|
را ه هاي بدست آوردن آرامش جلوي گريه خود را نگيريد و گهگاهي گريه كنيد. دست كم روزي 15 دقيقه را در سكوت بگذرانيد و به نيازهاي واقعي خود و نيز چيزهايي كه داريد فكركنيد. سكوت عصارهي آرامش است، با زور نميتوان آن را ايجاد كرد، بايد زماني كه فرا رسيد آن را بپذيريد. دست كم روزي يك ساعت، تنها به اتاقي برويد و در را به روي خود ببنديد. افراد آرام به خود ميگويند كه براي تغيير گذشته كاري نميتوان كرد، آنگاه از فكر ادامه زندگي لذت ميبرند. وقتي احساس ميكنيد كه سرتان پر از فكرهاي جور و واجور است و جاي خالي در آن نيست، با قدم زدن، آنها را پاك كنيد. اگر نتوانيد كسي را ببخشيد، افكار خشمگينتان شما را براي هميشه با اين افراد مرتبط خواهد كرد. شاد كردن ديگران، باعث آرامش ميشود. آرامش را از كودكان بياموزيد، ببينيد كه چگونه در همان لحظهاي كه هستند، زندگي ميكنند و لذت ميبرند. از همان كه هستيد راضي باشيد، در اين صورت احساس آرامش بيشتري ميكنيد. هر چه اكسيژن بيشتري به شما برسد، آرامتر خواهيد شد، خوب است در محل كار و زندگي خود گياهي نگه داريد. مهم نيست كه با شما مودبانه برخورد كنند يا نه، برخورد مودبانهي شما، باعث ايجاد آرامي و احساس خوبي در شما خواهد شد. سرعت حركت شما با احساستان رابطهاي مستقيم دارد، آرام راه برويد و حركات بدن خود را آرامتر كنيد، طولي نميكشد كه آرام خواهيد شد. گاهي ميتوانيد براي رسيدن به آرامش، دراز بكشيد، عضلات خود را شل كنيد و به هيچ چيز فكر نكنيد. با حركات آرام و صحبت كردن شمرده، احساس آرامش را به جمع منتقل كنيد. آيا تا به حال فرد آرامي را ديديد كه با صداي بلند صحبت كند؟ با شوخ طبعي به آرامش خود كمك كنيد. راحتي، يكي از عناصر مهم آرامش است، مثل دماي مناسب، صندلي راحت و لباس و كفش راحت. لحظههاي زيباي زندگيتان را بنويسيد و از آنها عكس و فيلم بگيريد، سپس بيشتر وقتها آنها را به ياد آوريد و دربارهشان فكر كنيد و لذت ببريد. هواي دريا، آب شور و صداي امواج، همگي باعث آرامش ميشوند، مسافرت به سواحل دريا را فراموش نكنيد. (پيشنهاد ما به شما سواحل استان گلستان است) تماشاي ماهيها مثل خيره شدن به دريا، در شما ايجاد آرامش ميكند، زيرا ماهيها آرام شنا ميكنند و آرام تنفس ميكنند. آهسته غذا خوردن و جويدن، باعث تجديد قواي فكري و احساس آرامش خواهد شد. براي تأثير بيشتر و رسيدن به آرامش، در خود متمركز شويد و آرام نفس بكشيد. تمرين كنيد كه آرامتر از حد معمول صحبت كنيد، اين كار خود به خود ضربان قلب و تنفستان را كم ميكند و به شما اجازه ميدهد، ذهن و فكرتان را از بسياري مسايل پاك كنيد. اگر به عقايد مذهبي و معنوي پايبند باشيد، به يكي از با افتخارترين روشهاي رسيدن به آرامش خاطر رسيدهايد، آنگاه ميتوانيد بگوييد، الا بذكر الله تطمئن القلوب. اگر از خدا دور افتادهايد، اكنون آشتي است. داشتن يك تكيهگاه معنوي در حد تعادل موجب آرامش ميشود. احساسات و مشكلات خود را به ديگران بگوييد و آرامش بيشتري احساس كنيد. يكي از مهمترين مهارتها در آرام بودن، فكر نكردن به مسايل كوچك است، دومين مهارت، كوچك شمردن تمام مسايل است. شاد كردن ديگران، موجب آرامش ميشود. نميدانيد چه لذتي دارد پول رستوران امشب را با توافق سايرين به يك كارتن خواب هديه دهيد. قدرداني كنيد. ديگران را براي لطف كردن به خود تحت فشار قرار دهيد، لطف كه وظيفه نيست
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم تیر 1384ساعت 18:40  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
انواع مواد مخدر و روانگردان به همراه خطرات آن مصرف مواد مخدر و اعتیاد به آن خطرناکترین پدیده جامعه امروزی بحساب می آید که جز تباهی، نابودی، بیماری، پشیمانی و مرگ چیزی بدنبال نخواهد داشت. نتیجه و عاقبت افرادی که به مصرف مواد مخدر مبادرت می ورزند باید درس عبرتی برای افراد دیگر بخصوص جوانان باشد تا بخاطر شادی ها، خوشی ها و اثرات کاذب زودگذر و تحت تأثیر دوستان ناباب هرگز حتی فکر مصرف آنها را نیز به خود راه ندهند. در این قسمت برای آشنایی بیشتر شما با انواع مواد مخدر و اثرات سوئشان مطالبی آورده شده است که امید می رود با خواندن آن آفتی روشن برای پیشگیری و رهایی قطعی در فرا سوی دیدگاه همه افراد شکل گیرد. به امید روزی که همه جوانان در سایه تلاشرو کوشش و در پناه سلامتی و بدور از هرگونه مواد مخدر و روانگردان به آباد کردن وطن خویش بپردازند . انشاءالله تمامی داروهای مخدر و روانگردان، مغز و نواحی مختلف بدن را تحت تأثیر خود قرار میدهند و تعادل شیمیایی بدن را بر هم میزنند. احساساتی که در پی این گونه مواد در بدن ایجاد میگردند به عوامل زیر بستگی دارد: 1- سن: مواد مخدر در جوانان تأثیر سوء بیشتری دارد بخاطر انکه مغزشان در حال رشد و تکامل است. 2- زمان استعمال 3- خلوص مواد 4- میزان مصرف 5- چگونگی مصرف" تزریق، خوراکی، دود کردن، استنشاق" 6- خلق و خو، سطح سلامتی و شرایط محیطی فرد. مواد روانگردان مواد روانگردان به 4 گروه تقسیم بندی میگردند: 1- STIMULANT " محرکها" : افزایش انرژی، هوشیاری ذهنی و فعالیت جسمانی، کاهش خستگی، سرکوب گرسنگی، افزایش ضربان قبل و فشار خون، مثال: کوکائین و کافئن 2- DEPRESSAN " سرکوبگرها": کاهش انرژی، هوشیاری ذهنی، ضربان قلب، فعالیت جسمانی و سرعت تنفس، کاهش سرعت عکس العمل، خواب آور و القاء حالت رویا، مثال: الکل، مرفین و هروئین. 3- HALLUCINOGENS " توهم زاها" : تغییر و اختلال در خلق و خو، ادراک و حواس بینایی، شنوایی و احساسات، القاء حالت رویا، مثال: ماری جوانا و ال اس دی. 4- NARCOTICS"مخدرها" : القاء بی حسی، کرختی، رخوت و خواب شدید. انواع گیاهان رونگردان OPIUM POPPY " خشخاش" داروهای استخراجی: هروئین، مورفین، کدئین، تریاک. مسکن و ضددرد میباشد. CANNABIS SATIVA " شاهدانه" داروهای استخراجی: TETRAHYDROCANNABINOL که ماده ای مسکن، شل کننده عضلات، خوا ب آور و آنتی بیتویک است. ماری جوانا و حشیش از آن گرفته می شود. حشیش از صمغ گیاه و ماری جوانا از ساقه و برگ آن . COCA از آن کوکائین استخراج میشود که یک الکالوئید بی حس کننده موضعی میباشد. نکته: به تزریق وردی مواد مخدر MAINL INING و به تزریق زیر پوست و عضلات SKIN POPPING میگویند. حشیش ، ماری جوانا و هروئین...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم تیر 1384ساعت 18:24  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
صاحبان علوم گوناگون، تفسيرهاى متنوع و متفاوتى از كمال انسان دارند. هر كسى كمال را در رشته علمى خاص خود مى داند; ولى آخرين سخن را كمال آفرين جهان هستى، خداى سبحان، مى گويد و چه كسى راستگوتر از اوست؟: «و من اصدق من الله قيلا» (3) . در علوم اعتبارى و قراردادى، صاحبان علوم ادبى، كسى را كه در علوم ادبى جامع باشد، «كامل » مى نامند. آنان به كسى كه لغت شناس ماهرودرفن غت سرآمد باشد، «لغوى » و به كسى كه در علم «اعراب » سرآمدباشد«نحوى » و به كسى كه در فن شعر و قافيه و وزن شناسى ماهر باشد،«عروضى » و به كسى كه جامع بين اين رشته ها شده «اديب كامل » مى گويند. در علوم استدلالى، به كسى كه در هندسه، رياضيات و علوم تجربى، طبيعى و منطق سرآمد و ماهر باشد و با جمع اين سه رشته بتواند در معارف الهيه، حقايق را به خوبى استنباط كند، «فيلسوف كامل » و «حكيم » مى گويند; ولى در علوم حقيقى و نزد اهل معرفت، كمال به معناى ديگرى تفسير شده است. مرحوم سيد حيدر آملى، كه از عرفاى بنام اماميه و از معتقدان به ولاى اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) است مى گويد: به كسى كه در علم شريعت، سرآمد و در علم طريقت، داراى كارآيى لازم و در علم حقيقت، صاحب بصر باشد، «شيخ » مى گويند. بنابراين، شيخ، انسان كاملى است كه داراى اين ويژگيهاى ياد شده باشد. البته هر كدام از اين علوم، اصطلاح خاص خود را داراست; در روايات معصومين (عليهم السلام) نيز آمده است كه همه كمال، در امورى، مانند «تفقه در دين » است: «الكمال كل الكمال التفقه في الدين و...» (4) . تفقه در دين، عبارت از دين شناسى و دين باورى است. كسى كه دين شناس نيست يا دين شناس است ولى دين باور نيست، فقيه نيست. «تفقه » در دين به معناى ماهر و ممحض بودن در دين است. -------------------------------------------------------- مبادي اخلاق در قرآن كريم نویسنده: آية الله جوادي آملي
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم تیر 1384ساعت 20:48  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
اين پندنامه پدرى است به مرگ نزديك و به پيروزى زمانه معترف، و زندگى از او روى گردانيده و به
روزگار گردن نهاده و در سراى در گذشتگان آرميده، نكوهشگر دنيا و فردا از آن سراى كوچنده; به فرزندى آرزومند كه به آرزوها دست نخواهد يافت، فرزندى رهسپار راه هلاك شدگان و آماج بيماريها و گروگان روزگاران و هدف مصيبتها و برده دنيا و سوداگر غرور و وامدار فنا و اسير مرگ و همسوگند اندوه و همنشين غم و همنفس آفات و خاكسار شهوات و جانشين رفتگان.
