر آن مىداشت تا پاره پيكرش را ببوسد (12) ، ببويد و با آداب و اخلاق اسلامى آشنا سازد. از اينرو لحظهاى عباس را از خود دور نمىساخت. فرزند پاكدل على(ع) در مدت 14 سال و چهل و هفت روز، كه با پدر زيست، هميشه در حرب و محراب و غربت و وطن (13) در كنار او حضور داشت. در ايام دشوار خلافت، لحظهاى از وى جدا نشد (14) و آنگاه كه در سال37 هجرى قمرى جنگ صفين پيش آمد، با آن كه حدود دوازده سال داشت، حماسهاى جاويد آفريد. (15) كنيههاى مهرافروز
ديباچه صفات اخلاقى افراد و فهرست فضايل معنوى انسانها در كنيه آنان نمايان است. عباس(ع) انسانى آسمانى بود كه بلنداى عظمتش كنيههاى بسيارى براى او پديد آورد. «ابوالفضل» مشهورترين كنيه اوست. اين كنيه برخى از صاحبنظران را بر آن داشت تا شعاع چشمگير شخصيت عباس را بستر اين واژه بدانند. ويژگيهاى دوران كودكى و شكوهمندى روحافزاى نوجوانى او نشان از بزرگى مقام وى داشت. بسيارى از فرهيختگان و شعرا بهرهمندى از فضايل فراوان را علت اين لقب دانستهاند. (17) از سوى ديگر، پارهاى از محقان و انديشمندان بهرهمندى از نعمت وجود فرزندى به نام «فضل» را دليل اين كنيه شمردهاند. «ابوالقاسم» كنيهاى ديگر است. مورخان، با ژرفنگرى در واژههاى معرفتآفرين زيارت اربعين، اين كلمه را كنيه آن حضرت دانستهاند. آنجا كه جابر انصارى خطاب به اين رادمرد الهى مىگويد: السلام عليك يا اباالقاسم، السلام عليك يا عباس بنعلى سلام بر تو، اى پدر قاسم; سلام بر تو، اى عباس بنعلى. (18) القاب تابناك
1. قمر بنىهاشم (19) بهرهمندى بسيار عباس از جمال و جلال و سيماى سپيد و زيبا و سيرت سبز و نورانى، زمينهساز اين لقب است. 2. باب الحوائج (20) كريمى از دودمان كريمان كه چون حاجتمندى سوى او روى كند، خواستههايش را برآورده مىسازد. 3. طيار (21) بيانگر مقام و عظمتحضرت عباس(ع) در فضاى عالم قدس و بهشت جاودان است. 4. الشهيد (22) شهادت، كه نشان نمايان ابوالفضل(ع) است و در چهره حيات او درخشندگى بسيار دارد، زمينهساز اين لقب است. 5. سقا (23) دلاورى عباس در صحنههاى حيرتآور آبرسانى به تشنگان، سبب اين لقب شد. 6. عبد صالح (24) لقبى كه حضرت صادق(ع) در زيارت عموى گرانقدرش بدان اشاره دارد: السلام عليك ايها العبد الصالح.» سلام بر تو، اى بنده صالح خدا. 7. سپهسالار صاحب لواء يا سپهسالار لقب بزرگترين شخصيت نظامى است و عباس در روز عاشورا اين لقب را از آن خود ساخت. 8. پرچمدار و علمدار يادآور دلاوى و حفظ لشكر در برابر دشمن است. علمدارى عباس(ع) اين لقب را برايش به ارمغان آورد. 9. ابوقربه (صاحب مشك)، عميد (ياور دين خدا)، سفير (نماينده حجتخدا)، صابر (شكيبا)، محتسب (به حساب خدا گذارنده تلاشها)، مواسى (جانباز و مدافع حق)، مستعجل (تلاشگرى مهربان در برآوردن حاجات ديگران) و ... از ديگر لقبهاى ابوالفضل است. آفتاب آمد دليل آفتاب