اما بعد: آنچه من از پشت كردن دنيا و سركشى روزگار و روى آوردن آن جهان به خويش دانستم، مرا از آن باز داشت كه جز از خويشتن ياد كنم، جز به كار آن جهان پردازم، و جز غم خويش تيمار دگرى خورم. آنگاه كه همّ خويشتن، مرا از همّ دگران باز داشت و رأى مرا بر اين استوار ساخت كه جز به فكر آن جهان نباشم و تكليف مرا روشن ساخت و بر آنم داشت كه كوشا دست به كارى زنم كه بيهودگى را بر آن راه نباشد و فكرت خويش صادقانه به كار برم. ديدم كه تو پارهاى از من، كه سراسر وجود منى، آنسان كه اگر غمى بر دل تو فرود آيد، گويى بر دل من نشسته و اگر مرگ تو را دريابد، گويى مرا دريافته است، پس ديدم كار تو همچون كار خود من در نظرم بزرگست و كار تو كار منست. از آن رو اين نامه را به تو مىنويسم، به اين اميد كه ـ خواه من براى تو زنده مانم يا از اين جهان در گذرم ـ به آن رفتار كنى و به آن پشتگرم باشى. اى فرزند گرامى! به تو اندرز مىدهم كه از خداى بترسى و ملازم فرمان او باشى و دل به ياد او آبادان كنى و رشته پيوند او نگاهدارى، كه اگر چنين كنى ميان تو با خداى، كدام رشته از آن استوارتر! دل به پند، زندهدار و با دل نبستن به دنيا بميران و به باور نيرومند ساز و به خِرَد بيفروز و به ياد مرگ رام كن و به پذيرفتن فنا وادار و به رنجهاى دنيا بيناساز و از صولت دهر بر حذر دار و از دگرگونيهاى گردش روزان و شبان بيم ده و داستان گذشتگان بر او فروخوان و سرگذشت پيشينيانش يادآر و بر ديار و آثارشان بگذر. پس بنگر كه چه كردند و از كجا بر شدند و به كجا فرود آمدند و در كجا جاى گزيدند. آنگاه بينى كه از دوستان جدا ماندند و به ديار تنهايى فرود آمدند. آنسان كه تو نيز پس از اندك زمان يكى از آنان خواهى بود. پس سراى بپيراى و آخرت به دنيا مفروش و آنچه ندانى مگوى و از آنچه به آن وظيفه ندارى سخن مران و راهى كه از كجى آن بيمناكى، مپوى كه باز ايستادن از بيم سرگردانى، بهتر كه فرو افتادن در ورطه ترس و تباهى. به نيكى فرمان ده تا از نيكان باشى، مردمان را با دست و زبان از كار نكوهيده بازدار و بكوش تا از زشتكاران جدا باشى. در راه خداى آنسان كه سزاوار اوست، پيكار جوى و از سرزنش مردمان باك مدار و به هيچ حال در راه حق از غرقه شدن در سختيها مينديش، دانش دين آموز و در ناگواريها خود را به شكيبايى خوگر ساز، چه نيكو خويى است شكيبايى در راه حق!كار خويش همه به كردگار رها كن و در هر مهمى خود را به خداى بسپار كه پناهگاهى است بس استوار و نگهبانى بس توانا و مدافعى شكست ناپذير. در دعا و خواهش از پروردگار، اخلاص ورز كه بخشش و محرومى به دست اوست. در طلب خير و عافيت از خداى، پافشارى ورز. پند من نيك درياب و جانب آن فرو مگذار و از آن روى مگردان كه بهترين سخن آنست كه سود بخشد. بدان در دانشى كه سودى نباشد، خيرى نيست و علمى كه به حقيقت روى ندارد و به حق راه ننمايد، در آموختن، آن فايدتى نيست. هاناى پسر! چون ديدم روزهاى زندگيم بالا گرفته و سستى تن فزونى يافته است، به وصيت تو شتافتم و از آن پيش كه مرگ تاختن آوَرَد و زبان از گفتنِ سخنِ دل بازماند و انديشه همچون كالبد بفرسايد يا برخى از چيرگيهاى هوس و خواهشهاى نفسانى و فريبندگيهاى دنيا بر دل تو از من پيشى گيرد و تو همچون شترى رمنده و سركش رام نگردى، پارهاى از پندهاى خويش بر تو فروخواندم، چه، دل نوجوانان همانند زمينى است كه تخمى در آن نيفشانده باشند، از اين رو هر دانه در آن افكنند، پذيراى آن باشد و آن را نيك بپروراند، پس زان پيشتر كه ترا دل سخت گردد و خِرَد در بند شود، به تأديب تو برخاستم تا پاىاستوار به عقيدتى روى آرى كه اهل تجربه ترا از طلب و آزمودن آن بىنياز ساختهاند، پس تو از رنج طلب بىنيازى و از تلاش تجربت رسته. اينك آنچه از طلب و تجربه با دشوارى فراهم آوردهايم، رايگان در دست تست و آنچه بسا كه در نظر ما تاريك مىنمود، بر تو روشن گرديده است. اى فرزند گرامى! اگر چه روزگار به درازاى عمر پيشينيان بر من نگذشته است، اما چندان در كار ايشان نگريستهام و در اخبارشان انديشيدهام و در آثارشان سير كردهام كه همچون يكى از آنان شدهام، بلكه چندان بر امورشان آگاهى يافتهام كه گويى با نخستينشان تا پسينشان زيستهام. پس در اين سير و تأمل، كردار پاكيزه را از آلوده باز شناختم، و سود را از زيان دريافتم; آنگاه براى تو زنده هر كار را برگزيدم و زيباى آن را جستم، و ناشايسته آن را يكسو نهادم، و هر جا پدرى مهربان را بايد تا در كار فرزند نيكو بنگرد، نيكو نگريستم و مانند همه پدران مهرانديش كه به كار فرزندان همت مىگمارند، در كار تو همت گماشتم و بارى بر آن شدم تا ترا اينچنين ادب آموزم، چه تو روى به زندگى دارى و جوانى نوخاستهاى ـ با دلى پاك و نهادى صافى ـ و قصد آن كردم كه نخست، كتاب خداى عزوجل به تو آموزم، و تأويل آن كتاب و شرايع اسلام و احكام و حلال و حرام آن به تو باز گويم، و جز اين چيزيت نياموزم، اما از آن ترسيدم كه عقايد و آرا ـ كه مورد اختلاف و اشتباه مردم شده است ـ ترا نيز مشتبه سازد; پس، با همه كراهت كه از گفتن آن داشتم ديدم كه نزد من يادآورى آن، پسنديدهتر از آنست كه ترا در حالى رها كنم كه از فرو افتادن در ورطه هلاك بر تو ايمن نباشم. اميدوارم خداى ترا در راه صواب توفيق عنايت فرمايد و به راه ميانه رهنمونى كند. اينك ترا به پيروى از اين اندرزها سفارش مىكنم:هاناى فرزند! بدان كه بهترين چيز كه از پند من بايد فراگيرى، پرهيزگارى در راه خداى است، و بس كردن به آنچه بر تو واجب گردانيده است، و فرا گرفتن آنچه نياكان نخستين تو و نيكان خاندانت بر آن بودهاند. همانا كه آنان نيز مانند تو از انديشه در كار و درستكارى خويش فروگذار نكردند و از معارف دين هر چه را در اثر تفكر و ژرفانديشى باز شناختند به كار بستند، و از فرا گرفتن هر چه بيرون از وظيفه بود خوددارى كردند. پس اكنون اگر دل تو، به آنچه ايشان به آن عارف شده بودند، بس نكند و در جستجوى حقيقت افزون طلب باشد، بايد كه به نيروى تفكر درست و تأمل و نيكآموزى در پى كسب آن برآيى، نه كه با فرو افتادن در گرداب شبههها و غرقه گشتن در ورطه مجادلهها. پس اگر رأى تو بر اينشد، نخست از خداى مددخواه و براى كسب توفيق به او روى آور، و آشفتگيهاى ترديدزاى كه شخص را به ناباورى و شبهه دراندازد يا گمراه سازد، رها كن. پس آن هنگام كه بيقين دانستى دل صفا يافته و فرمانبردار گشته، و راى كمال پذيرفته و از تفرقه باز آمده، و خاطر در اين كار جمع گرديده و فكر در نقطه مقصود تمركز يافته است، بنگر كه در اين پندنامه كه به توضيح بر تو نوشتهام چه مىگويم. اما اگر آنچه به دل خواهى، فراهم نيامد و فراغ خاطر و فكر جمع ميسر نشد، هشدار كه همچون شترى كه پيش روى نبيند به سر در نيايى، و در ورطه ظلمات كه رهايى از آن بسى دشوار است گرفتار نگردى. آن كس كه راه بروشنى نبيند و امور را در هم آميزد، در طلب دين نيست; و در چنين حال، درنگ بهتر تا كه رفتن. اى فرزند ارجمند! در سخنان من نيكو بينديش، و بدان كه خداوندِ مرگ، خداوندِ زندگى است، و آن كه مىآفريند، هم اوست كه مىميراند، و آن كه نابود مىسازد، هم اوست كه زندگى باز مىگرداند و آن كه به بلا مىآزمايد، هم اوست كه از بلا مىرهاند. اين جهان پاى نگرفت جز به نعمتها و محرومىها و رنجها و پاداشها و كيفرها به روز رستاخيز، و به ديگر مشيتهاى خدا كه بر آن آگاه نيستى، پس اگر از رويدادهاى اين جهان، دانستنِ نكتهاى بر تو دشوار نمايد، از نادانى خويش دان، كه نخستين بار كه آفريده شدى، چيزى از اينهمه بر تو معلوم نبود، سپس بر آن آگاه گرديدى. بسا چيزها كه نمىدانستى و رأيت در آن حيران بود و چشم سرگشته، اما سرانجام به آن عارف شدى، پس به او پناه بر و در پيشگاه او بندگى كن، و به سوى او بگراى، و از او بيم دار كه ترا آفريد و روزى داد و اندامت موزون ساخت. اى فرزند! بدان كه هيچ كس همچون رسول(صلى الله عليه وآله وسلم) از خداى خبر نداد، پس رستگارى خويش را به رهبرى او دلخوش باش. اينك نكتهاى از اندرز به تو فرو نگذاشتم و تو چندان كه بكوشى آنسان كه من به تو بينايم، به خويش بينا نخواهى شد. اى فرزند! بدان كه اگر پروردگار را شريك بودى، آن شريك رسولان خود به سوى تو مىفرستادى، و نشانههاى قدرت و چيرگى او مىديدى، و افعال و صفاتش مىشناختى، اما پروردگار چنان كه ذات خويش را توصيف كرده است، يكتاست و هيچ كس در ملك با او مخالفت نتواند كرد. او جاويدان است و زوال ناپذير، اول است پيش از همه كائنات، بىآنكه او را آغاز و بدايت باشد; و آخر است پس از همه موجودات، بىآنكه او را پايان و نهايت باشد. برتر از آن است كه احاطه دل و ديده، ربوبيت وى را دريابد. اكنون كه اينها دانستى، پس، آنسان كه چون تويى را با آن مايه اندك و ناچيزى جايگاهت و ناتوانى بسيار و نياز فراوان به پروردگار، سِزَد كه كنى، در پى طاعت او باش و از كيفرش بترس و از خشمش بيم دار كه او جز به كار نيكوت فرمان نداد و جز از كردار زشت بازت نداشت. اى فرزند! همانا كه ترا از دنيا و از حال و زوال و انتقال آن آگاه كردم و از آن جهان و از آنچه براى اهل آن در آنجا آماده شده است، خبر دادم، و داستانها بر تو فرو خواندم تا عبرت گيرى و به آن رفتار كنى. داستان آنان كه دنيا را چنانكه بايد بيازمودند، داستان مسافرانى است كه فروكش كردن در منزلى بىبرگ و نوا را خوش نداشته باشند و بر آن شوند تا در سرزمينى پرنعمت و ناحيتى سر سبز فرود آيند، پس دشوارى راه و دورى يار و سختى سفر و ناگوارى خوراك بر خود هموار سازند تا به سراى فراخ و نشستنگاه خود درآيند، از اين رو ناسازيهاى راه را رنجى نمىشمارند و انفاق مال را در آن راه زيانى نمىبينند و چيزى را دوستتر از آن ندارند كه آنان را به سر منزل نزديك سازد و راه قرار گاهشان كوتاه كند. و مَثَل آنان كه به دنيا فريفته شدند، بر مثال گروهى است در منزلى پر نعمت نشسته، كه نخواهند به وادى بىبركت و قحطى زده مقام گيرند، پس چيزى را ناخوشتر و دشوارتر از آن نمىدانند كه رامشسراى خويش رها كنند و ناگهان به آن پايگاه تهى از نعمت فرود آيند. اى فرزند عزيز! خود را و دگران را با يك ترازو بسنج. پس، بر دگران آن پسند كه بر خود مىپسندى، و چيزى را كه بر خود ناروا مىدانى، بر دگران نيز ناروا دان، و آنسان كه نمىخواهى بر تو ستم كنند، بر كسى ستم مكن، و چنانكه از مردمان چشم نيكى دارى نيكى كن، كارى را كه از ديگران زشت مىدانى، از خود نيز زشت دان و رفتارى كه چون با ديگران كنى، خشنود گردى، چون با تو كنند، به آن خشنود باش. آنچه ندانى ـ هر چند اندك دانى ـ مگوى. آنچه نمىپسندى كه درباره تو چنان گويند، درباره ديگران بر زبان مياور. بدان كه خودپسندى خلاف صوابست و آفتِ خِرَد. سختكوش باش و گنجورى دگران مكن، و چون به حقيقت رهنمون شدى ـ چندان كه مىتوان ـ در پيشگاه پروردگار فروتنى ورز. آگاه باش كه راهى در پيش دارى به مسافت دور و به سختى دشوار، و در پيمودن آن راه از كردار پسنديده و توشهاى چندان، كه ترا سبكبار به منزل رساند، بىنياز نيستى، پس خويشتن را گرانبار مساز كه آن، مايه گرانى و ناسازى سرانجام تو گردد، و اگر از تنگدستان كسى يافتى كه توشه ترا تا رستاخيز برگيرد و فردا كه بدان نيازت افتد آن توشه به تو بازگرداند، غنيمت شمار و آن بار بر پشت او نِهْ، و اگر توانى بر آن بيفزاى كه بسا او را بجويى و نيابى. اگر كسى از تو وام خواست و توانگر بودى، غنيمت دان، تا در روزگار تنگدستى آن وام به تو باز گرداند. هشدار كه فرازى دشوارنورد در پيش دارى، كه آنجا سبكبار را حال خوشتر از گرانبار، و دير جنبنده را حال زشتتر از شتابنده. در نشيب آن فراز همانا كه يا به بهشت فرود آيى يا به دوزخ، پس پيش از فرود آمدن، با كردار پسنديده، مايه آسايش و برگ عيش آنجا فرست و سراى، آماده و دلنشين ساز، چه، پس از مرگ نه مىتوان خشنودى خداى فراهم آورد، نه مىتوان به دنيا بازگشت. آگاه باش آن كه گنجينههاى آسمانها و زمين در دست اوست، به تو رخصت دعا داد و اجابت آن را كفالت كرد و ترا بفرمود كه دست نياز به سوى او بردارى تا نيازت برآورد، و از وى طلب رحمت كنى تا بر تو رحمت كند، و ميان تو با خويش هيچكس را حجاب نكرد و ترا به كسى وا نگذاشت تا نزد او از تو شفاعت كند، ازينت باز نداشت كه اگر بد كردى، در توبه كوبى، و در خشم بر تو شتاب نورزيد، و از بازگشت تو به سوى خود سرزنشت نكرد، و آنجا كه سزاوار رسوايى بودى، رسوات نساخت، و قبول توبه بر تو سخت نگرفت، و به سبب گناه با تو مناقشه نكرد و از رحمت خويش نوميدت نفرمود، و درِ توبه بر تو نبست، بلكه توبهات را كارى نيكو دانست، و گناهت را يك، و كار نيكوت را ده به شمار آورد. در توبه و باب طلب خشنودى خويش بر تو گشود. هنگامى كه او را بخوانى نداى تو مىشنود، و چون با او به نهان راز گويى، گفتگوى نهانت مىداند. نياز خود بر او عرضه مىدارى و از حال دل پرده بر مىگيرى و درد دل با او در ميان مىنهى و از غمها شِكْوه مىكنى و ازو غمزدايى مىطلبى و در كارها مدد مىجويى و از گنجينههاى رحمت او، از فزونى زندگى و سلامت تن و فراخى روزى، آن مىخواهى كه هيچكس جز او به بخشيدن آن توانا نيست. آنگاه كليد خزانههاى خود از آنچه طلب آن را رخصت فرموده است، به تو سپرده، تا هرگاه اراده كنى به نيايش درهاى نعمت او بر خويشتن بگشايى و باران احسان او پياپى بر خود ببارانى. پس مباد كه درنگ در اجابت دعا، ترا از رحمت او نااميد گرداند كه همانا عطيه به ميزان نيت است. بسا كه درنگ در اجابت دعا، خواهنده را پاداشى بزرگتر، و آرزومند را بخششى بيشتر باشد. بسا چيزى كه بخواهى و به آن دست نيابى، اما دير يا زود، بهتر از آن نصيبت افتد يا بلايى از تو بگرداند، و بسا كه چيزى طلب كنى كه اگر به آن رسى دينت تباه گردد، پس در پى آن باش كه جمال باقى دارد و گرفتارى آن گريبانگيرت نگردد. مال ترا نپايد و تو مال را نپايى. اى فرزند دلبند! بدان كه ترا بهر آن جهان آفريدهاند نه اين جهان، و براى گذشتن آوردهاند نه نشستن، و براى مرگ، نه جاويد زيستن. تو در سرايى هستى كه خانه كوچ است و توشهاندوزى و جاى ناكامى و گذرگاه آن جهانى. همانا كه مرگ در پى تست و تو طعمه مرگى، و هيچ گريزنده از آن به سلامت نرست، و از دست هيچ جوينده به در نرفت و جوينده ناچار به آن رسيد. پس برحذر باش كه مرگ، آنگاه كه سرگرم گناهى و به خود مىگويى توبه خواهم كرد، به سراغت آيد، و ميان تو با توبه جدايى افكند كه خويشتن به دست خود تباه ساخته باشى. بيان مرگاى فرزند نازنين! بسيار به ياد مرگ باش و به ياد ناگهان تاختن آن، و به ياد آنچه پس از مرگ به آن در مىرسى، تا چون بر تو در آيد با همه نيرو آماده باشى، و چنان كه بايد كمربسته، نه كه ناگهان فرا رسد و بر تو چيره گردد. مباد كه از آرامش و دلبستگى اهل دنيا به دنيا، و از ددمنشى آنان به يكديگر در برابر مردار اين جهان فريفته گردى، كه خداى ترا بر فريب دنيا آگاه گردانيده، دنيا نيز حال فناى خويش بر تو فرو خوانده و ناسازيهاى خود بر تو آشكار ساخته است. دنياپرستان سگانى خروشانند، و درندگانى با شره جوشان. گروهى بر گروهى ديگر ـ بىموجبى ـ زوزه خشمآلود مىكشند، و توانمندان، ناتوان را در هم مىشكنند، و بزرگان بر خردگان چيرگى مىكنند. دستهاى چون شترانى در بند، و دستهاى ديگر رها، با خِرَدى گمراه، رهسپار راه بىنشان، بسان شترانى چالاك و بىمهار در سنگلاخى آواره، نه چوپانى كه از بيراهه بازشان دارد، نه چرانندهاى كه به چراشان گمارد. دنيا در كورهراه رهنوردشان ساخته و چشمشان از نور رستگارى پوشانيده است، از اين رو، در شوريدگيهاى اين جهان سرگشتهاند و در نعمتهاى آن غرقه، دنيا آنان را به بازى گرفته و شيفته خود ساخته و با آنان به لعبت بازى پرداخته است، و آن لعبتگان نيز دنيا را بازيچه خود ساختهاند و فراى دنيا، همهچيز از ياد ستردهاند. توفيق طلبباش تا تيرگى يكسو شود و پرده ظلمت بدرد، گويى هودجها فرا مىرسند، زودا كه شتابندگان گرمرو به آن پيوندند!اى پسر گرامى! بدان آن كس كه بر راهوار شب و روز سوار است، رهنورد است، اگر چه بر جاى ايستاده، و در راه است، اگر چه به فراغ آرميده. در محضر عارفان نویسنده: باد كوبه اي واصف
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم تیر 1384ساعت 20:36  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا بقیةالله اجرک الله السلام علیک یا سیده نساء العا لمین السلام علیک یا والدة الحجج علی الناس اجمعین السلام علیک ایتها المظلومة الممنوعة حقها.....اللهم صل علی امَتِک وابنته نبیک و زوجة وصیّ نبیک صلوة تزلفها فوق زلفی عبادک المکرمین من اهل السموات و اهل الارضین. اللهم العن قاتلیک و ظالمیک یا فاطمةالزهراء
يا اهل العالم گنـه مادر سـادات چه بود ؟
يا زهرا هنوز صداي ناله ات از مدينه دلها به گوش ميرسد و بقيع احساسمان از بوي غربت تو پُر مي شود . هنوز هر غروب ، سرخي خونت را در شفق ديدگان اشكبار شيعيانت نظاره گريم . هنوز با ديدن فرزندانت ، عشق به كوثر در جانمان مي جوشد و خاطره غربت يتيمانت ، سادات شهر مدينه حسنين (ع) و زينبين (س) برايمان تداعي مي شود. سیدالتما س دعا
+ نوشته شده در شنبه هجدهم تیر 1384ساعت 20:5  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
خطبه فدكيه نماد حقانيت مكتب اهل بيت(ع)
خطبه فدكيه كه به خطبه لمه نيز شهرت دارد يكي از مهمترين متون شيعي است كه به دليل مقطع زماني ايراد آن، محتواي آن و شخصيت والاي ايرادكننده آن آوازه اي بلند يافته است. موضوع اصلي اين خطبه، نقد تصميم خليفه براي بازداشتن آن حضرت از مزرعه فدك و دفاع از حقانيت خود در اين زمينه است، اما اين خطبه هم در زمان ايراد و در زمانهاي بعد همواره دلالتي فراتر از درخواست فدك داشته است. گرچه در جزييات اين خطبه در متون روائي گوناگون، اختلافهايي به چشم مي خورد كه امري كاملا طبيعي است، هيچ ابهامي در اعتبار و حجيت اين خطبه وجود ندارد. نخستين منابع مكتوبي كه به نقل اين خطبه پرداخته اند به نيمه قرن دوم هجري اختصاص دارند. اين مقطع زماني نقطه شروع تدوين منابع روائي است و پديدآمدن كتابي مستقل با نام خطبه الزهراء در اين دوره خود به تنهايي نشان اهميت و جايگاه اين خطبه است. همچنين منابعي همچون بلاغات النساء تاليف ابوالفضل احمدبن أبي طاهر معروف به ابن طيفور (280ق) و كتاب السقيفه و فدك تاليف احمدبن عبدالعزيز جوهري(323ق) هر دو از علماي اهل سنت و كتابهاي من لايحضره الفقيه و علل الشرائع هر دو تاليف شيخ صدوق (381ق) تمام يا بخشهايي از اين خطبه را ذكر كرده اند. پژوهشهاي روائي و رجالي نشان مي دهد كه اين خطبه از سوي 92 راوي با 25طريق مختلف ذكر شده است. اگر تنها در محدوده زماني نيمه قرن اول هجري تا نيمه قرن چهارم هجري سلسله راويان اين خطبه در يازده طبقه دسته بندي شده اند، در طبقه نخست راويان چهره هاي برجسته اي همچون سيدالشهداء امام حسين عليه السلام و زينب كبري سلام ا...عليها و نيز عايشه همسر پيامبر و عبداله بن عباس به چشم مي خورد. اين خطبه همچنان از سوي ائمه بزرگوار امام سجاد عليه السلام، امام باقرعليه السلام و امام صادق عليه السلام نيز نقل شده است. از سوي ديگر در هيچ يك از دوره هاي تاريخ اسلام نقل اين خطبه در منابع روايي و تاريخ متروك نمانده و از منابع باقي مانده قرن سوم بدين سو همواره شاهد نقل اين خطبه هستيم. آنچه گذشت مهمترين و پذيرفته ترين دليل اعتبار و حجيت خطبه براساس معيارهاي متعارف حديث شناسي است. در بررسيهاي قديم و معاصر، هيچ شبهه جدي درباره سنديت و اعتبار اين خطه به چشم نمي خورد، اما شايد با ريزبيني در متون و منابع بتوان دو اشكال بر سنديت خطبه را بازشناخت: يكي شبهه ساخته و پرداخته ابوالعيناء بودن خطبه و ديگر قابل قبول نبودن نقل خطبه از سوي زيدبن علي بن حسين بن علي بن ابي طالب. شبهه نخست، همان شبهه قديم است كه ابن ابي طيفور در كتابي به نام المنظوم و المنثور به آن اشاره كرده است. وي در گفتگو با يكي از راويان اين خطبه، مي گويد اينان مي پندارند كه اين خطبه از نظر بلاغت به سخنان ابوالعيناء مي ماند و ساخته و پرداخته اوست. وي اين پنداركنندگان را نام نمي برد ولي ترديد زيادي وجود ندارد كه مراد وي گروهي از مخالفان شيعيان و معتقدان به طبيعي بودن سير حوادث صدر اسلام است. روايت كننده خطبه در پاسخ به وي مي گويد بزرگان شيعه را ديده ام كه از ديرباز اين خطبه را نقل كرده اند و آن را به فرزندان خويش مي آموختند و در بين خود به بررسي و يا درس دادن آن پرداخته اند و اينها پيش از تولد پدربزرگ ابوالعيناء بوده است. ابن ابي طيفور به اين سخن نقد نمي زند و عملاً اين پاسخ را مي پذيرد، گرچه كلمه يزعمون (مي پندارند) به هنگام نقل شبهه نيز از اعتقاد او به وارد نبودن اين اشكال و شبهه حكايت مي كند. اين راوي ترديد در صحت انتساب اين خطبه به حضرت زهرا سلام الله عليها را ناشي از عداوت نسبت به اهل بيت عليهم السلام مي داند. يعني نخستين نقل كننده اين شبهه خود پاسخ متقني در نقد و رد آن هم ايراد كرده است. اين شبهه باتوجه به نمونه هاي موجود از بلاغت خانواده پيامبر در سخن گفتن نيز تاب دوام ندارد و بليغ و مسجع سخن گفتن زهراي مرضيه سلام الله عليها كاملاً طبيعي مي نمايد. شبهه ديگر هم كه باز به نقل ابن ابي طيفور برمي گردد اين است كه وي خطبه را از زيدبن علي بن حسين بن علي بن ابي طالب نقل مي كند و حال آن كه زيد به سال 122ق. به شهادت رسيد و ابي طيفور تازه در سال 204 ق. به دنبال آمده است و به هيچ روي نمي توان ملاقات بين اين دو را پذيرفت. اين شبهه نيز ناشي از خلط بين زيد شهيد با زيد بن علي بن حسين بن زيد العلوي است. بعلاوه طريق نقل خطبه منحصر به اين طريق نيست و خطبه از 24 طريق ديگر هم نقل شده است.
افزون بر اين نكات، ادله زير نيز استواري سند خطبه را تأكيد مي نمايد: ¤ بررسي سياق و محتواي دروني خطبه (نقد دروني) و مشاهده تناسب آن با سخنان منقول از معصومان عليهم السلام و ديگر سخنان حضرت زهرا سلام الله عليها. ¤ نقل فراوان آن در گذشته و حال در منابع اهل سنت. شارح بزرگ نهج البلاغه ابن ابي الحديد نيز به هنگام نقل خطبه تصريح مي كند كه من بر رويه خود همه اخبار فدك( و از جمله خطبه حضرت زهراء سلام الله عليها) را از اخبار و سيره هاي منقول از زبان اهل حديث و كتاب هاي آنها نقل مي كنم و نه از كتب و رجال شيعه . اربلي به هنگام نقل خطبه در كشف الغمه چنين مي گويد: و قد اوردها المؤالف و المخالف . ¤ ذكر خطبه در كتاب شافي سيدمرتضي علم الهدي (436 ق.). باتوجه به اين كه سيدمرتضي به نقل اخبار آحاد كه قائل به حجيت آنها نيست نمي پردازد، نقل خطبه از سوي او به مفهوم اين است كه وي خطبه را در زمره اخبار آحاد نمي داند. ¤ منحصر بودن شبهه به شبهه ذكر شده در بلاغات النساء و نقد آن از سوي مؤلف و عدم پيگيري اين شبهه از سوي ديگر راويان. جايگاه اين خطبه در فرهنگ شيعي را مي توان از ميزان و نوع اهتمام عالمان شيعه به اين خطبه دريافت. ذيلاً به سه نكته در اين زمينه اشاره مي شود: .1 اختصاص درصدي قابل توجه از آثار مربوط به حضرت زهرا سلام الله عليها به خطبه فدكيه. در يك بررسي آماري مي توان به اين نتيجه رسيد كه حدود 11 درصد از منابعي كه پيرامون شخصيت حضرت زهرا سلام الله عليها نگارش يافته است، ضمن نقل تمام يا بخشي از اين خطبه به بررسي و تحليل و استنتاج از اين خطبه پرداخته اند . بررسي نموداري پراكندگي اين منابع در قرون مختلف هجري نشان مي دهد كه پس از قرنهاي چهارم و پنجم، توجه به اين خطبه به طور نسبي كاهش يافته و در قرنهاي يازدهم به اين سو همواره توجه به آن افزايش يافته است. به گونه اي كه در قرن چهاردهم هجري اين خطبه در 45 كتاب مورد بررسي قرارگرفته است و در دهه هاي نخستين قرن پانزدهم نيز تاكنون حداقل 55 كتاب پيرامون حضرت زهرا، سلام ا...عليها تمام يا بخشهايي از مباحث خود را به اين خطبه اختصاص داده اند. اين مساله معلول حوادث مختلفي است كه اين مختصر مجالي مناسب براي پرداختن به آن نيست. اين گزارش كوتاه آماري جايگاه خطبه را نزد شيعيان نشان مي دهد. 2- ژرفا يافتن و همه جانبه نگرشدن نگاه به خطبه وجه ديگر توجه به اين خطبه، نزد شيعيان تحليل هايي است كه به ويژه در دهه هاي اخير پيرامون اين خطبه صورت بسته است. در اغلب موارد اين تحليل ها صبغه تاريخي دارد. با اين همه، گاه به اين خطبه به عنوان يك متن كلامي نگريسته شده و آموزه هاي معرفتي و هستي شناختي آن مورد توجه قرارگرفته و گاه وجه فقهي و وجه مرتبط با فلسفه احكام آن نظر پژوهشگران را به خود جلب كرده است و گاه وجه ادبي آن موضوع تحقيق و بررسي قرارگرفته است. متن اين خطبه به نظم نيز درآمده است و شعرايي صاحب نام همچون شيخ كاظم ارزي نيز بخش هايي از آن را به نظم كشيده اند. در اين ميان، شاهد افزايش آثاري هستيم كه در نگاهي همه جانبه نگر سعي كرده اند به همه اين وجوه توجه نمايند . نگاهي به اين گونه بررسي ها پيرامون خطبه نشان مي دهد كه هرچه زمان مي گذرد توجه به وجوه مختلف خطبه و نيز ژرفاي بررسي ها بيشتر مي شود. 3- نماد حقانيت مكتب اهل بيت عليهم السلام بودن خطبه. بي ترديد حضرت زهرا سلام ا...عليها كه در اين خطبه از حق خود براي دردست داشتن فدك سخن مي گفت، تنها به يك مزرعه و درآمدهاي ناشي از آن توجه نداشت و فدك را بسان نماد حق از دست رفته، و دستيابي به فدك را به مثابه نشان دادن ضرورت تلاش براي بازگرداندن مسير جامعه اسلامي به همان مسير ترسيم شده از سوي حضرت ختمي مرتبت مطالبه مي كرد. اين مشي از سوي ديگر معصومان عليهم السلام هم پي گرفته شده است . خطبه فدكيه نيز فراتر از يك خطبه بليغ ايراد شده از سوي دخت معصوم پيامبر، به يكي از نمادهاي تشيع در طول تاريخ بدل شده است و جوهره نگاه شيعيان به اين خطبه را همين مساله تشكيل مي دهد.
جمع بندي تحليل اين خطبه بازتابي از نيازها و درك تحليلگران از حوادث پيرامون خود است و باتوجه به تحولات عميقي كه پديد آمده است بازنگري در فهم اين خطبه ضروري است. اگر روزي از اين خطبه تنها براي اثبات حقانيت تشيع در مقابل مخالفان خود بهره گرفته مي شد اينك كه منازعات فرقه اي از سوي انديشه ورزاني سترگ مانند امام خميني رحمت ا...عليه و رهبر معظم انقلاب نكوهيده شده است، بايد رويكرد ما در فهم و تفسير خطبه برجسته ساختن آموزه هايي باشد كه بتواند نيازهاي فكري نسل امروز را اعم از شيعه و سني و حتي اعم از مسلمان و غيرمسلمان برطرف سازد. با وجود تحولات عميق و ستودني كه در سالهاي اخير در سازمان صداوسيما پديد آمد يك نكته همواره خاطر علاقمندان راه و انديشه امام را مي آزرد و آن رخنه تدريجي عوام زدگي و عرف گرايي و خرافه پردازي در شناساندن اسلام و باورها و چهره هاي شيعي است. هر دركي از آموزه هاي اساسي شيعي كه آن را در حد منازعات فرقه اي فرو بكاهد دركي برخلاف مقتضاي آموزه هاي منيع و والا و جهاني شيعي است. دكتر محسن الويري
پي نوشتها: - در مقدمه اين خطبه چنين آمده است: هنه لما هجمع ابوبكر و عمر علي منع فاطمه بنت رسول الله فدكا و بلغ فاطمه لائت خمارها علي رهسها و اشتملت بجلبابها و هقبلت في لمه من حفدتها.(يا: و جائت في لمه من نسائها). به اين دليل اين خطبه را خطبه اللمه نيز ناميده اند. لمه به معناي اعوان و خدم و حشم است.
--مزرعه اي بالنسبه بزرگ و آباد در 130كيلومتري شمال مدينه كه ساكنان آن به دنبال فتح خيبر خود تسليم پيامبر شدند و لذا اين سرزمين به عنوان غنيمت بين مسلمانان توزيع نشد و به ملكيت پيامبر درآمد و پيامبر نيز به دنبال نزول آيه و آت ذي القربي حقه آن را به فاطمه الزهراء بخشيد. - فراهم آمده از سوي ابومخنف لوط بن يحيي ازدي (الذريعه، ج7، ص203) - آذربادگان، حسينعلي. اسناد و منابع مكتوب خطبه فدك. علوم حديث، شماره 26، صص65-69 - همان - براي شرح احوال و آثار او ر.ك دائره المعارف بزرگ اسلامي، ج2، صص672-.676
- ابوالعيناء (282ق.) شاعر و اديب پرآوازه هم عصر ابن ابي طيفور و متولد اهواز و مورد توجه خلفاي عباسي بود. وي از علاقمندان اهل بيت و ائمه اطهار عليهم السلام بود و امام يازدهم عليه السلام به وي عنايت داشت. (دائره المعارف بزرگ اسلامي، ج6، صص88-90)
- ابن هبي طيفور، بلاغات النساء، صص29-.30
- مانند خطبه هاي اميرالمومنين علي عليه السلام، خطبه هاي زينب كبري سلام الله عليها در كوفه و شام و خطبه امام سجاد عليه السلام در شام.