كلام معصومان (عليهم السلام) در باره شخصيتحضرت ابوالفضل(ع) طلوعى ديگر از معرفت در آسمان دلها مىآفريند. نخست در محضر دخت آفتاب حضرت زهرا(س) مىنشينيم و از آن هنگام مىگوييم كه در هنگامه قيامت، رسول اكرم اسلام(ص)، على(ع) را مىطلبد و مىفرمايد: نزد فاطمه برو و به او بگو آنچه براى شفاعت [گناهكاران] در اين روز بزرگ فراهم ساخته، حاضر كند. پاك بانوى آفرينش در جواب حضرت مىفرمايد: اى اميرمؤمنان، دو دستبريده پسرم عباس براى مقام شفاعت من كافى است. (25) امام سجاد(ع) در سخنى كوتاه بلنداى عظمت مقام عمويش ابوالفضل(ع) را چنين بيان مىكند: خداوند عمويم عباس بنعلى را رحمت كند; به تحقيق كه ايثار و جانبازى كرد; جنگنمايانى كرد و خود را فداى برادرش ساخت تا دستانش قطع شد. خداوند در برابر اين فداكارى - به سان عمويش جعفر طيار - دو بال به او عنايت كرد تا به يارى آنها همراه فرشتگان در بهشت پرواز كند. همانا عباس نزد خداوند تبارك و تعالى مقامى دارد كه تمامى شهيدان، در روز قيامت، بر او غبطه مىخورند و رسيدن به آن مقام را آرزو مىكنند. (26) امام صادق(ع) در عباراتى روشن و معرفتآموز عمويش عباس بنعلى(ع) را صاحب صفات زير مىشمرد: 1. بصيرت نافذ; 2. بينش عظيم;3. ايمان بسيار و شديد; 4. جهاد در محضر امام حسين(ع); 5. جانبازى و ايثار;6. شهادت در راه امام خود;7. تسليم در برابر جانشين رسول خدا(ص); 8. تصديق امام حسين(ع);9. وفادارى; 10. خيرخواهى امام; 11. تلاش تا آخرين حد و ... (27) در آخرين فراز از اين نوشتار، در تابش آفتاب كلام حضرت مهدى(ع) قرار مىگيريم و با ديدگاه آن حضرت در باره سپهسالار عشق آشنا مىشويم: سلام بر ابوالفضل، عباس، پور اميرمؤمنان(ع); آن كه جان خود را نثار برادرش كرد، دنيا را وسيله آخرت خود قرار داد و فداى برادرش شد. او كه نگهبان بود و بسيار كوشيد تا آب را به لب تشنگان برساند و دو دستش در جهاد فى سبيلالله قطع شد. خداوند قاتلان او يزيد بنرقاد و حكيم بنطفيل طائى را از رحمتخويش دور سازد. (28) پىنوشتها: 1- بطل العلقمى، عبدالواحد المظفر، ج 2، ص6; اعيان الشيعه، سيد محسن امين، (ده جلدى)، ج7، ص429. 2- مولد العباس بنعلى(ع)، محمدعلى الناصرى، ص46; قمرى بنىهاشم، عبدالرزاق المقرم، ص17. 3- العباس بنعلى، ص 25; زندگانى قمر بنىهاشم، ص53 - 54. 4- همان. 5- روز كربلا (عاشورا). 6- خصائص العباسيه، ص119; زندگانى قمر بنىهاشم، ص53. 7- العباس بنعلى، ص 25. 8- برخى از مورخان ازدواج اميرمؤمنان على(ع) با امالبنين را پس از وفات فاطمه زهرا(س) مىدانند و بعضى ديگر معتقدند اين وصلتخجسته پس از ازدواج على(ع) با امامه صورت گرفته است. 9- ثمرات الاعواد، ج 10، ص 105; مولد العباس بنعلى(ع)، ص 62. 10- فرسان الهيجاء، ج 1، ص 190; مستدرك وسائل الشيعه، ج3، ص 815. 11- قمر بنىهاشم، ص19; مولد العباس بنعلى(ع)، ص 60. 12- مولد العباس بنعلى(ع)، ص 60. 13- همان، ص63. 14- بطل العلقمى، ج 2، ص6. 15- وسيلة الدارين، ص269; مولد العباس بنعلى(ع)، ص 64. 16- مولد العباس بنعلى(ع)، ص56; مقاتل الطالبين، ص89. 17- سر السلسله و عمدة الطالب، ص356; العباس، ص 80 - 81. 18- العباس، ص 80; بحارالانوار، ج 101، ص 330. 19- سپهسالار عشق، احمد لقمانى، ص 32. 20- العباس بنعلى(ع)، ص 30. 21- بطل العلقمى، ج 2، ص 108 -109. 22- همان. 23- العباس بنعلى(ع)، ص 35. 24- همان، ص 124. 25- مولود العباس بنعلى(ع)، ص 88. 26- خصال صدوق، ج 1، ص 68; بحارالانوار، ج 22، ص 274. 27- مولد العباس بنعلى(ع)، ص97; العباس بنعلى، ص36 و 42. 28- بطل العلقمى، ج 2، ص 311; مولد العباس بنعلى(ع)، ص 98; العباس بنعلى(ع)، ص 41 و 42.