- شهيدي، سيدجعفر، زندگاني فاطمه زهراء عليها السلام،صص124-.126
- شهيدي، زندگاني فاطمه زهراء عليها السلام، ص124، به نقل از قاموس الرجال تهليف علامه شوشتري، ج4، ص.259
- ابن هبي الحديد، شرح نهج البلاغه، تحقيق: محمدابوالفضل ابراهيم، داراحياءالكتب العربيه، ج16، ص210
- اربلي، كشف الغمه،
- حسيني زنجاني، سيدعزالدين، شرح خطبه حضرت زهراء عليها السلام، ص.21
- اين آمار از كتاب فاطمه عليها السلام در آئينه كتاب استخراج شده است. (انصاري زنجاني، اسماعيل، فاطمه عليها السلام در آئينه كتاب، از 1159 كتاب معرفي شده در اين كتاب - جز12 كتاب كه درباره شهر فاطيما در پرتغال است- 147 كتاب ديگر درباره شخصيت حضرت زهراء سلام الله عليهاست كه از ميان 126 كتاب يا مستقلاً پيرامون فدك است و يا داراي مباحثي قابل توجه پيرامون اين خطبه است.
--شاكري، حسين، فاطمه الزهراء، وي اهم مباحث خطبه (282-283) كه نوزده محور را برشمرده است (شاكري، صص282-283). و نيز: حسيني زنجاني، سيدعزالدين، شرح خطبه حضرت زهرا(س) - از جمله مي توان به گفتگوي امام كاظم عليه السلام با هارون اشاره كرد كه طي آن، امام حدود فدك را تمام سرزمين اسلامي اعلام كرد.
+ نوشته شده در شنبه هجدهم تیر 1384ساعت 19:52  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
دكتر علي شريعتي، سخنراني معروفي دارد كه بين همگان با عنوان ”فاطمه فاطمه است” شهرت دارد. وي اين سخنراني رادر روز شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) انجام داده است «امروز سوم جماديالثاني است. سال يازدهم هجرت، سال وفات پدر. كودكانش را يكايك بوسيد: حسن، هفت ساله، حسين، شش ساله، زينب، پنج ساله و ام كلثوم سه ساله. و اينك لحظهي وداع با علي! چه دشوار است. اكنون علي بايد در دنيا بماند. سي سال ديگر! فرستاد “ام رافع” بيايد، وي خدمتكار پيغمبر بود. از او خواست كه: - اي كنيز خدا، بر من آب بريز تا خود را شستوشو دهم. با دقت و آرامش شگفتي، غسل كرد و سپس جامههاي نويي را كه پس از مرگ پدر كنار افكنده بود و سياه پوشيده بود، پوشيد، گويي از عزاي پدر بيرون آمده است و اكنون به ديدار او ميرود. به ام رافع گفت: ـ بستر مرا در وسط اتاق بگستران. آرام و سبكبار بر بستر خفت، رو به قبله كرد، در انتظار ماند. لحظهاي گذشت و لحظاتي ... ناگهان از خانه شيون برخاست. پلكهايش را فروبست و چشمهايش را به روي محبوبش ـ كه در انتظار او بود ـ گشود. شمعي از آتش و رنج، در خانه علي خاموش شد و علي تنها ماند. با كودكانش. از علي خواسته بود تا او را شب دفن كنند، گورش را كسي نشناسد، آن دو شيخ از جنازهاش تشييع نكنند و علي چنين كرد. اما كسي نميداند كه چگونه؟ و هنوز نميداند كجا؟ در خانهاش؟ يا در بقيع؟ معلوم نيست. و كجاي بقيع؟ معلوم نيست. آنچه معلوم است، رنج علي است، امشب، بر گور فاطمه. مدينه در دهان شب فرو رفته است، مسلمانان همه خفتهاند. سكوت مرموز شب گوش به گفتوگوي آرام علي دارد. و علي كه سخت تنها مانده است، هم در شهر و هم در خانه، بيپيغمبر، بيفاطمه همچون كوهي از درد، بر سر خاك فاطمه نشسته است. ساعتها است. شب ـ خاموش و غمگين ـ زمزمهي درد او را گوش ميدهد، بقيع آرام و خوشبخت و مدينه بيوفا و بدبخت، سكوت كردهاند، قبرهاي بيدار و خانههاي خفته ميشنوند. نسيم نيمه شب كلماتي را كه به سختي از جان علي برميآيد، از سر گور فاطمه به خانه خاموش پيغمبر ميبرد: ـ “بر تو، از من و از دخترت ـ كه در جوارت فرود آمد و به شتاب به تو پيوست، سلام ای رسول خدا“. ـ “از سرگذشت عزيز تو ـ اي رسول خدا ـ شكيبايي من كاست و چالاكي من به ضعف گراييد. اما، در پي سهمگيني فراق تو و سختي مصيبت تو، مرا اكنون جاي شكيب هست. “من تو را در شكافته گورت خواباندم و در ميانه حلقوم و سينه من جان دادي، “انا لله و انا اليه راجعون”. وديعه را بازگرداندند و گروگان را بگرفتند، اما اندوه من ابدي است و اما شبم بيخواب، تا آنگاه كه خدا خانهاي را كه تو در آن نشيمن داري، برايم برگزيند. هماكنون دخترت تو را خبر خواهد كرد كه قوم تو بر ستمكاري در حق او همداستان شدند. به اصرار از او همه چيز را بپرس و سرگذشت را از او خبر گير. اينها همه شد، با اين كه از عهد تو ديري نگذشته است و ياد تو از خاطر نرفته است. بر هر دوي شما سلام. سلام وداع كننندهاي كه نه خشمگين است، نه ملول. لحظهاي سكوت نمود، خستگي يك عمر رنج را ناگهان در جانش احساس كرد. گويي با هر يك از اين كلمات، كه از عمق جانش كنده ميشد ـ قطعهاي از هستياش را از دست داده است. درمانده و بيچاره بر جا مانده؛ نميدانست چه كند؛ بماند؟ بازگردد؟ چگونه فاطمه را، اينجا، تنها بگذارد، چگونه تنها به خانه برگردد؟ شهر، گويي ديوي است كه در ظلمت زشت شب كمين كرده است. با هزاران توطئه و خيانت و بيشرمي انتظار او را ميكشد. و چگونه بماند؟ كودكان؟ مردم؟ حقيقت؟ مسؤوليتهايي كه تنها چشم به راه اويند و رسالت سنگيني كه بر آن پيمان بسته است؟ درد چندان سهمگين است كه روح تواناي او را بيچاره كرده است. نميتواند تصميم بگيرد، ترديد جانش را آزار ميدهد، برود؟ بماند؟ احساس ميكند كه از هر دو كار عاجز است، نميداند كه چه خواهد كرد؟ به فاطمه توضيح ميدهد: “اگر از پيش تو بروم، نه از آن رو است كه از ماندن نزد تو ملول گشتهام، و اگر همين جا ماندم، نه از آن رو است كه به وعدهاي كه خدا به مردم صبور داده است بدگمان شدهام”. آنگاه برخاست، ايستاد، به خانه پيغمبر رو كرد، با حالتي كه در احساس نميگنجيد، گويي ميخواست به او بگويد كه اين “وديعهي عزيز”ي را كه به من سپردهاي، اكنون به سوي تو بازميگردانم، سخنش را بشنو. از او بخواه، به اصرار بخواه تا برايت همه چيز را بگويد، تا آنچه را پس از تو ديد يكايك برايت برشمارد. فاطمه اينچنين زيست و اينچنين مرد و پس از مرگش زندگي ديگري را در تاريخ آغاز كرد. در چهره همه ستمديدگان ـ كه بعدها در تاريخ اسلام بسيار شدند ـ هالهاي از فاطمه پيدا بود. غصب شدگان، پايمال شدگان و همه قربانيان زور و فريب نام فاطمه را شعار خويش داشتند. ياد فاطمه، با عشقها و عاطفهها و ايمانهاي شگفت زنان و مرداني كه در طول تاريخ اسلام براي آزادي و عدالت ميجنگيدند، در توالي قرون، پرورش مييافت و در زير تازيانههاي بيرحم و خونين خلافتهاي جور و حكومتهای بيداد و غصب، رشد مييافت و همه دلهاي مجروح را لبريز ميساخت. اين است كه همه جا در تاريخ ملتهاي مسلمان و تودههاي محروم در امت اسلامي، فاطمه منبع الهام آزادي و حقخواهي و عدالتطلبي و مبارزه با ستم و قساوت و تبعيض بوده است. از شخصيت فاطمه سخن گفتن بسيار دشوار است. فاطمه، يك “زن” بود، آنچنان كه اسلام ميخواهد كه زن باشد. تصوير سيماي او را پيامبر خود رسم كرده بود و او را در كورههاي سختي و فقر و مبارزه و آموزشهاي عميق و شگفت انساني خويش پرورده و ناب ساخته بود. وي در همهي ابعاد گوناگون “زن بودن” نمونه شده بود. مظهر يك “دختر”، در برابر پدرش. مظهر يك “همسر” در برابر شويش. مظهر يك “مادر” در برابر فرزندانش. مظهر يك “زن مبارز و مسؤول” در برابر زمانش و سرنوشت جامعهاش. وي خود يك “امام” است، يعني يك نمونهي مثالي، يك تيپ ايدهآل براي زن، يك “اسوه”، يك “شاهد” براي هر زني كه ميخواهد “شدن خويش” را خود انتخاب كند. او با طفوليت شگفتش، با مبارزهي مدامش در دو جبههي خارجي و داخلي، در خانهی پدرش، خانهي همسرش، در جامعهاش، در انديشه و رفتار و زندگيش، “چگونه بودن” را به زن پاسخ ميداد. نميدانم چه بگويم؟ بسيار گفتم و بسيار ناگفته ماند. در ميان همه جلوههاي خيره كننده روح بزرگ فاطمه، آنچه بيشتر از همه براي من شگفتانگيز است اين است كه فاطمه همسفر و همگام و همپرواز روح عظيم علی است. او در كنار علي تنها يك همسر نبود، كه علي پس از او همسراني ديگر نيز داشت. علي در او به ديده يك دوست، يك آشناي دردها و آرمانهاي بزرگش مينگريست و انيس خلوت بيكرانه و اسرارآميزش و همدم تنهاييهايش. اين است كه علي هم او را به گونه ديگري مينگرد و هم فرزندان او را. پس از فاطمه، علي همسراني ميگيرد و از آنان فرزنداني مييابد. اما از همان آغاز، فرزندان خويش را كه از فاطمه بودند با فرزندان ديگرش جدا ميكند. اينان را “بنيعلي” ميخواند و آنان را “بنيفاطمه”. شگفتا، در برابر پدر، آن هم علي، نسبت فرزند به مادر و پيغمبر نيز ديديم كه او را به گونهي ديگر ميبيند. از همهي دخترانش تنها به او سخت ميگيرد، از همه تنها به او تكيه ميكند. او را ـ در خردسالي ـ مخاطب دعوت بزرگ خويش ميگيرد. نميدانم از او چه بگويم؟ چگونه بگويم؟ خواستم از “بوسوئه” تقليد كنم، خطيب نامور فرانسه كه روزي در مجلسي با حضور لويي، از “مريم” سخن ميگفت. گفت: هزار و هفتصد سال است كه همه سخنوران عالم درباره مريم داد سخن دادهاند. هزار و هفتصد سال است كه همه فيلسوفان و متفكران ملتها در شرق و غرب، ارزشهاي مريم را بيان كردهاند. هزار و هفتصد سال است كه شاعران جهان در ستايش مريم همه ذوق و قدرت خلاقهشان را به كار گرفتهاند. هزار و هفتصد سال است كه همه هنرمندان، چهرهنگاران، پيكرسازان بشر، در نشان دادن سيما و حالات مريم هنرمنديهاي اعجازگر كردهاند. اما مجموعه گفتهها و انديشهها و كوششها و هنرمنديهاي همه در طول اين قرنهاي بسيار، به اندازه اين كلمه نتوانستهاند عظمتهاي مريم را بازگويند كه: “مريم، مادر عيسي است”. و من خواستم با چنين شيوهاي از فاطمه بگويم. باز درماندم: خواستم بگويم، فاطمه [س] دختر خديجه[س]ي بزرگ است. ديدم فاطمه نيست. خواستم بگويم، كه فاطمه دختر محمد [ص] است. ديدم كه فاطمه نيست. خواستم بگويم، كه فاطمه همسر علي [ع] است. ديدم كه فاطمه نيست. خواستم بگويم، كه فاطمه مادر حسين [ع] است. ديدم كه فاطمه نيست. خواستم بگويم، كه فاطمه مادر زينب [س] است. باز ديدم كه فاطمه نيست. نه، اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست. فاطمه، فاطمه است».
+ نوشته شده در شنبه هجدهم تیر 1384ساعت 19:49  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا بقیةالله اجرک الله السلام علیک یا سیده نساء العا لمین السلام علیک یا والدة الحجج علی الناس اجمعین السلام علیک ایتها المظلومة الممنوعة حقها.....اللهم صل علی امَتِک وابنته نبیک و زوجة وصیّ نبیک صلوة تزلفها فوق زلفی عبادک المکرمین من اهل السموات و اهل الارضین. اللهم العن قاتلیک و ظالمیک یا فاطمةالزهراء
يا اهل العالم گنـه مادر سـادات چه بود ؟
يا زهرا هنوز صداي ناله ات از مدينه دلها به گوش ميرسد و بقيع احساسمان از بوي غربت تو پُر مي شود . هنوز هر غروب ، سرخي خونت را در شفق ديدگان اشكبار شيعيانت نظاره گريم . هنوز با ديدن فرزندانت ، عشق به كوثر در جانمان مي جوشد و خاطره غربت يتيمانت ، سادات شهر مدينه حسنين (ع) و زينبين (س) برايمان تداعي مي شود. سیدالتما س دعا
+ نوشته شده در جمعه هفدهم تیر 1384ساعت 10:4  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
مقدمه
بررسی و شناخت پدیده های فیزیکی و روابط بین آنها بدون توجه به مفاهیم و درک شهودی از فضا و زمان جندان مانوس به نظر نمی رسد. مفهوم و درک فضا و زمان نیز مانند سایر کمیت های فیزیکی روندی پویا دارد و در طول تاریخ دستخوش تغییرات زایدی شده است. بویژه بعد از نسبیت مفاهیم فضا و زمان و درک بشر از آنها دچار تغییر زیادی شده است. البته در اینجا نمی خواهیم مسئله ی فضا-زمان را مورد بررسی قرار دهیم، تنها هدفمان از ارائه ی این فصل این است که زمینه ی آشنایی با نگرش فلسفی و علمی نسبت به فضا و زمان فراهم گردد تا بعد ازبیان نسبیت فضا-زمان مورد بررسی قرار گیرد. همجنین این مطالب قبل از قوانین نیوتن آورده شده است تا زمینه ی مطرح شدن دیدگاه منطقی نیوتن نسبت به فضا و زمان مطلق فراهم گردد
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم تیر 1384ساعت 13:7  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
طريقي ساده براي دل به دست آوردن
چرا بعضي وقتها در برخورد با بعضي كساني كه آنها را نمي شناسيم اما با اين وجود نوعي احساس نزديكي و آشنايي با آنان داريم؟ اعمال بلندتر از كلمات صحبت مي كنند و يك لبخند ميگويد: من دوستت دارم ، تو مرا خوشحال ميكني ، از ملاقاتت خوشحالم لبخند غير صميمي و ساختگي چطور؟ خير ، اين نوع لبخند اثري ندارد و كسي فريب آن را نميخورد.ما به ساختگي بودن آن پي ميبريم ودر نتيجه ناراحت ميشويم.ما در اينجا از لبخند واقعي ، لبخندي كه در دل شور و هيجان ايجاد ميكند ، لبخندي كه از درون سرچشمه ميگيرد ، آن نوع لبخندي كه دربازار به قيمت خوب خريده ميشود ، صحبت ميكنيم. يكي از ويژگي ما انسانها اين است كه ناخود آگاه از هويت واقعي احساسات طرف مقابل با خبر مي شويم ممكن است اين وضعيت براي شما هم بوجود آمده باشد ، كه وقتي كاري را با تفريح و ميل خود انجام مي دهيد هم از آن لذت برده و هم اينكه در كار خود موفق هستيد به نظر من اين عقيده قديمي كه كار سخت تنها كليدي است كه دروازه آرزوها و خواسته هاي ما را باز ميكند ، زياد درست نيست . خود من افرادي را مي شناسم كه موفق شده اند، چون در هنگام انجام وظايف به آنها خيلي خوش مي گذشت . بعدا همين افراد را ملاقات كردم كه كار خود چون يك وظيفه انجام ميدادند. در نتيجه آن كار لطفش را از دست داد و ملالت آور شد ، وچون ديگر از انجام آن لذت نميبردند موفقيتي به دست نياورده و با شكست روبه رو شدند به شما در موقع ملاقات افراد وقتي خوش ميگذرد كه به آنها هم در موقع ملاقات با شما خوش بگذرد تمايلي به لبخند زدن نداريد؟ در اينصورت به اين كار بايد اقدام كنيد: اول اينكه خود را مجبور كنيد كه لبخند بزنيد و يا پيش خود آوازي شاد را زمزمه كرده و يا اينكه با مزه ترين جكي كه تا به حال شنيده ايد را پيش خود مرور كنيد. طوري رفتار كنيد كه گوئي هم اكنون خوشبخت و خوشحاليد. اين كار باعث خواهد شد واقعا احساس خوشبختي و خوشحالي كنيد. پروفسور ويليام جيمز اين معني را با عبارات زير بيان كرده است: به نظر ميرسد عمل به دنبال احساسات مي آيد ، ولي در واقع عمل و احساسات با هم توأمند . با تنظيم عمل كه تحت كنترل و اراده ماست ميتواتنيم احساسات را كه تحت كنترل و اراده ما نيست ، تنظيم و كنترل كنيم . به اين ترتيب چنانچه گشاده رويي خود را از دست داديم . تنها راه براي بازيابي آن ، آن است كه با گشاده رويي بنشينيم و طوري عمل كنيم و يا صحبت كنيم كه گويي خوشبختي در همان جاست كه ما هستيم همه كس در جهان در جستجوي خوشبختي است وبراي پيدا كردن آن فقط يك راه مطمئن وجود دارد. و آن كنترل افكارخوشبختي است. خوشبختي به شرايط خارجي بستگي ندارد آنچه شما را خوشبخت و يا بدبخت ميكند آن نيست كه شما چه ايد يا چه داريد يا كيستيد و يا چه مي كنيد.بلكه طرز تفكر شماست. مثلا ممكن است دو نفر در يك جا باشندو يك كار را انجام دهند و هر دو مبلغ مساوي پول و اعتبار داشته باشند. با اين وجود يكي احساس خوشبختي كند و ديگري احساس بدبختي. چرا ؟ به خاطر تفاوت سليقه آنها در طرز تفكر. من در بين كارگران افغاني كه در گرماي طاقت فرساي تابستان عرق ميريخته اند همان قدر چهره هاي خندان و بشاش ديده ام كه در خيابان جردن مي بينم. شكسپير مي گويد : هيچ چيز نيك يا بد نيست ، ولي شيوه تفكر ما امور را نيك و يا بد جلوه مي دهد در يك كتاب در مورد سخنان بزرگان و مشاهير گفته اي از ابراهام لينكلن خواندم ، او ميگفت : اغلب افراد به همان اندازه احساس خوشبختي ميكنند كه تصميم گرفته اند خوشبخت باشند. او واقعا راست ميگفت . اخيرا نمونه عالي از اين حقيقت را مشاهده كردم . روي پلكان يكي از مراكز بهزيستي در حدود 30 تا 40 كودك معلول با عصا و ويلچير ايستاده بودند و از پله ها بالا ميرفتند. يك پسر را مجبور بودند بغل كرده و بالا ببرند. من از شادي و خنده آنها در تعجب بودم و اين موضوع را با زني كه به عنوان مربي بچه ها را همراهي ميكرد در ميان گذاشتم. او در جواب گفت : زماني كه بچه آگاه ميشود تمام عمر معلول خواهد بود اول خيلي وحشت مي كند. ولي بعد از آنكه بر وحشت خود غلبه كرد تسليم ميگردد و از آن به بعد بيشتر از پسرهاي سالم احساس خوشبختي ميكند. من از اين كودكان درسي را ياد گرفتم كه تا آخر عمر فراموش نميكنم نصيحتي حكيمانه زير را كه از آلبرت هوبارد است بخوانيد ولي به خاطر داشته باشيد مطالعه آن نفعي به شما نخواهد رساند مگر اينكه آن را به كار ببنديد هر موقع از خانه خارج ميشويد سر را بالا نگه داريد و نفس عميق بكشيد و پرتو هاي خورشيد را به خود جذب نماييد و با تبسم و لبخند دوستان و آشنايان خود را ملاقات كنيد و چون دست ميدهيد در آن روح بدميد . از اينكه مورد سوء تفاهم واقع ميگرديد وحشت نكنيد وحتي يك دقيقه در مورد دشمنان خود فكر نكنيد. در ذهن خود اين انديشه را متمركز كنيد كه چه ميل داريد انجام بدهيد و سپس بدون اينكه جهت سير خود را عوض كنيد مستقيما به طرف هدف برويد. توجه خود را درباره كارها مهم و درخشاني كه دوست داريد انجام دهيد متمركز كنيد و آنگاه در حيني كه ايام ميگذرد به طور ناخود آگاه متوجه خواهيد شد كه داريد از فرصتهايي كه براي برآوردن آرزوهاي شما لازم است استفاده مينماييد. در ذهن خود آن فرد قابل و با حرارت و مفيدي كه دوست داريد باشيد را مجسم كنيد. درنتيجه در هر لحظه اي كه يك چنين انديشه اي از خاطر ميگذرانيد اثر مي كند در تبديل شما به آن شخصيت دلخواهي كه آرزو داريد باشيد ... فكر از هر چيز برتر و بر همه چيز حاكم است.سعي كنيد روش صحيح تفكر را در خود پرورش دهيد ، يعني سعي كنيد شما را به سوي شجاعت رك گويي و گشاده رويي سوق دهد درست فكر كردن به منزله خلق كردن است. هر چيز با خواستن به دست مي آيد و اگر دعايي از ته قلب باشد بي جواب نخواهد ماند. ما همچنان ميشويم كه تمايلات قلبي ما حكم ميكند. چانه را فرو ببريد و سر را بالا نگه داريد زيرا ما خداياني هستيم كوچك چيني هاي باستان مردماني عاقل بودند، زيرا روش زندگي كه آنها تعليم ميدادندبسيار حكيمانه است. آنها ضرب المثلي دارند كه من وشما بايد ان را با آب طلا نوشته و روي ديوار نصب كنيم ! و آن ضرب المثل اين است : مردي كه لبخند بر چهره ندارد نبايد دكان باز كند در پايان مطالب امروز گفته هاي فرانك ايرونيك فلچر در مورد تبسم را برايتان نقل ميكنم ارزش يك لبخند در روز عيد لبخند خرجي ندارد ولي چيزهاي بسياري را ميآفريند لبخند بدون اينكه دهنده اش را فقير كند ، گيرنده اش را ثروتمند ميكند لبخند يك لحظه بيشتر پايدار نيست ولي گاه خاطره اش تا ابد باقي مي ماند هيچ كس آنقدر غني نيست كه بدون آن بتواند به سر برد و هيچ كس آنقدر فقير نيست كه از منافع آن برخوردار نگردد لبخند در خانه خوشبختي ايجاد ميكند ودر تجارت حسن نيت زيرا نشانه دوستي و رفاقت است لبخند خستكي را برطرف و افراد مأيوس را اميدوار ميكند لبخند اشعه افتاب است براي افسردگان و بهترين پادزهر طبيعي است براي ناراحتي با اين وجود تبسم را نه ميتوان خريد و نه ميتوان گدايي كرد و نه ميتوان دزديد زيرا لبخند يك كالاي زميني نيست مگر وقتيكه عطا شود و اگر با كسي برخورد ميكنيد كه شايد آنقدر خسته باشد كه نتواند به شما لبخند بزند خود شما تبسمي به آنان ارزاني داريد. زيرا هيچ كس به اندازه كسي كه لبخندي بر لب ندارد ، احتياج به لبخند ندارد بنابراين اگر ميخواهيد مردم شما را دوست بدارند اصل دوم اين است لبخند بزنيد
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم تیر 1384ساعت 12:55  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
از زمان بچگي تا بحال بسيار شنيده ايد كه "ميوه" و "سبزيجات" زياد بخوريد و از غـذاهـاي چـرب و قـنـدي خودداري كنيد. اكنون 50 درصد از مرگ و ميرها بدليل امراض قلبي-عروقي نـاشـي از عـادتـهـاي نـادرسـت غذايي مي باشد. در زير 10 ماده غذايي مفيد را شرح مي دهيم: 10 ماده غذايي مناسب 1- سيب زميني شيرين. سرشار از كاراتنوئيد، ويتامين C ، پتاسيم و فيبرهاي غذايي. 2- نان سبوس دار. اين نوع نان نسبت به نوع سفيدش داراي ويـتـامينها و مواد معدني بيشتري است. 3- گل كلم. منبع غني كاراتنوئيد، ويتامين C و اسيد فوليك. 4- هندوانه. مملو از ويتامين C و كاراتنوئيد. 5- لوبيا. سرشار از پروتئين، آهن، اسيد فوليك و فيبرهاي غذايي، چربي بسيار كم. 6- گرمك و طالبي. يك چهارم از هريك مي تواند ويتامين A و C مورد نياز بدن در روز را تامين كند. 7- اسفناج و كلم پيچ. داراي كلسيم، ويتامين C، كاراتنوئيد و فيبرهاي غذايي فراوان. 8- پرتقال. حاوي ويتامين C، اسيد فوليك، پتاسيم و فيبرهاي غذايي. 9-آرد جـوي دوسر. داراي فـيـبرهاي غـذايـي قابـل حل بسيار مفيد براي كاهش و تعديل كلسترول 10- شير 1 درصد چربي. منبعي بسيار غني از پروتئين با چربي و كلسترول كم. مواد غذايي مضر 1- روغنهاي جامد. افزايش كلسترول، ايجاد بيماريهاي قلبي-عروقي 2- قند، شيره و نوشابه. افزايش قند و كلسترول خون 3- مواد نشاسته دار مانند ماكاروني. 4- گوشت قرمز با چربي زياد. 5- مواد لبني پرچرب.