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم شهریور 1384ساعت 13:56  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم شهریور 1384ساعت 13:46  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
گام اول- از انتقاد بيجا ، سرزنش مداوم و گله و شکايت بپرهيزيد. · گام دوم- در ارزيابیهای خود صادق و بی ريا باشيد.· گام سوم- ديگران را دوست بداريم و به آنها علاقمند شويد.· گام چهارم- خواستههای ديگران را درک کنيد .· گام پنجم- هميشه لبخند را زينت چهره خود کنيد.· گام ششم- به خاطر داشته باشيد نام هر شخصی زيباترين نت موسيقی اوست، پس ديگران را به نام صدا بزنيد و او احساس نزديکی کنيد .· گام هفتم- شنونده خوبی باشيد و ديگران را تشويق کنيد که درباره خودشان و علاقمنديهايشان حرف بزنند .· گام هشتم- در جهت علايق ديگران سخن بگوييد .· گام نهم- اين باور را به ديگران القا کنيد که قدرت زيادی دارند و برای خود کسی هستند و در انجام اين کار نهايت صداقت را داشته باشيد .· گام دهم- هميشه برای اينکه بهترين نتيجه را از بحث مجادله بگيريد، سعی کنيد از شرکت در آن بپرهيزيد .· گام یازدهم - به عقايد ديگران احترام بگذاريد و هرگز عبارت "تو اشتباه می کنی " استفاده نکنيد .· گام دوازدهم- اگر خطايی از شما سرزد، با قاطعيت به آن اعتراف کنيد و اعتماد به نفس داشته باشيد و بدانيد که "انسان جايزالخطاست."· گام سیزدهم- هميشه صحبت های خود را دوستانه آغاز کنيد .· گام چهاردهم- به گونهای رفتار کنيد که هميشه ديگران تاييدتان کنند .· گام پانزدهم- سعی کنيد از راه های مناسبی برای کسب آرامش استفاده کنيد تا ديگران برای شريک شدن در آرامشتان به سوی شما آيند .· گام شانزدهم- اجازه بدهيد هميشه ديگران بيش از شما صحبت کنند .· گام هفدهم- خالصانه به هر اتفاقی از ديد ديگران نگاه کنيد و تک محور نباشيد .· گام هجدهم- باورها و علايق سايرين را همانگونه که هستند بپذيريد چرا که هرکس از ديد خود بهترين است .· گام نوزدهم- همواره به سوی انگيزههای بهتر و قوی تر برويد، تا بهترين باشيد .و بالاخره گام آخر: · همواره باورهايتان را پيش روی خود مجسم کنيد و چالشهای زندگی را با آغوش باز پذيرا شويد تا برای ديگران يک نمونه و الگو باشيد.
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم شهریور 1384ساعت 13:45  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
1- هرگز در خشم دست به عمل نزن .
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 14:21  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
1- روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن! اين روش براي افرادي كه غير از ساديسم ، رگه هايي از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد ميشه! 6- همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين! منبع : www.weblog.gardoon.com
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 12:53  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
اين مطالب در حقيقت خلاصه وچكيده ي كتاب ارزشمندي بنام قورباغه ات را قورت بده است رمز خوشبختي، رضايت، موفقيت بزرگ، احسان خوب، قدرت فردي و كارايي اين است كه عادت كنيد هر روز اولين كاري كه انجام ميدهيد خوردن قورباغه خودتان باشد.
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 12:47  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
چند راهكار مفيد براي تسكين خستگي چشم ناشي از كار با رايانه
در حاليكه ممكن است خستگي چشم ناشي از كار با رايانه تاثير دايمي به روي بينايي نداشته باشد، اما بدون شك مخرب و كاملا نامطلوب و ناخوشايند است. محققان موسسه مايوكلينيك چند راهكار را براي تسكين و كاهش اين خستگي و فشار بر روي چشمها پيشنهاد كردهاند كه عبارتند از: 1- به چشمهايتان استراحت بدهيد؛ در طول روز با تمركز بر روي هر چيز ديگري به جز صفحه رايانه چشمها را در حالت استراحت و آرامش قرار دهيد. 2- محل خود را تغيير دهيد. سعي كنيد هر 2 ساعت يك بار از جاي خود برخاسته و كمي راه برويد. چنانچه امكان دارد براي چند لحظه به پشت دراز كشيده و چشمهايتان را ببنديد. 3- پلك بزنيد. بسياري از كاربران رايانهاي حتي به اندازه كافي پلك نميزنند. اين امر منجر به خشك شدن چشم و مشكلات ديگري ميشود. براي اينكه به دفعات بيشتر پلك بزنيد بايد يك تلاش هوشيارانه داشته باشيد. چنانچه اين امر مؤثر نبود، ميتوانيد از قطرههاي چشم كه نيازي به تجويز پزشكي ندارد، استفاده كنيد. 4- از عينك مناسب استفاده كنيد. اگر از عينك يا لنز استفاده ميكنيد نيز بايد مطمئن شويد كه عدسي آن براي كار با رايانه مناسب است.
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم شهریور 1384ساعت 15:9  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
در آستانه بعثت و ولايت قرار داريم. اين حادثه مبارك به راستى انفجار نور در قلب تاريكى ها و فريادى در خاموشى ها و هشدارى در اوج غفلت ها بود. عظمت و اعجاز اين حركت بزرگ و توفنده را مى توان با مطالعه كارنامه جهان پيش از بعثت به دست آورد.
|
|