چند سؤال و جواب غذايي تا حال در مورد خطرات جويدن آدامس يا تاثـيـر گرم كـردن غذا در مايكوويـو و يا صـحـيـح بودن مـصـرف كربـوهيدراتــها پيش از ورزش فكر كرده ايد؟ به همگي اين سوالات دراين قسمت پاسخ مي دهيم. آيا مايكرو ويو در خاصيت مواد غذايي تاثير مي گذارد؟ براي اين سوال هنوز جوابي قطعي پيدا نشده و بستگي دارد كـه شـمـا چـه كسـي را قبـول داشـته باشـيـد چـون تحقيقـات مبني بر هر دو پاسخ "مثبت"و"منفي" انـجــام گرفته است. برخي ادعا ميكنند كه مايكرو ويو خطرناكترين اختراع بشر است چون مواد غذايي را به موادي سرطان زا تبديل مي كند. گروهي ديگر مانند موسسه FDA، بر اين بـاورنـد كه پـخت و پـز غذا در مايكرو ويو، ارزش غذايي را بيشتر از پختن غذا بصورت سنتي كاهش نداده و حتي مي تواند ويتامين ها و مواد معدني زيادتري را حفظ كند چرا كه غذا در مايكرو ويـو سريعتر پخته شده و نيازي به افزودن آب هنگام طبخ غذا نمي باشد. ظاهرا" حرارت زياد و افزودن آب، مهمترين عامل در تخريـب ارزش و خاصيت مواد غذايي قلمداد مي گردد. با اينكه به تحقيقات بيشري در اين زمينه نياز است، برخي مطالعات نشان داده كه پخت غذا در مايكرو ويو باعث كاهش ويتاوين B12 در مواد غذايي ميگردد. آيا جويدن آدامس مضر است؟ بستگي دارد. اگر آدامس حاوي قند باشد، ميتواند منـجـر بـه خـراب شـدن دنـدانها شود چون باكتري عامل فساد ميناي دندان در قند بيشتر ايجاد شده و رشد مي كند. از طرف ديگر جويدن آدامس بدون قند مي تواند در غياب مسواك به تمـيـز نگـاه داشـتن دنـدانـها كمك كند زيرا باعث توليد بزاق در دهان ميگردد. بزاق دهان قدرتـمندترين محافظ طبيعي بدن در برابر رشد و نمو باكتريهاي مضر محسوب مي شود. بعلاوه جويدن آدامـس باعث نرم شدن خرده هاي غذا در لابلاي دندانها و در نتيجه تميزتر شـدن آنها ميـگردد ولـي با اين حال جويدن آدامس هيچگاه جاي مسواك زدن را نمي گيرد. جويدن بيش از حد آدامـس ممـكن اسـت باعـث ايـجاد مشـكلاتي در ناحـيه فك و آرواره شود. تحقيقات نشان داده كه 65 درصد از كساني كه دچار فرسودگي مفاصل در آرواره خود هستند، زياد آدامس مصرف نموده اند. جويدن آدامس همچنين باعث تحـريك غـدد تـرشح آنزيمهاي گوارشي ميگردد. برخي از پزشكان معتقدند كه اين عمل باعث مي شود كه معده بيش از حد اسيد ترشح كرده و باعث ايجاد زخم معده گردد. بعضي ديگر بر اين باورنـد كـه چـون بـزاق ايجاد شده بدليل جويدن آدامس، باعث خنثي شدن اسيد اضافي ميگردد، امراض قلـبـي عـروقـي كاهش خواهند يافت. الكتروليتها چيستند و چه اهميتي دارند؟ به يونهاي نمكي در اصطلاح علمي "الكتروليت" اطلاق مي گردد. يونها،مولكولهاي باردار الكتريكي هستند. بدن انسان مملو از اين يونـها مي باشد كه بيشترين آنها عبارتند از: يونهاي سديم، پتاسيم، كلريدها و منيزيم. الكتروليتها بويژه در بافتهاي عصبي، عضلاني و قلبـي داراي اهـميت مـي باشـنـد چـون باعث حفظ ولتاژ الكتريكي در سراسر سلولهاي بدن و در نتيجه باعث انتقال محركـهاي الكتريكي در تمامي بخشها ميگردند. غلظت الكتروليتها توسط كليه تنظيم مـي شـونـد اما برخي از فعاليتها مانند ورزشهاي سنگين موجب كاهش الكتروليتها از طريـق عــرق ميشود. بنابراين خوردن نوشيدني هاي حاوي كلريد پتاسيم و سديم بعد از فعاليتـهـاي سنگين ورزشي بسيار مناسب خواهد بود. آيا ماء الشعير براي قلب مفيد است؟ بله. در يك تحقيق علـمي توسط متخصصان قلب مشخص گرديده كه ماده فلاونوئيد در ماء الشعير به وفور يافت ميشود. فلاونوئيدها آنتي اكسيدانهاي بسيار قوي مي باشند كه احتمال تشكيل لخته خوني را در شريانها كاهش مي دهند. نوشيدن يك يا دوليوان ( و نه بيشتر) ماء الشـعـير مـي تواند تا حد زيادي از سكته هاي قلبي و مغزي جلوگيري كند. آيا مصرف كربوهيدراتها قبل از ورزش صحيح است؟ فعالـيـتـهاي ورزشـي باعـث رهـا سازي انسولين و كاهش ناگهاني قند خون و در نتيجه كارايي فرد مي گردد. تحقيقات نـشـان داده كه مـصرف 70 گرم كربوهيدرات (مواد قندي) يك ساعت پيش از تمرين، گلوكز از دست رفته ناشـي از آزادسـازي انـسولـيـن را جبران خواهد كرد. در يك آزمون مشخص گرديد كه مصرف كـربوهـيـدراتـهـا در بـرخـي از افـراد باعـث افزايـش كارائي شده و در برخي ديگر تاثيري دربر نـداشـت ولــي درهــر صـورت نـتـيـجـه مـنـفـي مشاهده نگرديد. آيا خوردن پودرهاي پروتئين پيش از خواب مناسب است؟ قطعا"، اما نه هرنوع پروتئيني. بيشتر پوردهاي پروتئيني حاوي كربوهيداتها و پروتئينهاي سهل الهضم مي باشند كه هر دو مضر هستند. خواب كارآمدترين زمان براي بازيافت عضلاني محسوب مي گردد بنابراين مصرف پروتئين هنگام خواب مفيد خواهدبود اما چون پروتئين موجود در اكثر پودرها بسـرعت جذب بدن ميشوند، پروتئين زيادي براي عضلات باقي نخواهدماند.آنچه كه شما لازم داريد تركيبي از پروتئينهاي داراي نرخ جذب متفاوت است تا پروتئين مـورد نـياز جهت بازپروري عضلات تامين گردد. همچنين سعي كنيد كه پودرهايي انتخاب كنيد كه داراي كربوهيدرات كم باشند چرا كه قسمت زيادي از اين مواد هنگام خواب تبديل به چربي خواهد شد. بيشتر بدانيد واضح و روشن است كه وقتي صحبت از "خوب خوردن" به ميان مي آيد، صحـبتـهاي ضد و نقيضي گفته ميشود. آنچه كه هر فردي لازم است بـداند اين است كه نتايج مطالعات هميشه قطعي نيستند و فقط گفتگوهايي بين دانشمندان بشمار ميروند. هرگاه نتيجه يك تحقيـق بازگـو شـد، لازم اسـت از خـودتان بپرسيد " كي گفته؟" و "چـه كسي از آن حمايت و پشتيباني مي كند؟". در جامـعـه افـراد زيـادي وجـود دارنـد كــه به دليل سودجوئي سعي در گمراه كردن شما دارند. اين سلامتي شما است، پس مراقب باشيد كه گفته هر كسي را باور نكنيد
9 عادت اشتباه در تغذيه در دنـياي اينترنـت پـرسـرعـت، ماشـيـن هاي خـودپــرداز، اتومبيل هاي تند رو و غذاهـاي حـاضـري، وقـت گـذاشـتـن براي حفظ عادتهاي سالم و مناسب غذايي دشـوار بنـظرميرسد. غذاخوردن كه پيش ازاين يك اولويت مهم محسوب ميشد، به موضوعي جنبي تبديل گشته است كه توجه زيـادي به آن نشده و معمولا در لابه لاي كارهاي روزانه ديگر گنجانده مي شود. گذشته از اين، برخي از عادتهاي غذايي كه بتصور شـما موجب كاهش وزن مي گردند، در واقع ممكن است منجر به افزايش وزن شوند. خوشبختـانه ترك عادتهاي غذايي غلط آسـان بـوده و وقـت زيادي نمي گيرد و موجب خواهد شد تا از زندگي سالم تر و اندامي متناسب تر برخوردار شده و از غذا خوردن بيشتر لذت ببريد. برخي از اين عادت هاي نادرست بشرح زير مي باشند: 1- نخوردن صبحانه اشكال چيست؟ نخوردن صبحانه يك اشتباه بزرگ محسوب ميشود. صبحانه سالم نه تنها باعث افزايش انرژي و بازشدن فكر و ذهـن ميـگردد، بـلـكه مـوجب انتخاب و مصرف مناسب وعده هاي غذايي ديگر در ادامه روز توسط شما خواهد شد. همچنين خوردن صبحانه ممكن است به شـما در مـصـرف كمتر كالري در ادامه روز كمك نمايد. يك تحقيق دانشگاهي نشان داده كه مصرف مقدار كالري مشخص در ابتداي روز اثر سير كنندگي بيشتري نسبت بمصرف همان مقدار كالـري در ساعتهاي ديرتر خواهد داشت كه اين امر موجب كاهش مجموع كالري مصرفي در روز مي گردد. راه حل خوردن صبحانه مناسب احتمال بكارگيـري عـادتهاي نادرسـت غـذايـي را در وعـده هـاي ديگر كاهش ميدهد. صبحانه را كامل صرف نـمايـيـد. از مـواد لـبني كم چرب، تخم مرغ و نانهاي سبوس دار استفاده كنيد. 2- غذا خورن پيش از خواب اشكال چيست؟ اگر ميخواهيد روياهاي شيرين ببينيد، پيش از خواب از غذا خوردن دوري كنـيـد. با اينكه نتايج قطعي مبني بر افزايش وزن بر اثر خـوردن غذا پيـش از خواب وجود ندارد، پرخوري، مصرف غذاهاي ادويه دار و چرب، يـك تا سـه سـاعت پيش از وقت خواب منجر به كاهش كيـفيت و مدت خواب و مـوجـب كـسـالـت، خـستـگـي و كـوفــتــگي در روز بــعد خواهــد شد.خوردن غذاهاي چرب پيش از خواب سبب كند شدن تخليه معده و تشديد سوءهاضمه و مصرف غذاهاي ادويه دار منتهي به صـدمات و سـوزشـهاي قلـبي و نـيز سوء هاضمه خواهد شد. راه حل سعي كنيد حداقل 4 ساعت قبل از خواب اقدام به خـوردن غذا نـموده و چنانچه پيش از خواب احساس گرسنگي كرديد مقداري ميوه جات تازه مصرف نماييد. 3- پرخوري اشكال چيست؟ شـايد اگـر پرخوريهاي رايج مربوط به سبزيجات ميشد، متخصصان تغذيه مشكلي با اين نوع خوردن پيدا نميكردند، اما متاسـفـانـه پرخـوري مـعـمـولا" در مـورد غـذاهـاي چـرب و نشاسه دار نـمودار ميشود. زياده روي در ايـن نـوع مـواد غـذايي منجر به افزايش وزن و نارضايتي شده و جنبه اجتماعي خوشايندي به دنبال نخواهد داشت. راه حل وعده هاي غذايي خود را بجاي 3 وعده پرحجم، به 5 يا 6 وعـده كـم حـجـم تـر تـقـسـيم كنيد. خوردن غذاهاي سالم و كم حجم حاوي كربوهيدراتهاي كمپلكس و پروتئين درطول روز نه تنها اشتهاي شما را كنترل مي كند، بلكه احتمال پرخوري را نيـز كـاهـش خواهـد داد.تعدد وعده هاي غذايي همچنين باعث سوزانده شدن مقدار بيشتري كالري ميگردد چرا كه متابوليسم بدن همواره به فعاليت مي پردازد. 4- گرسنه ماندن اشكال چيست؟ برخلاف تصور، گرسنه ماندن باعث ميشود وزن بدن بدليل ذخيره سازي چربـي افزايـش يابد. هنگاميكه براي مدتي طولاني غذا نمي خوريد، بدن شما بدليل مـحروم مـانـدن از مواد غذايي دچار آشفتگي ميگردد و در انتها هنگاميكه دوباره شروع به خوردن ميكنيد، بدن شما گمان ميكند كه بايد كالري مصرفي را بچربي تبديل نمايد چون نميداند چـقدر طول مي كشد كه دوباره غذا بخوريد. بنابراين چربيها با شما باقي ميمانند. راه حل اگر هدفتان از گرسنگي كشيدن كاهش وزن است بايد در برنامه رژيمي خود تجديد نظر نماييد. بجاي گرسنگي يك برنامه مناسب ورزشي براي خود تعيين نموده و بـيشـتـر بـه باشگاه برويد.از ميوه جات، سبزي جات، حبوبات، گوشتهاي كم چرب و ماهي استفاده كنيد. سعي كنيد چهار يا پنج بار در هفته طبق يك برنامه منظم ورزش نـمايـيـد. بهترين روش كاهش وزن تمرينات مرتب و رژيم غذايي مناسب است و نه محـروم كـردن بـدن از مواد غذايي مورد نياز آنهم به مدت طولاني. 5- انجام كاري ديگر بهمراه غذا خوردن اشكال چيست؟ نه تنها پرداختن به كاري ديگر همزمان با غذا خـوردن مـوجب ريـخت و پـاش آن در اطراف شما مي شود، منجر بـه پـرخوري و در نتيجه افزايش وزن نيز خـواهد شـد. اگـر هنـگام تماشاي تـلوزيـون، صـحبـت بـا تـلفـن و يا بـازي ويـدئـويي مشــغول غـذا خـوردن شويد، اين عوامل خارجي پرت كننده حواس باعث ميشوند شـما توجه كمتري به گـرسنـگي و نشانه هاي سيرشدن كه بيان كننده كافي بودن مقدارغذا و احساس سيري ميباشند، بنماييد. بعلاوه وقتي در حين انجام كاري شروع به غـذا خوردن ميـكنيد، ديگر توان توقف نخواهيـد داشت چرا كه عمل خوردن تبديل بـه حركـي غـير هوشيارانه و مكانيكي بدون توقـف ميشود. راه حل سعي كنيد در هر لحظه فقط روي يك چيز تمركز نماييد. چرخ زدن در آشپزخـانـه هـنـگام صحبت با تلفن ايده مناسبي نيست. اگر فقط مي خواهـيد دست يا دهانـهتـان مشغول باشد، سرگرمي غير از مواد خوراكي پيـدا كـنـيـد. آدامـس بجويد، گيتار بنوازيد و يا گردن همسرتان را ماساژ دهيد. 6- سريع خوردن اشكال چيست؟ زندگي بسرعت مي گذرد. ولي آيا دوست داريد زندگي شما نيز سريع تمام شود؟ بعيد اسـت. دفـعـه بـعـد سـعـي كنـيد غـذاي خود را آهسته تر بخوريد چون سريع غذا خوردن كمكي بـشما نكرده و برعكس باعث افزايش وزن مي گردد. از زمان شروع غذا تقريبا 20 دقيقه طول ميـكشد كه علائم سيري به مغز برسند بنابراين اگر شما ظرف 5 يا 6 دقيقه غذاي خود را تمام كنيد، مغز فرصتي پيدا نمي كند كه به بدنتان بگويد كه سير شده ايد و اين باعث زياده خوري و پر كردن معده بيش از مقدار مورد نياز خواهد گرديد. راه حل آهسته غذا بخوريد،ريلكس باشيد، خوب بجويد و از مزه غذا لذت ببريد. به اينصورت مغز شما متوجه مي شود كه در حال غذا خوردن هستيد بنابراين مي تواند به بدنتان بگويد كه سير شده ايد. 7- آب نخوردن به اندازه كافي اشكال چيست؟ پوشـيده نيـسـت كه آب مايعي حيات بخش براي هـمـه موجودات طبـيعت از جـمله انـسـان اسـت. نـكتـه جالب اينجا است كه ننـوشـيدن مقـدار كـافـي آب در طـول روزمتابوليسم و سـوخت ساز بدن را كنـد نـمـوده و مـمكن است باعث اضافـه وزن نيـز بـشـود. آب ماده اي ضـروري براي فعاليتهاي متابوليك بدن، از جمله سوزاندن كالري،محسوب مي گردد. راه حل تا زمانيكه در كوير لوت زندگي نمي كنيد، آب فراواني اطراف شما وجود داشته و بايد زياد از آن بـنـوشـيـد. 8 تا 10 ليـوان و اگر ورزش ميـكـنيد حتي بيشتر از اين مقدار. خوردن آب بجاي انـواع نـوشـانه نـيـز بـسيـار مـنـاسـب است. نوشابه ها معمولا" زودتر احساس تشنگي را نـسبت به آب از بـيـن مـي بـردنـد و داراي كالريهاي بي ارزش بوده و باعث مي شود بعد از 30 دقـيـقه مـجددا" احساس گرسنگي نماييد. 8- نخوردن ميوه و سبزيجات به مقدار كافي مشكل چيست؟ بسياري از مواد غذايي مـورد نـيـاز بـدن در انـواع ميـوه و سبزي وجـود دارند كه امتناع از خودن آنها باعث كمبودها و مشكلاتي در بدن خواهد شد. راه حل تنها راه تامين مواد معدني و ويتامينهاي مورد نياز بـدن، مـصرف مـيـوه و سـبـزيجات تازه و خالص مي باشد. بنـابـرايـن بـايد سـعي شـود اين مواد را جزء لاينفك رژيم غذايي قرار داده و هميشه به مقدار كافي از آنها استفاده نماييد. 9- خوردن تنقلات هنگام گرسنگي مشكل چيست خوردن تنـقلات هنگام گرسنگي باعث ايجاد عادتهاي غذايي ناسالم ميشوند. استفاده از مـواد غـذايـي كم ارزش و شكم پركن مانند شكلات، چيپس و پوفك، تنـها باعث برهم خوردن رژيم غذايي شده و مشكلاتي را براي بدن به همراه خواهد داشت. راه حل با شكم سير از خانه خارج شويد. گـرسـنـگي مـمكـن اسـت منـجـر بـه خـريدن و خوردن تنقلات گردد. شكلات، پوفـك و چـيـپس هيـچ كـدام نـمي توانند جاي يك صبحانه، نهار و شام سالم و رضايت بخش را بگيرند خوب بخوريد، خوب زندگي كنيد برنـامـه هـاي غـذايـي سـاده و دخيل نمودن خوردني هاي سبك و سالم ميتواند دنيايي از تغييرات در رژيم غذايي ايجاد كنـد. مـتـنـاسب بـمانيد، انرژي خود را افزايش دهيد و از غذا خوردن لذت ببريد
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم تیر 1384ساعت 12:37  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
............. برادران عزیزم ! خداوند متعال شما را برای طاعتش موفق نماید ................... قبل از هر چیز بر ما واجب و لازم است که توبه نماییم با شرایط لازم و نماز های ویژه ، سپس از گناهان کبیره و صغیره به قدر توان دوری نماییم . پس شب جمعه یا - روز شنبه- نماز توبه بخوانید - شب جمعه یا روز آن- سپس روز یکشنبه از روز دوم ماه اعاده کنید آنرا . سپس ملازم باشید به مراقبه صغری و کبری و محاسبه و معاقبه نفس به آنچه که شایسته و لازم است . ( منظور از مراقبه صغری ، محاسبه نفس است از جهت صدور گناه و خطا حتی ترک گناه و خطا حتی ترک مستحبات و ارتکاب مکروهات و مراقبه کبری ، دوام ذکر و توجه و عدم غفلت در حد امکان ) پس همانا در آن یادآوری برای کسی است که اراده دارد متذکر شود یا از خدا بترسد . سپس به دلهایتان توجه نمایید و مرض هایی که در اثر گناه است مداوا کنید و به وسیله استغفار عیبهای بزرگتان را کوچک و کم نمایید . از هتک حرمتها دوری نمایید پس اگر کسی هتک حرمت نمود – اگر چه خدای کریم بر او هتک حرمت نکرده باشد- پس او هتک شده است . کجاست امید نجات برای قلبی که در آن شک و شبهه وارد شده و گرفتار گشته است چه برسد به اینکه راه پارسایان در پیش گیرد و با نیکوکاران از آب روان و گوارا بنوشد . والله المستعان علی نفسی و انفسکم و هو خیر معین . 1- شما را سفارش میکنم که نمازهایتان را در بهترین و با فضیلت ترین اوقات آن یه جا بیاورید و آن نمازها با نوافل ،51 رکعت است پس اگر نتوانستید 44 رکعت بخوانید و اگر مشغله های دنیوی نگذاشت آنها را به جا آورید حداقل نماز اوابین را بخوانید (نماز اهل توبه 8 رکعت هنگام زوال است ) 2- اما نماز شب پس هیچ چاره و گریزی برای مومنین از آن نیست و تعجب از کسی است که میخواهد به کمال دست یابد در حالیکه برای نماز شب قیام نمیکند و ما نشنیدیم که احدی بتواند به آن مقامات دست یابد مگر به وسیله نماز شب . 3- بر شما باد به قرائت قرآن کریم در شب و با صدای زیبا و غم انگیز پس آن نوشیدنی و شراب مومنان است . 4- بر شما باد به التزام به وردهای معمول که در دسترس هر یک از شماست و سجده معهوده از 500 مرتبه تا هزار بار . 5- زیارت مشهد اعظم برای کسی که مجاور آنجاست در هر روز و رفتن به مساجد معظمه در حد امکان و همین طور سایر مساجد ، همانا مومن در مسجد مانند ماهی در آب است ! 6- و بعد از نمازهای واجب ، تسبیح حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) ترک نشود ، همانا از ذکر کبیر به شمار می آید و حداقل در هر مجلسی یک دوره ذکر شود . 7- از آن چیزها که بسیار لازم و با اهمیت است دعا برای فرج حضرت حجت (صلوات الله علیه ) در قنوت نماز وتر است بلکه در هر روز و در همه دعاها . 8- قرائت زیارت جامعه در هر روز جمعه ، مقصودم همان زیارت جامعه معروف است . 9- تلاوت قرآن کمتر از یک جزء نباشد . 10- زیاد به زیارت و دیدار برادران نیک سیرت بروید چرا که آنها برادران شما در پیمودن راه و رفیق در مشکلات هستند . 11- زیارت قبرها در روز (یک روز در میان ) و به زیارت قبرها در شب نروید . ( شاید اگر هر روز به زیارت اهل قبور برویم به شکل عادت در بیاید و تاثیرگذاری آن کمتر باشد .) ............................... سلخ ج 2/1357ه.ق
+ نوشته شده در شنبه یازدهم تیر 1384ساعت 20:46  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
مشخصات لازم براي دسترسي به اينترانت تهران : شماره شبکه (اتصال): 9718733 Tebyannetشناسه کاربري: Tebyannetرمرز عبور: پشتيباني: 8502818
مشخصات لازم براي دسترسي به اينترانت مشهد : شماره شبکه (اتصال): 9712010 Tebyannetشناسه کاربري: Tebyannetرمرز عبور: پشتيباني: 2238202
مشخصات لازم براي دسترسي به اينترانت قم : شماره شبکه (اتصال): 2909505 Tebyannetشناسه کاربري: Tebyannetرمرز عبور: پشتيباني: 2909510
مشخصات لازم براي دسترسي به اينترانت اراک : شماره شبکه (اتصال): 9713001 Tebyannetشناسه کاربري: Tebyannetرمرز عبور: پشتيباني: 3667206
مشخصات لازم براي دسترسي به اينترانت اصفهان : شماره شبکه (اتصال): 9718227 Tebyannetشناسه کاربري: Tebyannetرمرز عبور: پشتيباني: 2344612
مشخصات لازم براي دسترسي به اينترانت يزد : شماره شبکه (اتصال): 9717414 Tebyannetشناسه کاربري: Tebyannetرمرز عبور: پشتيباني: 7252684
مشخصات لازم براي دسترسي به اينترانت کرمان : شماره شبکه (اتصال): 9712200 Tebyannetشناسه کاربري: Tebyannetرمرز عبور: پشتيباني: 2221191
مشخصات لازم براي دسترسي به اينترانت بندرعباس : شماره شبکه (اتصال): 9713000 Tebyannetشناسه کاربري: Tebyannetرمرز عبور: پشتيباني: 3330407
مشخصات لازم براي دسترسي به اينترانت قزوين : شماره شبکه (اتصال): 9713312 Tebyannetشناسه کاربري: Tebyannetرمرز عبور: پشتيباني: 3321051
مشخصات لازم براي دسترسي به اينترانت شهرکرد : شماره شبکه (اتصال): 9712245 Tebyannetشناسه کاربري: Tebyannetرمرز عبور: پشتيباني: 2261801
مشخصات لازم براي دسترسي به اينترانت زاهدان : شماره شبکه (اتصال): 9713002 Tebyannetشناسه کاربري: Tebyannetرمرز عبور: پشتيباني: 3219017
مشخصات لازم براي دسترسي به اينترانت همدان : شماره شبکه (اتصال): 9714256 Tebyannetشناسه کاربري: Tebyannetرمرز عبور: پشتيباني: 4227903
مشخصات لازم براي دسترسي به اينترانت اهواز : شماره شبکه (اتصال): 3303901 Tebyannetشناسه کاربري: Tebyannetرمرز عبور: پشتيباني: 3366636
+ نوشته شده در جمعه دهم تیر 1384ساعت 17:18  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
+ نوشته شده در جمعه دهم تیر 1384ساعت 17:4  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
در يك تقسيمبندي علايم ظهور به دو دسته تفكيك ميگردند :
الف) علايم حتمي ب) علايم غير حتمي فضل بن يسار از امام باقر (ع) روايت كرده كه فرمودند : «نشانههاي ظهور دو دستهاند ، يكي نشانههاي حتمي و ديگر نشانههاي غيرحتمي ، خروج سفياني از نشانههاي حتمي است كه راهي جز آن نيست» ۶ الف) علايم حتمي : منظور علايمي است كه به هيچ قيد و شرطي مشروط نيست و قبل از ظهور بايد واقع شود. ب) علايم غيرحتمي حوادثي به طور مطلق و حتم از نشانههاي ظهور نيست ، بلكه مشروط به شرطي است كه اگر آن شرط تحقق يابد مشروط نيز محقق ميشود و اگر شرط مفقود شد مشروط نيز تحقق نمييابد و لذز مسلم است علايمي كه در مورد حتمي بودن آنها نصّي نداشته باشيم ، احتمال رخ دادن آنها نيز وجود دارد . علايم غيرحتمي بسيارند كه به يك روايت از امام صادق (ع) اكتفا ميكنيم . در اين روايت چنان روي علايم و مفاسد انگشت گذارده شده كه گويي اين پيشگويي ، مربوط به 13 و يا 14 قرن پيش نيست بلكه مربوط به همين قرن است ؛ و امروز كه بسياري از آنها را با چشم خود ميبينيم قبول ميكنيم كه براستي معجزه آساست . امام صادق (ع) به يكي از ياران خود ميفرمود : «1ـ هرگاه ديدي كه : حق بميرد و طرفدارانش نابود شوند . 2ـ هرگاه ديدي كه ظلم و ستم فراگير شده است . 3ـ هرگاه ديدي كه : قرآن فرسوده و بدعتهايي از روي هوي و هوس در مفاهيم آن آمده است . 4ـ هرگاه ديدي كه : دين خدا عملاً توخالي شده ، همانند ظرفي كه آنرا واژگون سازند ! 5ـ هرگاه ديدي كه : طرفداران و اهل باطل بر اهل حق پيشي گرفتهاند . 6ـ هرگاه ديدي كه : كارهاي بد آشكار شده و از آن نهي نميشود و بدكاران بازخواست نميشوند . 7ـ هرگاه ديدي كه : مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا ميكنند . 8ـ هرگاه ديدي كه : افراد (به ظاهر) با ايمان سكوت كرده و سخنانشان را نميپذيرند . 9ـ هرگاه ديدي كه : شخص بدكار دروغ گويد و كسي دروغ و نسبت نارواي او را رد نميكند . 10ـ هرگاه ديدي كه : بچهها به بزرگان احترام نميگذارند . 11ـ هرگاه ديدي كه : قطع پيوند خويشاوندي شود . 12ـ هرگاه ديدي كه : بدكار را ستايش كنند و او شاد شود و سخن بدش به او باز نگردد . 13ـ هرگاه ديدي كه : نوجوانان پسر همان كنند كه زنان ميكنند . 14ـ هرگاه ديدي كه : زنان با زنان ازدواج نمايند . 15ـ هرگاه ديدي كه : انسانها اموال خود را در غير اطاعت خدا مصرف ميكنند و كسي مانع نميشود . 16ـ هرگاه ديدي كه : افراد با ديدن كار و تلاش نامناسب مؤمن ، به خدا پناه ميبرند 17ـ هرگاه ديدي كه : مداحي دروغين از اشخاص زياد شود . 18ـ هرگاه ديدي كه : همسايه ، همساية خود را ازيت ميكند و از آن جلوگيري نميشود . 19ـ هرگاه ديدي كه : كافر به خاطر سختی مؤمن شاد است . 20ـ هرگاه ديدي كه : شراب را آشكارا ميآشامند و براي نوشيدن آن كنار هم مينشينند و از خداوند متعال نميترسند . 21ـ هرگاه ديدي كه : كسي كه امر به معروف ميكند خوار و ذليل است . 22_ هرگاه ديدي كه : آدم بدكار در آنچه آن را خداوند دوست ندارد ، نيرومند و مورد ستايش است . 23ـ هرگاه ديدي كه : اهل قرآن و دوستان آنها خوارند . 24ـ هرگاه ديدي كه : راه نيك بسته و راه بد باز است . 25ـ هرگاه ديدي كه : خانه كعبه تعطيل شده و به تعطيلي آن دستور داده ميشود . 26ـ و ديدي كه : انسان به زبان ميگويد ولي عمل نميكند . 27ـ و ديدي كه : مؤمن خوار و ذليل شمرده ميشود . 28ـ و ديدي كه : بدعت و زنا آشكار مي شود . 29ـ و ديدي كه : مردم به شهادت و گواهي ناحق اعتماد كنند . 30ـ و ديدي كه : حلال ، حرام شود و حرام ، حلال گردد . 31ـ و ديدي كه : دين بر اساس ميل اشخاص معني شود و كتاب خدا و احكام آن تعطيل گردد . 32ـ و ديدي كه : جرأت بر گناه آشكار شود و ديگر كسي براي انجام آن منتظر تاريكي شب نگردد . 33ـ و ديدي كه : مؤمن نتواند نهي از منكر كند مگر در قلبش . 34ـ و ديدي كه : ثروت بسيار زياد در راه خشم خدا خرج گردد . 35ـ و ديدي كه : سردمداران به كافر نزديك شوند و از نيكوكاران دور شوند . 36ـ و ديدي كه : واليان در قضاوت رشوه بگيرند . 37ـ و ديدي كه : پستهاي مهم واليان بر اساس مزايده است نه بر اساس شايستگي . 38ـ و ديدي كه : مرد به خاطر همبستري با همسران خود مورد سرزنش قرار گيرد . 39ـ و ديدي كه : مردم را از زوي تهمت و يا سوءظن بكشند . 40ـ و ديدي كه : زن به شوهر خود مسلط شود و كارهايي كه مورد خوشنودي شوهر نيست انجام ميدهد و به شوهرش خرجي ميدهد . 41ـ و ديدي كه : سوگندهاي دروغ به خدا بسيار گردد . 42ـ و ديدي كه : آشكارا قماربازي شود . 43ـ و ديدي كه : مشروبات الكلي بطور آشكارا بدون مانع ، خريد و فروش ميشود . 44ـ و ديدي كه : مردم محترم توسط كسي كه مردم از سلطنتش ترس دارند خوار شوند . 45ـ و ديدي كه : نزديكترين مردم به فرمانداران آناني هستند كه به ناسزاگويي به ما خانوادة عصمت (ع) ستايش شوند . 46ـ و ديدي كه : هركس ما را دوست دارد ، او را دروغگو خوانده و گواهياش را قبول نميكنند . 47ـ و ديدي كه : در گفتن سخن باطل و دروغ با همديگر رقابت ميكنند . 48ـ و ديدي كه : شنيدن سخن حق بر مردم سنگين است ولي شنيدن باطل برايشان آسان است . 49ـ و ديدي كه : همسايه از ترس زبان به همسايه احترام ميكند . 50ـ و ديدي كه : حدود الهي تعطيل شود و طبق هوي و هوس عمل شود . 51ـ و ديدي كه : مسجدها طلاكاري شود . 52ـ و ديدي كه : راستگوترين مردم نزد آنها مفتريان دروغگو است . 53ـ و ديدي كه : غيبت سخن خوش آنها شود و در بعضي بعضي ديگر را به آن بشارت كنند . 54ـ و ديدي كه : ستم و تجاوز شايع شده باشد . 55ـ و ديدي كه : بدكاري آشكار شده و براي سخن چيني كوشش ميشود. 56ـ و ديدي كه : كه حج و جهاد براي خدا نيست . 57- و ديدي كه : خرابي بيشتر از آبادي است . 59ـ و ديدي كه : معاش انسان از كم فروشي به دست ميآيد . 60ـ و ديدي كه : خونريزي آسان گردد . 61ـ و ديدي كه : مرد به خاطر دنيايش رياست ميكند . 62ـ و ديدي كه : نماز را سبك شمارند . 63- و ديدي كه : انسان ثروت زيادي جمع كرده ، ولي از آغاز آن تا آخر ، زكاتش را نداده است . 64ـ و ديدي كه : قبر مردها را بشكافند و آنها را اذيت كنند . 65ـ و ديدي كه : هرج و مرج بسيار است . 66ـ و ديدي كه : مرد روز خود را با مستي به شب ميرساند و شب خود را نيز با همين منوال به صبح ميرساند و هيچ اهميتي به برنامه مردم ندهد . 67ـ و ديدي كه : با حيوانات آميزش شود . 68ـ و ديدي كه : مرد به مسجد (محل نماز) ميرود وقتي بر ميگردد لباس در بدن ندارد (لباسش را دزديدهاند) . 69ـ و ديدي كه : حيوانات همديگر را بدرند . 70ـ و ديدي كه : دستهاي مردم سخت و ديدگانشان خشك و ياد خدا برايشان گران است . 71ـ و ديدي كه : بر سر كسبهاي حرام آشكارا رقابت كنند . 72ـ و ديدي كه : نماز خوان براي خودنمايي نماز ميخواند . 73ـ و ديدي كه : فقيه براي ديدن خدا فقه نميآموزد و طالب حرام ستايش و احترام ميگردد . 74ـ و ديدي كه : مرد در اطراف قدرتمندانند . 75ـ و ديدي كه : طالب حلال مزمت و سرزنش ميشود و طالب حرام ستايش و احترام ميگردد . 76ـ و ديدي كه : در مكه و مدينه كارهايي ميكنند كه خدا دوست ندارد و كسي از آن جلوگيري نميكند و هيچكس بين آنها و كارهاي بدشان مانع نميشود . 77ـ و ديدي كه : آلات موسيقي و لهو در مدينه و مكه آشكار گردد . 78ـ و ديدي كه : مرد سخن حق گويد و امر به معروف و نهي از منكر كند ولي ديگران او را از اين كار برحذر ميدارند . 79ـ و ديدي كه : مردم به همديگر نگاه ميكنند و از مردم بدكار پيروي ميكنند . 80ـ و ديدي كه : راه نيك حالي و راه رونده ندارد . 81ـ و ديدي كه : مرده را مسخره كنند و كسي براي او اندوهگين نشود . 82ـ و ديدي كه : سال به سال بدعت و بديها زياد شوند . 83ـ و ديدي كه : مردم و جمعيتها جز از سرمايهداران پيروي نكنند . 84ـ و ديدي كه : به فقير چيزي را بدهند كه برايش بخندند ولي در راه غير خدا ترحم است . 85ـ و ديدي كه : علايم آسماني آشكار شود و كسي از آن نگران نشود . 86ـ و ديدي كه : مردم مانند حيوانات در انظار عمل جنسي به جاي آورند و كسي از ترس مردم از آن جلوگيري نميكند . 87ـ و ديدي كه : انسان در راه غيرخدا بسيار خرج ميكند ولي در راه خدا از اندك هم مضايقه دارد . 88ـ و ديدي كه : عقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هيچ احترامي براي آنها قائل نيستند بلكه نزد فرزندان از هم بدترند . 89ـ و ديدي كه : زنها بر مسند حكومت بنشينند و هيچ كاري جز خواسته آنها پيش نرود . 90ـ و ديدي كه : پسر به پدرش نسبت دروغ دهد . و پدر و مادرش را نفرين كند و از مرگشان شاد گردد . 91ـ و ديدي كه : اگر روزي بر مردي بگذرد ولي او را در آن روز گناه بزرگي مانند بدكاري ، كمفروشي و زشتي انجام نداده ناراحت است . 92ـ و ديدي كه : قدرتمندان غذاي عمومي مردم را احتكار كنند . 93ـ و ديدي كه : اموال حق خويشان پيامبر (ص) (خمس) در راه باطل تقسيم گردد و با آن قمار بازي و شرابخواري شود . 94ـ و ديدي كه : بوسيله شراب بيمار را مداوا و براي بهبودي آن را تجويز كنند . 95ـ و ديدي كه : در امر به معروف و نهي از منكر و ترك دين بيتفاوت و يكسانند . 96ـ و ديدي كه : سر و صداي منافقان برپا ولي صداي حقطلبان خاموش است . 97ـ و ديدي كه : براي اذان و نماز مُزد ميگيرند . 98ـ و ديدي كه : مسجدها پر است از كساني كه از خدا نترسند و غيبت هم نمايند . 99ـ و ديدي كه : خورندگان اموال يتيمان ستوده شوند 12 100ـ و ديدي كه : قاضيان بر خلاف دستور خداوند قضاوت كنند . 101ـ و ديدي كه : استانداران از روي طمع غائنان را امين خود قرار دهند . 102ـ و ديدي كه : فرمانروايان ميراث مستضعفان را در اختيار بدكاران از خدا بيخبر قرار دهند . 103ـ و ديدي كه : بر روي منبرها از پرهيزكاري سخن ميگويند ولي گويندگان آن پرهيزكار نيستند . 104ـ و ديدي كه : صدقه را با وساطت ديگران بدون رضاي خداوند و بخاطر درخواست مردم بدهند . 105ـ و ديدي كه : وقت (اول) نمازها را سبك بشمارند . 106ـ و ديدي كه : همّ و هدف مردم شكم و شهوتشان است 107ـ و ديدي كه : دنيا به آنها روي كرده است . 108ـ و ديدي كه : نشانههاي برجسته حق ويران شده است ؛ «در اين وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد.» ۷ آنچه كه مسلم است فراگير شدن ظلم و ستم كه در روايات زيادي وارد شده هيچگاه به معني كفر و الحاد نيست . بلكه مردان معتقدند در جاي جاي حهان يافت ميشوند حتي كساني كه در انتظار ظهور آخرين حجت حقتند ولي آنچه نيست عدالت و مساوات ، در كمال عقلي و روابط انساني است در سطح جهان و مهدي (عج) اينها را تأمين ميكند و دين را به بسياري از مناطق ديگر جهان به كمك مؤمنان ميرسانند. آنچه مشخصه دوران قبل از ظهور است ، شيوع ظلم و ستم و عدوان و بيداد است و اگر درست بنگريم ، هماكنون جهان چنين است و از ظلم و ستم آكنده است. ۸ برگزفته از صص 192-191 كتاب يكصد پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان (عج) با اندكي تلخيص و تصرف
+ نوشته شده در جمعه دهم تیر 1384ساعت 16:56  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
بياني نوراني از امام صادق ـ سلام اللّه عليه ـ رسيده است كه ما ضَعُفَ بَدنٌ عَمّا قَوِيَتْ عَلَيْهِ النّيّةُ(١) با اراده قوي هرگز بدن گرفتار ضعف نميشود. در بين تن و جان اصالت از آن جان است. اينچنين نيست كه بدن بتواند مستقيماً فتوا بدهد و بگويد من اين كار را نميتوانم انجام بدهم. اگر اراده قوي باشد هرگز بدن گرفتار ضعف نميشود. اين از غُرَرِ بيانات امام ششم(عليه السّلام) است. وقتي نيّت نسبت به يك امر، قطعي و قوي شد بدن همراهي ميكند. به ما گفتهاند بدن مركوب خوبي است، اين مركوب و ابزار را از دست ندهيد، كاري كه به اين بدن آسيب برساند نكنيد. لذا گفتند اگر وضو براي بدن ضرر دارد تيمم كنيد، اگر روزه در ماه رمضان براي بدن ضرر دارد در وقت ديگر قضايش را بجا بياوريد. اگر احياناً شما ميبينيد بدن بعضيها در قبر نميپوسد براي اين است كه بدن تعديل شده است و تحت رهبري روح درست حركت كرده است، حيف است انسان اين زير دست را برنجاند. روح نسبت به بدن ولايت دارد و اگر بخواهد آ ن را برنجاند بد است. انسان حق ندارد به بدن خود ظلم كند، كاري كند كه باعث هلاكت اين بدن شود، چنين كاري حرام است. بدن اسير روح است چه بهتر كه از اين بدن حد اكثر بهره را ببريم، بنابراين با پرهيز از افراط و تفريط، انسان ميتواند حد معتدل و اراده قوي داشته باشد. اگر خداي ناكرده بدن از پا در افتاد ديگر به درد كسي نميخورد. شما انشاءاللّه در آينده بايد به اين جامعه خدمت كنيد، تدريس كنيد، كتاب بنويسيد، پس يكي از بهترين كارها اين است كه به فكر سلامت بدن خود باشيد. …………………………………………………………………………
+ نوشته شده در جمعه دهم تیر 1384ساعت 16:51  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
به کاری که می کنی عشق بورز و ببین که چه شاهکاری می آفرینی!جهان اطرافت را دوست داشته باش و ببین که این جهان چقدر زیبا و با شکوه می شود.امروز را از اعماق وجودت عاشق باش و ببین که همین روز عادی به ظاهر معمولی،چقدر رضامندی و آرامش به تو تقدیم می کند.از همه مهمتر عاشق خودت باش و ببین که چقدر قدرتمندانه و تحسی برانگیز رشد خواهی کرد.به همه انسانهای اطرافت عشق بورز و شاهد باش که چقدر معجزه آسا آنها نیز تو را از صمیم قلب دوست خواهند داشت.عشق داشتن و محبت کردن را یاد بگیر آنگاه ببین که چقدر در نزد دیگران عاقل تر و متین تر جلوه خواهی کرد.لحظات زندکی ات را دوست داشته باش و ببین که چگونه این لحظات کم قدرت تو را به جلو می راند.عاشق مارت باش و ببین چگونه کار برای تو والاترین و با ارزشترین ارزشهای واقعی را به ارمغان خواهد آورد.حال که کاری به تو سپرده شده و باید آن را انجام دهی با تمام وجود این کار را دوست بدار.اگر نعمت زنده بودن به دلیلی که فقط ناشناختنی بزرگ می داند به تو هدیه شده است و تو باید زندگی کنی پس این زنده بودن را دوست داشته باش و عاشق هر لحظه آن باش سختی هایش را با تمام وجود بپذیر.چشمانت را ببند و ببین که با دوست داشتن زندگی چه قدرت و لذت عظیمی نصیبت می شودپس این قدرت را آزاد کن و بگذار تمام زندگی تو را در بر بگیرد.عشق را بپذیر و اجازه بده تا الهه عشق زیباترین و شکوهمندترین زندگی را برایت فراهم سازد. منبع:مجله موفقیت
+ نوشته شده در جمعه دهم تیر 1384ساعت 12:28  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
اگر از دريافت اين نامه ها ناخرسند هستيد به همين آدرس اعلام بفرماييد. تا قبل از 72 ساعت ترتيب اثر داده شود. البته مشروط بر اينکه نامه از طريق گروهها به دست شما نرسيده باشد و به آدرس شخصي شما ارسال شده باشد ... با تشکر هــادی لطفا بخوانيد روزهای سخت برای احمدی نژاد اگرچه در اولين ساعات شمارش آراي انتخابات، آراي بالاي مهدي كروبي، بسياري را شگفتزده كرد، اما اعلام نتايج نهايي آرا نشان داد كه ميتوان محمود احمدينژاد را «پديده انتخابات نهم» دانست. چرا كه او كسي بود كه به رغم بيتوجهي نخبگان و سياسيون به وي تا روز انتخابات، تنها در عرض يك هفته، اقبال عمومي بخش زيادي از مردم را به دست آورد و توانست در كنار هاشمي رفسنجاني، به دور دوم انتخابات راه يابد. شايد يكي از مهمترين دلايل اين اقبال كه هم خانم شيرين عبادي آن را دريافته و هم محمدرضا باهنر بر آن صحه گذاشته، آن باشد كه احمدينژاد به دور از فريبكاري و تلاش براي ارائه چهرهاي غيرواقعي از خود، تلاش كرد تا خود را همانگونه كه هست، بنماياند و نتيجه آن شد كه كساني كه ميلياردها تومان براي چهرهسازي، تبليغ و ساخت فيلم تبليغاتي خود هزينه كرده بودند، در برابر او شكست خوردند و از ورود به ماراتن مرحله دوم انتخابات بازماندند. احمدينژاد در اولين كنفرانس خود پس از مشخص شدن نتايج آرا، رسما اعلام كرد كه نامزد مستقل بوده و تنها از سوي مردم حمايت شده است. واقعيت هم همين بود و به جرأت ميتوان گفت، نه جناح راست و احزاب گوناگون آن، نه چهرههاي بانفوذ و نه باندهاي قدرت، از او حمايت نكردند و بسياري نيز همين نكته را از دلايل پيروزي نسبي او قلمداد ميكنند. به ياد ميآوريم كه در زمستان گذشته، عدم حضور احمدينژاد در نشست شوراي هماهنگي، منجر به برخورد شوراي هماهنگي و جريان راست با او شد و ديگر مراكز نيز با حمايتهاي مخفي و علني از ساير كانديداها، عملا او را تنها گذاشتند. حتي طيف آبادگران نيز كه عملا به دست احمدينژاد تأسيس شده بود، به نفع يكي ديگر از كانديداها، مصادره شد. اما به هر تقدير، هفتهاي كه در آن به سر ميبريم، هفتهاي سرنوشتساز است. هفتهاي كه در پايان آن، تكليف اداره چهار سال آينده كشور و همچنين تكليف اصولگرايان و احمدينژاد، مشخص خواهد شد. از نخستين ساعات مشخص شدن نتايج شمارش آرا، جبههگيريها و صفبنديهاي جديد گروهها و احزاب آغاز شده و به تدريج، كامل ميشود و روشن است كه اين بار، محمود احمدينژاد در كنار اكبر هاشمي رفسنجاني، سوژه رسانههاي گروهي و افكار عمومي قرار خواهد گرفت. با اين حال، تفاوت او با اكبر هاشمي در اين است كه به نظر ميرسد، هاشمي پس از گذشت 30 سال قرار گرفتن در كانون توجه و تأمل مردم و رسانههاي داخلي و خارجي، ديگر شناختهشده است و چيزي براي از دست دادن يا به دست آوردن ندارد. اما احمدينژاد كه روز گذشته شايد براي نخستين بار با صدها خبرنگار داخلي و خارجي مصاحبه ميكرد، اين روزها كاملا زير ذرهبين است و هر سخن، موضعگيري و حتي نگاه او، بازتابهاي گستردهاي خواهد داشت و قطعا در نتيجه انتخابات نيز تأثيرگذار خواهد بود. طبيعي است كه احمدينژاد بايد از هرگونه تندروي بپرهيزد و مشي اعتدال را برگزيند و در عين حال، مراقب باشد تا اين بار هم خود را همانگونه كه هست، به مردم معرفي كند. چرا كه انتخابات روز جمعه نشان داد، تنها برخورد صادقانه با مردم است كه اقبال را به همراه دارد. نكته ديگر آنكه احمدينژاد در طول اين هفته و پس از انتخابات به عنوان رئيسجمهور يا نفر دوم فينال انتخابات نبايد خود را از كمك نخبگان و كارشناسان و سياسيون محروم سازد و در عين حال، استقلال خود را كه از جمله عوامل موفقيتش بود، تا روز انتخابات و در صورت پيروزي، پس از آن، حفظ نمايد. يقينا مردمي كه احمدينژاد را فارغ از حمايت باندهاي قدرت و ثروت برگزيدند، او را همينگونه ميخواهند و اگر او در عين حفظ استقلال، بتواند از كمك صادقانه و دلسوزانه كارشناسان و نخبگان همفكر خود استفاده كرده و با كمك آنان بر پختگي و بالندگي برنامههاي خود بيفزايد، اعتماد بيشتري را همراه خود خواهد كرد. مهمترين خطري كه احمدينژاد را در حال حاضر تهديد ميكند، مصادره او به وسيله جناح راست يا باندهاي قدرتي است كه به رغم استفاده فراوان تبليغاتي از موفقيتها و خدمات وي در شهرداري تهران و كسب پيروزي در انتخابات مجلس هفتم، هزينههاي سنگين انتخاباتي و حمايتهاي سياسي گسترده شكست خوردند، اما اكنون قصد دارند، پيروزي احمدينژاد در مرحله اول انتخابات را به نفع خود، مصادره كنند و نظرات خود را به شهردار تهران، تحميل كنند. مقاومت احمدينژاد در برابر اين جريان ميتواند كارنامه مثبت او در دور اول انتخابات را تكميل كند. *****
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم تیر 1384ساعت 15:49  توسط سید ابراهیم اسکندری
|
|
|